سرآغاز
پس از تثبيت اسلام در غرب اسلامى ، يعنى
شمال افريقا از مصر تا صحراى غربى، به
علّت موقعيّت جغرافيايى ويژه مغرب اَقصى
يا كشور مغرب كنونى،[2] اين سرزمين به
كانون توجّهات در آن منطقه بدل گرديد .
اين موقعيّت ، از آن جا ناشى مى شد كه اين
سرزمين ، گذرگاه فتح قلمروى جديد ، يعنى
اندلس،[3] محسوب مى گشت؛ سرزمينى كه
مسلمانان ، قريب به هشت سده بر آن حكم
راندند.
پس از استقرار حكومت اسلامى در مغرب اقصى
، به تدريج ، ابعاد علمى و فرهنگى اسلامْ
رو به گسترش نهاد . با تأسيس مدارس و مراكز
علمى و اهتمام به تعليم و تربيت مبلّغان و
آشنا ساختن مردمان تازه مسلمان با اسلام
، موجى از توجّه و گرايش به علوم دينى در
بين تمامى اقشار جامعه پديد آمد . كثرت
شگفت آور مساجد ، زاويه ها ، خانقاه ها،
مزارهاى علما ، رباط ها و مدارس مختلف ،
خود ، گواه رونق شگرف اهتمام به ابعاد
علمى و فرهنگى اسلام در آن خطّه است.
تثبيت مذهب مالكى (از مذاهب چهارگانه اهل
سنّت) به عنوان آيين منحصر به فرد آن ديار
، زمينه گرايش به دانش حديث و شكوفايى آن
را در مغربْ فراهم آورد و كار محدّثان و
مشايخ حديث ، بالا گرفت؛ مجموعه ها و
دائرة المعارف هاى حديثى تأليف شد؛ ابعاد
و جنبه هاى گوناگون احاديث ، كاويده شد و
به تدريج ، مكتب و سبك حديثى ويژه اى پديد
آمد كه از آن به «مكتب مغرب» ياد مى كنند.
حديث و محدّثان در مغرب دور اهتمام به دانش حديث و شكوفايى آن ، از
جمله ويژگى هاى برجسته جامعه اندلس در
دوره اسلامى است . نخستين كسى كه دانش
حديث را وارد اين سرزمين ساخت ، صَعصعة بن
سلّام شامى بود كه پس از مدّتى درنگ در
اندلس ، به قيروان[4] كوچيد و سرانجام ، در
مغرب اقصى در منطقه فاس ، رحل اقامت افكند
. از سوى ديگر ، ارتباط مستمر علمى بين غرب
اسلامى و شرق در زمينه هاى مختلف ، همواره
وجود داشته است ، خصوصاً در موضوع حديث ،
كه گاهى به صورت دريافت از مشايخ بزرگ
حديث (مانند محمد بن تومَرْت) ، ظهور
نموده و گاهى به صورت شنيدن مستقيم از
مشايخ بزرگ حديث (مانند : ابن عبدالملك
القَصرى ، ابوالبركات الكمال المِكناسى
، تقى الدين الفاسى ، ابن شَقرا السلاوى و
ابن خَلدون) بوده است.
شايد يكى از علل اهتمام مَغاربه (مغربيان)
به دانش حديث ، رواج و رونق گرايش ها ،
فرقه ها و نحله هاى صوفيان در آن خطّه
باشد . در واقع ، هر مسجد يا زاويه،[5]
مكانى بوده است كه همواره احاديث و
روايات ، توسط مشايخ و اساتيد طُرُق
صوفيه در آنها قرائت مى شده و مورد شرح و
تفسير ، قرار مى گرفته است . اين پديده ،
يعنى ريشه دواندنِ عميق تصوّف در مغرب
اقصى ، پس از فتوحات اسلامى و استقرار
اوّلين دولت مركزى
(يعنى سلسله ادريسيان)
به چشم مى خورد . تثبيت مذهب مالكى به
عنوان يگانه مذهب رسمى در آن سرزمين ،
موجب شد كه كتاب المُوَطَّأ ، اثر مالك بن
اَنَس (پايه گذار مذهب مالكى) ، به عنوان
اصلِ اوّل و كتاب مرجع معتبر در نزد
محدّثان مغربى جلوه نمايد كه همواره در
مدارس ، زوايا و محافل علمى ، به شرح و
تفسير و تحشيه آن مى پرداختند . مهم ترين
مراكز تعليمى و تربيتى عبارت بودند از :
جامع قَرَويّين در فاس ، زاويه دلائيه[6]
در تادله ، زاويه ناصريه[7] در تامْكُروت ،
زاويه فاسيه ،[8] زاويه عياشيه و
دارالمُرابطين.
