| مجلات >حديث زندگی>پيش شماره 1 |
|
|
27 |
|
در نزديكى ساحل شرقى نيل و در بخش قديمى
پايتخت مصر, معنويّت و شكوه بنايى كهن, چشم و
دل هر بيننده را به تماشا و درنگ وامى دارد;
بنايى اسلامى, با گنبدها و گلدسته هاى كوچك و
بزرگ كه مصريان آن را (الجامع الأزهر الشريف)
مى خوانند.
مسجد جامع (الازهر) با دو كاركرد هماهنگ دينى و
علمى اش, بيش از هزار سال است كه فروغ آگاهى و
بيدارى را در دل و جان و انديشه مردم اين
سرزمين, فروزان نگاه داشته و در
|
|
28 |
|
برابر
سيلابهاى فتنه و در توفانهاى حوادث, همچنان
روشن و روشنى بخش باقى مانده است.
تأسيس قاهره و بناى (الازهر)
شهر قاهره, در سال 358قمرى/969ميلادى, پس از فتح
مصر به دست سپاهيان (المعزّ) فاطمى,1 توسّط
(جوهر) كاتب, سردار بزرگ فاطميان (كه از
مسلمانان جزيره سيسيل بود) بنياد نهاده شد.
از آنجا كه فاطميان بر مذهب تشيّع اسماعيلي2
بودند, پيوسته از شرق و غرب و نيز از درون
ممالك فتح شده, تحت فشار مذاهب اهل سنّت قرار
داشتند. بدين سبب, نخستين اقدام جوهر, پس از
استوار سازى پايتخت, آغاز بناى مسجدى جامع (به
سال 359ق/970م) در مركز شهر قاهره بود كه به تدريج
ـ از آن رو كه فاطميان خود را فرزندان فاطمه
زهرا(س) مى دانستند ـ (الجامع الازهر) ناميده
شد; نامى كه مشتقّ از لقب دختر زهد پيشه و
فرزانه رسول خدا و يادآور وى بود.
مساجد جامع در آن روزگار, پايگاه اصلى ترويج
مذهب حاكم بر جامعه و محلّ برگزارى نمازهاى
عيد و جمعه بودند كه معمولا به امامت شخص حاكم
اقامه مى شد و مؤمنان بسيارى از دور و نزديك,
براى شنيدن خطبه هاى نماز و آگاهى از مسائل
دين و دنياى خويش, در آنجا گرد مى آمدند. هر
جامع به طور معمول, محلّ تدريس استادانى در
رشته هاى قرائت و حفظ قرآن, تفسير, حديث, فقه,
عقائد, هيئت و…بود و كتابخانه اى داشت و بناها
و بستانهايى نيز بر آن, وقف مى شد.
مسجد جامع قاهره (الازهر) نيز همچون ساير
مساجد جامع سرزمين هاى اسلامى, از آغاز افتتاح
در سال 361ق/972م, به پايگاه مركزى دين و دانش در
سرزمين هاى خلافت فاطمى بدل گشت و وظيفه آشنا
سازى مصريان با مذهب جديد (تشيّع اسماعيلى) و
تحكيم مبانى اعتقادى آنان را به خوبى انجام
داد و بويژه, مبلّغان بسيارى تربيت كرد كه اين
مذهب را در گوشه و كنار ممالك اسلامى ـ از
اروپا و غرب آفريقا گرفته, تا شام و فلسطين و
حجاز, و تا عراق و خراسان و ماوراء النهر ـ
پراكندند.
آغاز تدريس در (الازهر)
نخستين كسى كه تاريخ از او به عنوان مدرّس
مسجد جامع قاهره سخن گفته, على بن نعمان (قاضى
القضات مصر) است كه مى دانيم به سال 365ق/975م, در
الازهر, حلقه هاى درس فقه و حديث و قضا و…
داشته (كه طالبان علم براى شركت در آنها مى
بايست ثبت نام مى نموده اند) و كتابهاى پدرش3
را تدريس مى نموده است.
