مجلات >حديث زندگى>شماره 23

كتابخانه زندگى

ربابه (نجمه) پيروى

آزادى‏هاى عمومى در حكومت اسلامى، راشد غَنوشى، مترجم: حسين صابرى، تهران: علمى و فرهنگى، اوّل، 1381، 506 ص، وزيرى.

آزادى‏هاى عمومى، جزئى جدا نشدنى از نظام سياسى اسلام است؛ زيرا اسلام، نظامى فراگير دارد كه مسائل زندگى فردى و اجتماعى انسان را در بر مى‏گيرد و در ميان اجزا و عناصر آن (اعم از: عقايد، فقه، آيين‏ها و شعاير، اخلاقيات و مقاصد)، پيوندى گسست‏ناپذير وجود دارد.

راشد غنوشى، مؤلف اين كتاب كه اكنون نام او، همتاى جنبش اسلامى تونس شده، از روشن‏فكران دينى اين كشور است كه در سال 1360 قمرى در ولايت قابس در جنوب شرق تونس به دنيا آمد. تحصيلات خود را در مصر و فرانسه تكميل كرد. او سال‏ها با استبداد حاكم بر كشورش مبارزه كرد و به زندان افتاد؛ ولى در همان ايام نيز آثار زيادى از خود بر جاى گذاشت.

كتاب «آزادى‏هاى عمومى در حكومت اسلامى»، كه نيمى از آن در زندان تأليف شده است، شامل سه بخش است.

بخش اول، با عنوان حقوق و آزادى‏هاى انسان در ديدگاه اسلام، با اين مبحث شروع مى‏شود كه فرهنگ و تمدن اسلامى بر ديگر فرهنگ‏ها و تمدن‏هاى بشرى، برترى دارد و «آزادى» در اين فرهنگ، از ارزشى بنيادين و اصيل برخوردار است و انسان مسلمان، پيش از آن‏كه به‏وجود خداوند اقرار كند، خود را به عنوان يك موجود عاقل و آزاد، باور دارد و در كمال عقل و آزادى اقرار مى‏كند: «من گواهى مى‏دهم كه خدايى جز الله نيست».

اسلام، معتقد است كه انسان در ذات خود، دارنده كرامتى الهى است و او وظيفه خدا در زمين است. پس همين امر، وى را از حقوقى برخوردار مى‏سازد كه هيچ‏كس را در مورد آن، سلطه‏اى نيست. اين حقوق، شامل: آزادى شخصى، حق تكريم الهى، حقوق اقتصادى، حقوق اجتماعى (حق تشكيل اجتماعات و احزاب و آزادى بيان و ...)، حق آموزش، حقّ برخوردارى از امكانات بهداشتى، حقّ مسكن و پوشش و نيز خانواده و ...

در بخش دوم، از آزادى‏هاى سياسى صحبت مى‏شود و دموكراسى غربى با حكومت اسلامى يا همان دموكراسى اسلامى، مورد مقايسه قرار مى‏گيرد و اركان آنها مطرح مى‏شود. مهم‏ترين ركن دموكراسى غربى، خواست و اراده عموم مردم است. اين همان چيزى است كه به عنوان مشروع بودن و قانونى بودن از آن ياد مى‏شود. دومين ركن حكومت غربى، حاكميّت است؛ يعنى حكومت، قدرتى است كه هيچ قدرت ديگرى بر آن برترى و چيرگى ندارد. مؤلف، عقيده دارد كه در دموكراسى اسلامى، «متون دينى» (قرآن و حديث) و «دشورا» نقش اساسى‏اى دارند، به اين معنا كه دموكراسى، قالبى است كه به‏وسيله مشورت با شهروندان (رفراندوم، انتخابات، نظرسنجى و...) حفظ مى‏شود و متون دينى نيز محتواى آن را تعيين و حفظ مى‏كنند.

در بخش سوم از تضمين‏هايى براى جلوگيرى از ستم و ابزارهاى فساد در حكومت اسلامى صحبت مى‏شود. از جمله:

1 . مشروعيت برتر در حكومت ،از آنِ خداوند است؛ 2 . حكمرانان نبايد از مردم فاصله بگيرند؛ 3 . نظام اقتصادى نبايد موجب تمركز ثروت در دست عدّه‏اى خاص شود؛ 4 . نظام اجتماعى بايد بر ارزش كار، تأكيد كند؛ 5 . بايد نظامى براى تعليم و تربيت، شكل گيرد كه دانش و آگاهى را گسترش دهد؛ 6 . نظام ادارى بايد مبتنى بر حكومت‏هاى محلّى و شوراى شهر و روستا و اتحاديّه‏ها و احزاب باشد.