محدّثان و مشايخ بزرگ حديث در اين سرزمين
(از دوران اوّلين دولت مستقل ، يعنى
ادريسيان ، تا دوره معاصر) را مى توان به
شرح زير برشمرد:[9]
عصر ادريسيان : ابن سعادة الفاسى ، درّاس
بن اسماعيل ، محمد بن سعيد القيسى و يحيى
بن يحيى الليثى الطنجى البربرى.
عصر مُرابطين : ابو محمد واجاج بن زلو
اللَّمْطى ، عبدالله بن ياسين و ميمون بن
ياسين.
عصر موحّدين : محمد بن تومَرت و ابن
القطّان.
عصر مرينى و سعديان : ابوالقاسم
عبدالعزيز العبدى ، عبدالمهيمن
الحَضْرَمى ، محمد بن عبدالمالك
المراكشى ، ابن رشيد الفهرى ، ابن الصباغ
المِكناسى ، محمد بن احمد المواق ،
ابوعبدالله محمد بن احمد بن غازى
العثمانى المكناسى ، ابو محمد عبدالله
العبدوسى (مفتى فاس) و ابو محمد عبدالله
بن على بن طاهر الحسنى.
عصر علويان :[10] شيخ التاودى ابن سوده ،
سيدى ادريس العراقى ، عبدالقادر بوخريص ،
ابو شعيب الدكالى ، سيدى ابن المدنى ،
محمد بن العربى العلوى ، عَلّال الفاسى و
محمد السائح.
تأسيس دارالحديث
دارالحديث حَسَنى ، مؤسسه اى است دولتى و
يكى از چند مؤسسه[11] و مركز علمى - فرهنگى
اى است كه توسط حسن دوم ، پادشاه سابق
مغرب ، تأسيس شده است و زير نظر دربار ،
اداره مى شود . اين مؤسسه علمى - آموزشى در
يازدهم جمادى اوّل 1388ق/ ششم اوت 1968م ،
آغاز به كار نمود
و هدف از تأسيس آن ،
اهتمام به علوم حديثى و تربيت دانشورانى
است كه استمرار بخشِ سيره و سلوك علمى
محدّثان و عالمان بزرگ اسلامى مغرب باشند
. در فرمان پادشاهى اى كه در روز تأسيس
صادر شده است ، اهداف و اصول كلّى و
چارچوب فعّاليت ها و نحوه ارتباط و روابط
سازمانى ، ادارى و آموزشى آن ، معيّن
گرديده است.
اين مؤسسه در شهر رباط ، پايتخت كشور مغرب
قرار دارد و امور ادارى و مالى آن ،
وابسته به بخش مالى وزارت دربار است و
امور علمى - آموزشى آن ، با نظارت وزارت
علوم مغرب ، انجام مى گيرد . اين مؤسسه ،
در مقطع كارشناسى ارشد و دكترى ، دانشجو
مى پذيرد و مقرّرى ماهانه اى به
دانشجويان مى پردازد.
اين مؤسسه ، در مركز شهر رباط در محله
«دُيورالجامع» قرار دارد و ساختمان آن -
كه شامل بخش ادارى ، كتاب خانه ، كلاس هاى
آموزشى و سالن همايش است - ، توسط يكى از
شخصيّت هاى معروف مغربى ، به صورت وقف،[12]
در اختيار اين مؤسسه قرار گرفته است.
