مجلات >حديث زندگی>پيش شماره 2

شادابى و ديندارى

مهدى مهريزى

 


22

شادابى يعنى سر زندگى و نشاط. اين حالت درونى كه بر انديشه و رفتار آدمى تأثير گذار است و زندگى را از خُمود و ايستايى بازمى دارد، بسترها و زمينه هايى دارد و داراى نشانه ها و علائمى از اين دست است:

1. سلامت جسمى و روحى،
2. باور به توانمندى در حلّ مشكلات زندگى،
3. اميدوارى،
4. خوشرويى،
5. كار و تلاش،
6. داشتن خصلت هاى اجتماعى.
اينك اين پرسش ها مطرح است كه: شادابى با اين زمينه ها و نشانه ها چه نسبتى مى تواند با ديندارى داشته باشد؟ آيا ديندارى، شادابى را تقويت مى كند يا سبب ركود و خُمود آن است؟ آيا احكام و دستورهاى دينى و آداب و شعائر مذهبى، بر سرزندگىِ آدمى مى افزايند؟ يا از آنها مى كاهند و به آنها لطمه وارد مى سازند؟ آيا دينداران، انسانهايى خوشرو، پُرتلاش و اجتماعى اند؟ يا انسانهايى كِسل، تنبل و انزوا طلب؟
آيا ديندارى، به سلامتى جسمى و روحى انسان كمك مى كند و باور او را به توانمندى خويش و اميدش را به زندگى بالا مى برد؟ يا اينكه حاصل ديندارى، افسردگى هاى روحى، نااميدى از زندگى، سستْ ارادگى و زبونى خواهد بود؟
براى پاسخ گفتن به اين پرسش ها مى توان جامعه دينداران را مورد مطالعه قرار دارد و خصلت ها و رويه آنان را بازشناسى نمود و به منابع دينى، يعنى قرآن و سخن پيشوايان دين رجوع كرد و بر اساس آنها، به تجزيه و تحليل نظرى اين مسئله پرداخت.
گرچه هر دو شيوه، لازم و تكميل كننده يكديگرند، بلكه مطالعات ميدانى مى تواند ميزان نزديكى و دورى دينداران را از تعاليم مذهبى نشان دهد، ليكن اين نوشتار كوتاه، همان راه پژوهش نظرى را دنبال مى كند.
به نظر مى رسد كه مطالعه گفته هاى پيشوايان و سيره زندگى آنان، نشان دهنده آن است كه ديندارى، بر شادابى مى افزايد و آدمى را از خُمود و تنبلى رهانده، سر زنده و سرحال مى سازد.
اينك شواهدى را از سيره و گفتار پيشوايان دينى يادآور مى شويم:

1. برخوردارى از خوشى هاى زندگى
امام كاظم (ع) فرمود: تلاش كنيد شبانه روزتان را به چهار قسمت تقسيم كنيد: بخشى را به كار و تلاش، اختصاص دهيد؛ قسمتى را به عبادت خداوند بگذرانيد؛ بخش سوم را به كسب دانش واگذاريد، و بخش چهارم را صرف خوشى هاى حلال و پسنديده كنيد و با
 


23

اين [بخش چهارم]، مى توانيد از عهده سه تاى ديگر بر آييد.1
يكى از ياران امام رضا (ع) مى گويد روزى حضرت از ما پرسيد: «كدام غذا خوشمزه تر است؟». هر كسى پاسخى داد. يكى گفت: «گوشت». ديگرى گفت: «زيتون». سومى گفت: «شير». آن گاه خود ايشان فرمود: «خير، بلكه نمك (ظاهراً منظور آن بوده كه اگر نمك نباشد، غذاهاى ديگر هم لذتبخش نيست)». سپس فرمود: روزى براى تفريح و هوا خورى بيرون رفته بوديم. جوانها گوسفند چاقى را كشتند، ولى نمك با خود نياورده بودند. از اين رو، نتوانستيم از گوشت به خوبى استفاده كنيم و لذّت ببريم.2
يكى از انگيزه هاى سفر و گردشگرى، خوشىِ حلال است. در حديثى آمده است كه خردمند، جز براى سه چيز سفر نكند: توشه برداشتن براى آخرت، بازسازى اقتصاد زندگى، و خوشى حلال.3

