مجلات >حديث زندگی>پيش شماره 4

معجزه‏هاى دعا و نيايش

ترجمه: ابوالفضل اميرديوانى

 


24

مقدمه

بشرِ امروز، در پى درمان است و از همين رو، به همه پديده‏ها و عناصر پيرامون خود، به چشم دارو مى‏نگرد؛ يعنى مى‏كوشد شفاى خويش را از هر آنچه هست و يا بايد باشد، برگيرد، والبته معذور نيز هست:
گر رود از پى خوبان دل من، معذور است‏
درد دارد، چه كند كز پى خوبان نرود؟

اگر بزرگ‏ترين مشكل انسان عصر حاضر، اضطراب و تشويش‏هاى درونى او باشد، آرامش، همان سيب درخت آرزوهاى او خواهد بود، كه البته اين درخت، هميشه ميوه نمى‏دهد.
وقتى درد انسان، ناآرامى‏هاى آشوبگر او بود، پيداست كه در هر پديده‏اى كه به او اين عطيه الهى (آرامش) را هديه دهد، شفا وجود دارد.پس هر چيزى كه آرامش دهنده‏تر باشد، براى او مطلوب‏تر است و اين البته، نوعى نگاه ابزارى به اشياى پيرامون است.دين نيز از اين نگاه ابزارياب، مصون نمانده است و گروه‏هاى بسيارى از مردم روى كره خاكى ، دين را بدين جهت مى‏خواهند كه در آن، آرامشى براى خود مى‏بينند. اين تلقّى، اگر چه به خطا نيست، چندان هم به صواب نيست. بر خطا نيست، زيرا به واقعْ دين،آرام‏بخش و اطمينان زاست؛ امّا چندان هم به صواب نيست؛ زيرا در اين ميان، حقيقت و حقّانيت دين، فراموش مى‏شود و به جاى آن كه به اصالت آن بينديشيم، فايده درمان كنندگى آن،
 


25

همه چشم و دل ما را پُر مى‏كند.
به ديگر سخن، فرق است ميان آن كه دين را حق و اصيل و مشكل‏گشاى حقيقى مى‏داند، با آن كه همان را تا منزلتِ دارويى تسكين‏آور و رخوت‏زا فرو مى‏كاهد. در عين حال، رويكرد مردم مغرب زمين به دين، اگر چه بدين جهت و به همين بهانه باشد، باز مطلوب است و جاى شكر و همراهى دارد.
نوشتارى كه در پى‏مى‏آيد، برآيند تجربه و مشاهدات عينى، در يكى از كانون‏هاى نگاه ابزارى به دين در جهان امروز است. غرب، اگر چه ديگر نمى‏خواهد آب در آسياى دين بريزد، واقعيت‏ها و رخدادهاى پى در پى در زندگى روزمره انسان‏ها، همگان را متقاعد ساخته است كه بسيارى از خاصيت‏ها و فايدت‏هاى معنويت و ديندارى ناشناخته مانده است. در اين نوشتار، نويسنده، اگر چه با همان نگاه ابزار مآبانه به دين نگريسته است؛ امّا پرده از گوشه جمال دين برمى‏دارد و شمع ديگرى را در شبستان اعتقادهاى دينى برافروخته است.

زندگى
دلا بسوز كه سوز تو كارها بكند
نياز نيم‏شبى، دفع صد بلا بكند
حافظ
كارى نساخت ناله كزو خوش كنم دلى‏
هان اى دعاى نيم‏شبى، دست، دست توست!
ولى دشت بياضى

