| مجلات >حديث زندگى>شماره 24 |
سيده فاطمه هاشمى
مطمئناً براى شما هم پيش آمده، افرادى را ديدهايد كه خيلى راحت با همه ارتباط برقرار مىكنند، دوستان زيادى دارند و در روابط اجتماعىشان بسيار موفقاند و گاهى اين موفقيت، راه را براى پيشرفت بيشتر در عرصههاى مختلف باز مىكند.
تصوّر كنيد توى ايستگاه اتوبوس نشستهايد، كسى كه كنارتان نشسته، خيلى زود سر صحبت را باز مىكند، مثلاً با اين سؤال: «خيلى مونده اتوبوس از راه برسه؟» و يا «چند دقيقه است شما منتظر اتوبوس هستيد؟». تا اين اندازه، شايد خيلى طبيعى باشد، امّا اگر شخص با جمله ديگرى مثل اين: «واى ... امروز هوا خيلى گرمه!»، ادامه بدهد، دو ذهنيت متفاوت برايتان پيش مىآيد: اينكه او از اعتماد به نفس بالايى برخوردار است يا به دنبال مقدمهاى براى يك ارتباط اجتماعى است.
اگر شما، بين دوستانتان كسى را داريد كه وى نيز دوستان زيادى دارد، هر جا كه برويد، پيشبينى ديدن چهرهاى آشنا، كاملاً طبيعى است. فراموش نكنيم كه ما در عصرى زندگى مىكنيم كه ارتباطات، تأثير زيادى دارد و داشتن نفوذ در ميان مردم، به ما كمك زيادى مىكند.
حال، جاى اين سؤال است كه: چه چيزهايى مىتواند در ارتباطات ما مؤثر باشند؟
به راستى در اوّلين برخورد، چه چيزهايى موجب جذب افراد مورد مخاطب و چه چيزهايى موجب دفع آنان مىشود؟ در اين نوشتار، سعى مىشود، تا آنچه را كه در جذب مخاطب، مؤثّر است، برشماريم و به شما توصيه كنيم كه حتماً آنها را رعايت كنيد.
ظاهر شما در ارتباط با ديگران، بىنهايت مؤثّر است. شما هم بارها نظير اين جملات را به كار بردهايد: «از ظاهرش معلومه كه ...»، «به تيپش مىخوره كه ...»، «ظاهراً آدمِ ...».
اين جملات (كه شما هم در مكالمات روزمره، از آن استفاده مىكنيد)، نشاندهنده اين است كه ظاهر افراد، در برقرارى ارتباط با ديگران، فوقالعاده مؤثّر است. البته من هم با اين جمله موافق هستم كه نمىشود باطن انسانها را از ظاهرشان فهميد و گاهى نيّت انسانها در قالب هيچ چيزى قرار نمىگيرد؛ امّا فراموش نكنيد كه بخصوص در اوّلين ارتباطها، شما نمىتوانيد به ذات آدمها پى ببريد؛ پس مهمترين، ابتدايىترين و سادهترين وسيلهاى كه براى شناخت به كار مىرود و خيلى وقتها هم كاملاً درست از آب درمىآيد، ظاهر افراد است.
مينا مهندس عمران است. او براى يك همكارى در پروژهاى با يكى از افرادى كه به او معرفى شده بود، قرارى گذاشت؛ امّا مينا به محض ديدن ظاهر طرف مقابلش، ناخودآگاه، حس بدى در مورد او پيدا كرد و اين، باعث شد كه اين همكارى آغاز نشود. شايد طرف مقابل از توانايى و مهارت زيادى برخوردار بوده است، امّا ظاهر نامناسب او، باعث شده است كه مينا او را فاقد اين خصوصيات تشخيص دهد.
فكر نكنيد كه داشتن ظاهر آراسته، هميشه محتاج وضع مالى خوب است؛ نياز نيست براى يك ظاهر خوب، خرج زيادى كنيد. حتى شما با داشتن يك دست لباس مناسب، مىتوانيد ظاهر آراستهاى داشته باشيد. كشيدن يك اتو به لباسها و شستن و تميز نگاه داشتن آنها، نياز به هزينه چندانى ندارد و وقت زيادى هم از شما طلب نمىكند؛ امّا مىتواند معجزهاى در ارتباطتان با ديگران بهوجود بياورد.