2. سير و سفر
گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره هاى زيبا و آشنايى با آداب و رسوم ملّت ها، گذشته از فايده هاى بى شمار مادّى و معنوى، آدمى را از افسردگى مى رهاند و به سلامتى جسم و روان او كمك مى كند. امام صادق (ع) فرمود:
سافِرُوا تَصِحُّوا.4
سفر كنيد تا سالم باشيد.
از اميرمؤمنان روايت شده است كه: چنانكه بدن خسته مى شود، روح نيز خسته و دلتنگ مى گردد و هر دو به تفريح و استراحت نياز دارند. خستگى هاى بدن با ديدن منظره هاى زيباى جهان آفرينش، برطرف مى شود و خستگى هاى روان با شناخت و فهم حقايق هستى.5 پدر علامه مجلسى، پس از نقل اين حديث، مى گويد:
چه زيباست كه انسان در سفر، با خود، كتابهاى علمى و پر محتوا، مانند «مثنوى» را بر دارد تا سفرش، سفر الى الله باشد و در نعمت هاى الهى بينديشد و گشت و گذارش تنها جنبه حيوانى نداشته باشد.6
مى گويند ملاّ محسن فيض كاشانى (كه نوشته هاى بسيار و ديوان شعر دارد)، دوران جوانى را در قم سپرى مى كرد. آوازه دانشمندى در شهر شيراز به نام سيد ماجد بَحرانى به گوشش رسيد. تصميم بر سفر به شيراز و كسب دانش از محضر او گرفت. پدرش از سفر او خشنود نبود. با اصرار وى، پدرش راضى شد كه به قرآن و ديوان شعر منسوب به امام على (ع) تفأّل كنند (فال بزنند). وقتى قرآن را گشودند، اين آيه آمد:
چرا از ميان مؤمنان، گروه هايى سفر نمى كنند تا با دين آشنا گردند و به هنگام باز گشت، قوم خود را هشدار دهند؟7
و وقتى ديوان را باز كردند، اين شعر آمد:

تَغَرَّبْ عَنِ الأوطانِ فى طَلَبِ الْعُلى وَ سافِرْ فَفِى الأسفار خَمْسُ فَوائدٍ
 تَفَرُّجُ هَمٍّ وَ اكْتِسابُ مَعيشةٍ وَ عِلْمٍ وَ آدابٍ وَ صُحْبَةِ ماجِدٍ.8

 


24

 در جستجوى بزرگى، از وَطنْ دور شو و مسافرت نما كه داراى پنج فايده است: غم و اندوهْ برچيده مى شود؛ روزى و علم و ادب به دست مى آيد و همنشينى بزرگانْ دست مى دهد.
فيض كاشانى، پس از اين تفأّل، راهىِ شيراز شد. علوم دينى را نزد سيد ماجد بحرانى فرا گرفت و با ملاّصدرا آشنا گشت. فلسفه و عرفان را از او آموخت و به دامادى استادش (ملاّصدرا) نيز نائل آمد.9

3. آراستگى
خداوند، آراستگى و اظهار نعمت را دوست مى دارد و ژوليدگى را نمى پسندد. خداوند، دوست مى دارد كه نشانه نعمت هايش را در بندگان خويش ببيند و لباسشان خوشبو و خانه هايشان تميز باشد.10
اين سخنى است كه امام صادق (ع) در ترغيب به آراستگى بيان داشته است.
همچنين، خداوند به بندگانش فرمان داده است كه هرگاه به مسجد مى روند، با آرايش و زينت داخل شوند.11
رسول خدا فرمود:
خداوند، دوست مى دارد هرگاه مؤمنى نزد برادرش مى رود، آماده و آراسته باشد.12
حضرت على (ع) فرموده است:
هر يك از شما بايد خود را براى برادر مسلمانش بيارايد، چنانكه براى افراد ناشناس چنين مى كند.13
در باب آراستگى زنان نيز سفارش هاى فراوانى در متون دينى به چشم مى خورد. براى مثال، امام صادق (ع) مى فرمايد:
سزاوار نيست كه زنان، خود را واگذارند؛ بلكه اگر امكان دارد، با آويختن گردنبندى، خود را بيارايند.14
همچنين نقل شده كه پيامبر (ص) به مردان مى فرمود تا ناخُن هايشان را از تَه بگيرند و به زنان توصيه مى كرد قدرى از ناخن هايشان را بگذارند كه براى آنان، زيباتر است.15