همچنين شايسته است كه از ابن كلّس4 ياد كنيم كه
محضر درس فقه وقضاى شيعه را در الازهر اداره
مى كرد و نخستين كسى بود كه نظام آموزشى خاصّى
براى تحصيل و تدريس در اين جامع, تدوين نمود و
با همّت خويش و جلب موافقت خليفه (العزيز
باللّه), از سال 378ق, آن را به اجرا گذاشت.
نخستين دانشجويان الازهر كه به دستور خليفه
از آنان ثبت نام به عمل آمد, 35تن (از سرزمين هاى
مختلف) بودند كه پس از ثبت نام, مقرّرى ثابت
ماهيانه دريافت مى كردند و خانه اى از موقوفات
مسجد جامع در همان نزديكى و نيز كتاب و دفتر و
امكانات لازم ديگر در اختيارشان قرار گرفت.
|
|
29 |
|
العزيز باللّه, به توسعه الازهر همّت گماشت و
رواقهاى جديد و حجره ها و استراحتگاه هايى
براى اساتيد و دانشجويان (و نيز مساكين و
مسافران و ديگر مجاوران) و نسخه هاى متعدّدى
از قرآن و كتابها و وسايل آموزشى مورد نياز
(چون اسطرلاب, ابزارهاى طبابت, ظروف داروسازى,
و…) بر آنان وقف كرد.
بدين ترتيب, آموزش عالى در (الازهر) آغاز گرديد
و خيلى زود به وسيله حكومتهاى ديگر اسلامى
مورد تقليد قرار گرفت. تأسيس مدارس نظاميّه
توسّط خواجه نظام الملك طوسى (كه به تعاليم
مذهب شافعى اختصاص داشت و تبليغات اسماعيليان
را پاسخ مى گفت) يكى از آن نمونه هاست.
تنوّع دانشها در (الازهر)
اگرچه پنج رشته: عقائد, تفسير, فقه, حديث و
ادبيات, محور آموزش در جامع الازهر بوده اند,
امّا هر از چندى, رشته اى ديگر از علوم و فنون
بر آنها افزوده شده, يا يكى از آنها رونق و
اقبال عمومى بيشترى يافته است.
برخى دروسى كه در طول قرون در اين دانشگاه
بزرگ اسلامى ارائه شده اند, عبارت اند از: علوم
قرآنى و تفسير, علوم حديث, ادبيات, كلام و
عقايد, منطق و فلسفه, هيئت, رياضيات, فقه و
اصول, قضا, طب, داروسازى, فيزيك, اخلاق و عرفان,
تصوّف, و… كه در دوره معاصر, دانشهاى جديد نيز
بر آنها افزوده شده است.
اين دانشگاه در حال حاضر, تقريبا در تمامى
رشته هاى اصلى علوم (علوم نظرى, علوم تجربى,
علوم فنّى و مهندسى, علوم پزشكى, علوم انسانى,
فلسفه, زبانهاى خارجى) تا مقطع دكترا, دانشجو
مى پذيرد.
برخى هنرها و حرفه ها كه از گذشته دور, همواره
در اين دانشگاه اسلامى آموخته شده و همچنان
مورد توجّه اند, بدين قرارند: فنون قرائت قرآن,
شعر و سرود, خوشنويسى, تذهيب, جلدسازى كتاب و
صحّافى, فنّ خطابه و وعظ, و…; به علاوه,
دانشگاه الازهر, هم اكنون مجموعه گسترده اى از
هنرستانهاى فنّى و حرفه اى را در سراسر مصر,
تحت پوشش دارد.
|
|
30 |
|
تنوّع دانشجويان و اساتيد در (الازهر)
تنوّع مذهبى, زبانى, نژادى و سرزمينى استادان
و دانشجويان الازهر, پيوسته جالب توجّه بوده
است. نامگذارى رواقها, ايوانها, تكيه ها و
دروازه هاى جامع الازهر به نام اقوام و ممالك
و مذاهب گوناگون, شاهدى بر اين مدّعاست.5
از اين گذشته, سابقه روشنى از تحمّل آرا و
عقايد ديگران,6 مناظره و گفتگو با استاد و در
محضر استاد, و پرهيز از تعصّبات قومى و
سرزميني7 در تاريخ اين دانشگاه به چشم مى خورد.
