| مجلات >حديث زندگى>شماره 25 |
بتولسادات امينى
انسان امروزى، با شدت و شتاب فزايندهاى به سوى آينده كه در درون خود، ادبيات و گفتمانى خاص، تعاملات ويژه و حياتنوينى را ذخيره دارد، در حركت است.
با فرسودهتر و نفوذپذيرتر شدن مرزهاى جغرافيايى و گسترش وسايل و ابزارهاى ارتباطى و رسانهاى، در چندين سال آينده، هر گونه مانع و محدوديت طبيعى و سياسى از بين مىرود و افكار و اطلاعات، بدون هيچ گونه كنترل و مزاحمت سياسى از مرزهاى ملّى عبور كرده، اقشار و گروههاى مختلف را تحت تأثير قرار خواهد داد.
مواد اوليه به تدريج، اهميت قبلى خود را از دست مىدهند و آنچه اولويت خواهد يافت، پژوهش براى يافتن بهترين راههاى استفاده از مواد و اشيا در جهت توليد خواهد بود. برخوردارى كشورها از مزيتهاى نسبى (مانند: مواد اوليه، نفت و محصولاتى از قبيل: موز، نفت، قهوه، چاى، كاكائو و مس) به واسطه سرعت تحقيقات و نوآورىهاى تكنولوژيك به سرعت به عواملى ناكارآمد و ارزان تبديل مىگردند و اهميت خود را از دست مىدهند.
قرن پيشرو را «عصر اطلاعات»، ناميدن، در واقع پرداختن به ظاهر رويدادهاى عصر آينده است. انفجار اطلاعات، خود، ماحصل توليد عظيم اطلاعات است و اين توليدات نيز بر اثر تحقيقات بهوجود مىآيد. اين قرن را بايد «عصر تحقيقات» ناميد. تحقيقات، مادرِ اطلاعات است. در عصر آينده، علوم و اطلاعات، بهترين مواد خام و محققان، بهترين سرمايه و مراكز تحقيقاتى، مهمترين ابزار توليد علم خواهند بود.1
تحقيقات در آينده، تمامى اركان زندگى بشرى را تحت تأثير و نيز در معرض تغيير قرار خواهد داد و به واسطه گسترش پژوهش، امور جديدى كشف خواهند شد كه امروزه حتى به ذهن بشر خطور نمىكند و اگر ويژگىهاى جهان آينده براى انسان، قابل تصور مىبود، قرن آينده را عصر نوابغ بىنظير و انسانهاى غولپيكر و عصر ظهور كارخانجات توليد علم (به جاى توليد كالا) و عصر از بين رفتن طبقه كارگر و ظهور طبقهاى جديد به نام پژوهشگر مىخواند.
عصر آينده را كه انسان از كلبه محقّر و منزوى خود بيرون مىآيد و خانهاى به بزرگى جهان پيدا مىكند، مىتوان عصر ظهور «خانواده جهانى» نامگذارى كرد.
انسانِ خانواده جهانى، از واحد كوچكى به نام خانواده و حتى از جامعه كوچكى كه در آن زندگى مىكرد، خارج مىشود و گوش، چشم، زبان، فكر و روحى به بزرگى جهان پيدا مىكند. زندگى و كار در هر نقطه از جهان و انتخاب فرهنگ دلخواه از مشخّصههاى عصر آتى است.
هر روز كه مىگذرد بر تعداد انسانهايى كه در جستجوى كار (مناسب)، كشور خود را ترك مىكنند، افزوده مىشود و پديده مهاجرت، ابعاد وسيعتر و پيچيدهترى مىيابد. از اينرو برخى عقيده دارند كه عصر كنونى را بايد عصر مهاجرت دانست.2 اكنون حدود پنجاه ميليون مهاجر در جهان وجود دارند كه 8/0 درصد جمعيت جهان را تشكيل مىدهند.
با توجه به مؤلفههاى بالا و تغييراتى كه با سرعت فزاينده در حال تحقّق است، هرگونه توقف و ركود در عصر حاضر، بوى كهنگى و مرگ را در آينده متصاعد خواهد نمود. هر چند كه هيچگاه نمىشود آينده را به روشنى، طراحى و پيشبينى كرد، امّا از سوى ديگر هم نمىتوان منتظر ماند تا آينده، ما را پيدا كند. نمىتوان همواره به اميد بازگشت گذشتههاى طلايى به سر برد.
