مجلات >حديث زندگی>پيش شماره 3

[1]آشنايى با «دارالحديث حَسَنى» رِباط

مصطفى مطبعه چى

 


63

سرآغاز
پس از تثبيت اسلام در غرب اسلامى ، يعنى شمال افريقا از مصر تا صحراى غربى، به علّت موقعيّت جغرافيايى ويژه مغرب اَقصى يا كشور مغرب كنونى،[2] اين سرزمين به كانون توجّهات در آن منطقه بدل گرديد . اين موقعيّت ، از آن جا ناشى مى شد كه اين سرزمين ، گذرگاه فتح قلمروى جديد ، يعنى اندلس،[3] محسوب مى گشت؛ سرزمينى كه مسلمانان ، قريب به هشت سده بر آن حكم راندند.
پس از استقرار حكومت اسلامى در مغرب اقصى ، به تدريج ، ابعاد علمى و فرهنگى اسلامْ رو به گسترش نهاد . با تأسيس مدارس و مراكز علمى و اهتمام به تعليم و تربيت مبلّغان و آشنا ساختن مردمان تازه مسلمان با اسلام ، موجى از توجّه و گرايش به علوم دينى در بين تمامى اقشار جامعه پديد آمد . كثرت شگفت آور مساجد ، زاويه ها ، خانقاه ها، مزارهاى علما ، رباط ها و مدارس مختلف ، خود ، گواه رونق شگرف اهتمام به ابعاد علمى و فرهنگى اسلام در آن خطّه است.
تثبيت مذهب مالكى (از مذاهب چهارگانه اهل سنّت) به عنوان آيين منحصر به فرد آن ديار ، زمينه گرايش به دانش حديث و شكوفايى آن را در مغربْ فراهم آورد و كار محدّثان و مشايخ حديث ، بالا گرفت؛ مجموعه ها و دائرة المعارف هاى حديثى تأليف شد؛ ابعاد و جنبه هاى گوناگون احاديث ، كاويده شد و به تدريج ، مكتب و سبك حديثى ويژه اى پديد آمد كه از آن به «مكتب مغرب» ياد مى كنند.
حديث و محدّثان در مغرب دور  اهتمام به دانش حديث و شكوفايى آن ، از جمله ويژگى هاى برجسته جامعه اندلس در دوره اسلامى است . نخستين كسى كه دانش حديث را وارد اين سرزمين ساخت ، صَعصعة بن سلّام شامى بود كه پس از مدّتى درنگ در اندلس ، به قيروان[4] كوچيد و سرانجام ، در مغرب اقصى در منطقه فاس ، رحل اقامت افكند . از سوى ديگر ، ارتباط مستمر علمى بين غرب اسلامى و شرق در زمينه هاى مختلف ، همواره وجود داشته است ، خصوصاً در موضوع حديث ، كه گاهى به صورت دريافت از مشايخ بزرگ حديث (مانند محمد بن تومَرْت) ، ظهور نموده و گاهى به صورت شنيدن مستقيم از مشايخ بزرگ حديث (مانند : ابن عبدالملك القَصرى ، ابوالبركات الكمال المِكناسى ، تقى الدين الفاسى ، ابن شَقرا السلاوى و ابن خَلدون) بوده است.
شايد يكى از علل اهتمام مَغاربه (مغربيان) به دانش حديث ، رواج و رونق گرايش ها ، فرقه ها و نحله هاى صوفيان در آن خطّه باشد . در واقع ، هر مسجد يا زاويه،[5] مكانى بوده است كه همواره احاديث و روايات ، توسط مشايخ و اساتيد طُرُق صوفيه در آنها قرائت مى شده و مورد شرح و تفسير ، قرار مى گرفته است . اين پديده ، يعنى ريشه دواندنِ عميق تصوّف در مغرب اقصى ، پس از فتوحات اسلامى و استقرار اوّلين دولت مركزى
 


