| مجلات >حديث زندگى>شماره 25 |
سارا جعفرى
فنّاورىهاى مخابرات و ارتباطات، در تحول و دگرگونى تمدنهاى بشرى، نقش مهمى داشتهاند. اختراعات و اكتشافات، بىشك، زندگى بيشتر انسانها را در سراسر جهان، مستقيم يا غيرمستقيم، تغيير داده و يا حداقل تحت تأثير قرار داده است، به نحوى كه در هر دوره، شيوه جديدى براى زندگى ايجاد شده و به تدريج، برخوردها و ارتباطات اجتماعى و رفتارهاى مربوط به آن و سنّتها و آداب و رسوم و ... و به طور كلّى، حيات و تمدن بشرى، شكل نوينى پذيرفته است.
از زمان آغاز برنامههاى توسعه كشور، ارتباطات مخابراتى، گسترشى بسيار مطلوب و حيرتآورى داشته است، به طورى كه امروز ايران به لحاظ گسترش امكانات و فناورىهاى ارتباطى، از جمله كشورهاى مطرح در سطح جهان بويژه در آسيا و اقيانوسيه است و قوىترين شبكه ارتباطى در غرب آسيا را داراست.
رايانه، ماهواره، تلويزيون، راديو، نمابر، ويدئو، تلكس، اينترنت، تلفنهاى معمولى و سيّار و ... مرزها را - كه زمانى افراد و فرهنگهاى متفاوت جهانى را از نظر جغرافيايى، اقتصادى يا سياسى از هم جدا مىكردند - عملاً از بين برده است. انقلاب فناورى اطلاعات، مشخّصاً به تغيير تعريف و نيز ارزيابى مجدّد و تجديد سازمان جوامع بشرى در سراسر جهان ادامه مىدهد.
فنّاورىهاى ارتباطات راه دور، مانند هر دگرگونى ناشى از عرضه وسيله يا فنّاورى جديد در هر جامعه انسانى، باعث تغييرات گسترده و دامنهدارى شده است. برخى از اين تغييرات، آشكار و واضحاند و برخى ديگر چندان به چشم نمىآيند (كه به نمونههايى از آنها اشاره خواهيم كرد).
امروزه رسانهها (اينترنت، شبكههاى خبرى ماهوارهاى، و ...)، از روزنهها و باريكراههاى چشم و گوش و انديشه انسان، به جاى جاى زندگى اجتماعى و خصوصى افراد حقيقى و حقوقى در هر گوشه و كنارى از اين كره خاكى، رخنهاى تأثيرگذار و آگاهى بخش يافتهاند؛ در درون خانهها و حريم خصوصى و عمومى مردم، آزادانه گام مىزنند و انديشهها، فرهنگها، سنّتها، زبان و حتى ذائقهها را دچار دگرگونى كردهاند، تا آنجا كه تمدّنهاى بشرى را در رويارويى مؤثر با تهاجم آنها ناتوان ساخته، در موضع دفاعى قرار دادهاند. به سبب اين ظهور و حضور مستمر و گسترده در زندگى خصوصى و اجتماعى مردم و به دليل كاربرد وسيع رسانهها در مراكز دانشگاهى و تحقيقاتى و بنيادهاى هنرى و علمى و بنگاههاى اقتصادى و تجارى سراسر گيتى است كه جهان امروز را دنياى ارتباطات مىنامند.