دىتور، از متخصّصان در زمينه «آينده پژوهى» معتقد است: آينده، قابل پيشگويى نيست و هيچكس در هيچ كجا با قطعيت كافى، نمىداند آينده چگونه خواهد بود. و اين اصل (غير قابل پيشبينى بوده آينده)، بدين معنا نيست كه نگران آينده نباشيم و تنها به بخت و اقبال يا سرنوشت تكيه و اعتماد كنيم؛ يا اين كه بنشينيم تا هر وقت بحرانهاى ناگهانى تازهاى سر بر آورد، بدون طرح و برنامه قبلى، خود را به امواج بحرانها بسپاريم، بلكه اين اصل، حكم مىكند كه نسبت به آينده، موضع مناسبترى اتخاذ كنيم.3
بر اساس آنچه گذشت، اگر بخواهيم از حد كوششهاى فقط منفعلانه فراتر رويم و بكوشيم تا بر پايه پيشبينىهاى درستتر، طرحهاى عملىترى را اجرا سازيم، بايد به دو ضرورت، به خوبى و درستى توجه كنيم تا سهم خود را در تغييرات و جايگاه خود را در تحولات آينده بيابيم.
در حقيقت، اين جهان از هيچ گروهى حمايت نمىكند و براى گروهِ از قبل تعيين شدهاى، بدبختى را رقم نمىزند. جهان مثال يك آينه، آنچه را كه مقابل ماست به ما نشان مىدهد. درك اين عقيده به معناى به دست آوردن قدرتمندترين نگرش ذهنى است: «ما به دنيا آمدهايم تا برنده شويم»؛ مهم نيست كه ديگران چه چيزهايى به ما مىگويند. يا در برابرمان چه رفتارى از خود نشان مىدهند. مهم باور داشتن اين نكته است كه برنده شدن با زندگىمان عجين شده است.
طبيعت، اجازه بقاى هيچ چيز را در قلمرو خود نمىدهد، مگر آن كه آن چيز بتواند به خود يارى كند؛ تكوين و بلوغ يك سياره، مدار آن و ثباتش در آن مدار، درخت خم شدهاى كه خود را از شر باد نيرومندى نجات مىدهد، منابع حياتى هر حيوان و نبات، نمايشهايى از روح معتمد به خود است.4 هر كس خود را بلند نگرداند و به اوج رفعت نرساند، كسى او را بلند نخواهد كرد.5
پيشرفتها و ترقّيات حيرتانگيز و اعجابآورى كه در كليه شئون فنى، اقتصادى و اجتماعى نصيب بشر امروزى شده و همچنين پيروزىهاى درخشان مردان بزرگ تاريخ جهان، در سايه اعتماد به خود و فعاليتهاى مداوم به دست آمده است. هيچكس بدون ايمان به خود نمىتواند از حدودى كه براى خويش تعيين كرده، به مرحلهاى بالاتر صعود كند و تا اعتماد به توانايى خويش نداشته باشد، به انجام دادن هيچ كارى قادر نيست؛ فقط در سايه ايمان به شگفتىهاى خدايى خود، مىتوان به هدفهاى بزرگى در آينده دست يافت. ماندگارترين آثار و عجايب تاريخ، مربوط به مسلمانان است. اگر دوباره روحيه خودباورى زنده شود، فرهنگ دنياى جديد، بار ديگر در برابر عظمت دوباره برخاسته، انگشت به دهان خواهد ماند. شما اگر ايمان داشته باشيد، از همه برتريد.6
اگر چه فراگيرى زبان انگليسى كه از ملزومات ارتباطى عصر آينده و امرى ضرورى است و دريچه فرهنگى و تكنولوژى و تحولات جهانى را به سوى ما مىگشايد، امّا دانستن زبان عربى و فهميدن معارف دينى مستند به وحى و الهامات الهى و گفتارهاى پيامبر صادق و امام معصوم(ع) كه درست، يقينى و تحقق يافتنى است، در محيط شناسى، جهان شناسى، خود شناسى و پىگيرى تحولات پيرامونى، صدها گامِ مطمئن ما را به جلو مىبرد. فقط كافى است باور كنيم.
به خاطر بسپاريد:
- انسان، مترقىترين و برترين موجود زمين و قدرت مثبت و فعّال و باارادهاى است كه مىتواند با تمام نيرو و در تمام جهات گوناگون، تكامل پذيرد.
- نويسنده كتابى قديمى با اطمينان ادعا كرد كه تمام مردم نابغهاند؛ زيرا هر انسانى دستكم چيزى دارد كه او را از ديگران متمايز مىسازد. اين سخن با آن كه اغراقآميز است، رنگى از حقيقت دارد.7
- در دنيا بيمارى لاعلاج وجود ندارد و فقط افراد علاجناپذير وجود دارند.
- ضعيفترين انسانهاى دنيا كسانى هستند كه هميشه فكر مىكنند چيزى در ساختمان بدن آنها كسر يا معيوب است. اين افراد، هميشه ضعيف مىمانند؛ زيرا دائماً گوش مىدهند ببينند عيب صداى موتور بدن آنها از كجا درمى آيد.8
- به خودتان ايمان داشته باشيد و هرگز فكر نكنيد كه توانايى شما از ديگران كمتر است.
