مجلات >حديث زندگی>پيش شماره 3

آزمون خودشناسى

زير نظر: دكتر محمود گلزارى

 


70

 روانشناس بالينى[1]
بيشتر جوانان ، علاقه دارند كه هوش ، استعداد ، توانايى ها، صفات درونى و ويژگى هاى رفتارى خود را بشناسند و با اين شناخت ، هم تا اندازه اى به راز و رمزهاى شخصيّت خود پى برند و هم براى خوب زيستن و شادكامى خويش ، برنامه ريزى آگاهانه اى داشته باشند . اين علاقه و كنجكاوى باعث مى شود به هر كسى كه م-دّعىِ «روانكاوى» است و يا نام «روان شناس» بر خود دارد ، روى آورند و يا هر كتاب و مقاله اى را كه در بردارنده آزمونهاى روان شناختى است ، بخوانند و به آن اعتماد كنند.
در پى شناخت خود بودن و براى اصلاح رفتار خود تلاش كردن ، انگيزه و تلاشى پسنديده و مقدّس است؛ امّا - همان طور كه پيشوايان معصوم ما نيز فرموده اند - بدون سنجش دقيق ، دل به هر كه سپردن و به هر سخنى اعتماد كردن ، كارى شتابزده و نابخردانه است كه انسان را به كژ راهه ها مى كشاند و او را دچار پشيمانى و حسرت مى كند.
مجموعه «زندگى» در نظر دارد به يارى خداوند بزرگ و با همكارى استادان صاحب نظر و با تجربه دانشگاه در رشته روان شناسى ، در هر دفتر ، يك آزمون معتبر (و مناسب موضوع آن دفتر) را براى خوانندگان خود منتشر سازد تا بعد از جمع آورى پاسخ ها ، در يكى از دفترهاى بعد ، به تحليل نتايج بپردازد و همراه با ارائه كليد آزمون و نكات اساسى آن ، راهنمايى ها و پيشنهادهاى لازم را به آگاهى شما برساند.
از اين رو ، تقاضا داريم بعد از آن كه به آزمون پاسخ داديد ، صفحه آن را ك-پى كنيد (و يا آن را در يك برگ كاغذ به طور خوانا بازنويسى نماييد) و براى ما بفرستيد.
نوشتن نام و نام خانوادگى ضرورى نيست . مگر اين كه خودتان مايل به آن باشيد؛ ولى سعى كنيد علاوه بر پاسخ دادن به پرسش هاى آزمون ، به همه سؤالاتى كه درباره ساير مشخّصات شما شده است ، نيز به دقّت جواب دهيد و ما را در انجام پژوهش هاى علمى در اين زمينه يارى فرماييد.
گفتنى است كه كليد هر آزمون ، در دفتر آينده «زندگى» منتشر مى شود؛ امّا دوستانى كه پاسخ خود را براى ما ارسال كرده باشند ، از طريق نامه نيز راهنمايى خواهند شد.

 


71

جنس :                سن:               ميزان تحصيلات:
رشته تحصيلى :             شغل:          محل سكونت:
فرزند چندم هستيد:    مجرد  -  در دوران عقد -  ازدواج كرده 
مدّت ازدواج:        سنّ همسر:       تحصيلات همسر:

در اين جا هيچ پاسخ صحيح يا غلطى وجود ندارد. تنها كسى كه از احساسات واقعى شما آگاه است، خود شما هستيد. به اين نكته توجّه داشته باشيد كه پاسخ شما به سؤالات، احساس واقعىِ خود شما باشد، نه احساسى كه ديگران فكر مى كنند در شما هست يا مى گويند در شما بايد باشد.
در ضمن، مثال زير، در جمله سازى پاسخ ها به شما كمك مى كند:
  من مطالعه كردن را دوست دارم.
من اين طور احساس مى كنم كه تقريباً هميشه مطالعه كردن را دوست دارم 
من اين طور احساس مى كنم كه گاهى اوقاتْ مطالعه كردن را دوست دارم
من اين طور احساس مى كنم كه تقريباً هيچ وقتْ مطالعه كردن را دوست ندارم

آزمون احترام به خود
 


72

1 . من اغلب خصوصيّات خودم را دوست دارم ./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
2 . من از نمره هايم در مدرسه ناراضى هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
3 . من خيلى دست و پاچ-لفتى هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
4 . من در خانواده ام ، عضو مهمّى هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
5 . من نگران اين مسئله هستم كه آيا بقيّه بچّه ها مرا دوست دارند./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
6 . من در طول هفته هر روز قسمتى از تكاليفم را انجام مى دهم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
7 . من شخص مهمّى هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
8 . روخوانى من به حدّ كافى خوب است./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
9 . از ظاهر خودم خوشم مى آيد./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
10 . هنگامى كه دركنار خانواده ام هستم ، احساس خوبى ندارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
11 . بقيّه بچّه ها باعث مى شوند كه احساس كنم به قدر كافى خوب نيستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
12 . من حرف هايى مى زنم كه حقيقت ندارند./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
13 . اى كاش فرد ديگرى بودم!/من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
14 . اى كاش وقتى معلم درس مى دهد ، بيشتر متوجه بشوم!/من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
15 . اى كاش قدّم مثل بقيّه بچّه هاى هم سنّم بلند بود!/من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
 