گردش آزاد اطلاعات در دنياى پيچيده ارتباطات، حقّى است كه هر شهروند مىتواند از آن، بهره گيرد. اين حقِّ به رسميت شناخته شده، در برگيرنده حقّ گردآورى، انعكاس و انتشار اخبار و نظرات و حقّ دريافت و استفاده از اخبار و اطلاعات است. آزادى بيان و اظهار عقيده و گردش و تبادل آزادانه اطلاعات، حقوق شناخته شدهاى هستند كه ديگر تقريباً هيچ حاكميتى نمىتواند شهروندانش را از آن محروم كند؛ ولى حق دارد آنها را محدود و يا منحصر به موارد خاصى نمايد. البته اين محدوديتها بايد معقول، مناسب، شفاف و خالى از ابهام باشند و با معيارهاى: منافع و امنيت ملى، اصول اخلاقى و ارزشهاى دينى و ملّى هر جامعه، سازگارى داشته باشند و در راستاى رعايت و تأمين حقوق خصوصى و عمومى هر دو طرف رسانههاى گروهى (ارسال كننده پيام - گيرنده پيام) تبيين گردند.
رويارويى جوامع انسانى با پديده گسترده و تا حدودى غير قابل كنترل «رسانههاى گروهى نوين»، به كار گيرندگان و مخاطبان رسانههاى گروهى و دولتها را واداشته است تا براى بهرهگيرى بهينه از اين وسايل و جلوگيرى از سوءاستفاده احتمالى از آنها، به تدريج به يك رشته قواعد و مقررات، تن دردهند.
گسترش انفجار گونه و عطش روزافزون استفاده از اينترنت و ارتباطات الكترونيكى بهطور غير منتظرهاى، شركتها، سازمانها و افراد حقيقى با حسننيت را در كابوس و نگرانى فرو برده است. ظهور اينترنت و بالا رفتن توانايى افراد براى ورود به سايتهاى اطلاعاتى و دادههاى سازمانها و مؤسسات مختلف، مسائل و مشكلات حقوقى عديدهاى در پى داشته است.
كشورهاى صنعتى، تلاشهاى خود را براى تدوين قوانين و مقرراتى براى مبارزه با پديدههاى ناهنجار و نادرست و جرايم ناشى از اينترنت، از يكسو و براى كنترل برنامههاى مختلف رايانه و اينترنت از سوى ديگر آغاز كردند؛ امّا با وجود اين تلاشها، هنوز هم هيچ منبع اطلاعاتى معتبر و پذيرفته شدهاى در سطح جهان ايجاد نشده است تا كاربران اينترنت را در مقابله با اينگونه ناهنجارىها و جرايم، كمك كند و معيارها و موازين روشن و مشخصى را به عنوان قوانين ارتباط در فضاى مجازى، به آنان معرفى نمايد.
البته ناگفته نماند كه از دهههاى آخر قرن بيستم، فنّاورى نوين رايانهاى و ارتباط اينترنتى، بسيارى از شيوهها و راههاى پيشين برقرارى رابطه و مبادله اطلاعات را در جهان، دگرگون نمودهاند. توانايىهاى مختلف، سرعت بسيار بالاى نقل و انتقال اطلاعات، پايين بودن هزينه بهرهگيرى از دادهها و مزاياى فراوان فنّاورى الكترونيك و ... امنيت اطلاعات و مصونيت اسرار محرمانه مربوط به ارتباطات كاربران را - كه هر لحظه ممكن است دستخوش سوءاستفاده يا حادثهاى شود - موضوع نگرانى متخصصان و كاربران رايانه و اينترنت قرار داده است.
در مكالمات روزمره، واژه رسانه به گروهى از ابزارهاى ارتباطى كه اطلاعات را به مخاطبان بسيارى مىرساند و اصطلاحاً «رسانههاى جمعى» ناميده مىشود (مثل: تلويزيون، راديو، روزنامه،فيلم و مجلات) اطلاق مىشود. اين تعريف، جامع نيست؛ چون مشخصا رسانههايى را كه بشر از روزهاى اول براى برقرارى ارتباط مورد استفاده قرار مىداده و به عبارت ديگر، زبان كلامى، زبان بدنى و ايما و اشاره، موزيك، تزئينات، نقاشى و... را شامل نمىشود. مقصود ما از واژه «رسانه»، معنايى وسيعتر و اصولىتر است و كليه انواع محملهايى را در بر مىگيرد كه مردم براى تبادلنظر مورد استفاده قرار مىدهند.
در بحثهاى مربوط به «ارتباطات براى توسعه»، رسانههاى جمعى، توجه بسيارى را به خود جلب كردهاند. اين روند، توسط دانشمندانى پايهگذارى شده است كه راهبردهاى نوگرايى را - كه تلويحاً بر استفاده از رسانههاى جمعى مدرن تأكيد داشتند - صورتبندى كردهاند.
تحت تأثير تفكر مبنى بر تشريك مساعى، اين نظريه مطرح شد كه ارتباطات براى توسعه، مىتواند و مىبايد چيزى بيش از ايجاد شرايط مساعد و ارائه پشتيبانى فنّى از برنامهها باشد. در واقع، ارتباطات براى توسعه در بُعدى بسيار وسيعتر از جنبه اجتماعى و آموزشى ديده شد و اصولاً به عنوان فرايندى اجتماعى با هدف دستيابى به دركى مشترك يا توافقى جمعى بين كليه افراد درگير در برنامه توسعه مورد نظر قرار گرفت. در اين ديدگاه، كانون توجه «ارتباطات براى توسعه»، از رسانهها، بيشتر به سمت روشهاى ارتباطى ميان فردى تغيير كرد. روش جديد با عنوان «توسعه مشاركتىِ ارتباطات ميان فردى»، گفتگو بين مردم را اقتضا مىكرد و اين يعنى ظهور شرايطى كه اكثر رسانهها قادر به تأمين آن نيستند.
تقريباً شكى نيست كه ارتباطات و استفاده از رسانهها، شديداً وابسته به ايدئولوژىها، سياستها و منافع بودهاند، همچنان كه هنوز هم هستند. در مُدل «نوسازى (مدرنسازى)» مؤسسههاى بينالمللى اهدا كننده كمك مالى، بر روى رسانههاى جمعى براى پرتاب مناطق روستايى به داخل قرن بيستم حساب مىشد؛ امّا در مدل «مشاركتى»، بر سازمانهاى مردمى و استفاده از رسانههاى مشاركتى و بومى (مانند تئاتر، راديوى محلى و ويديو) تكيه مىشود. در نتيجه، اين روش، براى پشتيبانى ايدئولوژىهاى مرسوم و متداول جوامع، مناسب نيست. اين رسانههاى كوچكتر را مىتوان واقعاً فرزند خواندههاى ارتباطات توسعه ناميد؛ امّا با وجود اين كه كاملاً براى نواحى روستايى در كشورهاى در حال توسعه مناسب هستند، به آنها توجه چندانى نمىشود.
ارتباطات، در اكثر موارد، تعمّدى هستند و به عبارت ديگر، با هدفى صورت مىگيرند. هدف، ممكن است آگاه كردن، جلب توجه، متقاعد كردن، راهنمايى كردن، سؤال كردن، درخواست كردن و... باشد. در يك زمينه آموزشى، ارتباطات، مشخصاً براى تأمين چند هدف كه با اهداف فراگيرى تعليم و تربيت ارتباط پيدا مىكنند، مورد استفاده قرار مىگيرند. تعليم و تربيت در اينجا به معناى عام آن است و شامل كليه شرايطى مىشود كه در آن، مردم، با معلّم و بدون معلم، مىآموزند. همچنين شامل تعليم و تربيت در مدرسه و خارج از مدرسه، ترويج يا آموزش و آنچه مردم از والدين، دوستان و از طريق تجربه مىآموزند، مىشود. از طريق تعليم و تربيت، مردم ترغيب مىشوند كه دانش، مهارتها، ارزشها و نگرشهايى را كه براى موفقيت در زندگى بدان نياز دارند، فرا گيرند و بهطور ايدهآل، تعليم و تربيت، موجب ايجاد كنجكاوى و شوق به فراگيرى مىشود به نحوى كه مردم در طول زندگىشان به آموختن ادامه مىدهند.