همچنين از آغاز تأسيس الازهر به اين سو,
پيوسته به نام زنان فرزانه اى برمى خوريم كه
به تحصيل و تدريس در اين نهاد دينى و علمى,
اشتغال داشته اند8 و از 1378قمرى تا كنون,
دانشگاه دختران الازهر, بزرگترين مركز آموزشى
ويژه زنان در سراسر مصر است.
ويژگى تاريخى ديگر الازهر, كوشش در آموزش
معلولان جسمى است كه هيچ گاه در آنجا به سبب
نابينايى, ناشنوايى, و… از آموزشهاى مذهبى و
فراگيرى دانشهاى مورد علاقه خويش, محروم نشده
اند.9
تحوّلات آموزشى در (الازهر)
الازهر, پس از عصر طلايى فاطميان و با غلبه
صلاح الدين ايّوبى بر مصر, مورد بى مهرى قرار
گرفت و مذهب رسمى آن, تحت فشار ايّوبيان,10 به
مذهب شافعى تغيير يافت و آموزشهاى علمى آن, به
فقه و علوم حديث و قرآن, محدود شد.
با آغاز حكومت مماليك,11 رونق نسبى به الازهر
بازگشت و سه مدرسه در جوار آن تأسيس و بر آن,
وقف شد.
سلاطين عثمانى12 نيز اگرچه حنفى مذهب بودند و
تعاليم و نفوذ معنوى الازهر را بر نمى
تابيدند, امّا به دلايل سياسى ـ اجتماعى, 13 از
دخالت در كار اين نهاد علمى پرهيز نموده, از
اواخر قرن يازدهم هجرى, به تعيين يكى از
اساتيد الازهر (به پيشنهاد خود ايشان) به
عنوان شيخ الازهر و صدور حكم رسمى براى وى (به
عنوان مفتى سرزمين مصر) اقدام كردند.14
نخستين گواهى رسمى الازهر, در سال 1288ق/1871م,
صادر شد. بدين ترتيب كه شيخ الازهر (شيخ محمد
مهدى عباسى) به تشويق سيد جمال الدين اسد
آبادى ـ كه در آن زمان از استادان اين دانشگاه
بود ـ مقرّراتى براى امتحان استادى وضع كرد و
براى برخى فارغ التحصيلان, گواهى رسمى صادر
نمود تا آنان بتوانند به امر تدريس و قضا و
صدور فتوا در شهرها و سرزمين هاى خويش, اشتغال
ورزند.15
شيخ محمد عبده, از استادان الازهر, وقتى به
مقام مفتى بزرگ مصر و رياست اوقاف و ديوان قضا
رسيد, به سال 1313ق/1895م, با همكارى شيوخ الازهر,
در اين جامع شريف, دارالعلوم (مركز تربيت
معلّم) تأسيس كرد و علوم جديد را ـ كه به شدّت
مورد نياز جامعه مصر بود ـ وارد نظام آموزشى
الازهر نمود, تا محصّلان اين رشته ها نيز
(همچون دوره فاطميان) از آموزشهاى دينى بهره
مند گردند.
وى همچنين كتابخانه هاى رواقهاى گوناگون
الازهر را جمع آورى و ادغام نمود و با مساعدت
خديو مصر,16 مدرسه قضات را ضميمه الازهر ساخت.
از اين زمان بود كه نظام آموزشى الازهر, شكل
امروزين به خود گرفت و مدرك
|
|
31 |
|
فارغ التحصيلان
اين مجموعه, رسميّت يافت.