64

(يعنى سلسله ادريسيان) به چشم مى خورد . تثبيت مذهب مالكى به عنوان يگانه مذهب رسمى در آن سرزمين ، موجب شد كه كتاب المُوَطَّأ ، اثر مالك بن اَنَس (پايه گذار مذهب مالكى) ، به عنوان اصلِ اوّل و كتاب مرجع معتبر در نزد محدّثان مغربى جلوه نمايد كه همواره در مدارس ، زوايا و محافل علمى ، به شرح و تفسير و تحشيه آن مى پرداختند . مهم ترين مراكز تعليمى و تربيتى عبارت بودند از : جامع قَرَويّين در فاس ، زاويه دلائيه[6] در تادله ، زاويه ناصريه[7] در تامْكُروت ، زاويه فاسيه ،[8] زاويه عياشيه و دارالمُرابطين.
محدّثان و مشايخ بزرگ حديث در اين سرزمين (از دوران اوّلين دولت مستقل ، يعنى ادريسيان ، تا دوره معاصر) را مى توان به شرح زير برشمرد:[9]
عصر ادريسيان : ابن سعادة الفاسى ، درّاس بن اسماعيل ، محمد بن سعيد القيسى و يحيى بن يحيى الليثى الطنجى البربرى.
عصر مُرابطين : ابو محمد واجاج بن زلو اللَّمْطى ، عبدالله بن ياسين و ميمون بن ياسين.
عصر موحّدين : محمد بن تومَرت و ابن القطّان.
عصر مرينى و سعديان : ابوالقاسم عبدالعزيز العبدى ، عبدالمهيمن الحَضْرَمى ، محمد بن عبدالمالك المراكشى ، ابن رشيد الفهرى ، ابن الصباغ المِكناسى ، محمد بن احمد المواق ، ابوعبدالله محمد بن احمد بن غازى العثمانى المكناسى ، ابو محمد عبدالله العبدوسى (مفتى فاس) و ابو محمد عبدالله بن على بن طاهر الحسنى.
عصر علويان :[10] شيخ التاودى ابن سوده ، سيدى ادريس العراقى ، عبدالقادر بوخريص ، ابو شعيب الدكالى ، سيدى ابن المدنى ، محمد بن العربى العلوى ، عَلّال الفاسى و محمد السائح.

تأسيس دارالحديث

دارالحديث حَسَنى ، مؤسسه اى است دولتى و يكى از چند مؤسسه[11] و مركز علمى - فرهنگى اى است كه توسط حسن دوم ، پادشاه سابق مغرب ، تأسيس شده است و زير نظر دربار ، اداره مى شود . اين مؤسسه علمى - آموزشى در يازدهم جمادى اوّل 1388ق/ ششم اوت 1968م ، آغاز به كار نمود
 


65

و هدف از تأسيس آن ، اهتمام به علوم حديثى و تربيت دانشورانى است كه استمرار بخشِ سيره و سلوك علمى محدّثان و عالمان بزرگ اسلامى مغرب باشند . در فرمان پادشاهى اى كه در روز تأسيس صادر شده است ، اهداف و اصول كلّى و چارچوب فعّاليت ها و نحوه ارتباط و روابط سازمانى ، ادارى و آموزشى آن ، معيّن گرديده است.
اين مؤسسه در شهر رباط ، پايتخت كشور مغرب قرار دارد و امور ادارى و مالى آن ، وابسته به بخش مالى وزارت دربار است و امور علمى - آموزشى آن ، با نظارت وزارت علوم مغرب ، انجام مى گيرد . اين مؤسسه ، در مقطع كارشناسى ارشد و دكترى ، دانشجو مى پذيرد و مقرّرى ماهانه اى به دانشجويان مى پردازد.
اين مؤسسه ، در مركز شهر رباط در محله «دُيورالجامع» قرار دارد و ساختمان آن - كه شامل بخش ادارى ، كتاب خانه ، كلاس هاى آموزشى و سالن همايش است - ، توسط يكى از شخصيّت هاى معروف مغربى ، به صورت وقف،[12] در اختيار اين مؤسسه قرار گرفته است.
همان گونه كه اشاره شد ، دانشجويان مى توانند در دو مقطع كارشناسى ارشد و دكترى ، مشغول به تحصيل شوند . در هر دو مقطع ، دو گرايش وجود دارد : 1) علوم قرآن و حديث ، 2) فقه ، اصول فقه و اصول دين.
داوطلبانى كه در يكى از رشته هاى ادبيات عرب ، اصول دين ، الهيات و يا رشته هاى نزديك به اين رشته ها موفّق به كسب دانش نامه ليسانس (كارشناسى) شده باشند ، مى توانند در امتحان ورودى اين مركز ، شركت نمايند.
مقطع كارشناسى ارشد ، شامل دو مرحله است : اوّل ، آشنايى با مواد و موضوعاتى كه
 


