| مجلات >حديث زندگى>شماره 24 |
سيدحسين ذاكرزاده
سالها مىشد كه يه عضو جديد، وارد خونههاى ما شده. اين عضو جديد كه سَكَنات و وَجناتِ خاص خودش رو داره، هر كسى رو يه جورايى سركار گذاشته و با هر كسى يه طورى تا مىكنه. براى همين، من فكر كردم چهطوره رابطه افراد خانوادهرو با او بررسى كنم.
پدربزرگ: دشمن خونى تلويزيون و كلاً هر چيزى كه بوى تجدّد بده. به نظر ايشون TV، سوهان روح و سُمباده اعصابه. صداى بلندش حتى از گوش سنگين پدربزرگ هم رد مىشه. جعبهايىِ كه يهمُشته آدم دلقك و مطربرو توش ريختن تا همهرو سركار بذاره. هر كسى هر چى ادا و اطوار بلده از همين ياد گرفته، جَخ به نظر ايشون سكوى سر گذر و حجره حاجحسين يا صندلى پارك، جاى بهتريه براى وقت گذرونى.
مادربزرگ: عاشق سريالهاى ايرانى آبكى مجلات تصويرى صبح. كشته آبغورههاى مصنوعى مادران عاشق براى پسرهاى بىمعرفت كه غالباً ساكن خارج از كشور هستند و به جاى دختر خالهشون از خارج زن گرفتن. مرده سريالهايى كه با خواستگارى يا عروسى و يا باردارى طرف مقابل تموم مىشه - كه تقريباً 95 درصد سريالهاى ايرانىرو شامل مىشه - . مشترى دربست فيلمهاى هندى با تكرارش.
پدر: تعصب براى ديدن اخبار ساعت دو (براى پدرايى كه قبل از ساعت دو، ميان خونه) و يا ساعت نُه (براى اونايى كه بعد از يه اضافهكارى خستهكننده و موندن تو ترافيك جسدشون رسيده به خونه).
غالباً اين افراد، تنها تيتر اهمّ اخباررو در بيدارى مىبينن، امّا مشروحشرو تو خواب تماشا مىكنن. مشترى پر و پا قرص نشستهاى سياسى و اقتصادى، خصوصاً اگه مربوط به كارشون باشه (اونم به صورت نيمهخواب و نيمهبيدار). از سريالهاى تاريخى هم تا حدودى استقبال مىكنن.
مادر: حرفهاىترين شنونده فيلمهاى سينمايى و سريالهاى تلويزيون و گفتگوهاى پزشكى و مشاورهاى برنامههاى خانواده. چون اغلب دستشون بنده و براى همين يا از تو آشپزخونه فقط صداى تلويزيونرو مىشنون يا جلوى تلويزيون نشستن، امّا سرشون تو سيبزمينى پوست كندن و سبزى پاك كردنه (البته اين حرفا براى خونههايىِ كه تو آشپزخونهشون TV ندارن و يا از مايكروفر و چاىساز و سرخكن و خرد كن و مخلوط كن، ظرفشوى و ...هزار تا زَلمزيمبوى ديگه استفاده نمىكنن).
پسر بزرگ خانواده: بيننده هميشگى برنامه نود، حتى اگه تا ساعت چهار صبح طول بكشه. عاشق سريالهاى بزن بزن و كابويى. فردى غيرقابل كنترل در هنگام تماشاى مسابقات فوتبال (براى ايمنى بيشتر توصيه مىشود كه در هنگام تماشاى فوتبال، وسائل شكستنى و سنگين را از محدوده دسترس اين افراد، دور نگه داشته و حتىالامكان از تماس فيزيكى و نزديكى به آنها در شرايط عقب بودن نتيجه، خوددارى كنيد).
دختر خانواده: منتقد پروپاقرص هر سريالى كه يه مرد خوب و كمعيب داشته باشه. شيفته برنامههايى كه ويژه دختران ساخته مىشه (البته نه به اون اندازه كه به برنامههاى پسرونه علاقه دارن) و دوستدار هر برنامه شبانهايى كه چندتا مجرى لوس و خنك داشته باشه.
پسر كوچك خانواده: عاشق همه عمو و خالههاى تلويزيونى (البته علاقه بزرگترها به بعضى از اونها كمتر از بچهها نيست). مشترى دربستِ كارتون تام و جرى و پينوكيو و ديجيمون و تكرار كارتون فوتباليستها، حتى اگه بار هزارم باشه. بيننده بعضى از برنامههاى عروسكى كه پر از بزن و بكوب باشه.
خلاصه كه از اين ارتباطها مىشه فهميد كه تلويزيون تقريباً همه افراد رو مىتونه سرگرم كنه و فكر اينكه يه روزى نباشه، حال خيلىهارو اساسى مىگيره.