به كفشهايتان هم توجه زيادى كنيد، كشيدن يك دستمال خيس يا زدن واكس به كفشها هم وقت زيادى از شما نمىگيرد؛ امّا در آراسته بودن ظاهرتان كمك زيادى مىكند.
آخرين نتايج تحقيقات دانشمندان، نشان مىدهد، افرادى كه ظاهرشان برايشان مهم است، در اجتماع نيز از موفقيت بيشترى برخوردارند و بهتر مىتوانند به اهدافشان دست بيابند.
فراموش نكنيد كه ما مسلمان هستيم و در تمامى روايات از سادهپوشى و در عينحال زيباپوشى و تميزى لباس پيامبر، سخنان زيادى گفته شده است. انتخاب زيباى پيامبر اكرم(ص) در رنگهاى آرامبخش و در عين حال، شاد، پاكيزگى و تأكيدشان بر تميزى، مىتواند الگوى مناسبى براى همه افراد جامعه اسلامى بخصوص جوانان باشد.
به ياد داشته باشيد كه منظور از ظاهر آراسته، اين نيست كه شما به دنبال «مد روز» باشيد؛ متأسفانه مشكلى كه اين روزها جوانان را به شدت، مشغول خود كرده است. گاهى اوقات، زدن مدهاى عجيب و غريب، نهتنها شما را براى رسيدن به هدفتان يارى نمىكند، بلكه از آن دور مىكند.
ساناز يك نوجوانان 17 ساله است، او مىگويد: «نمىتوان به دنبال مُد نرفت؛ چرا كه دوستان و اطرافيان آنقدر فشار مىآورند كه آدم فكر مىكند اگر از مد استفاده نكند، حسابى عقبمانده است...».
در جواب ساناز بايد گفت كه چه نوع ارتباطى براى تو مهم است؟ و به راستى به دنبال دوستى با چه اشخاصى هستى؟
تصوّر كنيد كه از شما براى مصاحبه دعوت شده است، اين مصاحبه، بىنهايت حياتى است؛ چرا كه سرنوشت شغل مورد علاقه شما كه علاوه برخوردارى از حقوق و مزاياى خوب، موقعيت اجتماعى مناسبى داشته و شما را نيز از نظر روانى ارضا مىكند، در گرو آن است. حال اگر با لباس نامناسب، نوع مدل موهاى عجيب و غريب مد روز، ظاهر شويد، چند درصد احتمال موفقيت را خواهيد داد؟
على عضو هيئت مديره يك شركت بزرگ است كه همواره كار مصاحبه با نيروهاى جديد را انجام مىدهد. او مىگويد: «اغلب جوانان نمىدانند كه چگونه ظاهر شوند، مثلاً خانمها فكر مىكنند هر چه ظاهرشان بيشتر جلب توجه كند، مؤثرتر است؛ در حالى كه ما چنين ظاهرهايى را نمىپسنديم و خيلى زود رد مىكنيم. وقار و متانت ظاهر، در عين آراستگى و پاكيزگى براى ما خيلى مهم است».
هيچگاه نمىتوان با ظاهر يك مراسم جشن، در اداره، حاضر شد و يا بالعكس. اين نكته كه بدانيد چه موقع، چگونه ظاهر شويد، اهميت فوقالعادهاى دارد.
مطمئناً مردان موفق در عرصههاى مختلف مانند سياست، تجارت و ... را ديدهايد. آنها هميشه ظاهرى كاملاً آراسته و رسمى دارند، هيچگاه سلاطين بىمنازع تجارت را در لباسهاى تنگ يا شلوارهاى جين نديدهايد، پس فراموش نكنيد كه در همهجاى دنيا، ظاهرى باوقار و آراسته و پاكيزه، خريدارانِ بىشمارى دارد!
صدا، ابتدايىترين وسيله براى برقرارى ارتباط با ديگران است. تاكنون به لحن صداى خود توجه كردهايد؟ صداى شما از ديد ديگران چگونه است؟
وقتى با ديگران بهطور حضورى و يا پاى تلفن صحبت مىكنيد و يا حتى هنگامى كه در يك نشست گروهى حضور داريد، ياد بگيريد از صدايتان به عنوان وسيلهاى غنى و پُر طنين استفاده نماييد. همچنين بياموزيد تا با صدايتان توجه آنها را جلب كنيد و نگذاريد، صدايتان سدى بر اعمالتان شود. صداى شما اصلىترين وسيله براى ارسال پيام شما به حساب مىآيد و مانند وسيله نقليه عمل مىكند.