معجزه‏هاى دعا و نيايش

زمانى كه دوره كارآموزى را در بيمارستان «پاركلند مموريال»، واقع در شهر دالاس در ايالت تگزاس سپرى مى‏كردم، نخستين بيمارم را كه دچار سرطان كشنده‏اى در هر دو ريه‏اش شده بود، زير نظر گرفتم و وى را از شيوه‏هاى درمانى آگاه كردم و به او گفتم:
- چندان اميدوار نيستم كه بهبود يابى.
او با شنيدن اين سخنِ تلخ و نوميد كننده، زير بارِ هيچ نوع معالجه‏اى نرفت. با اين همه، هر وقت به كنار تختش مى‏رفتم، عيادت كننده‏هايى را مى‏ديدم كه از كليسا آمده و دورش حلقه زده بودند، برايش آواز مذهبى مى‏خواندند و دعا مى‏كردند. با خود مى‏انديشيدم:
- كار خوبى است، چون همين روزها بايد آماده شوند تا در مراسم به خاك سپارى‏اش آواز سر دهند و دعا و نيايش كنند.
سال بعد كه محلّ كارم عوض شده بود، يكى از دوستان و همكاران پيشينم در بيمارستان ياد شده، تلفنى پرسيد:
- مى‏خواهى بيمار قديمى‏ات را ببينى؟
- او را ببينم؟!
هيچ نمى‏توانستم باور كنم كه هنوز زنده باشد. وقتى عكس پرتونگارى سينه‏اش را ديدم، غرق در حيرت شدم. ريه‏هاى او كاملاً سالم بود و هيچ نشانه‏اى از سرطان در آنها ديده نمى‏شد!
پرتوكار (راديولوژيست) كه به عكس مى‏نگريست، گفت:
- درمانش معجزه بوده است!
با خودم گفتم:
- درمان؟ معالجه‏اى در كار نبوده، مگر اين كه دعاها اثر كرده باشند!
قضيه را به دو تن از استادان دانشكده پزشكى گفتم. هيچ كدام نخواستند تأييد كنند كه بهبود بيمار، معجزه بوده است. يكى از آنها گفت:
- اين روند عادى بيمارى است.
ديگرى شانه‏هايش را با بى‏اعتنايى بالا انداخت و گفت:
- از اين چيزها زياد اتّفاق مى‏افتد!
 

26

من ايمان و اعتقاد قلبى دوران كودكى‏ام را از دست داده و اكنون به توانايى پزشكى جديد، ايمان آورده بودم. دعا را يك تشريفات ظاهرى و اختيارى فرض مى‏كردم . به همين جهت، اين رخداد را فراموش كردم.
سال‏ها گذشت و مرا به عنوان مدير داخلى يكى از بيمارستان‏هاى بزرگ شهرى منصوب كردند. خبر داشتم كه در آن جا شمار زيادى از بيماران، دست به دعا مى‏شوند، ولى من، كوچك‏ترين اعتقادى به اين كار نداشتم. در اواخر دهه 1980م، با پژوهش‏هايى رو به رو شدم كه بيشتر آنها بر اثر آزمايش‏هايى به اثبات رسيده بودند و نشان مى‏دادند كه دعا، سبب بروز تحوّلات چشمگيرى در دگرگونى شرايط جسمى و روحى انسان مى‏گردد.
شايد مستندترين بررسى‏ها در سال 1988 به وسيله دكتر «راندولف بيرد»، متخصّص قلب و عروق انجام پذيرفته باشد. رايانه، وجود 393 بيمار بسترى در بخش مراقبت‏هاى ويژه بيماران قلبى بيمارستان عمومى سانفرانسيسكو را اعلام كرد. عدّه‏اى براى گروهى از آنها دعا مى‏كردند و درحق دسته‏اى ديگر، دعايى نمى‏شد. هيچ كس نمى‏دانست كه اين بيماران در زمره كدام گروه بودند. تنها اسم كوچك بيماران، به انضمام شرح مختصرى از بيمارى‏شان در اختيار دعا كنندگان نهاده شد. از آنها خواستند تا زمان مرخّص شدن بيماران از بيمارستان، هر روز برايشان دعا كنند؛ ولى در مورد اين كه چگونه به اين عمل بپردازند و چه بگويند، توصيه‏اى نشده بود.
موقعى كه اين پژوهش بعد از گذشت ده ماه كامل شد، بيمارانى كه درباره آنان دعايى شده بود، از چندين حيثْ سود برده بودند:
آنها پنج بار كم‏تر از گروهى كه دعايى در موردشان نشده بود، نياز به پادزيست(آنتى بيوتيك) پيدا كرده بودند.
دو و نيم دفعه كم‏تر دچار افت نبض شده بودند.
ايست قلبى، كم‏تر به سراغشان رفته بود.
چنان كه در پيشرفت‏هايى كه تاكنون در دانش نوين پزشكى حاصل شده است، به جاى دعا، داروى جديد يا شيوه‏هاى جرّاحى وجود مى‏داشت، احتمالاً به منزله يك عامل بهبود، قلمداد مى‏شد. حتى شخص بى‏دين و ايمانى همچون دكتر «ويليام نومن» كه شكّ و ترديدش درباره ارزش و اعتبار شفاى ايمانى را در كتابى آورده، معترف است:
- اگر اين مطالعه معتبر باشد، ما پزشكان بايد در نسخه‏هايمان بنويسيم: «روزى سه مرتبه دعا بخوان!».
ولى دانشمندان و در ضمن پزشكان، پيوسته با موارد مبهمى برخورد مى‏كنند كه گويى يكى از آنها همين قدرت دعا باشد.
از آن موقع، من وقتم را وقف پژوهش و نگارش درباره دعا و كيفيت تأثير آن بر بهبود انسان كرده‏ام. مطالعات بسيارى حاكى از آن است كه دعا، تأثير بسزايى در بهبود فشار خون، جراحات، سردردها و نگرانى دارد. در ذيل، مواردى از يافته‏هايم را يادآور مى‏شوم:

