|
عباس روش مند
اعصاب ما
و زندگى امروز / دكتر هوشمند ويژه
تهران: نشر سهيل، 1373، 152 ص، چاپ اوّل،
رقعى.
در زندگى ماشينىِ امروز، گويى انسان براى
خدمت به ماشين آفريده شده است و ماشين، در
خدمت انسان نيست؛ بلكه انسان در خدمت
ماشين است. «كار» كه بايد وجود ما را صيقل
دهد و درخشان كند، موجب فرسايش وجود ما مى
شود. جان و روانِ ما نيز همراه با تن، خسته
و فرسوده مى شود. آلودگى هوا و صدا، به
همراه آلودگى هاى مادّى و معنوى، چنان
محيط متشنّجى را پديد آورده كه امكانِ
زندگى توأم با شادى و نشاط را بسيار اندك
نموده است.
راه چاره چيست؟ نويسنده در كتاب فوق، در
هفت فصل مى كوشد كه ابتدا وضعيتِ
ناهنجارِ ضِدّ شادى و زندگى راحت را
تشريح كند و سپس در دو فصل انتهايى،
راههاى درمان را ارائه نمايد. وى براى
مبارزه با غم و اندوه و كاستن از بيمارى
هاى عصبىِ ناشى از مدرنيته (تجدّد)، دو
راه حلّ مهم ارائه مى كند: يكى پيشگيرى
است كه با استراحت، خواب، تفريح، ورزش و
بازى، كنترل خويش و آگاهى از وضعيّت خود،
امكان پذير است؛ ديگرى هم درمان است كه با
استفاده از چشمه هاى آب معدنى، نور
آفتاب، خواب درمانى، فيزيوترابى، آسودن
مطلق (قرار گرفتن در وضعيت ريلاكس) بايد
بدان مبادرت ورزيد.
نويسنده، مدرنيته را نفى نمى كند؛ امّا
معتقد است كه بايد بهترين شكل بهره ورى از
زندگى مدرن و راه گريز از عوارض آن را
آموخت و نبايد به وهم و ظنّ و گمان پرداخت.
اين كتاب، راههاى زيستِ سالم در دنياى
ماشينى امروز را به ما مى آموزد و به
استفاده از «عقلِ سليم» در جهان پر تلاطم
كنونى، تأكيد مى كند. هر كس بنا بر
موقعيّت و جايگاه خاصّ خود، بايد از عقل
سليم بهره برد تا بتواند شادى را به محيط
زندگى فردى و اجتماعى نفوذ دهد و از گسترش
غم و اندوه بكاهد.
شادى و
زندگى / دكتر مهدى بهادرى نژاد
تهران: نشر اوحدى، 1375، 220 ص، چاپ اوّل،
رقعى.
كتاب فوق، در يك مقدمه و دوازه فصل، سامان
يافته است. مؤلف محترم آن كه ساليان دراز
در غرب زيسته و در مراكز آموزش عالى
مختلفِ آنجا تدريس كرده است، به تناسب
علاقه شخصى، به طور جدّ به مقوله «شادى»
پرداخته و به چندين زبان، آنها را منتشر
كرده
است. وى در تحقيقات خود، بر عنصر
«معنويت» در ازديادِ شادى، تأكيد فراوان
كرده و معتقد است كه انسان براى نجات از
مشكلات كنونى خود و براى دستيابى به
شادىِ هميشگى، بايد اعتقاد و باور خود را
عوض كند و بپذيرد كه در زندگى، شادى هايى
به مراتب عميق تر از لذّتهاى جسمانى وجود
دارند كه دستيابى به آنها نياز به وقت،
تلاش، صبر و حوصله دارد.
نويسنده، در اين كتابْ كوشيده است تا
نشان دهد كه با تقويت ارزشهاى انسانى چون
عشق، خدمت به مردم، خوش بينى، خيرخواهى،
سپاسگزارى، رضايت، قناعت، گذشت و خلاصه
زدودن رذائلِ اخلاقى، مى توان به شادى
دست يافت.
وى كه در رشته هاى فيزيك و رياضى تحصيل
كرده و بيشتر وقت خود را در زمينه انرژى
خورشيدى مصروف داشته، علاقه مند است كه
مقوله هاى روانى را نيز به گونه اى با
فرمولهاى رياضى نشان دهد. لذا براى
ارزيابى شادى، يك «شادى سنج (Happinometry Equation)» را در
قالب فرمول ساده ذيل ارائه مى دهد:
H=J-F-E
يعنى شادى(H)، برابر است يا عناصر مثبت
شادى(j)، منهاى رنجهاى جسمانى(F)، منهاى
رنجهاى عاطفى يا احساسى(E).