تأسيس دانشگاه
و سرانجام در 1355ق/1936م, شيخ محمد مصطفى مراغى با
توسعه بخشيدن به خدمات علمى و آموزشى جامع
شريف, دانشگاه الازهر (جامعة الأزهر) را تأسيس
نمود كه شامل سه دانشكده (شريعت) و (ادبيات عرب)
و (اصول دين) مى شد.17
وى همچنين در بيرون از مجموعه بناهاى جامع
الازهر, اداره مركزى و كوى دانشگاه (شامل
خوابگاه ها, مجموعه ورزشى, درمانگاه) و
كتابخانه بزرگ دانشگاه را بنياد نهاد كه به
دانشجويان و اساتيد, خدمات قابل توجّهى ارائه
مى كرد.
دانشگاه الازهر, به تدريج, شعبه هايى در ساير
شهرهاى مصر: اسيوط, اسكندريه, طنطا, دمنهور,
فيّوم, زقازيق, منصوره, شبين الكوم, و…) ايجاد
نمود; تا جايى كه در هزاره تأسيس اين دانشگاه
(1378ق/1959م) آموزش پيش دانشگاهى و نيز آموزشهاى
مذهبى در كليه مدارس مصر, بر عهده اين دانشگاه
بود و رقم دانشجويان الازهر, به حدود چهل هزار
نفر مى رسيد.
شيخ محمود شلتوت كه در هزاره تأسيس دانشگاه
الازهر, رياست آن را برعهده گرفته بود, سه
يادگار بزرگ از خود بر جاى گذاشت: نخست آنكه
مذهب شيعه اماميه (دوازده امامى) را بر مذاهب
رسمى اسلامى موجود در الازهر افزود و فقه و
حديث اهل بيت را (در كنار ديگر مذاهبى كه در
دانشكده شريعت تدريس مى شدند) رسميّت بخشيد.
ديگر اينكه دانشكده هاى پزشكى, علوم و فنّى را
در دانشگاه الازهر, تأسيس كرد كه كليه
دانشجويان آنها نيز ـ همانند سه دانشكده پيش
گفته, امّا در سطحى محدودتر ـ با عقايد, قرآن,
حديث, احكام, تاريخ اسلام و اخلاق اسلامى آشنا
مى شوند. سوم آنكه دانشگاه دختران الازهر را
ايجاد كرد كه دانشكده ها, دبيرستان ها و
هنرستان هاى دخترانه بسيارى را در سراسر مصر,
تحت پوشش دارد.
دانشگاه الازهر, هم اكنون, بيش از 130 هزار
دانشجو دارد كه در 55 دانشكده در سراسر مصر به
تحصيل مشغول اند. تحصيل در اين
|
|
32 |
|
دانشگاه براى
مصريان, رايگان است و به دانشجويان نيازمند,
كمك هزينه تحصيلى نيز تعلّق مى گيرد.
دانشجويان جوياى كار, مى توانند در امور
خدماتى و آموزشى دانشگاه و مراكز وابسته به آن
(دبيرستان ها, هنرستان ها, مراكز تحقيقات) به
كار پاره وقت اشتغال ورزند.
آموختن يك زبان خارجى در الازهر, اجبارى است و
اين دانشگاه, در مقطع دكترا, با برخى
دانشگاههاى اروپايى, مبادله دانشجو دارد.18
الازهر و علوم اسلامي
جامع الازهر, تنها حوزه علوم دينى در تمامى
مصر است و از طريق دانشگاه الازهر, اقدام به
تربيت طلاّب علوم دينى مى نمايد; امّا تنها
دانشجويان دانشكده هاى (اصول دين و تبليغ) و
(شريعت و قانون) و هستند كه به خاطر واحدهاى
درسى بيشتر و سطح بالاتر آموزشهاى اسلامى,
طلبه (شيخ) محسوب مى شوند و مى توانند با برتن
كردن لباس ويژه روحانيان اهل سنّت, به تبليغات
مذهبى بپردازند و يا مشاغل و مناصب رسمى
روحانيت مصر را عهده دار شوند.