دعا جنبه‏هاى گوناگونى دارد

طى بررسى‏هايى كه داشته‏ام، پيامدها، نه تنها در مواقعى كه افراد براى تفاضاى مشخّصى دست به دعا برداشته‏اند، سودمند بوده، بلكه زمانى هم كه چيز خاصّى طلب نكرده‏اند، نتيجه داشته است. به واقع، مشاهداتْ حاكى از آن‏اند كه دعاى ساده «آنچه اراده توست، شدنى است»، از لحاظ كمّى خيلى اثر بخش‏تر از طلب مشخّصى بود كه در ذهنْ جاى داشت. در بسيارى از موارد ، ظاهراً يك حالت دين باورى - احساسى سرشار ار ديندارى و حسّ همدردى، فريادرسى، نيكوكارى و دلسوزى، زمينه را براى بهبود يافتن انسان فراهم مى‏سازد.

عشق بر قدرت دعا مى‏افزايد

عشق، قدرتى افسانه‏اى دارد. اين توان، آداب و رسوم همگانى، احساس مشترك و تجربيات روزانه را شكل مى‏دهند. عشق، شهوت را از بين مى‏برد، به نحوى كه سرخ روى شدن و تند تند
 

27

زدن قلب عاشقان بى‏دل، گواهى بر اين مدّعاست و كلاً تاريخ انديشه مهر و دوست كامى، به شيوه‏اى يكنواخت، عنصرى ارزشمند در شفا به شمار مى‏رفته است. در حقيقت، برآوردى كه از ده هزار مرد مبتلا به بيمارى‏هاى قلبى در «مجله پزشكى امريكا» درج شده، حاكى است پنجاه درصد كسانى كه به آماس گلو دچار بودند و همراهشان را پشتيبان و هواخواه خويش مى‏پنداشتند، بهبود يافتند.
اصولاً تمامى شفا يافتگانى كه از ايمان كافى برخوردار و به دعا و نيايش معتقدند، بر اين نكته اتّفاق نظر دارند كه :
- عشق، قدرتى است كه حصول بهبود را برايشان امكان‏پذير مى‏كند. هر چند بين آنها فاصله باشد، حس هم‏نوايى و صميميت، چنان استوار مى‏شود كه ايشان، واقعاً آن را «يكى شدن» با شخص دعا شونده مى‏انگارند. «اگنس سانفورد» بر اين باور است كه :
- فقط عشق و محبّت، قادر است شعله شفا را برفروزد.