73

16 . احساس مى كنم مى خواهم از خانه فرار كنم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
17 . دوستانم به حرف هايم گوش مى دهند./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
18 . من از بازنده شدن در بازى ، ناراحت نمى شوم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
19 . من نسبت به خودم نظر خوبى ندارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
20 . از ظرز كارم در مدرسه احساس غرور مى كنم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
21 . من صورت زيبايى دارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
22 . من در پدر و مادرم را ناراحت مى كنم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
23 . من وقتى كه با دوستانم هستم ، در مورد خودم احساس خوبى دارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
24 . اگر از دوستم عصبانى شوم ، به او ف-حْش مى دهم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
25 . من فرد جالبى هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
26 . من در انجام كارهاى مدرسه ام خيلى ك-نْد هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
27 . دوست داشتم وزنم تغيير مى كرد./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
28 . من پسر/دختر خوبى هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
29 . من احساسِ تنهايى مى كنم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
30 . بدون اين كه به من تذكّر بدهند ، رختخوابم را جمع مى كنم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
31 . من آدم خوبى هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
 


74

32 . وقتى در مدرسه هستم ، در مورد خودم احساس خوبى دارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
33 . من لبخند زيبايى دارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
34 . پدر و مادرم براى افتخار كردن به من ، به قدرِ كافى دليل دارند./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
35 . اى كاش مى توانستم راحت تر دوست پيدا كنم!/من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
36 . اگر واقعاً بخواهم در بازى برنده شوم ، بايد تقلّب كنم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
37 . از اين كه چنين آدمى هستم ، راضى ام./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
38 . در انجام دادن تكاليف مدرسه، فعّال نيستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
39 . از ظاهر خودم بدم مى آيد./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
40 . من يكى از بهترين خانواده ها را در دنيا دارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
41 . اى كاش دوستانى داشتم كه مرا واقعاً دوست داشته باشند!/من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
42 . هنگامى كه موقع خوابم برسد ، بدون هيچ شكايتى به رختخواب مى روم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
43 . من كارها را درست انجام نمى دهم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
44 . فكر مى كنم كارنامه هايم خوب اند./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
45 . در ورزش ها و بازى هاى مورد علاقه ام موفّق هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
46 . خانواده ام از من ناراضى هستند./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
 


75

47 . هر وقت بخواهم، مى توانم دوستانى پيدا كنم . /من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
48 . هر گاه پدر و مادرم با كارى كه واقعاً دلم مى خواهد انجام دهم ، مخالفت كنند ، عصبانى مى شوم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
49 . احساس درماندگى مى كنم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
50 . اى كاش دانش آموز بهترى بودم!/من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
51 . دلم مى خواهد شبيه فرد ديگرى باشم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
52 . فكر مى كنم اگر به طور كلى رفتارم را تغيير دهم ، والدينم خوشحال مى شوند./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
53 . من به تعداد كافى دوست دارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
54 . دندان هايم را بعد از هر وعده غذا مسواك مى زنم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
55 . نسبت به هيچ يك از خصوصياتم مغرور نيستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
56 . به قدر كافى در رياضيات ، زرنگ هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
57 . هيكل خوبى دارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
58 . رفتارم را زمانى كه در كنار خانواده ام هستم ، دوست ندارم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
59 . من دوست خوبى هستم./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
60 . وقتى اشتباه مى كنم ، كارى مى كنم كه فرد ديگرى را سرزنش كنند./من اين طور احساس مى كنم : تقريباً هميشه- گاهى اوقات - تقريباً هيچ وقت.
 


76

پاسخ آزمون پيشين (رضايت از زندگى)
نردبان رضايت از زندگى: اگر يكى از پلّه هاى بالاتر از پنج را علامت زده ايد، ميزان رضايت شما از زندگى، خوب است و هرچه شماره پله بيشتر از پنج باشد، اين رضايت، بالاتر و مطلوب تر است. اگر پله پنجم را علامت زده ايد، سطح رضايت شما از زندگى، معمولى است؛ يعنى شما وضع موجود زندگى خود را عادى و معمولى مى دانيد. اگر يكى از پله هاى پايين تر از پنج را علامت زده ايد، نشان دهنده نارضايتى شما از وضع موجود زندگى تان است و هرچه اين پله پايين تر باشد، نشان دهنده نارضايتى بيشتر است.
انتخاب چهره احساس: اگر هر يك از چهره هاى قبل از «د» (يعنى: الف، ب، ج) را علامت زده ايد، احساس مثبت و خوش آيندى نسبت به زندگى داريد. اگر يكى از چهره هاى بعد از «د» (يعنى: هـ ، و، ز) را انتخاب كرده ايد، احساستان نسبت به زندگى، منفى و ناخوشايند است. چهره «د»، حالت معمولى را نشان مى دهد.
بررسى: اگر پاسخ شما به دو آزمون «نردبان رضايت» و «انتخاب چهره»، مثبت ومطلوب است، با جواب دادن به پرسش اوّل، مى توانيد عامل يا عوامل رضايت خود از زندگى را پيدا كنيد. خداوند را به خاطر داشتن اين عامل، شكر گوييد و بكوشيد با بررسىِ ديگر عواملِ خشنودى، راه ها و شيوه هايى براى افزايش رضايت خود از زندگى پيدا كنيد تا ميزان رضايت شما، بيشتر و پايدارتر شود.
اگر پاسخ شما به آزمون هاى ياد شده، منفى و نامطلوب است، با جواب دادن به پرسش دوم، عامل يا عوامل آن را پيدا كنيد و سعى كنيد با بررسى علت نارضايتى، براى رفع آن، برنامه ريزى نماييد؛ امّا اگر نارضايتى شما از زندگى خيلى زياد و پايدار است، مى توانيد از طريق مشورت با يك مشاور خوب يا يك روان شناس، راه هايى منطقى براى كاهش آن بيابيد.


1. اين آزمون، انتخابى است از كتاب: افزايش احترام به خود در كودكان و نوجوانان، آليس پوپ و ديگران، ترجمه: پريسا تجلّى، تهران: انتشارات رشد، 1374، چاپ اوّل، ص260-268.