| مجلات > حضور >شماره 42 |
رسول جعفريان در اوائل سال 1327 ش مصادف با 1949 ميلادى ماجراى فلسطين و نزاع ميان مسلمانان و صهيونيستها بالا گرفت و در نهايتبا
حمايت كشورهاى غربى، كشور اسرائيل تاسيس شد . اين مساله با اعتراض سراسرى مسلمانان روبرو شد و درايران نيز بسيارى از
رهبران مذهبى - و نه ملى - دستبه كار شده و با برپايى تظاهرات و نشستها و صدور اعلاميهها همراهى خود را با جهان اسلام
نشان دادند . (در اين باره بنگريد به: آيين اسلام، س5، ش8، صص8، 10 - 11) در اين ميان، فدائيان اسلام و اتحاديه مسلمين و
بسيارى از چهرههاى منفرد مانند مرحوم طالقانى، مرحوم سيد غلامرضا سعيدى و عدهاى ديگر، فعال بودند . مطبوعات مذهبى
اين دوره مانند نشريه آيين اسلام و دنياى اسلام و پرچم اسلام، اخبار مربوط به فلسطين و همراهى شيعيان ايرانى را با فلسطين
منتشر مىكردند . در اين زمان، آيت الله سيد محمد بهبهانى - فرزند سيد عبدالله بهبهانى از رهبران روحانى مشروطه - از علماى
موجه تهران بود . به همين مناسبت، وى از شمارى از علما دعوت كرد تا در اينباره انديشه كرده، نامهاى براى پاپ بنويسند . آن
زمان، امام خمينى رحمة الله عليه گهگاه به تهران مىآمد و در محافل علما شركت مىكرد . ايشان در نشستى كه براى تدوين اين
نامه در منزل آيت الله بهبهانى تشكيل شد، شركت كرد . قرار بر آن شد تا حاضرين، هر كدام متنى را بنويسند تا در جلسه بعدى،
مورد بررسى قرار گرفته و يكى از آنها انتخاب و ارسال شود . روز بعد علما در خانه مرحوم بهبهانى گرد آمدند و متنهاى تهيه شده توسط علما در جمع خوانده شد . در اين ميان، متنى كه امام
خمينى نوشته بود، مورد پذيرش قرار گرفت و از طرف مرحوم بهبهانى كه عنوان رئيس العلمائى داشتبراى پاپ ارسال شد . همان زمان اين نامه در نشريه آيين اسلام و دنياى اسلام به چاپ رسيد و جوابيه كوتاهى هم از سوى نماينده پاپ در ايران به آن
داده شد كه باز در مطبوعات وقتبه چاپ رسيد . بعدها حكايت اين مطالب را امام خمينى براى آيت الله شيخ جعفر سبحانى كه
آن زمان از شاگردان ايشان بود، نقل كردند . چندى قبل حضرت آقاى سبحانى اصل مطلب را به بنده فرمودند و من با مراجعه به
نشريه آيين اسلام، نامه را يافتم كه تصوير آن را عينا در اينجا به چاپ مىرسانم . به نظر مىرسد كه نثر آن نامه، بخوبى مىتواند نشان دهد كه قلم، قلم امام خمينى است . نامه بسيار با سياست تنظيم شده و
نكات مهمى را در ارتباط ميان سه جامعه مسلمان، مسيحى و يهودى يادآور و از پاپ خواسته شده است تا در برابر تجاوز يهود
موضعگيرى كند . اكنون كه بار ديگر مساله فلسطين اوج گرفته است، نامه آن رهبر عظيم الشان را كه دغدغه فلسطين يكى از مهمترين دغدغههاى
ايشان در تمام دوره زندگيشان بود . تقديم خوانندگان عزيز مىكنم . جناب قدسى خطاب پاپ اعظم واتيكان لتجدن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود والذين اشركوا و لتجدن اقربهم مودة للذين آمنوا الذين قالوا انا نصارى ذلك بان
منهم قسيسين و رهبانا و انهم لايستكبرون (سوره مائده آيه 82) خبرهاى اسف انگيز فلسطين در محافل روحانى و ملى كشور ايران تاثيرات عميقى كرده و نظر مراكز حساس روحانيت را به خود
جلب نموده است . فتنهانگيزى و ماجراجوئى جمعيت لجوج و حريص يهود چندان موجب تعجب نيست زيرا سوابق سؤ آنها روى تاريخ بشريت را
