| مجلات >حديث زندگى>شماره 24 |
محمّدضياء سلطانى
من دوستى دارم كه بيشتر اوقات شبانه و روزم را با او مىگذرانم، حتى بيشتر از تمامى افراد خانواده. دوستى ما به دوستى بسيار عميقى تبديل شده كه نمىتوانم بدون او حتى يك روز بگذرانم.
بعضى از دوستان كه رابطه ما را با هم مىبينند فكر مىكنند كه ما با هم ازدواج كردهايم، ولى چنين نيست؛ فقط ما با هم دوستيم (البته بيشتر من با او دوستم) او هم دوست حرف شنوى است.
دوستم بسيار حرفشنو است و هر چه كه من مىگويم گوش مىكند؛ خيلى كم و به ندرت يا شايد هم هيچ وقت بدقلقى مىكند.
البته من هم به او بسيار مىرسم، نمىگذارم كه به او بد بگذرد، هميشه با مد روز با او رفتار مىكنم، نمىگذارم احساس كمبودى داشته باشد.
هر روز صبح كه از خواب بيدار مىشوم يك سرى به او مىزنم. خلاصه، زندگى من و او (البته بيشتر من به اون) وابسته شده است.
حتى در اداره از هفت، هشت ساعت كارى كه انجام مىدهم او باز هم پيش من است، او شده سنگ صبور من. بعد از ظهرها هم كه به منزل مىروم باز هم تا ديروقت بيداريم.
تا زمانى كه من خسته نشدهام او احساس خستگى نمىكند و پابهپاى من، مشغول كار و يا تفريح است. بعضى وقتها احساس مىكنم كه بدون او نمىتوانم زندگى كنم. خلاصه، همه زندگى من شده اون.
با مراقبتهايى كه من از اون مىكنم اون هم خيلى به من علاقه پيدا كرده (البته فكر مىكنم). تا حالا از او درباره خودم سؤالى نكردهام كه بدانم آيا به من علاقه داره يا نه! ولى من خيلى به او علاقهمندم.
بعضى وقتها سرى هم به خارج از كشور مىزنيم، گاهى براى تفريح، گاهى نيز براى كارهايى كه دارم. اون در اين سفرها پايبند اخلاقيات نيست و مىخواد كه از همه موانع رد بشه، حتّى خيلى وقتها منو وسوسه مىكنه كه موانع را كنار بزنم و به همه جا سرك بكشم. بايد در برابر اين وسوسهها مقاومت كرد. او مىگه بايد از همه چيز سر دربياوريم و با همه اونهايى كه مثل ما آمدهاند دوست شده و داشته و ناداشتههايمان را قسمت كنيم. اين قسمت كار، جزو خطرناكترين چيزهايى است كه ما با هم داريم.
شايد تا حالا حدس زده باشيد كه اين دوست باوفا كيه و شايد هم نتوانستهايد؛ ولى اين دوست را احتمالاً شما هم داريد و شايد تا حالا به اين دقت بهوجود او پى نبردهايد.
دوست من همان كامى جون (كامپيوتر) و يا به فارسى رايانه است.
اگر مىخواهيد كه دوستى شما هم مانند دوستى ما دو جانبه باشه، بهتره يه سرى مراقبتهايى كه لازم است شما از او بكنيد تا اونم با شما بدقلقى نكنه. در زير، چند نمونه از اين مراقبتها را يادآورى مىكنم تا شايد شما هم با يك رايانه خوشقلق، دوست بمانيد.
- اگر چندتا فيلم سينمايى ديده باشيد حتماً مىدونيد كه اطلاعات شما همان قدر كه براى شما مهم است، براى ديگران (پدر و مادر و خواهر و برادر و ...) نيز مهم است. پس براى دورى از دسترسى ديگران بخصوص فاميل از اين اطلاعات سرى (نامههاى ...) بايد روى كامى جون خود يك رمز (پسورد) قرار دهيد.
- كار ديگه اينه كه از اطلاعاتى كه وارد كامپيوتر مىكنيد، يك نسخه پشتيبان هم داشته باشيد، تا هيچ وقت اونو به خاطر پاك شدن اشتباهى سرزنش نكنيد (البته آلزايمر، مخصوص خودمونه نه كامى جون، ولى متهم رديف اول هميشه اون بيچاره است). و اين نسخه را هر روز آپگريد نماييد (دستى به سر و گوش او بكشيد).
- محافظت در برابر ويروس هم خيلى آسونه. يك راهش اينه كه شما ويروسيابهاى خود را بهطور مرتب ارتقا دهيد. (مانند آنتىبيوتيكهاى طرح ژنريك داروخانهها) و مرتب هارد اونو ويروسيابى كنيد و توصيه وزارت بهداشت به جوانان را براى جلوگيرى از ايدز (پرهيز از هرگونه ارتباطات مشكوك) رعايت كنيد؛ يعنى از كپى كردن نرمافزارهاى مشكوك به ويروس خوددارى نماييد. از ويروسيابهايى استفاده كنيد كه حتماً گارد (محافظ) داشته باشند و با پيدا شدن ويروس به شما هشدار بدهند، مثل آيفون تصويرى و چشمى در خونهها.