دعا گويان، هرگز نمى‏خوابند

در دوران كودكى، يكى از شگفت انگيزترين موعظه‏هايى كه شنيدم، اين بود:
- پياپى دعا كن!
آن قدر بزرگ شده بودم كه مفهوم «پياپى» را دريابم. با اين حال، على رغم تمام تلاش‏هايم در اين راه به آسانى نمى‏توانستم
 

28

دعا گويى پى در پى باشم و همواره شب‏ها در رخت‏خواب، جذبه خواب، تلاشم را نقش بر آب مى‏ساخت. به فكرم نمى‏رسيد كه دعا گويىِ «نيمه هوشيارانه» هم شدنى است.
ما امروزه دعا را تا حدودى با آگاهى و هوشيارى يكى مى‏دانيم. چنان‏كه دعا حتى در موقع خواب، در ضمير ناخودآگاه ما بروز كند، امكان دارد بى‏معنا به نظر آيد و احتمال اين كه ضميرناخودآگاه ما بهتر از ذهن هوشيارمان دعا كند، به آسانى در انديشه جاى نمى‏گيرد.

دعا، ضامن سلامتى است

دكتر«هربرت بنسون»، استاد دانشكده هاروارد، يكى از اوّلين پژوهندگان پزشكى بود كه در مورد فوايد دعا و انديشه، مطالعاتى انجام داد. وى متوجّه شد كه بين مسلمانان، مسيحيان، يهوديان و كاتوليك‏ها از عبارت‏هايى چون: «پروردگارا، تو به ما رحم كن!» استفاده مى‏شود. يهوديان، درود صلح(شالوم) مى‏فرستند و پروتستان‏ها غالباً نخستين سطر دعاى آغاز «سرود بيست و سوم» بر مى‏گزينند. استاد ياد شده، به رابطه ميان اعمال و دعا پى برد. وى به قهرمانان دو ميدانى ياد داد كه هنگام دويدن، بينديشند و مشاهده كرد كه به اين ترتيب ، بدنشان ورزيده‏تر شد.
تحقيقات وى نشان داد كه دعا نه تنها بر بدن اثر دارد، بلكه شيوه دعا گويى افراد بشر هم با يكديگر، بسيار متفاوت است. انتخاب راهكارى ويژه دعا كردن، چه بسا مردم را محدود مى‏كند و نتيجه، چيزى جز دست كشيدن از اين عمل نخواهد بود.

دعا بايد آزادانه انجام‏پذيرد

بيشتر مردم ، خود را ناچار مى‏بينند كه دعايشان را با قصد و هدفمندانه بر زبان جارى سازند؛ ولى پژوهش‏ها نشان مى‏دهند درخواستى كه آزادانه صورت مى‏گيرد نيز مى‏تواند چاره ساز باشد. در عبارات دعايى زير:
- هرچه آفريدگار بخواهد.
- آنچه تو اراده كرده‏اى، همان است.
- بگذار چنين باشد.
- بهترين مقدّرات را تعيين كن.
دعاگزاران، خود را به طلب معيّنى محدود نمى‏كنند يا پيامى چندان پيچيده نمى‏فرستند. شايد مقصود برخى اشخاصى كه عبارت «بگذر و به خدا واگذار كن» را به كار مى‏برند، همين باشد. بسيارى از افراد، در دعاهاى خويش، حالت تسليم و بى‏دخالتى را تميز مى‏دهند و از پيامدهايش چنين بهره‏مند مى‏گردند.

دعا مى‏گويد: شما تنها نيستيد

يكى از بيماران، در حال جان سپردن بود. روز قبل از مرگ، با زن و بچه‏هايش كنار تخت‏خوابش نشسته بودم. مى‏دانست آفتاب عمرش لب بام است و در حالى كه صدايش گرفته بود، جملاتى را به آرامى بر زبان مى‏آورد. هر چند آدم مذهبى‏اى نبود، ولى معلوم بود كه دارد راز و نياز مى‏كند.از وى سئوال كردم:
- براى چه چيزى دعا مى‏كنى؟
به آرامى پاسخ داد:
- دعايم به خاطر چيزى نيست.
آرى! راز و نياز، اين گونه است.دعا و توسّل، يادآور سرشت بى‏پايان ماست. بخشى از وجود ما شمرده مى‏شود كه محدود به زمان و مكان معيّنى نيست و تأييد اين است كه بشر، تنها نيست.
* اين مقاله، ترجمه‏اى است از: .1998 .oct ,Reader's Digest