سياه كرده است و بحكم قضاوت تاريخ بايد اين جمعيت را دشمن نوع بشر دانست . تنها چيزى كه مايه تعجب و تحير بسيار است
پشتيبانى پارهاى ملل مسيحى از آنها و برسميتشناختن دولت پوشالى اسرائيلى است . همان مردمى كه قلب عيسى مسيح را در
آسمان رفعت جريحهدار كردند همان جمعيتى كه مريم صديقه را به ناسزا و بىادبى ياد كرد . همان افرادى كه امروز هم در محافل
مذهبى آنها مريم پاك را به خلاف عفتياد مىكند اين ضربتهاى جگر خراش معنوى است كه از اين يك مشت جهود عنود به
مذهب عيسوى وارد شد . در مقابل تنها كسى كه به مخالفت آنها برخاست پيغمبر بزرگ اسلام بود كه كتاب آسمانى خود را در
دست گرفت و به جهانيان اعلان عظمت مسيح و عصمت مريم صديقه را نمود . آرى اسلام در مقابل جمعيتيهود قيام كرد و دامن
عفت مادر مسيح را از لوث ناسزاهاى آنها تنزيه نمود و يكسوره در شان مريم و عظمت او براى جهانيان و برسوائى يهود از منبع
وحى دريافت نمود . اكنون ملت نصارى جبران خوبيهاى اسلام را بدين نحو مىنمايد و با دشمنان عيسى مسيح دستبرادرى
ميدهد و بر عليه مسلمين و اسلام قيام و اقدام مىكند؟ اينست پاداش ملت نصارى در مقابل خدمت اسلام به مسيح و مريم صديقه، باز اينقدرها تعجب و تاثر ندارد كه بعضى از رجال
سياسى دست دوستى و برادرى به دشمن عيسى و مادر معصومهاش بدهند ليكن در محافل مذهبى و ملى مسلمين يك نكته با
كمال تعجب تلقى مىشود و آن نكته اينست كه چه شده است كه محافل روحانى مسيحيتبه جاى آنكه دولتهايى را كه با دشمنان
مسيح دست دوستى داده و با آغوش باز آنها را پذيرفتهاند به خطاى خود آگاه كند و ملل ديندار عيسوى را از خواب غفلتبيدار
كند، به سكوت فرو رفته و وظيفه روحانى خود را انجام نمىدهد؟ اينك اينجانب از طرف عموم ملت اسلام مخصوصا پيروان و روحانيون مذهب مقدس شيعه ايران تنفر خود را از جمعيت متعدى
يهودى و كسانى كه با آنها همراهى مىنمايند به تمام ممالك عالم و مخصوصا بمقامات بزرگ روحانيت ملت مسيح اعلان مىكنم و
از خداوند متعال نصرت مسلمين و خذلان متجاسرين را خواهانم . در خاتمه از مقام پاپ تقاضا دارم كه به ملل مسيحى تذكر دهند كه از اين جمعيتيهود كه دست تعدى به جان و مال مسلمين
مظلوم دراز كردهاند پشتيبانى ننموده و عواطف چند صد مليون مسلمين را براى خاطر يك مشتيهود فتنه جو جريحهدار
ننمايند و البته اين معنى در خور مقام روحانيت پاپ كه هميشه رهبر و هادى ملت هستند مىباشد . محمد الموسوى البهبهانى متن بيانيه از تصوير ارائه شده واضح است . اما پاسخ نماينده پاپ بدين شرح است: چون يك نسخه از تلگرافى كه حضرت آيت الله بهبهانى به پاپ اعظم واتيكان در موضوع فلسطين مخابره نمودهاند براى اطلاع
نماينده پاپ در تهران فرستاده شده بود، اينك نماينده پاپ شرح زير را در جواب ارسال داشته است: بعد از عنوان: افتخار دارم كه مراسله جنابعالى به ضميمه كپيه تلگراف شما به حضرت آقاى پاپ را زيارت كنم . من در اقدام و
نوشتن اين موضوع به واتيكان قصور نخواهم كرد . لكن لازم است قبلا عرض كنم كه قدسى مآب پاپ از قضاياى فلسطين خيلى
متاثر است و در دهم ارديبهشت ماه [1327ش] به كليه كاتوليكهاى دنيا دستور داده است كه دعا كنند كه قضيه فلسطين منجر به
خونريزى نشود و صلح و صفا را در فلسطين از خدا بخواهند . و رونوشت نامه پاپ به ضميمه ارسال مىشود . احترامات فائقه را
تقديم مىدارم . يك سند تازه و منسوب به امام درباره فلسطين
تلگراف آيت الله بهبهانى به پاپ اعظم