اعتماد به نفس (خودباورى) ، از اصطلاحات
دانش جديد روانشناسى است و در قرآن و
احاديث ، عيناً به كار نرفته است؛ امّا بر
پايه مفاهيمى بنياد نهاده شده كه در قرآن
و حديث ، به فراوانى يافت مى شوند و مورد
توجّه قرار گرفته اند؛ مفاهيمى چون : عزّت
نفس ، علوّ همّت ، پايدارى ، شكيبايى ،
اميدوارى ، مناعت طبع ، درخواست نكردن از
مردم ، تلاش ، شناخت گوهر نفس ، توكّل ،
تربيت نفس ، و ...[1]
در اين جا به نمونه هايى از ياد كردِ اين
مفاهيم در آيات و احاديث ، اشاره مى كنيم.
قرآن كريم:
وَلِلّه العِزَّةُ وَلِرَسولِهِ
ولِلْمؤمِنينَ.[2]
عزّت (و چيرگى) ، از آنِ خدا و پيامبرش و
مؤمنان است.
فاستخَفَّ قَوْمَهُ فَأطاعوُهُ.[3]
[فرعون،] قوم خويش را خوار كرد . در نتيجه ،
اطاعتش كردند.
إن يَكُنْ مِنكُم عِشْرونَ صابِرونَ
يَغْلِبوا مِأَتَين.[4]
اگر از ميان شما بيست تن مقاوم باشند ، بر
دويست تنْ چيره مى شوند.
فَاسْتَقِمْ كَما اُمِرْتَ وَمَنْ تابَ
مَعَك.[5]
[اى پيامبر!] همان گونه كه به تو فرمان
داده شده است ، ايستادگى كن؛ همچنين هر كه
با تو ايمان آورده است.
فَإذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى
الله.[6]
پس چون تصميم گرفتى ، برخدا توكّل كن.
وَالَّذينَ جاهَدوا فينا
لَنَهْدِيَنَّهُم سُبُلَنا.[7]
آنان كه براى ما تلاش كردند ، حتماً به
راه هاى خويش ، هدايتشان خواهيم كرد.
وَلاتَيْأَسوا مِنْ رَوْحِ الله.[8]
از لطف خداوند ، نوميد نشويد.
الَّذينَ آمَنوُا وَلَمْ يَلْبَسوُا
إيمانَهُم بِظُلْمٍ ، اولئكَ لَهُمُ
الأَمْنُ.[9]
آنها كه ايمان آوردند و ايمان خويش را به
ستم نيالودند ، آسايش از آنِ ايشان است.
يا أيَّتُهَا النَّفْسُ المُطْمئِنَّةُ
ارْجِعى إلى رَبِّكِ راضِيَةً
مَرضِيَّةً ، فَادْخُلي في عِبادي
وَادْخُلي جَنَّتي.[10]
اى نفس مطمئن! به سوى پروردگار خويش
بازگرد ، خُشنود از او و مورد رضاى وى . آن
گاه به جمع بندگان من و به بهشت من در آى.
حديث قُدسى:
عَبْدي! أطِعْني حَتّى أجْعَلَكَ مِثْلي
أَوْ مَثَلي . أنا أقولُ لِلشَّى ءِ كُنْ
، فَيَكونُ؛ أَجْعَلُكَ مَهْما تَقولُ
لِلشَّىْ ءِ كُنْ ، فَيَكونُ.[11]
اى بنده من! از من اطاعت كن ، تا تو را
همانند خويش يا نمونه اى از خويش سازم . من
، چون به چيزى گويم : «بشو» ، مى شود . تو را
چنان خواهم كرد كه هرگاه به چيزى بگويى :
«بشو» ، بشود.
پيامبر اكرم(ص):
الناسُ مَعادِنُ كَمَعادِنِ الذَّهَبِ
والفِضَّةِ.[12]
مردم ، معدن هايى هستند همچون معدن هاى
طلا و نقره.
مَنْ جَدَّ وَجَدَ.[13]
هر كه تلاش كرد ، يافت.
هِمَّة الرِّجالِ تَقْلَعُ الجِبالَ.[14]
همّت مردان ، كوه ها را از جا مى كند.
إِستَعْفِفْ عَن السُّؤالِ مَا
استَطَعْتَ.[15]
تا مى توانى ، از درخواست كردن ،
خويشتندارى كن.