همان گونه كه اشاره شد ، دانشجويان مى
توانند در دو مقطع كارشناسى ارشد و دكترى
، مشغول به تحصيل شوند . در هر دو مقطع ، دو
گرايش وجود دارد : 1) علوم قرآن و حديث ، 2)
فقه ، اصول فقه و اصول دين.
داوطلبانى كه در يكى از رشته هاى ادبيات
عرب ، اصول دين ، الهيات و يا رشته هاى
نزديك به اين رشته ها موفّق به كسب دانش
نامه ليسانس (كارشناسى) شده باشند ، مى
توانند در امتحان ورودى اين مركز ، شركت
نمايند.
مقطع كارشناسى ارشد ، شامل دو مرحله است :
اوّل ، آشنايى با مواد و موضوعاتى كه
دانشجو را با رشته مورد نظر آشنا مى نمايد
. دوره زمانى اين مقطع ، حدّاقل دو سال و
حدّاكثر، چهار سال است . دوم ، نگارش
رساله . قبل از آن كه دانشجو موضوع رساله
خود را انتخاب كند ، موظّف است تحت نظر
يكى از اساتيد ، مقاله اى تحت عنوان
«رساله مقدماتى» ارائه نمايد . دانشجويان
با تحرير اين مقاله ، به خوبى با چند و
چونِ تحقيق و نگارش رساله كارشناسى ارشد
آشنا شده ، با آمادگى بيشتر ، اقدام به
نوشتن پايان نامه خود مى نمايند.
تشكيلات ادارى دارالحديث حسنى
سازمان ادارى دارالحديث ، مركّب است از
بخش هاى : مديريت ، كارمندان و اعضاى هيئت
علمى ، دانشجويان ، كتاب خانه و امور
ادارى- مالى . مدير اين مؤسسه ، توسط
پادشاهْ منصوب مى گردد . مديران اين مؤسسه
از ابتدا تا كنون عبارت اند از : 1) خليل
الورزازى، 2) مصطفى بن احمد العلوى ، 3)
محمد فاروق نَبهان.
وظايف مدير ، عبارت است از:
1 . اشراف و نظارت بر امور ادارى،
2 . برنامه ريزى آموزشى،
3 . نظارت بر حُسن جريان برنامه هاى آموزشى
و درسى،
4 . تشكيل هيئت هاى علمى،
5 . نمايندگى دارالحديث در روابط با
مؤسسات و مراكز داخلى و خارجى.
فارغ التحصيلان
بر طبق آمار ، تا سال 1999 ميلادى ، بيش از
1500 دانشجو در مقطع كارشناسى ارشد و 45
دانشجو در مقطع دكترى ، از دارالحديث ،
فارغ التحصيل شده اند . بيش از نود درصد
اين دانشجويان ، مغربى اند و بقيه داراى
ملّيت هاى مختلفى از جنوب شرق آسيا تا
آسياى مركزى ، شبه قارّه هند ، ايران ،
كشورهاى عربى و افريقايى و كشورهاى غربى .
برخى دانشجويان ، در مقطع دكترى در
دارالحديث يا ساير دانشگاه ها ادامه
تحصيل مى دهند و تقريباً اكثر آنان جذب
آموزش و پرورش ، دانشگاه ها، وزارت اوقاف
و ديگر نهادهاى دينى و علمى مغرب مى شوند.
انجمن فارغ التحصيلان
سه سال پس از تأسيس دارالحديث ، فارغ
التحصيلان دوره اوّل ، اقدام به تأسيس
«انجمن فارغ التحصيلان دارالحديث»
نمودند . هدف از تأسيس اين انجمن ، عبارت
است از:
1 . خدمت به مصالح عمومى،
2 . خدمت به فرهنگ اسلامى - عربى،
3 . احياى ميراث اسلامى،
4 . دعوت شايسته به دين،
5 . مبارزه با جريانات فكرى منحرف و انديشه
هاى باطل،
6 . برقرارى ارتباط با مؤسسات و مراكز
اسلامى داخلى و خارجى،
7 . شركت فعّال در روند توسعه اسلامى جامعه
مغرب،
8 . شناساندن رسالت دارالحديث و دفاع از
حقوق و مصالح فارغ التحصيلان در ابعاد
مختلف.