وى با همين معادله، در پىِ تعيين «شاخصِ
ملّى شادى» است و مى گويد كه اگر تمام
مردم يك كشور، شادى خود را با معادله شادى
سنجى ارزيابى كنند، مى توان ميزان شادى
روزانه، ماهانه و سالانه يك كشور را
تعيين كرد و در نتيجه، در هر سال، «شاخصِ
ملّى شادى» را مشخّص كرد. اين شاخص، عبارت
است از جمعِ جبرى ميزان شادى سالانه تمام
آحاد ملّت، تقسيم بر تعداد افراد، كه
رابطه آن چنين است: ) HnSH
در معادله فوق، «Hi» ميزان شادى هر فرد، و
«n» تعداد افراد و «S» علامت جمع است.
شرع و شادى / ابوالفضل طريقه دار
قم: نشر همسايه، 1376، 140 ص، چاپ اوّل،
رقعى.
كتاب «شرع و شادى» كه از يك مقدمه و دو بخش
فراهم آمده، در آغاز به خواننده، اين
زمينه ذهنى را مى دهد كه شرع مقدس و نيز
شرعْ مَداران، با شادى مخالف نيستند، سهل
است كه مروّج آن اند، و اگر كردارهايى هم
از برخى متشرّع مآبان، در جهت شادى كُشى و
ترويج فرهنگ غم واندوه ديده مى شود، ناشى
از ذهن و ضميرِ سنگواره اىِ خود آنان است
و دامنِ شريعت، از جمود و خشكى، مبّراست.
نويسنده در بخش اوّل، برخى عوامل شادى
افزا را چنين بر مى شمرَد: پوشيدنِ
لباسهاى روشن، خودآرايىِ مشروع، مسافرت،
ورزش، پرهيز از گناه، كمك به ديگران، و
حضور در مجالس شادى.
امّا از آنجا كه معمولاً در مجالسِ شادى،
دست زدن و گاهى رقصيدن هم هست، نويسنده
اين سؤال را مطرح مى كند كه: «ديدگاه شرع و
فقهاى معاصر در اين باره چيست؟». لذا بخش
دوم كتاب را يكسره به بررسى همين موضوع
اختصاس مى دهد. در اين بخش، ابتدا انواع
رقص را به تفصيل شرح مى دهد و از آن ميان،
نوع مبتذل و مفسده خيز آن را به طور كلّى
طرد مى كند؛ ولى در موردِ رقص معمولى و
غيرمفسده خيز، چهار ديدگاه را از فقهاى
معاصر مطرح مى كند كه يكى از آنها ديدگاه
جواز است؛ يعنى بعضى از مراجع و فقها فتوا
داده اند كه: در مجالس شادى، رقصِ زن در
ميان زنان و مرد در ميان مردان،، اگر
مفسده خيز نباشد، بى اشكال است.
نويسنده معتقد است كه انگيزه اين تأليف،
رفع سؤالها و شبهه ها و نيز كدروتهايى است
كه در جامعه اسلامى ميان متشرّعان وجود
دارد. وى براى هر يك از ادّعاهاى خود،
فتواهايى از مراجع معاصر آورده است.
وى جهتِ اثبات فرضيه خود، افراد را به
چهار گروه تقسيم مى كند: برون گراى با
ثبات، درون گراى با ثبات، برون گراى
روانْ رنجور، و درون گراىِ روانْ رنجور.
سپس نتيجه مى گيرد: از آنجا كه شادى،
تركيبى از عاطفه مثبتِ بالا و عاطفه
منفىِ پايين است، ما اكنون مى توانيم با
اطمينان، به شناسايىِ افراد داراىِ ژنِ
شادى بپردازيم. اين افرادِ خوش اقبال،
برون گراهاى باثباتى هستند كه مزاجى
دَمَوى دارند. برون گرايى آنها، موجبِ
عاطفه مثبتِ بسيار زيادى مى شود و ثبات يا
روانْ رنجورىِ اندك، موجب مصون ماندن
آنان از عاطفه منفى مى گردد. صاحبانِ «ژنِ
غمگين» درون گراهاى روان رنجور يا افرادِ
سوداوى مزاج اند.
امّا درون گراهاى با ثبات و برون گراهاى
روان رنجور چگونه اند؟ نويسنده معتقد است
كه افراد داراى اين دو نوع شخصيت، سطوح
مشابه و متوسطى از شادى را دارا هستند.
|