اُطْلُبوُا الْحَوائجَ بِعِزَّةِ
الأَنْفُسِ؛ فَإِنَّ الاُمورَ تَجْري
بالمَقاديرِ.[16]
خواسته هاى خويش را با عزّت نفس برآورده
سازيد؛ چرا كه كارها جريان مُقدَّر
دارند.
لَوْ كانَ الْعِلمُ بالثُّرَيّا
لَتَناوَلَهُ رِجالٌ مِنْ فارسَ.[17]
دانش ، اگر در (ستارگانِ) پروين باشد ،
مردانى از ايران به آن دست مى يابند.
اميرالمؤمنين(ع):
لَيْسَ العِلْمُ في السَّماءِ
فَيَنْزِلَ إلَيكُم ، وَلا في تُخُومِ
الأَرْضِ فَيَخْرُجَ لَكُم؛ ولكنَّ
العِلْمَ مَجْبولٌ في نُفوسِكُم؛
تَخَلَّقوا بِآدابِ الرَّوْحانِيّينَ
يَظْهَرْ لَكُم.[18]
دانش ، در آسمان نيست تا بر شما فرود آيد و
در ژرفاى زمين نيست تا براى شما فراز آيد؛
ليكن دانش ، در جان هاى شما سرشته شده است
. به آداب روحانيان (اهل معنا) پايبند شويد
تا بر شما آشكار شود.
نالَ الفَوْزَ الأكْبَرَ مَنْ ظَفَرَ
مَعرِ فَةَ النَّفْسِ.[19]
هر كه به شناخت خويشتن ظفر يابد ، به بزرگ
ترين رستگارى رسيده است.
رَحِمَ اللهُ امْرَء اً عَرَفَ قَدْرَهُ
ولَمْ يَتَعَدَّ طَوْرَهُ.[20]
خدا رحمت كند آن را كه قدر خويش را بشناسد
و از قلمرو (سامان) خويش ، تجاوز نكند.
مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ
رَبَّهُ.[21]
هر كه خويشتن خود را شناخت ، پرورگار خويش
را شناخته است.
إذا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فيه؛ فَإِنّ
شِدَّةَ تَوَقّيهِ أَعْظَمُ مِمّا
تَخافُ مِنْهُ.[22]
چون كارى به چشمت بزرگ آمد ، در ميان آن
قرار گير؛ چرا كه دشوارىِ پاييدن آن ، از
ترسى كه از انجام دادنش دارى ، بيشتر است.
لاتَجْتَمعُ عَزيمَةٌ وَوَليمَة.[23]
پيشرفت (و توفيق) ، با شكم چرانى نمى سازد.
أَعِرِ اللهَ جُمجُمَتَك؛ تِدْ فىِ
الأرضِ قَدَمَكَ.[24]
جُمجمه ات را به خدا بسپار و گامت را در
زمين ، استوار بردار.
إنّ النَّفْسَ لَجَوْهَرَةٌ ضَنَّةٌ.[25]
نفس ، به حقيقت ، گوهرى ارزشمند است.
مَنْ هانَتْ عَلَيهِ نَفْسُهُ فَلا
تأمَنْ شَرَّه.[26]
هر كه نفسش در نزد او خوار است ، خود را از
شرّش در امان مدان.
الغِنَى الأكْبَرُ ، اليَأْسُ عَمّا في
اَيْدِى الناسِ.[27]
بزرگ ترين بى نيازى ، چشم نداشتن به داشته
هاى مردم است.
ما اَنقَضَ النَّوْمَ لعزائِمِ
الْيَوْمِ.[28]
چه بسا خواب شب هنگام ، در هم شكننده
تصميم هاى روز است!
الشَّرَفُ بِالْهِمَمِ العالِيَةِ ،
لابِالرِّمَمِ البالِيَةِ.[29]
بزرگى ، به همّت هاى بلند است ، نه به
استخوان هاى پوسيده گذشتگان.
لاتَيْأسْ مِنَ الزَّمانِ إذا مَنَعَ.[30]
از روزگار ، نوميد مشو ، هنگامى كه از تو
دريغ ورزد.
الذُّلُّ في مَسأَلَةِ الناس.[31]
خوارى ، در درخواست از خَلق است.
ساعَةُ ذُلٍّ لاتَفي بِعِزِّ
الدَّهْرِ.[32]
يك دم خوارى ، به خوشىِ جاودان نمى ارزد.