تحقيقات نشان داده است، هنگامى كه ديده نمىشويد، مثلاً وقتى با تلفن صحبت مىكنيد، 84 درصد از اعتبارى كه شما در گفتگو كسب مىكنيد، ناشى از تُن صدا، زير و بم صدا و طنين صداست. ظرفيت انتقالى صدا خيلى بيش از آنچه كه مىپنداريم است. ما از تُن صداى افرادى كه از پشت تلفن مىشنويم، در همان چند لحظه اوّل، مىتوانيم مسائل زيادى را استخراج كنيم. به افرادى كه خوب آنها را مىشناسيد، تلفن زده، به طرز اَلو گفتن آنها توجه كنيد. به احتمال قوى، با شنيدن همان يك كلمه مىتوانيد حالتهاى آنها را حدس بزنيد.
چهار بخش اصلى صدا عبارتاند از: آرامش، تنفّس، بلندى و طنين صدا. هر يك از اين اجزا را مىتوان بهوسيله تمرين به گونهاى تغيير داد كه بر اثر بخشى صدا افزوده شود. توجه داشته باشيد كه همه اين اصول با يكديگر در رابطه هستند، تا به صدا ويژگى خاصى بدهند. تنوّع صوتى، روش مؤثّرى براى علاقهمند كردن و درگير شدن مخاطب به حساب مىآيد.
صداى شما، بايد بسته به نوع كلامى كه مىخواهيد استفاده كنيد، آهنگ مخصوص خود را داشته باشد. اگر تاكنون به سخنرانىهاى بزرگ توجه كرده باشيد، مىبينيد كه آهنگ صدا و كلام، بسته به موضوع سخنى كه گفته مىشود تغيير مىكند. مثلاً در يك سخنرانى، كلمات، محكم، قاطع و بلند اَدا مىشوند؛ چرا كه مثلاً مىخواهد تا تأثير شعارى كه داده مىشود به خوبى نمايان باشد. از سويى ديگر، نمىتوان يك شعر يا قطعه لطيف ادبى را با همان لحن سخن قرائت نمود؛ چرا كه آرامش در اداى كلمات را مىطلبد.
كلمات را درست ادا كنيد! فارسى، زبان شيرينى است كه تلفظ كلمات آن، چندان مشكل نيست. اين موضوع را به خاطر بسپاريد كه هر كلمه، ارزش خاص خود را دارد؛ پس سعى كنيد كه تمامى آنها را درست ادا كنيد. تلفظ اشتباه يك كلمه در جمع، ممكن است اسباب استهزا و ناراحتى شما را فراهم كند.
نيمه بُريده و تند، صحبت نكنيد! تند صحبت كردن، اثر كلام شما را از بين مىبرد. كسى به دنبال شما نيست. با آرامش تمام، آنچه را كه مىخواهيد، به مخاطب انتقال دهيد؛ حتى اگر كمبود وقت داشته باشد. اَداى پنج كلمه تأثيرگذار، بهتر از پانزده كلمه بدون تأثير است (البته تند صحبت نكردن، به معناى كُند صحبت كردن، تا جايى كه حوصله مخاطب را سر ببريد نيست!).
به هر كلام، آهنگ مخصوص خود را ببخشيد. تصوّر كنيد قاضى يك دادگاه هستيد و بايد حكمى را قرائت كنيد. حكم اين است: «اعدام لازم نيست بخشش» نوع آهنگى كه شما به اين جمله مىبخشيد، مىتواند در پيام، تغييرى اساسى ايجاد كند. اگر شما كلمه «اعدام» را محكم تلفظ كنيد و پس از آن مكث كوتاهى كنيد، حاصل مجله اين خواهد شد «اعدام، لازم نيست بخشش» و با اين احتساب متهم بخت برگشته را به پاى چوبه اعدام خواهيد كشاند؛ امّا اگر اعدام را آهسته تلفظ كنيد و پس از «نيست» مكث كنيد و «بخشش» را محكم ادا كنيد «اعدام لازم نيست، بخشش»، به متهّم، حيات دوباره بخشيدهايد.