66

دانشجو را با رشته مورد نظر آشنا مى نمايد . دوره زمانى اين مقطع ، حدّاقل دو سال و حدّاكثر، چهار سال است . دوم ، نگارش رساله . قبل از آن كه دانشجو موضوع رساله خود را انتخاب كند ، موظّف است تحت نظر يكى از اساتيد ، مقاله اى تحت عنوان «رساله مقدماتى» ارائه نمايد . دانشجويان با تحرير اين مقاله ، به خوبى با چند و چونِ تحقيق و نگارش رساله كارشناسى ارشد آشنا شده ، با آمادگى بيشتر ، اقدام به نوشتن پايان نامه خود مى نمايند.

تشكيلات ادارى دارالحديث حسنى

سازمان ادارى دارالحديث ، مركّب است از بخش هاى : مديريت ، كارمندان و اعضاى هيئت علمى ، دانشجويان ، كتاب خانه و امور ادارى- مالى . مدير اين مؤسسه ، توسط پادشاهْ منصوب مى گردد . مديران اين مؤسسه از ابتدا تا كنون عبارت اند از : 1) خليل الورزازى، 2) مصطفى بن احمد العلوى ، 3) محمد فاروق نَبهان.
وظايف مدير ، عبارت است از:
1 . اشراف و نظارت بر امور ادارى،
2 . برنامه ريزى آموزشى،
3 . نظارت بر حُسن جريان برنامه هاى آموزشى و درسى،
4 . تشكيل هيئت هاى علمى،
5 . نمايندگى دارالحديث در روابط با مؤسسات و مراكز داخلى و خارجى.


فارغ التحصيلان

بر طبق آمار ، تا سال 1999 ميلادى ، بيش از 1500 دانشجو در مقطع كارشناسى ارشد و 45 دانشجو در مقطع دكترى ، از دارالحديث ، فارغ التحصيل شده اند . بيش از نود درصد اين دانشجويان ، مغربى اند و بقيه داراى ملّيت هاى مختلفى از جنوب شرق آسيا تا آسياى مركزى ، شبه قارّه هند ، ايران ، كشورهاى عربى و افريقايى و كشورهاى غربى . برخى دانشجويان ، در مقطع دكترى در دارالحديث يا ساير دانشگاه ها ادامه تحصيل مى دهند و تقريباً اكثر آنان جذب آموزش و پرورش ، دانشگاه ها، وزارت اوقاف و ديگر نهادهاى دينى و علمى مغرب مى شوند.