برنامه هاى جارى انجمن ، عبارت است از : 1)
برگزارى مرتّب جلسات بحث و گفتگوى علمى ،
2) برگزارى نمايشگاه هاى كتاب ، 3) برپايى
نشست ها و همايش هاى علمى.
نشريه رسمى علمى و فرهنگى انجمن ، مجله
الإعتصام است كه به طور مرتّب ، منتشر مى
گردد . اين انجمن ، ارتباط تنگاتنگى با
وزارت اوقاف و دارالحديث دارد و در
فعاليت هاى علمى - فرهنگى داخلى و خارجى
كه با مشاركت سازمان هاى دولتى سامان مى
يابند ، فعّالانه شركت مى نمايد.
ساير فعّاليت هاى دارالحديث
1 . برگزارى سلسله سخنرانى هاى علمى : به
منظور تقويت روحيه علمى دانشجويان و
آشنايى بيشتر آنان با مباحث و موضوعات
جديد اسلامى و استفاده از تحقيقات و
مطالعات اساتيد فن و همچنين ايجاد فرصت
ارتباط مستقيم با دانشوران و محقّقان
مهمان ، برنامه سخنرانى هاى علمى ، هر
هفته برگزار مى شود.
2 . انتشار مجلّه:دارالحديث حسنى هر سال ،
يك شماره مجلّه با عنوان مجلّة دارالحديث
الحسنية منتشر مى كند كه اوّلين شماره آن
، در سال 1399ق/1979م ، منتشر گرديد و تاكنون ،
شانزده شماره آن عرضه شده است . هر شماره ،
به طور متوسط، شامل 450 صفحه مى گردد . بخش
هاى علمى اين مجلّه عبارت است از:
1) بخش مقالات علمى كه شامل مقالاتى در
گستره علوم قرآن و حديث ، فقه ، اصول فقه و
اصول دين مى گردد،
2) بخش چكيده برخى رساله هاى كارشناسى
ارشد و دكترى،
3) بخش مقالات علمى دانشجويان كه با اشراف
اساتيد دارالحديثْ تدوين مى شود.
البته مقالات منتشر شده در مجلّه ، به
موضوعات ياد شده ، منحصر نيست و مقالاتى
نيز در موضوعات تاريخ ، اقتصاد ، تعليم و
تربيت و معرّفى كتاب ، در مجلّه به چاپ
رسيده است . در پايان هر شماره ، چند صفحه
اى به گزارش فعّاليت هاى علمى - فرهنگى
دارالحديث و مدير آن ، اختصاص يافته است.
3 . كمك به انتشار پايان نامه هاى
دانشجويان : دارالحديث ، فاقد واحد
انتشارات است؛ ولى يكى از فعّاليت هاى
مستمر آن ، كمك و مشاركت در انتشار پايان
نامه هاى دانشجويان است و تا كنون ، از
اين طريق ، بيش از چهل رساله كارشناسى
ارشد و هجده رساله دكترى به زيور طبع،
آراسته شده است.
در اين جا به عناوين برخى پايان نامه هاى
منتشر شده ، اشاره مى شود:
1 . اسلام و مكتب هاى فكرى معاصر،
2 . مكتب مغرب در تفسير و علوم قرآن،
3 . اجتهاد در شريعت اسلامى (ريشه ها،
تحوّلات و تعاريف)،
4 . شناخت زَندقه و زِنديقان،
5 . مراكز حديثى در جهان اسلام،
6 . خشونت در اجراى حق ، از ديدگاه مذهب
مالكى و قوانين مغرب،
7 . حكم تصويرگرى در شرع و قانون،
8 . نقد متن ، در نگاه محدّثان،
9 . عُرف و عمل در مذهب مالكى و مفهوم آنها
نزد علماى مغرب،
10 . احكام اسيران در اسلام و مقايسه آن با
قوانين بين المللى،
11 . نگاشته ها و نويسندگان مغربى در باب
سيره رسول خدا(ص)،
12 . شيوه هاى سرمايه گذارى ، از ديدگاه فقه
اسلامى.[13]
1.