بخش محورى آموزش در الازهر, آموزش تعاليم
اسلامى است و در اين ميان, تكيه بيشتر بر: قرآن,
حديث, عقايد, اخلاق, تايخ اسلام, فقه (حقوق
اسلامى) و ادبيات عرب است. لذا شيخ الازهر و
رئيس دانشگاه, از ميان اساتيد اين رشته ها
انتخاب مى شوند.
هم اكنون, دكتر محمد سيّد طنطاوى (از محقّقان
برجسته علوم قرآن و حديث), شيخ الازهر است و
دكتر احمد عمر هاشم (حديث پژوه نامدار مصرى),
رياست دانشگاه الازهر را به عهده دارد.
نشريه ويژه تحقيقات و تبليغات اسلامى الازهر,
(نور الاسلام) ناميده شده كه به عربى و در سطح
جهان منتشر مى شود.
الازهر و دوستى ملّتها
پيشتر گفتيم كه در (الازهر), از آغاز تا كنون,
دانش پژوهان مسلمان از هر سرزمين, نژاد, زبان و
مذهب, امكان تعليم و تعلّم داشته اند19 و
شايستگان آنها غالبا بدون كمترين مشكل به
مقام استادى يا شيخى (رياست) رسيده اند.20
از يك قرن پيش به اين سو, بويژه پس از شكل گيرى
دانشگاه الازهر, پيوسته رقمى در حدود ده درصد
از كلّ دانشجويان اين مركز بزرگ آموزشى را
خارجى ها (دانشجويان غير مصرى) تشكيل داده اند;
تا جايى كه هم اكنون, نزديك به سه هزار جوان
مسلمان (دختر و پسر) از 71 كشور جهان (از جمله
ايران) به تحصيل در آن, اشتغال دارند كه از
بابت تحصيل و دريافت امكانات رفاهى, شهريّه اى
به دانشگاه مى پردازند.
دانشجويان خارجى, در مجموعه خوابگاهى
دانشگاه, مجتمع هاى مخصوص به خود دارند و در
عين حال, از طريق نمازهاى جماعت, تيمهاى ورزشى,
گروههاى علمى و هنرى, تالارهاى غذاخورى و
نمايش, و… در اوقات فراغت, روابط برادرانه اى
با دانشجويان مصرى برقرار ساخته اند.
بدين ترتيب, الازهر را بايد پايگاه دوستى
ملّتهاى اسلامى و روشنفكران مسلمان دانست كه
در اين زمينه, در جهان اسلام, تنها با حوزه
علميه قم قابل مقايسه است.
|
|
33 |
|
نشانى لازم براى تماس و مكاتبه دانشجويى ـ
علمى با الازهر, چنين است:
پست: جمهورية مصر العربية, القاهرة, جامعة
الأزهر, مديريّة شئون الطلاب المسلمين
الأجانب.
تلفن مديريت امور دانشجويان مسلمان
خارجى:4018059ـ02
پست الكترونيك: info @ alazhar.org
پايگاه بر روى شبكه جهانى اطلاع رسانى
(اينترنت):http://www.alazhar.org
1. فاطميان, سلسله اى از خلفاى شيعه اسماعيلى
كه خود را از فرزندان حضرت فاطمه(س) مى دانستند
و از 297 تا 567 قمرى بر سرزمين هاى اسلامى شمال
افريقا, شام, فلسطين و جزاير مديترانه حكومت
كردند.
2. شيعيان اسماعيلى يا هفت امامى, فرقه اى از
شيعه هستند كه سلسله امامان معصوم را به
اسماعيل, بزرگترين فرزند امام صادق(ع), پايان
يافته مى دانند و او را امام هفتم مى شمارند.