4. كار و تلاش و پرهيز از تنبلى و كسالت
كار، جوهر آدمى و نشانِ حيات اوست. آنكه تلاش نمى كند و به تنبلى و كسالت خو كرده، بهره اش از زندگى اندك است و سلامتى اش در خطر، و شادابى اش بر باد.
كار و تلاش، استعدادهاى آدمى را شكوفا مى سازد؛ از انحراف و لغزش او جلوگيرى مى كند و بر سرزندگى و نشاطش مى افزايد.
پيشوايان دينى، خود مظهر تلاش و كار بوده اند. اميرمؤمنان (ع) با اجرت آبيارى نخلستان ها، صدها برده را در راه خدا آزاد كرد و امام باقر (ع) با آنكه فربه بود، دست از كار
 


25

نمى كشيد و كار را جهاد در راه خدا قلمداد مى نمود. از همين رو، سفارش هاى آنان به كار و كوشش و هشدارشان براى دورى جُستن از تنبلى و كسالت، بر جان مى نشيند. على (ع) فرمود:
هر كه كار كند، توانمندى اش فزونى گيرد، و آنكه از تلاشش بكاهد، سستى اش زياد شود.16
و نيز فرمود:
زيادى سخن بر كار، عيب است، و زيادى كار و تلاش بر سخن، زيبايى و برازندگى است.17
به همان اندازه كه از كار و تلاش ستايش شده، از تنبلى نكوهش شده است. امام على (ع) فرمود:
تنبلى به دين و دنيا آسيب مى رساند.18
و نيز فرمود:
آفت موفّقيت، تنبلى است.19
و نيز از آن حضرت روايت شده است:
آنكه پيوسته تنبلى ورزد، از دستيابى به آرزوها ناكام ماند.20

5. پوشيدن لباسهاى روشن
علاّمه مجلسى در كتاب «حلية المتقين» نوشته است:
بهترين رنگ ها در جامه، سفيد است و بعد از آن، زرد و بعد از آن، سبز و بعد از آن، سرخِ نيم رنگ و كبود و عدسى. پوشيدن لباس سرخِ تيره، مكروه است، خصوصاً در نماز. پوشيدن جامه سياه، كراهت شديد دارد، در همه حال، مگر در عمامه و عبا و موزه (كفش)؛ و اگر عمامه و عبا هم سياه نباشد، بهتر است.21
امام صادق (ع) فرموده است كه على (ع) بيشتر وقت ها جامه سفيد مى پوشيد.22 نيز مؤذّن مسجدالنبى مى گويد: ديدم كه امام صادق (ع) در ميان قبر پيامبر (ص) و منبر ايشان، نماز مى گزارد و جامه زردى به رنگ بِهْ بر تن داشت.23
امير مؤمنان به يارانش مى فرمود:
لباس سياه بر تن مكنيد كه پوشش فرعون است.24
همچنين امام صادق (ع) از پوشيدن كفشِ مشكى برحذر مى داشت؛ چرا كه به فرموده حضرت، چشم را كم سو مى كند و غمبار است.25