الكَفُّ عَمّا في أَيْدِى الناسِ
عِفَّةٌ و كِبَرُ هِمَّةٍ.[33]
چشم پوشيدن از داشته هاى مردم ، پاك دامنى
و بزرگ همّتى است.
أتَزْعُمُ أنَّكَ جِرمٌ صَغيرٌ وَفيكَ انْطَوَى الْعالَمُ
الْأَكْبَرُ[34]
آيا گمان مى كنى كه جسمى كوچكى ، در حالى
كه جهانى بزرگ در تو پوشيده است؟!
وَهَوِّنْ عَلَيكَ ، فَإنّ الاُمو رَبِكَفِّ الإلهِ مَقاديرُها[35]
برخود ، آسان بگير؛ چرا كه كم و زيادِ
كارها در دست خداست.
امام سجّاد(ع):
ما اُحِبُّ أنَّ لي بِذُلِّ نَفْسي
حُمُرَ النِّعَمِ.[36]
دوست نمى دارم كه در عوض خوار شدنم ،
شُتران سُرخ مو (گران قيمت) از آنِ من
باشند.
امام صادق(ع):
شَرَفُ المؤْمِنِ قِيامُ اللَّيلِ و
عِزُّهُ اسْتِغْنائُهُ عنِ الناسِ.[37]
بزرگىِ مؤمن ، در شب بيدارى است و عزّتش
در بى نيازى وى از مردم.
1. بدين ترتيب ، براى يافتن آيات و
احاديث اعتماد به نفس ، بايد همه اين
عناوين را در قرآن و حديث ، جستجو كرد :
عزّة النفس ، معرفة النفس و معرفة قدرها ،
تربية النفس و تأديبها ، الثقة بالله ،
التوكّل ، التفويض ، التعويذ ، الركون ،
الهَون ، العزم ، الإرادة ، السعى ، الجهد
، الجِدّ ، النجاح ، الرجاء و عدم القنوط
و اليأس ، الهمّة و عُلوّها ، مَناعة
الطبع ، الإستقامة ، الإطمينان ، الغنى ،
الاستغناء عن الناس ، ترك السؤال ، الأمن
، و ...
2. سوره منافقون ، آيه8.
3. سوره زُخرف ، آيه 54.
4. سوره انفال ، آيه 65.
5. سوره هود ، آيه 112.
6. سوره آل عمران ، آيه 159.
7. سوره عنكبوت، آيه 66.
8. سوره يوسف، آيه 87.
9. سوره انعام ، آيه 82.
10. سوره فجر ، آيه 27-30.
11. الجواهر السَّنية ، ص361 . همچنين به
پيامبر اكرم(ص) منسوب است كه : «إنَّ لِلّه
عباداً إذا أَرادوُا أَرادَ؛ خداى را
بندگانى است كه چون اراده كنند ، خدا
اراده مى كند» (أضواء عَلى السُّنّة
المحمدية ، ص125).
12. بحارالأنوار ، ج61 ، ص65.
13. آداب المتعلّمين ، ص16.
14. كشف الخفاء ، ج2 ، ص333.
15. مُسند الشهاب ، ج1 ، ص378.
16. كنز العُمّال،حديث 16805.
17. همان ، حديث 34131.
18. كلمات مكنونه ، ص248.
19. غُررالحكم ، ج6 ، ص172.
20. بحارالأنوار ، ج79 ، ص66.
21. غرر الحكم ، ج2 ، ص625.
22. نهج البلاغه ، حكمت 175 . حكمت ديگرى نيز
به اميرالمؤمنين(ع) منسوب است : «إذا
هَوَّنْتَ الأَمْرَ هانَ؛ چون كارى را
آسان بگيرى ، آسان مى شود».
23. همان ، خطبه 241.
24. همان جا.
25. عيون الحكم و المواعظ ، ص141.
26. بحارالأنوار ، ج79 ، ص300.
27. نهج البلاغه ، حكمت 342.
28. همان ، خطبه241.
29. غررالحكم ، ج2 ، ص106.
30. همان ، ج6 ، ص294.
31. همان ، ج1 ، ص120.
32. همان ، ج4 ، ص133.
33. همان ، ج1 ، ص365.
34. أنوار العقول (ديوان أميرالمؤمنين ـ ع
ـ) ، ص249.
35. همان ، ص248.
36. الكافى ، ج2 ، ص109.
37. همان، ص148.