3. قاضى ابوحنيفه نعمان مغربى, قاضى القضات
حكومت فاطميان, فقيه و محدّث شيعه, صاحب كتاب
معروف (دعائم الاسلام).
4. يعقوب بن يوسف, معروف به ابن كلّس, وزير
خليفه (العزيز) فاطمى, از سال 367 تا 380 ق.
5. برخى اقوام, ملل و مذاهبى كه نامشان بر
بناهاى الازهر نهاده شده, عبارت اند از: حنفى
ها, حنبلى ها, كردها, عراقيان, مصريان عليا و
سفلى, جنوبيان افريقا, سودانيان, چينى ها, يمنى
ها, ديلميان(ايرانى ها), شاميان (مردمان سوريه,
لبنان, اردن و فلسطين), تركان (مردمان تركيه,
قفقاز و آسياى ميانه), مغربيان (مردمان تونس,
ليبى, الجزاير, مراكش و صحرا), صقلابيان (نژاد
اسلاو: مردم بلغارستان, يوگسلاوى, آلبانى,
بوسنى و غرب روسيه), اهل حرم (حجاز), برناويان
(مردمان سنگال, نيجر, گينه, غنا, ساحل عاج),
جبرتيان (مردم اتيوپى, اريتره و سومالى),
بربرها (مردم موريتانى و مالى), جاوه اى ها (نژاد
زرد: مردمان برونئى, اندونزى, فيليپين, مالزى,
تايلند و ميانمار), غوريان (مردم افغانستان),
صحرائيان (مردمان چاد و افريقاى مركزى),
هنديان (مردمان هند, پاكستان, بنگلادش, كشمير,
سرى لانكا و مالديو) و…
6. از جمله: شيخ عبدالمجيد سليم (شيخ الازهر) در
سال 1371ق/1952م, (دارالتقريب) را براى نزديك سازى
مذاهب اسلامى تأسيس نمود كه از پشتيبانى جدّى
آية اللّه العظمى بروجردى نيز برخوردار
گرديد.
7. به اين نمونه ها از فارغ التحصيلان الازهر
بنگريد: صدّيق حسن خان (م1307ق) امير ولايت بوپال
هند, امير محمد بن على (م1311ق) مؤسس دولت
ادريسيان يمن, هوارى بومدين (دومين رئيس
جمهورى الجزاير), مأمون عبدالقيّوم (رئيس
جمهور فعلى مالديو), ملاّ محمد بن عبداللّه
(رهبر سياه پوست ضد استعمار سومالى)… و به اين
نمونه ها از اساتيد الازهر: ابن خلدون (موّرخ
نامدار دربارهاى آندلس /اسپانيا), حسن العطّار
(شيخ الازهر ـ اهل مراكش, نخستين اعزام كننده
طلاّب الازهر به دانشگاههاى اروپا), محمد مهدى
عباسى (شيخ الازهر ـ مسيحى مسلمان شده), محمد
خضر (شيخ الازهر ـ اهل تونس)… و مى دانيم كه
شيوخ الازهر تا كنون, هم از ميان مالكيان, هم
از شافعيان و هم از حنفيان انتخاب شده اند.
8. از جمله: استاد (زينب الغزّالى) از رهبران
اخوان المسلمين و از زنان نويسنده و سخنور مصر
و دكتر (عائشه عبدالرحمان (بنت الشاطى)),
نويسنده و محقّق سرشناس مصرى.
9. يكى از رواقهاى الازهر نيز پيوسته به سكونت
نابينايان و تحصيل و تدريس آنان اختصاص داشته
كه (رواق العميان) ناميده مى شود.
10. سلسله اى از فرمانروايان كه به سال 564ق, به
دست صلاح الدين ايّوبى در كردستان تأسيس شد و
به زودى خلافت فاطميان را برانداخت. ايّوبيان
بر مصر, شام, فلسطين, عراق و حجاز, چيره شدند و
تا سال 648ق, حكومت كردند.