راشد غنوشى، در اين كتاب، درصدد يافتن و معرّفى ساز و كارهايى مناسب براى پاسداشت حقوق و آزادى‏هاى انسان، پيشگيرى از خودكامگى و چگونگى رويارويى با آن از متن قرآن و حديث است. او از يك‏سو دموكراسى غربى را نقد مى‏كند و از سويى به اثبات اين حقيقت مى‏پردازد كه در متون دينى، چيزى وجود ندارد كه مانع بهره گرفتن از شاخ و برگ‏هاى دموكراسى شود. او گرچه به «اخوان‏المسلمين» گرايش دارد و تا اندازه‏اى تحت‏تأثير رويكردهاى سَلَفى شمال افريقاست، ولى در كتاب حاضر با روحيه تساهل و تسامح، وارد بحث شده و از انديشه‏هاى شيعى نيز بهره گرفته است.

آزادى و ديندارى، على دژاكام، تهران: تأويل، اوّل، 1379، 255 ص، رقعى.

يكى از هدف‏هاى بعثت انبيا، آزادى انسان‏ها و رهايى‏شان از قيد اسارت‏هاست (سوره اعراف، آيه 157) و پيشوايان معصوم ما نيز همواره به ارزش و جايگاه آزادى در زندگى فردى و اجتماعى بشر تأكيد كرده‏اند. به عنوان مثال، حضرت على(ع) خطاب به فرزند خويش مى‏فرمايد: «بنده ديگران مباش؛ چرا كه خداوند، تو را آزاد آفريده است» (نهج‏البلاغه، نامه 31).

شايد تا به امروز، هيچ كلمه‏اى به اندازه «آزادى»، اذهان بشر را متوجه خود نساخته و هيچ ملتى نيست كه خود را آزاد و طرفدار آزادى نداند. «آزادى» از واژه‏ها و مفاهيم مقدّسى است كه در طول تاريخ، بسيارى آن را ستوده‏اند و بسيارى از انديشمندان (بويژه عالمان دين، اجتماع و سياست)، موضع خود را در دفاع از آن، به صراحت مشخّص كرده‏اند. استاد مرتضى مطهرى نيز يكى از عالمان دينى و از جمله روشن‏فكرانى است كه در مسائل سياسى و اجتماعى، اهل نظر بوده و سعى نموده تا ديدگاه خود را نسبت به آزادى، بيان نمايد. نويسنده در اين كتاب، ديدگاه‏هاى اسلام را در مقوله آزادى، از لابه‏لاى آرا و انديشه‏هاى شهيد مطهرى استخراج و تنظيم و تدوين و شرح كرده است.

كتاب حاضر، شامل هفت فصل است. مؤلف، در فصل اوّل به تعريف واژه آزادى، ارزش آزادى و اركان آزادى، پرداخته و از مبناى آزادى سخن به ميان آورده است. در اين مورد، بسيارى از فيلسوفان اجتماعى غرب، مبنا و اساس آزادى را ميل، خواست و اراده انسان مى‏دانند؛ ولى استاد مطهرى بر اين باور است كه پايه و اساس آزادى، استعداد ترّقى و تكامل انسان است كه توسط پروردگار در وجود او نهاده شده است. بنابراين، ميل، خواست و اراده انسان، تا جايى محترم است كه با استعداد متعالى و قُدسى آدمى هماهنگ باشد و او را در مسير تكامل، يارى رساند.

در فصل ششم، از آزادى عقيده صحبت مى‏شود كه به تعبير شهيد مطهّرى، «عامل رشد اسلام» است. اين اصل مى‏گويد: اگر افراد شكّاك در نقد اسلام، سخنرانى كنند، همين عامل، باعث بيشتر نمايان شدن چهره اسلام مى‏شود، به شرطى كه حاميان دين، مرده و بى‏روح نشده باشند و در مقام پاسخگويى بر آيند. اسلام، از اين تبادل‏نظر و عقيده، حمايت كرده است.

عناوين ديگر فصول اين كتاب، عبارت است از: آزادى فلسفى، آزادى معنوى، دين و آزادى، اخلاق تربيت و آزادى، آزادى اجتماعى ـ سياسى، و در نهايت: آزادى زن و حقوق بشر (كه در اين فصل، تاريخچه مسائل مربوط به زنان از ديدگاه حقوق بشر، از قرن هفدهم ميلادى به بعد، به اختصار مورد بررسى قرار گرفته است).

