مجلات >حديث زندگی>پيش شماره 2

نامه هاى شما

 


86

از گفته ها و نوشته هاى شما استقبال مى كنيم و همين طور از آنچه متناسب با موضوعات دفترهاى بعدى «زندگى» از اينجا و آنجا انتخاب و براى ما ارسال مى كنيد. از پيشنهادها، انتقادها و همدلى هاى شما سپاسگزاريم و آنها را راهگشا مى دانيم.
لطفاً در مكاتبه با ما، سن و ميزان تحصيلات خود را بنويسيد.

نامه هاى اين دوستان به دستمان رسيد:
آباده: عليرضا هوشمند اراك: هيوا صمديان اصفهان:خورشيد خانم اهواز:سالم طوبايى بهشهر: محمد رضا مباركى تبريز:فيروز ذاكرى، نادر تكليفى تنكابن: سيروس پورقاسمى تهران: فائزه طارمى راد، مريم آذرچهر، محبوبه فهيمى، مرضيه عيسى، امين صديقى، ماهنامه رشد جوان چالوس: مهدى الكايى بهجتى رامهرمز: فرزاد امين زنجان: ليلى زمانى نيا ساوه: سيد مرتضى حكمى سنندج: سهراب سراجى شيراز: شهرزاد ظريفكار قم: الهه دهپرور، خانواده عيسى، مريم زمانى نيا، سيد على رضايى، كاظم استادى، ليلا زيران پورباغبانى، مصطفى حاتمى، محمد حسين حاجى حسينى، مصطفى مهريزى مشهد:جواد طاهرى، فائزه ملك جعفريان مهاباد: حنا اردلان همدان: عبدالكريم حميدى

در نامه خانم فائزه طارمى راد (دانش آموز سال سوم دبيرستان) مى خوانيم:
به نظر من، زندگى يعنى بندگى خدا. مطمئناً خداوند، انسانها را براى اين خلق نكرده است كه تنها شادى كنند... وظيفه اصلى ما در زندگى، خودسازى است. شادى واقعى انسان، جز هنگامى كه خداوند از او راضى باشد، تأمين نمى گردد.
دوستىِ خدايى، يگانه دوستىِ واقعى است و... بنابراين، من فكر مى كنم بتوان همه دوستى ها، شادى ها، اعتماد به نفس ها و خودسازى هاى حقيقى را در قالب «بندگى» معنا كرد.
اگر همه موفقيت هايمان را از خدا بدانيم و به خاطر شادى هايمان، شكر گزار او باشيم و بكوشيم تا در هرشرايطى خدا را از خود، راضى نگه داريم، در تك تك لحظات، احساس شادى خواهيم كرد و مطمئناً زندگى شيرينى خواهيم داشت. حقيقت زندگى، بندگى خداست و ما تنها در صورتى كه آداب اين بندگى را خوب رعايت كنيم، واقعاً زندگى خواهيم كرد.