11. گروهى از سرداران سپاه (از تبار غلامان ترك
و قفقازى) كه بر ايّوبيان شوريدند و از سال 650
تا 922ق, بر مصر, فرمانروايى نمودند.
12. سلسله اى از زمامداران ترك نژاد كه از
680ق/1281م, تا 1340ق/1922م, براكثر سرزمين هاى اسلامى
در غرب ايران (شامل تركيه, شام, فلسطين, حجاز,
يمن, شمال و شرق افريقا, جنوب شرقى اروپا,
جزاير مديترانه و…) به نام خلافت اسلامى,
حكومت كردند.
13. از جمله: پيوند عميق مردم مصر با علماى
الازهر و نيز منحصر بودن نظام آموزشى پيشرفته
ملل اهل سنّت به اين دانشگاه و همچنين به دليل
انقلابهاى متعدّدى كه شيوخ الازهر در برابر
حاكمان مستبد, رهبرى كرده بودند و نيز استقلال
مالى اين مجموعه علمى ـ دينى از حكومت (در آن
دوره), و…
14. صدور اين فرمان, در دوره معاصر, از وظايف
رئيس جمهور مصر است و مقام شيخ (رئيس ) الازهر,
بالاتر از (مفتى ديار مصر) شمرده مى شود. شيخ
الازهر ممكن است متعلّق به هر يك از اقوام و
ملل مسلمان و پايبند به هر يك از مذاهب اهل
سنّت باشد.
15. پيش از اين تاريخ, استادان الازهر, به روش
حوزه هاى قديم اسلامى, براى شاگردان برجسته
خويش, اجازاتى (گواهى هايى) مى نوشتند: اجازه
تدريس علوم اسلامى; اجازه فتوا; اجازه نقل
حديث; و اجازه عرضه كتابهاى حديث.
16. خديوان (محمد على پاشا و فرزندانش), واليان
مصر و تحت الحمايه سلاطين عثمانى بودند كه از
1220ق/1805م, تا 1371ق/1952م, زمامدارى اين سرزمين را
عهده دار بودند.
17. دانشگاه الازهر, زير مجموعه (الجامع الأزهر
الشريف) است; امّا استقلال نسبى دارد و رئيس آن
نيز از سوى رئيس جمهور نصب مى گردد.
18. دو تن از شيوخ پيشين الازهر, محمد الفحّام و
عبدالحليم محمود, داراى مدرك دكتراى علوم
تربيتى و فلسفه از دانشگاههاى فرانسه بودند.
19. به اسامى برخى از فارغ التحصيلان و اساتيد
نامدار الازهر بنگريد: على بن نعمان (فقيه و
محدّث تونسى), قاضى قضاعى (محدّث يمنى), ابن
بابشاد (لغت شناس ايرانى), عبداللطيف بغدادى
(مورّخ و محدّث عراقى), ابن فارض (عارف شاعر
سورى), شهاب الدين عمر سهروردى (عارف و مفسّر
ايرانى), ابن خلّكان(مورّخ كرد عراقى), ابن
خلدون(مورّخ و جامعه شناس اسپانيايى), قلقشندى
(اديب مصرى), مقريزى (مورّخ لبنانى), ابن حجر
عسقلانى (محدّث فلسطينى), شرف الدين مناوى
(محدّث مصرى), شمس الدين سخاوى (مورّخ و محدّث
مصرى), جلال الدين سيوطى (فقيه, محدّث و مفسّر
مصرى), مرتضى زبيدى حسينى (محدّث و فرهنگنامه
نويس يمنى), شهاب الدين احمد حجارى (مورّخ
اسپانيايى), عبدالرحمان جبرتى (مورّخ
اتيوپيايى).
20. به عنوان نمونه از ميان شيعيان: سيد جمال
الدين اسد آبادى (استاد تفسير و علوم عقلى) و
شيخ محمد تقى قمى (معاصر ـ استاد فقه و حديث
شيعه).