| مجلات >حديث زندگی>پيش شماره 4 |
|
|
6 |
|
|
|
7 |
|
تنهاست. احساس فقر و كمبود اقتصادى، احساس ضعف و ناتوانى، احساس پوچى و بىهدفى، و احساس بىكسى و بىپناهى، بر ذهن و زندگى انسان، گَرد اندوه و غم مىپاشد و اميد و نشاط را از او مىگيرد. هيولاى سياه خطرها، كمبودها و ابهامها، آفاق زندگى را تيره و تار نشان مىدهد.
انسان، خود و همه جهان را در چهار راه حادثهخيز فقر و بيمارى و پيرى و در نهايتْ مرگ مىبيند و با خود مىانديشد كه: در اين كانون حوادث و آفات و آسيبها و خطرها چه بايد كرد؟ و به كجا بايد پناهنده شد؟ كدام پناهگاه، امنتر و مطمئنتر است؟ و كدام نيروى آگاه و توانمندى مىتواند انسان را در زير چتر حفاظت خويش، سامان دهد.
ياد خدا، نقطه اميد انسان در برابر همه خطرها و گنجينه بىزوال و بىكران انسان در برابر همه نيازهاست. ياد خدا، نگاهبانى مطمئن و سايبانى نيكو بر سرِ انسانهاست.
از سوى ديگر، وقتى انسان اوج تدبير و زيبايى و نظم و آگاهى را در آفرينش خويش و جهان پيرامونش مشاهده مىكند، شيفته و دلباخته «ربّ العالمين» مىشود و مىخواهد تا با مبدأ اين همه زيبايى و نعمت، ارتباط برقرار كند و با او به گفتگو بنشيند. ميل دارد تا با او انس بگيرد و گوهر حمد و سپاس خويش را به آستانش تقديم كند. ترانه حمد و ستايش و شكر و سپاس، بر لب هر آفريده او نقش مىبندد و در برابر بزرگترين هنرمند، مهربانترين مهربان، آگاهترين آگاه، و تواناترين توانا، گل واژههاى تكبير و تسبيح و حمد و سپاس، بر دل و زبان انسان، جارى مىشود و فروتنى و احترام، او را فرا مىگيرد.
انسان آگاه، در برابر الطاف و نعمتهاى بيكران حضرت دوست، سر به سجده سپاس مىگذارد. وقتى بشر، توانايى خدا بر ايجاد حركتها و آرامشها را مشاهده مىكند، بىاختيار، زبان به شعار: «لاحول ولا قوّة الّا باللَّه» مىگشايد. وقتى كمبودها، نقصها و ضعفهاى خويش و ديگر انسانها و موجودات عالم مادّه را به واقع ببينيم، از اعماق دلمان گل واژه «سبحان اللَّه» جوانه مىزند و آيات تقديس و تنزيه، نمودار مىگردد. بدون استمداد از او هيچ كارى به سامان نمىرسد و همه ضعفها، لغزشها و كاستىها در پرتو عنايات او جبران شدنى، بخشودنى و اصلاحشدنى است.
|
|
8 |
|
ياد خدا، هم آوايى انسان با نظام آفرينش و كارگزاران هستى، و پاسخگويى به فراخوان پيامآوران توحيد، و همگامى با فرشتگان پاك الهى است.
ياد خدا، غبارزدايى از آيينه دلهاست.(3)
ياد خدا، قبلهنماى قلبهاست.(4)
ياد خدا، سايه آرامش روانِ انسانهاست.(5)
ياد خدا، راه و رسم پارسايان است.(6)
ياد خدا، گشت و گذار و تنفّس در بوستان زيباى بهشت است.(7)
ياد خدا، فروغ دل مؤمنان است.(8)
ياد خدا، داروى بيمارىهاى روحى انسان است.(9)
ياد خدا، مايه زندگى دلهاست.(10)
ياد خدا، امواج معرفت و محبّت الهى است كه بر ساحل لبهاى عارفان و عاشقان، نمايان مىشود.(11)
ياد خدا، مايه شادى هر انسان پارسا و لذّت اهل يقين است.(12)
شروع كارها با ياد و نام او، پايان تلاشها با سپاس و ستايش او، پناه بردن به خدا در برابر همه آسيبها و آفتهاى برونى و درونى، و گريختن از خطرهاى قطعى و احتمالى، به سوى دژ امن و استوار اوست، و آمرزشخواهى و استغفار از لغزشها و خطاهاى فكرى و عملى و توجّه به عظمت، قداست، توحيد، قدرتها و نعمتها و آيات لطف و عنايت الهى، زمينهها و عواملِ انس و الفت و ياد و نيايش و پيوند روحى انسان به آستان قدس ربوبى است.