انجمن فارغ التحصيلان
سه سال پس از تأسيس دارالحديث ، فارغ التحصيلان دوره اوّل ، اقدام به تأسيس «انجمن فارغ التحصيلان دارالحديث» نمودند . هدف از تأسيس اين انجمن ، عبارت است از:
1 . خدمت به مصالح عمومى،
2 . خدمت به فرهنگ اسلامى - عربى،
3 . احياى ميراث اسلامى،
4 . دعوت شايسته به دين،
5 . مبارزه با جريانات فكرى منحرف و انديشه هاى باطل،
6 . برقرارى ارتباط با مؤسسات و مراكز اسلامى داخلى و خارجى،
7 . شركت فعّال در روند توسعه اسلامى جامعه مغرب،
8 . شناساندن رسالت دارالحديث و دفاع از حقوق و مصالح فارغ التحصيلان در ابعاد مختلف.
برنامه هاى جارى انجمن ، عبارت است از : 1) برگزارى مرتّب جلسات بحث و گفتگوى علمى ، 2) برگزارى نمايشگاه هاى كتاب ، 3) برپايى نشست ها و همايش هاى علمى.
 


67

نشريه رسمى علمى و فرهنگى انجمن ، مجله الإعتصام است كه به طور مرتّب ، منتشر مى گردد . اين انجمن ، ارتباط تنگاتنگى با وزارت اوقاف و دارالحديث دارد و در فعاليت هاى علمى - فرهنگى داخلى و خارجى كه با مشاركت سازمان هاى دولتى سامان مى يابند ، فعّالانه شركت مى نمايد.

ساير فعّاليت هاى دارالحديث

1 . برگزارى سلسله سخنرانى هاى علمى : به منظور تقويت روحيه علمى دانشجويان و آشنايى بيشتر آنان با مباحث و موضوعات جديد اسلامى و استفاده از تحقيقات و مطالعات اساتيد فن و همچنين ايجاد فرصت ارتباط مستقيم با دانشوران و محقّقان مهمان ، برنامه سخنرانى هاى علمى ، هر هفته برگزار مى شود.
2 . انتشار مجلّه:دارالحديث حسنى هر سال ، يك شماره مجلّه با عنوان مجلّة دارالحديث الحسنية منتشر مى كند كه اوّلين شماره آن ، در سال 1399ق/1979م ، منتشر گرديد و تاكنون ، شانزده شماره آن عرضه شده است . هر شماره ، به طور متوسط، شامل 450 صفحه مى گردد . بخش هاى علمى اين مجلّه عبارت است از:
1) بخش مقالات علمى كه شامل مقالاتى در گستره علوم قرآن و حديث ، فقه ، اصول فقه و اصول دين مى گردد،
2) بخش چكيده برخى رساله هاى كارشناسى ارشد و دكترى،
3) بخش مقالات علمى دانشجويان كه با اشراف اساتيد دارالحديثْ تدوين مى شود.
البته مقالات منتشر شده در مجلّه ، به موضوعات ياد شده ، منحصر نيست و مقالاتى نيز در موضوعات تاريخ ، اقتصاد ، تعليم و تربيت و معرّفى كتاب ، در مجلّه به چاپ رسيده است . در پايان هر شماره ، چند صفحه اى به گزارش فعّاليت هاى علمى - فرهنگى دارالحديث و مدير آن ، اختصاص يافته است.
3 . كمك به انتشار پايان نامه هاى دانشجويان : دارالحديث ، فاقد واحد انتشارات است؛ ولى يكى از فعّاليت هاى مستمر آن ، كمك و مشاركت در انتشار پايان نامه هاى دانشجويان است و تا كنون ، از اين طريق ، بيش از چهل رساله كارشناسى ارشد و هجده رساله دكترى به زيور طبع، آراسته شده است.
در اين جا به عناوين برخى پايان نامه هاى منتشر شده ، اشاره مى شود:
1 . اسلام و مكتب هاى فكرى معاصر،
2 . مكتب مغرب در تفسير و علوم قرآن،
3 . اجتهاد در شريعت اسلامى (ريشه ها، تحوّلات و تعاريف)،
4 . شناخت زَندقه و زِنديقان،
5 . مراكز حديثى در جهان اسلام،
6 . خشونت در اجراى حق ، از ديدگاه مذهب مالكى و قوانين مغرب،
7 . حكم تصويرگرى در شرع و قانون،
8 . نقد متن ، در نگاه محدّثان،
9 . عُرف و عمل در مذهب مالكى و مفهوم آنها نزد علماى مغرب،
10 . احكام اسيران در اسلام و مقايسه آن با قوانين بين المللى،
11 . نگاشته ها و نويسندگان مغربى در باب سيره رسول خدا(ص)،
 