كلمات، روحى دارند كه نوع بيان شما، آنها را آزاد مىكند. الفاظ، شكل ظاهرى اين كلماتاند؛ پس سعى كنيد تا به روح كلمات نيز توجه شود.
فقط يك روز
در خيابان لبخند بزن!
شايد كسى در انتظار
معجزهاى از جانب خدا باشد!
در دنياى متمدّن و پر از هياهوى امروز، داشتن چهرهاى بشّاش و لبخندى زيبا بر لب، مىتواند تأثير معجزهآسايى داشته باشد. مطمئناً ديگران ترجيح مىدهند تا با افرادى خوشبرخورد، معاشرت داشته باشند. چهرهاى گرفته و عبوس، علاوه بر آن كه روحيه خود شما را به شدت افسرده مىكند، ديگران را از اطراف شما گريزان مىنمايد. يك لبخند ساده، هزينه چندانى ندارد، امّا مىتواند دوستان بسيار خوبى را براى شما پيدا كند.
تحسين واقعى و صادقانه براى روحيه دادن به افراد، ارزش بسيار بالايى دارد. لبخند مىتواند اوّلين گام براى رسيدن به اين تحسين باشد و مهربانى و صميميت شما را به ديگران انتقال دهد.
دين مبين اسلام و ائمه اطهار نيز بر اين مورد، تأكيد كردهاند و احاديثى نيز در اين مورد وجود دارد. امام صادق(ع) مىفرمايد: «هر كه به روى برادرش لبخند بزند، برايش حسنهاى خواهد بود».1
امام كاظم(ع) نيز در حديث ديگرى مىفرمايد: «مهرورزى با مردم، نيمى از عقل است».2
در برخوردهايتان همواره گشادهرو باشيد. حتى لبخند مىتواند روز خوبى را براى شما به ارمغان بياورد. به ديگران ثابت كنيد كه هر جا احتياج به كمك دارند، حضور داريد. بدين ترتيب، به طور حتم، افراد مورد نظر، پذيراى شما خواهند شد.
انسانها در عين مشابهتهاى فراوانى كه در عادتها، رفتار و گفتارهايشان دارند، دنيايى كاملاً بيگانه و مختص خود را نيز در اختيار دارند. گاهى اوقات، ورود به اين دنيا براى كسانى كه از بيرون نظارهگرند، بسيار مشكل است. يكى ديگر از رمزهاى ارتباط، ورود به اين دنيا و چگونگى ورود به آن است.
مطمئناً شما نيز نظرات و ديدگاههاى خاص خود را داريد؛ امّا فراموش نكنيد كه اين، اجازه نمىدهد تا ساير ديدگاهها را از ياد ببريد. با در نظر گرفتن ديدگاهها و نظرات شخصى ديگران، شرايط آنها را درك نماييد، علايق شخصى خود را كنار بگذاريد و تمام فكر خود را متمركز آنها كنيد. تصوّر كنيد كه اگر جاى آنها بوديد، چه كارى انجام مىداديد و يا اينكه عقيده شما چه بود؟ پس كار درست را كه به سود آنهاست انجام دهيد.
محدود كردن دنياى ارتباطتان به آنچه تنها شما مىپسنديد، به سودتان نخواهد بود. براى مثال اگر شما از سبك كلاسيك در هنر، لذّت مىبريد، نمىتوانيد ساير افراد را به دليل اينكه مثلاً سبك مورد علاقه شما را دوست ندارند، طرد كنيد. اگر به علايق و انتظارات ديگران احترام بگذاريد، اشتياق آنها براى نزديك شدن به شما بيشتر مىشود.
هميشه به خاطر داشته باشيد كه مهمترين عامل براى جذب ديگران، اين نيست كه چهقدر به اشخاص، نزديك هستيد و يا مثلاً رابطه خونى داريد، و يا اينكه كارهاى چشمگيرى انجام مىدهيد و چه كسى هستيد. اگر رفتار شما براى ديگران، رضايتبخش نباشد، مسلّماً مؤمن نخواهيد بود.
امام على(ع) مىفرمايد: «بر شما باد، ارتباط و بخشش به يكديگر و دورى گزيدن از جدايى و پشت كردن به يكديگر!».3
1. الكافى، ج2، ص205.
2. تحفالعقول، ص403.
3. نهجالبلاغه، نامه 47.