- هر كس همت خود را بلند سازد و مراحل عالى را طى كند، مورد ستايش و تعظيم قرار خواهد گرفت.9
باور رايج، اين است كه هفت صنعت كليدى چند دهه آينده عبارتاند از: ميكروالكترونيك، بيوتكنولوژى، صنايع توليد مواد جديد، هوانوردى غير نظامى، مخابرات، رُباتها، ماشينافزار و نيز كامپيوترها با نرمافزار آنها. همه اين صنايع، متّكى بر نيروى مغزى (فكر و ذهن انسان) هستند. اين كه هر يك از اين صنايع در كجا مستقر خواهند شد، بستگى به اين دارد كه چه كسى بتواند نيروى مغزى را براى استقرار آنها سازمان دهد.10 يا در سالهايى كه در پيشروى ماست، چه كسى مىتواند برنامه دقيق و حساب شدهاى را براى آينده طراحى كند؟!
از همينرو برخى از كشورها در طراحىهاى جديد و در دپارتمانهاى برنامهريزى دانشگاهى خود ادعا مىكنند كه به رقم 2010، 2020، 2030 يا 2040 رسيدهاند. براى مثال، ژاپنىها سال 2030 ميلادى را مطرح مىكنند؛ يعنى تا اين سال اهداف و برنامههاى خود را طراحى و برنامهريزى كردهاند و كشورى مانند مالزى، 2010 را و آلمان 240 را عنوان نمودهاند.
يكى از مهمترين عوامل در فرآيند برنامهريزى اين كشورها، نگاه آنان به مقوله زمان و روش استفاده و بهرهگيرى از آن است؛ چرا كه زمان را نه مىتوان حفظ كرد و نه مىشود دوباره تسخير نمود و از سوى ديگر، موفقيت و شكست هر اجتماعى، بستگى به نحوه استفاده بهينه آنها از وقت دارد.
با برنامهريزى مىتوان استعدادها را شكوفا و مهمترين و كسلترين لحظات زندگى را به صحنه روشن فعاليت، تلاش، شكوفايى و رشد تبديل نمود.
ضرورت و مهم بودن برنامهريزى زمانى آشكار مىگردد كه بدانيم زمان، سرمايه بىجايگزين و از دست رفتنى است و انسانهاى وامانده و جوامع جامانده از پيشرفت، اغلب، كسانى هستند كه به زندگى در زمان حال يا زندگى در لحظه، متّهم مىشوند. آنها معمولاً نشان لاابالىگرى را بر پيشانى دارند و متهماند كه هيچ برنامهاى براى فرداها ندارند: «چو فردا شود، فكر فردا كنيم!».
همچنين، انسانهاى فاقد برنامه (خصوصاً فاقد برنامه چندين ساله)، خيلى زود گرفتار نوعى بحران هويت مىشوند؛ چرا كه بحران هويت، زمانى به وجود مىآيد كه فرد، خود را در آستانه تحولات برقآسا گم مىكند و به واپس ماندگى گرفتار مىشود. صاحبنظران عقيده دارند كه «بحران هويت» مشكلى است كه در پيوند تنگاتنگ با مقوله زمان قرار دارد.11
از آسيبهاى جدى ديگر بىبرنامگى، غير واقعى بودن نگاه ما نسبت به زندگى و زمان خواهد بود. زمان، تنها سال و ماه و هفته نيست. نگرش ما به زمان، در قالب «روز، هفته و ماه»، به سرقت پنهان زمان مىانجامد. براى جلوگيرى از اين سرقت بايد زمان را در قالبهاى دقيقه، ثانيه و لحظه ببينيم.12
با مهم يافتن ضرورت برنامهريزى و تقسيم اوقات در محدودههاى مشخص و معنادار كردن فرصتهاى زندگى، مىتوان سريعتر و مطمئنتر به اهداف رسيد و در آينده نزديك، در رديف برترين كشور از جهت فرهنگى، علمى، اقتصادى و ... بود، با اين دو شرط مهم كه 1. خود را بيابيم، 2. خوب برنامهريزى كنيم.
1. عصر آينده، حميد رضا درستى، ص11.
2. جهانى شدن، فرهنگ هويت، احمد گلمحمدى.
3. آينده جهان (دولت و سياست در انديشه مهدويت)، رحيم كارگر، ص27.
4. فلسفه اجتماعى (منتخباتى از آثار ارسطو، اپيكور ...)، ترجمه: ع. اصدى نجفى دريابندى و ديگران، ص324.
5. غررالحكم، ص698.
6. سوره آل عمران، آيه 140.
7. توانايىهاى خود را بشناسيم، پكليس ويكتور، ترجمه: محمدتقى فرامرزى، ص14 و 15.
8. مىخواهم خوشبخت باشم، سيد محمد كاظم سجادى، ص24.
9. غررالحكم، ص661.
10. رويارويى بزرگ (نبرد اقتصادى آينده ژاپن، اروپا و امريكا)، لستر تارو، ترجمه: عزيز كياوند، ص52.
11. آموختن براى فردا، الوين تافلر، ترجمه: بابك پاكزاد و رضا خيام، ص37.
12. مهارتهاى برنامهريزى در زندگى، حسين خنيفر، ص35.