پيك آفتاب (پژوهشى در كارنامه زندگى و فكرى آية‏اللّه سيّدمحمود طالقانى)، محمد اسفنديارى، قم: صحيفه خرد، اول، 1383، 519 ص، وزيرى.

مشكل مى‏توان از آزادى و ديندارى گفت و نوشت و تاريخ آن را در ايران معاصر مورد بررسى قرار داد، ولى نامى از سيّدمحمود طالقانى نبرد. همو كه همه عمر خود را براى دين و آزادى اين مرز و بوم، سپرى كرد و سال‏ها براى رهايى مردم كشورش، در اسارت به سر برده. او از پيشاهنگان «نهضت اصلاح دينى» و «روشن‏فكرى دينى» در جهان اسلام و از زمينه‏سازان و رهبران و بلكه مرد شماره دوِ انقلاب اسلامى ايران بود.

طالقانى از اوّلين روحانيان مبارزى بود كه جامعه را به اسلام سياسى دعوت كرد و خود، اوّلين روحانى‏اى بود كه در اين راه به زندان افتاد. او با همه احزاب و گروه‏هاى مبارز، ارتباط داشت و مخاطبان خود را جوانان و روشن‏فكران قرار داد و براى نزديكى حوزه و دانشگاه كوشش كرد.

پايه‏گذار نهضت «بازگشت به قرآن» بود و قرآن را به عنوان درس‏نامه اجتماع و سياست و كتاب زندگى مى‏شناخت و در دفاع از دگرانديشان، ابايى نداشت.

او پيش از پيروزى انقلاب، بر رأس مردم و حاكميت ملت و نظام شورايى پافشارى كرد. طالقانى در نيمه اسفند 1289 شمسى پا به عرصه حيات گذاشت. در محضر پدرش كه از نيكان روزگار و دانشمندان دينى بود، رشد كرد و حدود سال 1301 به قم آمد. سال‏ها به تحصيل و فراگيرى علوم اسلامى مشغول بود. در سال 1317، با مرتبه «اجتهاد»، به تهران بازگشت و مشغول تبليغ و مبارزه شد. بعدها به عضويت جبهه ملّى و سپس نهضت آزادى ايران نيز درآمد.

وى در زمينه‏سازى و پيروزى انقلاب اسلامى 1357 نقش ويژه‏اى داشت و سال‏ها از عمر خود را در زندان و تبعيد سپرى كرد. برپايى بزرگ‏ترين راهپيمايى انقلاب در تاسوعا و عاشوراى 57، اقامه اوّلين نماز جمعه، رياست شوراى انقلاب، نماينده اوّل تهران در مجلسِ بررسى نهايى قانون اساسى، از درخشان‏ترين فعاليت‏هاى طالقانى است.

آية‏اللّه طالقانى، پس از عمرى جهاد و مبارزه، بالاخره در 19 شهريور 1358 دنياى فانى را وداع گفت. تشييع جنازه او از صحنه‏هاى ماندگار در تاريخ ميهن اسلامى ماست.

پيك آفتاب، كه اختصاص به گزارش زندگى، شخصيت و افكار و در نهايت، كتاب‏شناسى آثار مكتوب طالقانى دارد، از دقيق‏ترين و پر برگ‏ترين آثارى است كه تاكنون درباره اين شخصيت مشهور و مهجور، نوشته شده است. در اين كتاب ـ كه با نثرى روان و روش تحقيقى امروزى نگارش يافته است ـ، احوال و افكار و زمانه طالقانى، بازكاوى و به صورت موضوعى دسته‏بندى شده است.

از خصوصيات پژوهش حاضر، پاورقى‏هاى مفصّل آن است كه حاوى اطلاعات و داده‏هاى روشنگر بسيارى است. به علاوه، ارجاعات به منابع دست اول و هم عصر در قضاياى تاريخى (مانند روزنامه‏ها، اسناد، كتاب‏ها و انبوه مقالات و نوشته‏جات) بر اعتبار اثر، افزوده است.

مؤلّف، علاوه بر ارائه اين اطلاعات، گاهى آنها را با هم مقايسه كرده، زواياى تاريك و روشن آنها را كاويده است. چنين تلاشى از آن جهت قابل توجه است كه طالقانى، پيشرو انديشه «تلازم دين و آزادى» به شمار مى‏رود و زندگى‏اش، آيينه تمام‏نما و الگوى عملى كاملى از پيوند ديندارى و آزادى‏خواهى است.

اسلام، دموكراسى و نوگرايى دينى در ايران از بازرگان تا سروش، فروغ جهانبخش، ترجمه: جليل پروين، تهران: گام نو، اوّل، 1382، 302 ص، رقعى.