اين گزارش ، از رهاوردهاى سفر نويسنده
به رِباط در زمستان گذشته است . (ويراستار)
2. در ايران ، گاهى به تسامح ، كشور مغرب را
مراكش مى نامند . مراكش ، نام شهر و ناحيه
اى از كشور مغرب است . كشور مغرب را در
گذشته ، مغرب اَقصى يا مغرب دور مى
گفتند.و.
3. اَنْدَلُس ، نامى است كه مسلمانان بر
شبه جزيره ايبْرى (اسپانيا و پرتغال
كنونى) اطلاق مى كردند.و.
4. قيروان ، از شهرهاى تونس است. و.
5. زاويه ، از بناهاى اسلامى كه در آن ،
صوفيان و درويشان ، دين و علم و ادب مى
آموختند؛ مستمندانْ روزگار مى گذراندند؛
در راه ماندگان و جهانگردان ، توقّفى مى
كردند و گَرد راه از خود مى سِتُردند .
غذاى ساده ساكنان زاويه ها از اوقافْ
تأمين مى شد . هنوز در سرزمين هاى اسلامى
(از هند و تاجيكستان ، تا سنگال و
تانزانيا)، زوايا به چشم مى خورند و
دايرند. و.
6. شيخ ابوبكر بن محمد الدلائى ، آن را
تأسيس كرد. اين زاويه ، بعدها به مركز
علمى پُررونقى بدل گرديد كه از تمامى
مناطق مغرب ، آهنگ آن مى كردند و از حيث
اعتبار و منزلت علمى ، هم ترازِ جامع
قرويين محسوب مى شد . عالمان بسيار ، از
جمله محدّثان بزرگى چون ابو على الحسن
اليوسى (م1002ق) و احمد المقرى و العربى
الفاسى ، از دانش آموختگان اين زاويه اند.
7. شيخ عمر الأنصارى ، در سال 983 هجرى آن را
بنيان نهاد . در دوره زعامت محمد بن ناصر
الدرعى توسعه يافت و پژوهش هاى حديثى در
آن ، رونق بسيار يافت و با حمايت وى ،
عالمان بسيارى در اين رشته علمى ، پرورش
يافتند و آثار ارزشمندى آفريدند . از جمله
اين دانشوران اند : عبدالمالك التجموعى ،
محمد بن احمد الهلالى و محمد بن سليمان
الرودانى.
8. شيخ ابوالمحاسن سيدى يوسف الفاسى (م1013ق)
آن را بنيان نهاد . اين زاويه ، از همان
روز نخست به دانش حديث ، اهتمامى خاص داشت
و بسيارى از محدّثان را در دامان خود
پرورانْد .
9. برگرفته از كتاب : معجم المحدّثين
بالمغرب الأقصى ، تصحيح : عبدالعزيز بن
عبدالله ، مغرب : المطبعة المحمدية ، بى
تا ، چاپ اوّل ، ص6.
10. عصر علويان از قرن هفدهم ميلادى آغاز شده
و تا كنون ، ادامه دارد .
11. مانند «فرهنگستان مغرب» و «كانون نشست
هاى علمى».
12. واقف (السيد الحاج ادريس بن محمد
البحراوى) ، شرط كرده است كه ساختمان ،
فقط براى تعليم و تعلّم قرآن و حديث ،
مورد استفاده قرار گيرد.
13. براى اطلاع بيشتر از مؤسسات آموزش عالى و
دانشگاه هاى مغرب ، مى توان به پايگاه زير
در شبكه جهانى اطلاع رسانى مراجعه كرد: