| مجلات >حديث زندگى>شماره 25 |
فرزانه توكّلى
زمان و مكان نابود شده است. مىتوانى در عين گمنامى، بدون هيچ حد و مرزى با حس آزادى، وارد سرزمينى شوى كه بر روى نقشه قدرت و ثروت قرار ندارد. اين فضا از آن جهت متفاوت و خلاق است كه مىتواند در بهبوحه شرايط اختناق، فرصتى را براى گفتن عقايد و آنچه در درون نمىتوانسته راه به جايى باز كند، فراهم نمايد. و اكنون هزاران چشمه احساسات، عشقهاى ممنوع، خاطرات شخصى، آيندهنگرىهاى اجتماعى، ناگفتههاى سياسى و ... سنگهاى سخت را كاويده است و دريايى وسيع در جغرافياى جهانى متولد كرده است.
با گسترش روند ارتباط الكترونيك، امكانات و ابزارهاى متعدد و قابل دسترسى كه اينترنت در اختيار علاقهمندان قرار مىدهد، مخاطبان خويش را قادر ساخته است كه بتوانند يك شبكه ارتباطى پويا و متقابل به وجود آورند.
واژه وبلاگ (Weblog) از جمله واژههاى جديدى است كه قدم در عرصه ادبيات جهانى اينترنت گذاشته است. در واقع، با ساختن هر وبلاگ، يك حفره به كندوى عسل افكار جهانى اضافه مىشود. وبلاگها واقعاً شبيه كندوى عسل هستند و وبلاگ نويسها - كه حالا در جهان پر ترافيك اينترنت به آنها بِلاگِر (Blogger)مىگويند - ، زنبورهايى كه مىكوشند هر روز، شهدى تازه به كندو بياورند. البته بعضى از اين زنبورها هم نه شهد كه گاه زهر مىآورند؛ ولى در اين سوپر ماركت جهانى، معانى انتخابها هم گسترده است.
از زمان اختراع و تولد وبلاگ، مدت زمان كوتاهى مىگذرد. برخى بر اين عقيدهاند كه اوّلين وبلاگ، توسط تيم برنزلى (مخترع وب) ايجاد شده است. در فاصله بين سالهاى 1996 تا 1997 م، اين روند به گونهاى سير صعودى داشت كه از آن به عنوان انفجار نام برده مىشود؛ امّا در سال 1999، با راهاندازى چندين سرويس رايگان و يا ارزان قيمت در رابطه با وبلاگ و وبلاگنويسى، تعداد وبلاگها رو به افزايش نهاد. استفاده از سرويسهاى ياد شده، مستلزم دانش فنى بالايى نبود و علاقهمندان به ايجاد وبلاگ مىتوانستند به سرعت، اقدام به ايجاد وبلاگ مورد نظر خود نمايند. بر اساس آمار، تا اواسط سال 2002 م، تعداد اين وبلاگها به بيش از نيمميليون رسيده است.
وبلاگ، يك صفحه وب (مشابه يك روزنامه شخصى) و با قابليت دستيابى عموم كاربران به آن است. محيطى كه امكان انتشار ايدهها، افكار و ديدگاههاى شخص را همانند يك روزنامهنگار مىدهد وبلاگها بر اساس يك نظم خاص، به هنگام مىشوند و محتواى وبلاگ، نشان دهنده شخصيت مؤلف آن است. اولويت استقرار و يا نشر مطلب در يك وبلاگ، بر اساس يك ساختار زمانى شكل مىگيرد. خوانندگان يك وبلاگ مىتوانند از هر نقطهاى در وبلاگ كه تمايل دارند، مطالعه خود را شروع نمايند: در ابتدا مطالب و نوشتههاى تازه منتشر شده بر روى وبلاگ را مشاهده نمايند و يا با استفاده از امكان جستجو و يا لينك (پيوند) به ساير وبلاگها، اطلاعات قديمى منتشر شده را مطالعه نمايند.
تعداد زيادى از وبلاگها اين امكان را براى خوانندگان خود فراهم مىنمايند كه ديدگاههاى خود را در ارتباط با موضوع مطرح شده بر روى سايت، اعلام نمايند. با توجه به اين ويژگى، نويسنده يك وبلاگ، علاوه بر ارائه ديدگاه خود مىتواند بازخورد (عكسالعمل) آن را نيز دريافت كند و اين، يعنى برقرار كردن يك ارتباط دوسويه (تعاملى) كه رنگى از تحميل اراده و عقيده در آن نيست.
از حسين درخشان، در سرزمين ناملموس اينترنت، تحت عنوان «ابو البِلاگر» ياد مىكنند. پدر وبِ ايران، جوانى است 29 ساله، روزنامهنگار و دانشجوى رشته جامعهشناسى دانشگاه تورنتو (كانادا) كه چند سال است وبلاگ مىنويسد و روزانه بيش از 3500 خواننده دارد.
روايت مشاهدات روزمره با نگاهى غيررسمى، خودمانى، صميمى و طنزآلود، در ابتدا توسط او به وجود آمد. به اين نوع وبلاگها، e-zine يا مجلّه الكترونيك نمىگويند؛ بلكه به آنها me-zine(مجله من) گفته مىشود؛ چيزى شبيه به دفترچه خاطرات شخصى.
امّا گاه وبلاگها نقش يك رسانه جايگزين را نيز بازى مىكنند. آنها در فضايى واقعاً مدنى، از: سياست، اقتصاد، فرهنگ و جامعه سخن مىگويند. در اين وضعيت، بلاگرها كارت خبرنگارى ندارند؛ امّا خبرنگارند. به عنوان مثال، در طىّ حوادث كوى دانشگاه (18 تير 1378/ تهران)، بسيارى از وبلاگها، بخش عمده محتوياتشان را به انعكاس رويدادها و ناآرامىهاى تهران اختصاص دادند و يا ظهور پديده جديدى به نام «وبلاگنويسى جنگ (Blogwar)» در جريان جنگهاى مريكا و عراق، توسط مردم تحت بمباران يا سربازان و افسرانى كه مستقيماً با رويدادها دست و پنجه نرم مىكردند، به وجود آمد و تريبون تمامعيارى شد براى به چالش كشيدن سانسور رسانههاى رسمى و دولتى امريكا و انگليس.
اگر نام سيدمحمدعلى ابطحى (معاون حقوقى رئيسجمهور پيشين ايران) به عنوان بانى هيچ تحوّلى در تاريخ اين سرزمين ثبت نشود، شايد در تاريخ وبلاگنويسان فارسى زبان، اين نام، ماندگار شود؛ چرا كه او اوّلين سياستمدار ايرانى است كه با شعار «اجازه بدهيد در اين سايت، من محمدعلى ابطحى باشم، بىتوجه به مسئوليتهاى رسمى و حقوقىام»، وبلاگى راه انداخت و با آن، روزانه، گاهى بيش از چهارهزار مخاطب را جذب مىكرد.
وبلاگنويسان سياسى، خواننده را با افكار و باورهاى خودشان روبهرو مىكنند. اگر سياستمدارى بتواند وبلاگ بنويسد و از چهره و قالب رسمى خود بيرون بيايد، مىتواند واقعيتهاى جامعه را بهتر درك كند و به شهرت و محبوبيت خود بيفزايد. همچنين پويايى و امكان ارزان و آسان بودن وبلاگ، علاوه بر سياستمداران، مخاطبانى كاملاً ملموس و آشنا را به خود جذب كرده است. زنان و كودكان (به عنوان مخاطبان فراموش شده رسانههاى نوشتارى)، جزء مخاطبان ثابت وبلاگها هستند. در اين فهرست، جوانان نوجو و ضدّ كليشه (بين 16 تا 30 سال) هم جاى گرفتهاند. آنها هر چيزى را به راحتى نمىپذيرند. رُكگو و صريح هستند و با كسى تعارف ندارند؛ چون قدرت واكنش در برابر اخبار و رويدادها را دارند، بلافاصله از خود، عكسالعمل نشان مىدهند. ميدان مجادله وبلاگها، هم ميدان استدلال و منطق است و هم ميدان احساسات و سفسطه. آنها با كليشه مخالفاند. حرفهاى رسمى را پس مىزنند. نويسنده مطلب را هو مىكنند و عقايد او را بىرحمانه بمباران مىكنند.
استقبال فارسى زبانان از وبلاگنويسى و علّتهاى آن نيز در خور توجه است: در سال 1381، تعداد وبلاگهاى فارسى تنها 700 عدد بوده است؛ امّا تا يازدهم دىماه 1383، بيش از 20 هزار و 271 وبلاگ فارسى فعّال، روى سرويس دهنده «پرشين بلاگ» قرار داشت و وبلاگهاى فارسى، از نظر تعداد، رتبه چهارم را در اينترنت كسب كردند.
علت اين استقبال (طبق اخبار و تيزُر وبسايت CNN)، پر كردن فاصلهها و محدوديتهاى اجتماعى، مسائل جنسى، اغراض سياسى و مبارزه با كليشه نويسى و سانسور (قانونى، خودخواسته يا فرا قانونى) در رسانههاى نوشتارى فارسى زبانان جهان است. وبلاگهاى فارسى، جزئى جدا نشدنى از محتواى فارسى در اينترنت شدهاند. چه آنها را به رسميت بشناسيم و چه ناديده بگيريم، آنها وجود دارند، متولد مىشوند، تنفس مىكنند، تكثير مىشوند و ادامه حيات مىدهند.
روزنامهنگاران نيز از جمله مخاطبان حرفهاى وبلاگها، آنها را از زاويه دماسنجهاى اجتماعى و شكار سوژه نگاه مىكنند. با مطالعه وبلاگها به صورت هدفمند و آگاهانه مىتوان حتى به پيشبينى رخدادهاى آينده پرداخت.
وبلاگها و وبلاگنويسان، نه تنها براى روزنامهنگاران، بلكه براى اساتيد دانشگاه و محققان اجتماعى و برنامهريزان و قانونگذاران كشور، در حكم دستياران پژوهشى بىمزد و منّت به شمار مىروند.
وبلاگنويسى، نوعى روزنامهنگارىِ پُست مدرن است؛ روزنامهنگارى كه سردبيرش خودش است و بدون محدوديتهاى مرسوم در جامعه، هر آنچه را كه دوست دارد، مىنويسد و با فشار دادن يك كليد (توسط ماوس)، مطالب خود را به اقيانوس بىكران اطلاعاتى اينترنت مىفرستند. امروزه بسيارى از وقايع و رويدادها نه توسط روزنامهنگاران حرفهاى، بلكه توسط وبلاگنويسان گمنام، آن هم به مفهوم واقعى «انتشار»، در جامعه منتشر مىشود.
تعامل وبلاگنويسان و روزنامهنگاران از جنبه ديگرى نيز قابل بررسى است. بسيارى از ژورناليستها به وبلاگها به عنوان يك منبع خبرى دست اول و البته خام مىنگرند؛ چرا كه از فيلتر رد نشدن اطلاعات توليدى وبلاگها، در عين حال كه يك حُسن محسوب مىشود، درجه احتمال نادرست يا نامطلوب بودن آنها را نيز بالا مىبرد.
در وبالگ، مفهوم «شهروند»، جاى خود را به مفهوم تازه ديگرى به نام «شبكه وند» داده است و اين بدان معناست كه جغرافياى مخاطب در وبلاگ، يك جغرافياى جهانى و در روزنامهنگارى سنّتى، يك جغرافياى محلى است.
امّا گذشته از همه اين تفسيرها، ديدگاههاى مختلف و مخالف بسيارى درباره رشد سريع اين قارچهاى جوان - كه مرز و جغرافيا نمىشناسند - وجود دارد. عدّهاى وراى همه جنبههاى مثبت اين پديد، بر اين عقيده هستند كه شيوه نگارش محاورهاى وبلاگها، بدون ويرايش و نظارت، لطمه بزرگى به زبان وارد مىكند. آنها وجود يك سردبير را براى تدوين اخبار و هر اطلاعاتى، ضرورى مىدانند و اين امر را باعث امنيت و ارسال اخبار صحيح پس از موشكافى و اثبات تلّقى مىكنند. هم زمان، اين سردبير مىتواند بر محتويات وبلاگ، از جنبههاى ارزشى و اخلاقى نيز نظارت داشته باشد. اين مسئله، در واقع انگشت گذاشتن بر روى دروازهبانى خبر است كه در وبلاگ، توسط خود مخاطب انجام مىگيرد.
ولى در پايان، آنچه كه در اين بين، پيشى مىگيرد و حتى از لحاظ توانمندى و محدوديت تا جايى رخنه مىكند كه سازمانهاى خبرى، گام به گام در شُرف پذيرش آن باشند و خبرنگاران در پيوندهاى دائمى، گزارشهاى ويژه و وقايع جالبى را با كسب اطلاعات سريع و ساده از طريق گشت و گذار در اين مزرعه وسيع و متنوع تهيه كنند، وجود روح دمكراسى، مخاطبان بدون تعارف و ايجاد ارتباط دوسويه در وبلاگ است.
فصلنامه رسانه، سال چهاردهم، شماره اول، ص 30 - 32 و شماره چهاردهم، ص 34 - 49
روزنامه ايران، سال دهم، شماره 2794، ص 6؛ شماره 2790، ص 7، شماره 2802، ص 7
اينترنت، سايت ايرنا.