اهتمام حكومت پهلوى به جدايى دين از سياست و كناره‏گيرى تدريجى علماى طراز اوّل از مسائل سياسى، باعث شده بود كه برخلاف روزگار مشروطه، نيروهاى دينى، وارد صحنه سياسى ايران نشوند و در اين دوران، بجز افراد اندكى همچون: سيّدحسن مدرّس و آية‏اللّه طالقانى، آية‏اللّه كاشانى و اعضاى روحانى فدائيان اسلام ـ كه انگيزه‏هاى دينى داشتند ـ ديگر روحانيان، تا حدّ زيادى از سياست، فاصله گرفته بودند.

در اين كتاب، نقش ظهور مجدّد دين در بستر سازگارى اسلام و دموكراسى (مردم‏سالارى) در سال‏هاى 1332 تا 1378 مورد بررسى قرار مى‏گيرد و آراى هفت انديشه‏مند برجسته كه گفتمان سياسى ـ مذهبى دوران پيش و پس از انقلاب را در ايران شكل داده‏اند، بررسى مى‏شود. سه تن از ايشان (يعنى مهدى بازرگان، على شريعتى و عبدالكريم سروش) از نوگرايان دينى غير روحانى و چهار نفر ديگر (سيّد محمود طالقانى، مرتضى مطهرى، سيّد محمد حسين طباطبايى و امام خمينى)، روحانى بوده‏اند.

در كتاب، اين مسئله مورد بررسى قرار مى‏گيرد كه: آيا انديشمندان مذهبى ـ سياسى معاصر ايران، در طول مبارزات ضدّ استبدادى خود، براى سازگار نشان دادن اسلام و دموكراسى در سطح نظرى، از خود، كوششى نشان مى‏دادند يا نه؟

مؤلف، از بين پرسش‏هاى بى‏شمار، به اين موارد مى‏پردازد و پاسخ مى‏دهد كه: آيا ماهيّت و پيامد تلاش‏هاى انديشمندان مزبور از دستاوردهاى اسلافشان در انقلاب مشروطه متفاوت بوده است؟ تصور آنان از دموكراسى چه بوده و چه تلاش‏هايى در باب تبيين مفهوم دموكراسى انجام داده‏اند؟ و مباحث خود را بر چه مبانى شناختى و هنجارى (ارزشى) استوار كرده‏اند؟

براى پاسخ گفتن به اين پرسش‏ها در گفتمان دينى ـ سياسى اين انديشمندان، بايد بافت و مضمون كلام آنان شناخته شود. در «تئورى حكومتِ» مطرح شده از سوى اغلب اين شخصيت‏ها، جنبه دموكراتيك حكومت به اندازه جنبه دينى آن، حائز اهميت بوده است و هدف آنان تنها تأسيس حكومت اسلامى نبوده و در واقع، آنان ماهيت حكومت اسلامى را به صورت دموكراتيك ترسيم مى‏كردند.

اين كتاب كه شامل پنج فصل است، آزادى تعدادى از انديشمندان مسلمان ايرانىِ فعّال در نيمه دوم سده اخير را مورد بررسى قرار مى‏دهد. در فصل اول به شرح مختصر برخى موضوعات اساسى (چون تعريف دموكراسى، برابرى و آزادى) پرداخته است. در فصل دوم به بررسى جايگاه اين مسائل در متون اسلامى مى‏پردازد و از عناصرى بحث مى‏كند كه انديشمندان مسلمان ـ چه ايرانى و چه غير ايرانى ـ معمولاً از آنها به منزله هنجارهاى دموكراتيك در اسلام، ياد مى‏كنند. در فصل سوم، از ظهور مدرنيسم دينى ـ شيعى و بازگشت دوباره نيروهاى دينى به عرصه سياست ايران در نيمه دوم قرن اخير، سخن رفته است و در فصل چهارم، آراى انديشمندانِ پيش گفته مورد بررسى قرار مى‏گيرد و در نهايت، فصل آخر، اختصاص به بحث گسترش جريان روشن‏فكرى دينى در ايرانِ پس از انقلاب دارد.

ايمان و آزادى، محمد مجتهد شبسترى، تهران: طرح نو، چهارم، 1382، 197ص، رقعى.

ايمان، جز با آزادى انديشه، و اراده انسان، محقّق نمى‏شود. انسان، وقتى مى‏تواند ايمان بياورد كه انديشه و اراده‏اش را از اسارت‏هاى بيرونى و درونى، تقليدهاى كور از سنت‏ها، عبادت و خواسته‏هاى نفسانى، رها ساخته باشد. هر چند كه ايمان، هديه الهى است، امّا اين هديه، تنها به انسان‏هايى ارزانى مى‏شود كه آمادگى پذيرش آن را داشته باشند و بايد گفت كه تنها دارندگان انديشه و اراده آزاد، چنين سعادتى نصيبشان مى‏شود.