در تعليم و تربيت جديد، به خاطر سپردن و خواندن، هنوز از روشهاى عمده آموزشى و فراگيرىاند. به هر حال، فنون جديدى نيز به وجود آمده كه فرايند تعليم، تعلّم را كاراتر و مؤثرتر كرده است. در تمام اين فنون، رسانهها نقش مهمّى بازى مىكنند. اين رسانهها، طيف وسيعى را از تختهسياه تا رايانههاى جديد، شامل مىشوند. رسانههاى آموزش از راه دور يا مكاتبهاى، جايگزين معلّم شدهاند و يا براى كمك به معلّم، مورد استفاده قرار مىگيرند. در كليه موارد، رسانهها مكمّل معلّم هستند و پيامهاى تعليم و تربيتى را كه در روزگار قديم، اغلب توسّط معلمان و به صورت شفاهى آموزش داده مىشدند منتقل مىكنند.
شكل ارتباطات و اهداف فراگيرى، معمولاً ارتباط نزديكى با يكديگر دارند. شكل، ممكن است شامل داستانها، بحثها، تفسيرها و عناوين خبرى و از اين قبيل باشد. اكثر رسانهها براى انتقال دادهها مناسب هستند. اگر هدف، فراگيرى و آگاه كردن يا راهنمايى مردم باشد، اطلاعات بايد به صورت واضح و مدوّن انتقال داده شود. شكلهايى كه اين كار را ميسّر مىكند، عبارتاند از: عناوين خبرى، فيلمهاى مستند و... . چنين هدفى، تنها زمانى تحقّق مىيابد كه مردم با نظرهاى مختلف، شيوههاى مختلف زندگى و گزينههاى جالب (چه مادى و چه غير مادّى) روبهرو شوند، يا زمانى كه رسانه، آنها را از موقعيت و عملكردشان و پيامدهاى آن آگاه كند.
به نظر مىرسد آنچه در مورد برنامههاى ملّى و رسانههاى مجهز پذيرفته شده است، بايد در واقع، به عنوان قانونى در ساير شكلهاى ارتباط و تعليم و تربيت، با صرفنظر از سطح و دامنه رويداد ارتباطى، به كار گرفته شود. رسانههاى مختلف مىتوانند به عنوان مكمل يكديگر مورد استفاده قرار گيرند؛ چرا كه هر رسانهاى داراى توان تعليم و تربيت مربوط به خود است. بعضى رسانهها براى انتشار اطلاعات، مناسبتر و بعضى براى آموزش و تشويق مردم بهتر هستند. در مواردى كه رسانهاى خاصْ ضعيف است، مىتوان آن را با ساير رسانهها تلفيق كرد.
مردم از رسانههاى مختلفى براى برقرارى ارتباط استفاده مىكنند كه از رسانههاى سنّتى تا الكترونيكى متغير است. آنچه اهميت دارد، اين است كه مردم، پيامها را آنطور كه مورد نظر ارسالكننده پيام است، تفسير كنند و آنچه را بياموزند كه قرار است ياد بگيرند. از اين جهت، قراردادى بودن رسانهها و اهداف فراگير سازى ارتباط، عواملى هستند كه بايد به ياد داشت. مردم بايد با قراردادهاى مرسوم رسانهها آشنا باشند تا بتوانند پيام را درك كنند شكل پيام و نوع رسانه بايد با اهداف فراگيرى، متناسب باشد تا نتايج فراگيرى مورد نظر، به دست آيد.
1. ارتباطات و فرهنگ (جستارهايى درباره رسانهها و جامعه)، جيمز كرى، ترجمه: مريم داداشى.
2. درآمدى بر حقوق ارتباط جمعى، محمدحسن بردبار.
3. بعد فرهنگى ارتباطات براى توسعه، اد بورن، ترجمه: مهرسيما فلسفى.