- در سفرهاى خارجى با اون (اينترنت)، از باز كردن ايميلهايى كه مشكوك هستند خوددارى نموده و به پيغامهايى كه معمولاً روى صفحه مىآيد بدون مطالعه و فهميدن پيغام، جواب مثبت ندهيد (بخصوص كه معمولاً اونا به صورتى در صفحه ظاهر مىشوند كه مىخواهند شما را قلقلك بدهند).
- با تهيه يك ترانس محافظ برق از شر سوختگى قطعات داخلى اون كه معمولاً با نوسانات برق حادث مىشود (و در ايران كم نيست،) هم راحت مىشويد (بعضى وقتها فكر مىكنم نكنه اداره برق با تعميركاران، قراردادى، چيزى امضا كرده است).
- اگر از طرفداران مكتب كوبيسم در نقاشى و محيط آرايى نيستيد، طرز سيمكشى برق را با سليقه قرار دهيد تا از درهم رفتن سيمها جلوگيرى گردد و حالت زنندهاى براى شما و ديگران ايجاد نشود. پيشنهادم براى كسانى كه پستمدرن فكر مىكنند و از شلوغى سيمها لذت مىبرند، اين است كه باز هم سيمكشى منظمى انجام دهند و براى لذت بردن بيشتر، مشتى سيم درهم و برهم و بىربط، روى آنها رها كنند.
- ويندوز خوب و نرمافزارهايى برايش انتخاب و تهيه كنيد كه كار او هم راحت باشه. و از نصب ويندوزهاى خراب و برنامههايى كه نسخه اصلى آن نيست خوددارى كنيد و مثل بقال سركوچه ما جنسهاى تاريخ گذشته و خراب را تهيه نكنيد.
- جايى هم كه او قرار داره بايد تهويه داشته باشه و جايى خيلى سرد و خيلى گرم نبايد باشه، در تابستان بهتره به قطب سرى بزنيد و در زمستان نواحى استوا بهتره، يهو اشتباهى نريد!
- تميزى قطعات بيرونى اون هم موجب ارتباط دلگرمترى بين شما و اون مىشه. همان طور كه مدل لباس و مو و ژال و ... با ديگران در برقرارى ارتباط بهتر كمك مىكنه!
- در طرز نشستن و كار كردن با او هم چند نكته را براى حفظ سلامت رعايت كنيد.
اول، درست نشستن روى صندلى است (البته اگر از دوران نشستن روى آجر و زمين و قابلمه و ... گذشتهايد)، شما بايد از صندلىاى استفاده كنيد كه پشتى آن و ارتفاع آن قابل تنظيم باشد، خصوصاً اين آخرى براى كارمندان ادارهجات كه معمولاً وقت كار، خوابشون مىگيره مناسبه.
دوم، هنگام نشستن، در صورت نياز، تكيهگاهى براى پا و فضاى كافى براى تغيير وضعيت پاها وجود داشته باشد (پاها به زير ميز گير نكنه).
و اگر مثل آرونولد بازوهاى ستبر نداشته و بازوهاى معمولى متمايل به ضعيف داريد بايد آنها را در حالت افقى قرار دهيد. حداقل كشش، خميدگى يا انحراف ممكن در مچ دست وجود داشته باشه.
اگر بعد از اين همه ارتباط به قوز دچار نشدهايد بهتر است ارتفاع و زاويه صفحه نمايشتان به گونهاى باشد كه در هنگام نگاه به آن سر، در زاويه و مكان مناسبى قرار بگيره.
- فضاى كافى در جلو صفحه كليد وجود داشته باشه (اگر ظروف تخمه و آجيل و ... اجازه بده) تا در هنگامى كه دست از تايپ برمىداريد دستها و مچها را بتوانيد در آنجا قرار دهيد.
- روشنايى كافى داشته باشد (اين توصيه براى كسانيه كه از تبعيدگاه زيرزمين و زمين ناهموار اون راحت شدهاند، كف اتاق بايد صاف و بدون مانع باشد تا بتوان وضعيت خود را تغيير داد. سر و صدا زياد نباشد (نزديك پنجره كوچه كه معمولاً رونالدو و فيگو و ديگران دارند فوتبال بازى مىكنند نباشه)، پنجرهها پردهدار باشد حتماً از نوع مشكى آن، و در آخر، ميزكار به اندازه كافى بزرگ باشد كه بتوان بر روى آن وسائل و ظروف خوردنىها را به راحتى مرتب كرد و نيز روشنايى زنندهاى نداشته باشد.
اميدوارم كه شما با رعايت اين نكات و ديگر نكاتى كه من فراموش كردهام، رابطه بهترى با كامى جون داشته باشيد.