ذكر خدا، آبِ حيات انسانها و سرچشمه بقاست. در حديث نبوى آمده است:
كُلّ أحد يموت عطشاناً إلّا ذاكر اللَّه.(13)
همگان، تشنه مىميرند، مگر كسى كه به ياد خداست.
|
|
9 |
|
صورت گروهى و جمعى رو به سوى خدا مىكند و محفل و مجلس انس، شكل مىگيرد. اين گونه ياد خدا، انس الهى و انس انسانها را با هم در مىآميزد. در اين محافل ياد خدا، حركتى گروهى و جمعى است كه نمازهاى جماعت و جمعه، از اين ويژگى برخوردارند. از اين نگاه، مساجد، بوستان معنوى انسانهاى با ايمان و پايگاههاى پرواز كبوتران عالم قدساند.
از رسول خدا نقل شده است كه:
قال: بادروا إلى رياض الجنّة، فقالوا: و ما رياض الجنّة؟ قال: حلق الذكر.(14)
فومود: بشتابيد به سوى باغهاى بهشت! گفتند: باغهاى بهشتى كداماند؟ فرمود: حلقههاى ياد خدا.
مجالس و محافل دينىاى كه انسان را با خدا آشنا كند و درخت معرفت و محبّت خدا و پيغمبران و اولياى او را در دل انسان بكارد و بارور سازد و او را از اهداف و آرمانهاى زودگذر و شخصى دور كند و به سوى اهداف و وظايف الهى و خدمت به بندگان خدا فرا خوانَد، نمونههايى از محافل انس و بوستانهاى قدسىاند كه نسيم آنها روح انسان را به ملكوت مىبَرد و شادابى و شكوفايى و عطر انس و عشق معنوى را در زندگى فرد و جامعه مىگسترَد.
جلساتِ تلاوت و تفسير قرآن، نقل و تفسير احاديث معصومان(ع) آشنايى با نهج البلاغه و صحيفه سجاديه، و برنامههاى معنوى و عبادىاى مثل: دعاى كميل، دعاى سمات، دعاى ندبه، دعاى صباح، زيارت عاشورا، مجالس ذكر تاريخ و سيره پيامبران، مجالس بزرگداشت اولياى الهى و شناخت معصومان(ع)، مجالس جشن و سرور مذهبى، و جلسات با صفاى روضه و سوگوارى اهل بيت(ع)، همه و همه، بخشى از محافل انس و يادخدا در صحنه جوامع اسلامى و تاريخ اديان الهى است. تأسيس، گسترش، تقويت واصلاح و تكميل اين جلسات، كارى ارزشمند و گامى بلند در تزكيه اخلاقى و رشد معنوى و عرفانى نسل جوان است.
مسئولان حوزه معارف و فرهنگ اسلامى، اولياى دلسوز دانشآموزان و خودِ جوانان عزيز، بايد در برگزارى محافل انس و جلساتِ آشنايى با قرآن و زندگى معصومان(ع) بكوشند و مساجد را به بوستانها و گلگشتهاى با صفا و عطرآگين جوانان، تبديل كنند.
انسان، جز با ياد خدا و انس با او آرام نمىگيرد و حيات و شكوفايى و درخشندگى و طراوت و انسانيت او در سايه انس و آشنايى با خدا شكل مىگيرد. در روايات اسلامى، تشبيههاى زيبايى درباره ياد خدا و يادآوران او آمده است كه جايگاه ذكر وانس با خدا را در فرهنگ پيامبران، نشان مىدهد. پيامبر گرامى اسلام فرموده است:
كسى كه در ميان غفلتزدگان، خدا را ياد كند، چون درختى سرسبز در ميان گياهان خشكيده است.(15)
كسى كه در ميان غافلان، به ياد خدا باشد، به سانِ رزمندهاى سلحشور در ميان فراريان است.(16)
كسى كه در جمع غافلان، خدا را ياد كند، مانند زندهاى در ميان مُردگان است.(17)
امام صادق(ع) مىفرمايد:
مَنْ أكثر ذكر اللَّه أحبّه اللَّه، ومن ذكر اللَّه كثيراً، كتبت له برائتان: برائةٌ من النار، و برائةٌ من النّفاق.(18)
هر كس خدا را بسيار ياد كند، خدا او را دوست بدارد، و هركس خدا را بسيار ياد كند، براى او دو ضمانتنامه نگاشته شود: ضمانتى در برابر آتش، و ضمانت سلامت از نفاق و دورويى.
همچنين از آن حضرت نقل شده كه فرمود:
ثمن الجنّة لا اله الا اللَّه واللَّه اكبر.(19)
بهاى بهشت، «لا اله الا اللَّه» و «اللَّه اكبر» است.
حال با چه عبارتى خدا را ياد كنيم؟ و در هنگام انس با او چه بگوييم؟ و كجا و كى به سراغ او برويم؟ بايد از قرآن و عترت بياموزيم تا ياد خدا متناسب با آيات الهى، و نعمتها و افعال و ويژگىهاى خداوندى باشد و شعارهاى: توحيد، تكبير، تهليل، تسبيح، تحميد و شكر و استغفار و
|
|
10 |
|
استعاذه، هركدام در جايگاه مناسب و ويژه خويش قرار گيرد. هر رفتار و حادثه، زمان و مكان و اوضاع طبيعى و اجتماعى انديشه و شعار ونغمه هماهنگ خويش را مىطلبد و ذكر وشعار خاصّى مىخواهد.