68

12 . شيوه هاى سرمايه گذارى ، از ديدگاه فقه اسلامى.[13]


1. اين گزارش ، از رهاوردهاى سفر نويسنده به رِباط در زمستان گذشته است . (ويراستار)
2.  در ايران ، گاهى به تسامح ، كشور مغرب را مراكش مى نامند . مراكش ، نام شهر و ناحيه اى از كشور مغرب است . كشور مغرب را در گذشته ، مغرب اَقصى يا مغرب دور مى گفتند.و.
3.  اَنْدَلُس ، نامى است كه مسلمانان بر شبه جزيره ايبْرى (اسپانيا و پرتغال كنونى) اطلاق مى كردند.و.
4.  قيروان ، از شهرهاى تونس است. و.
5.  زاويه ، از بناهاى اسلامى كه در آن ، صوفيان و درويشان ، دين و علم و ادب مى آموختند؛ مستمندانْ روزگار مى گذراندند؛ در راه ماندگان و جهانگردان ، توقّفى مى كردند و گَرد راه از خود مى سِتُردند . غذاى ساده ساكنان زاويه ها از اوقافْ تأمين مى شد . هنوز در سرزمين هاى اسلامى (از هند و تاجيكستان ، تا سنگال و تانزانيا)، زوايا به چشم مى خورند و دايرند. و.
6.  شيخ ابوبكر بن محمد الدلائى ، آن را تأسيس كرد. اين زاويه ، بعدها به مركز علمى پُررونقى بدل گرديد كه از تمامى مناطق مغرب ، آهنگ آن مى كردند و از حيث اعتبار و منزلت علمى ، هم ترازِ جامع قرويين محسوب مى شد . عالمان بسيار ، از جمله محدّثان بزرگى چون ابو على الحسن اليوسى (م1002ق) و احمد المقرى و العربى الفاسى ، از دانش آموختگان اين زاويه اند.
7.  شيخ عمر الأنصارى ، در سال 983 هجرى آن را بنيان نهاد . در دوره زعامت محمد بن ناصر الدرعى توسعه يافت و پژوهش هاى حديثى در آن ، رونق بسيار يافت و با حمايت وى ، عالمان بسيارى در اين رشته علمى ، پرورش يافتند و آثار ارزشمندى آفريدند . از جمله اين دانشوران اند : عبدالمالك التجموعى ، محمد بن احمد الهلالى و محمد بن سليمان الرودانى.
8.  شيخ ابوالمحاسن سيدى يوسف الفاسى (م1013ق) آن را بنيان نهاد . اين زاويه ، از همان روز نخست به دانش حديث ، اهتمامى خاص داشت و بسيارى از محدّثان را در دامان خود پرورانْد .
9.  برگرفته از كتاب : معجم المحدّثين بالمغرب الأقصى ، تصحيح : عبدالعزيز بن عبدالله ، مغرب : المطبعة المحمدية ، بى تا ، چاپ اوّل ، ص6.
10. عصر علويان از قرن هفدهم ميلادى آغاز شده و تا كنون ، ادامه دارد .
11.  مانند «فرهنگستان مغرب» و «كانون نشست هاى علمى».
12.  واقف (السيد الحاج ادريس بن محمد البحراوى) ، شرط كرده است كه ساختمان ، فقط براى تعليم و تعلّم قرآن و حديث ، مورد استفاده قرار گيرد.
13. براى اطلاع بيشتر از مؤسسات آموزش عالى و دانشگاه هاى مغرب ، مى توان به پايگاه زير در شبكه جهانى اطلاع رسانى مراجعه كرد:

http: // fondation.org.ma