6. اميد به زندگى
در فرهنگ نيايشِ پيشوايان دين، تقاضاى عمر طولانى از خداوند، بسيار آمده است و همين را به دوستان خويش نيز آموخته اند. از اين رو، در ماه رمضان كه بهترين زمان براى نيايش و سخن گفتن با خداست، اين دعا هر روز تكرار مى گردد:
اللهم إنّى أسئلك فيما تَقضى و تُقَدِّرُ مِن الأمر المحتوم فى ليلة القدر، أن تُطيلَ عُمرى.26
بار خدايا! از تو مى خواهم كه يكى از مقدّرات شب قدر را عمر طولانى ام قرار دهى.
امام حسن (ع) فرموده است:
 


26

براى دنيا چنان تلاش كن كه گويا هميشه زنده اى، و براى آخرت چنان مهيّا شو كه گويا فردا به سويش پر مى كشى.27
فلسفه انتظار در مكتب تشيّع، اميدوار ساختن انسانها به زندگى و آينده برتر است. نااميدى، گناهى بزرگ است و از كسانى سر مى زند كه با خداوند، بيگانه اند و به او كفر مى ورزند.
نگاه اجمالى به آموزه هاى دينى، از اين حقيقت پرده برمى دارد كه از آثار ايمان مذهبى، شادابى و سر زندگى و شادمانگى و انبساط خاطر است؛ چرا كه مذهب، بر زمينه هاى پيدايش آن سفارش كرده و نشانه هايش را ستوده است.
استاد مطهرى به زيبايى بر اين نكته انگشت نهاده و گفته است:
ايمان مذهبى، آثار نيك فراوان دارد؛ چه از نظر توليد به جهت و انبساط، و چه از نظر نيكو ساختن روابط اجتماعى، و چه از نظر كاهش و رفع ناراحتى هاى ضرورى كه لازمه ساختمان اين جهان است.28
استاد در بحث از بهجت زايى و انبساط آفرينى ايمان، ايمان مذهبى را در ايجاد خوشبينى، روشندلى، اميدوارى و آرامش خاطر، مؤثر مى داند.29

در پايان بايد به يك نكته اشاره كرد و آن اين است كه برخى از آموزه هاى دينى، مانند سفارش به گريه بسيار، عزادارى و... با سرزندگى و نشاط ناسازگارى ندارد. گريه از عشق خداوند و يا هراس از عظمت و بزرگى او، نه تنها به افسردگى و دلمرگى نمى انجامد، بلكه نيروى معنوى و قدرت روحى را افزايش مى دهد؛ همين گونه است عزادارى بر مصيبت اولياى دين. اين همه، گذشته از آن است كه در آموزه هاى دينى، برخوشرويى، تبسّم، بشّاش بودن و گرمى در معاشرت، سفارش فراوان شده است. بهانه ساختن چنان آموزه هايى براى ايجاد خشكى و رخوت، برداشتى نادرست از دين است.


1. بحار الأنوار، ج 78، ص321
2. وسائل الشيعة، ج 17، ص 60.
3. همان، ج 8، ص 248.
4. همان، ص 251.
5. روضة المتقين،ج 4، ص278.
6. همان جا.
7. سوره توبه، آيه 122.
8. ديوان امام على عليه السلام.
9. فوائد الرضوية، ص637؛ المحجّة البيضاء، ج1، مقدمه.
10. گزيده حلية المتقين، ص 10.
11. سوره اعراف، آيه 31.
12. ميزان الحكمة، ج5، ص2298.
13. همان جا.
14. من لايحضرالفقيه، ج1، ص123 (2298).
15. وسائل الشيعة، ج10، ص453 (ح1).
16. ميزان الحكمة، ج 9، ص 4050(ح14259)
17. همان، ص 4062 (ح14310).
18. همان، ج11، ص 5184(ح17650).
19. همان، ح 17652.
20. همان، ح 17660.
21. گزيده حلية المتقين، ص11.
22. همان، ص 12.
23. همان.
24. الحدائق الناضرة، ج7، ص116.
25. الكافى، ج6، ص 465.
26. مفاتيح الجنان، ص 316.
27. بحارالأنوار، ج 44، ص 139، ح 6.
28. انسان و ايمان، ص 48.
29. همان، ص 49 . 54.