|
سيّدحسن
موسوى
بارها
تصميم گرفته ايم كارى را انجام دهيم; اما
بعدها از انجام دادن آن, صرف نظر كرده ايم.
نه اين كه نظرمان عوض شده باشد; بلكه كسى
نبوده است كه ما را به پيگيرى آن وادارد و
از اهميّت آن برايمان بگويد.
اگر نگاهى به انبار ذهنمان بيندازيم, آن
را پر از اين گونه طرحهاى بى فرجام خواهيم
يافت. حالْ آنكه اگر قبلا با دوستى هم
پيمان مى شديم و مشتركا تصميم مى گرفتيم
كه طرح خود را اجرا كنيم, چه بسا موفق شده
بوديم.
زندگى مردان بزرگ, پر از طرحهاى مشترك اين
چنين و سرشار از نتايجى است كه ريشه در هم
پيمانى دوستان و همّت دوستانه آنان دارد
و نشان مى دهد كه چگونه دوست مى تواند
تأثيرى بى مانند در اين زمينه بگذارد.
ماجراى زير, نمونه اى از هزاران مورد
مشابه است.
جرجى زيدان (متوفّاى 1332ق), تاريخدان و ادب
شناس بزرگ مصرى ـ كه بسيارى از آثارش, از
جمله رمانهاى تاريخى او, به زبان فارسى
ترجمه شده است ـ كتاب مفصّلى در موضوع
تاريخ ادبيات عرب (با عنوان (تاريخ آداب
اللغة العربية)) نوشت و در بخشى از آن,
مدّعى شد كه شيعيان, آثار مكتوب قابل
توجّهى در تاريخْ عرضه نكرده اند و نقش
مؤثّرى در پيشرفت علوم اسلامى نداشته
اند.
سه دوست جوان كه از دانش آموختگان حوزه
علميه نجف و تربيت يافته فرهنگ شيعه
بودند و عميقا جريان فرهنگى شيعه را مى
شناختند و اين ادّعا را خلاف واقع مى
دانستند, با يكديگر هم پيمان شدند كه هر
كدام به گونه اى به آن پاسخ دهند و زيدان
را متوجّه خطاى تاريخى بزرگش بنمايند.
ييكى از آن سه تن, علامه شيخ محمد حسين
كاشف الغطا (م1374ق) بود كه به نقد روش تحقيق
اين كتاب پرداخت و خطاهاى متعدّد آن را بر
شمرد و حاصل كار خود را به صورت كتابى به
نام (النقود و الرّدود) (نقدها و پاسخها)
منتشر ساخت. اين كتاب در محافل علمى,
جاى
خود را باز كرد و نشان داد كه چگونه كارى
عالمانه مى تواند ادّعاهاى نادرست را بى
اثر كند.
دومين دوست, علامه سيد حسن صدر (م1364ق), نقش
شيعيان را در پايه گذارى علوم اسلامى
نشان داد و ثابت كرد كه بسيارى از اين
علوم, بى حضور شيعيان, هيچ گاه شكل
امروزين خود را نمى يافتند و تأثير شيعه
در پيدايش آنها انكار ناپذير است. اين
تحقيق, با نام (تأسيس الشيعة الكرام لعلوم
الاسلام) (بنيانگذارى علوم اسلامى به دست
شيعه) منتشر شد و محقّقان را متوجّه جنبه
هاى ناگفته تاريخ علوم اسلامى نمود.
امّا سومين دوست كه علامه شيخ آقا بزرگ
تهرانى (م1389ق) بود, با كوششى بى مانند,
كتابخانه هاى سراسر كشورهاى اسلامى را
كاويد و از ميان كتابهاى آنها نزديك به
شصت هزار كتاب شيعى را شناسايى كرد و بدين
ترتيب, توانست (كتاب شناسى بزرگ شيعه) را
از آغاز تاريخ اسلام تا عصر خويش تدوين
كند. اين كتاب شناسى كه نگاهى به هزار و
سيصد سال فعاليت علمى شيعه دارد, طى حدود
سى جلد و با عنوان (الذريعة الى تصانيف
الشيعة) (راهنماى آثار مكتوب شيعه), پاسخ
محكمى بود به ادّعاى نا به جاى جرجى
زيدان. بعدها اين اثر, منشأ تحقيقات تازه
اى در باب مكتوبات شيعه گشت و آثار فراموش
شده را باز شناساند.
اين سه اثر ماندگار و اين سه تصميم به
انجام رسيده و اين سه طرح سامان يافته,
ريشه در يك چيز داشتند: دوستى صميمانه اين
بزرگان و هم پيمانى اين دوستان براى
انجام كارى سترگ.*
*
براى آشنايى بيشتر با اين جريان و بخصوصْ
شخصيت شيخ آقا بزرگ, رجوع شود به كتاب: شيخ
آقا بزرگ تهرانى, نوشته استاد محمد رضا
حكيمى, انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى,
ص23. |