اين كتاب در نُه فصل، تدوين شده است. در فصل اوّل كتاب، از معانى و تعاريف ايمان در نزد متكلّمان، فيلسوفان و عارفان مسلمان و استوار بودن همه اين تعاريف بر آزادى انديشه و اراده انسان، بحث مى‏شود و سه نظريّه: معتزله، اشاعره و متكلّمان جديد كه درباره حقيقت ايمانِ اسلامى است، مورد بررسى قرار مى‏گيرد.

از ايمان، دو تفسير ديگر نيز ارائه شده است: «تجربه ذات فراگير مطلق از طريق تجربه امكان» و «تجربه خطاب خداوند» كه در فصل دوم توضيح داده مى‏شود و با اين توضيح، اتّكاى هر دو آنها بر آزادى انديشه و اراده انسان نيز معلوم خواهد شد.

اسلام و تنگناهاى انسان متجدّد، سيدحسين نصر، ترجمه: انشاءاللّه رحمتى، تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردى، اوّل، 1383، 408ص، رقعى.

زمانى كه پيشرفت غربزدگى، دژ اسلام را مورد تهديد قرار مى‏دهد و از طرفى، كشش باطنى اسلام و تمدّنِ آن، هر چه بيشتر، مردم را به سوى خود جذب مى‏كند، اثبات و عرضه مجدّد اصول وحى اسلامى و تعاليم اسلام ـ كه از روحىِ قرآنى نشئت مى‏گيرد ـ در قالبى نوين، ضرورتى انكار ناپذير است.

دكتر سيدحسين نصر ـ كه از نامدارترين انديشمندانِ اسلامىِ دوران ماست ـ در اين كتاب، سعى كرده است تا مسائل اصلى فراروى انسان متجّدد را، هم در شرق و هم در غرب، مطرح كند و زمينه‏ها و ابزارهاى تحقيق درباره ميراث معنوى و فكرى اسلام در دنياى امروز را مورد بحث قرار دهد و سرانجام، راه‏كارهايى براى استفاده از تعاليم سنّت الهى عرضه كند.

اين اثر، از زمان چاپ نخست آن (حدود يك ربعِ قرن پيش) تاكنون، در جهانِ اسلام، به گرمى مورد استقبال واقع شده و چندين منبع و ترجمه محلّى از آن در پاكستان، مالزى، تركيه، اندونزى و آلبانى صورت گرفته است.

ترجمه فارسى كتاب، شامل پنج بخش و سيزده فصل است كه موضوع بخش اول: اوضاع و احوال انسان امروزى، بخش دوم: روش تطبيقى و مطالعه ميراث تعقّلى اسلام در جهان غرب، بخش سوم: سنّت اسلامى و معضلات امروز انسان متجدّد، بخش چهارم: مسلمان معاصر در ميانه اسلام و دنياى متجدّد و در نهايت، بخش پنجم: پس‏گفتار است.

در فصول اين كتاب، از چالش‏هاى ايجاد شده توسّط غرب براى جهان اسلام، سخن رفته است. هر چند بسيارى از آثار دكتر نصر به اين موضوع پرداخته است، ولى موضوعات و مباحث مطرح شده در اين كتاب، در ديگر آثار او به اين شكل، يافت نمى‏شود.

در فصل دوم از بخش اول كه «تنگناهاى مسلمانِ امروز» نام دارد، به موضوع «آزادى» اشاره شده است. مؤلف، عقيده دارد: در ميان تقابل‏هاى ظاهرى موجود در ميان اسلام و تجدّد و تنگناهاى ايجاد شده براى مسلمان امروزىِ واقف به دنياى پيرامون خويش، مى‏توان از مفهوم «آزادى» نام برد. طبق ديدگاه اسلام سنّتى، آزادىِ مطلق، از آنِ خداست و انسان به همان اندازه از آزادى بهره‏مند مى‏شود كه كمال معنوى حاصل كند. هيچ يك از محدوديت‏هايى كه شريعت براى زندگى او و احكام سنّتى براى عملش تعريف و تعيين كرده‏اند، محدوديّتى براى آزادى او (آزادى سياسى ـ اجتماعى‏اش) محسوب نمى‏شوند؛ بلكه حكم امدادهاى ضرورى را دارند كه دستيابى به آزادى واقعى، تنها به مدد آنها امكان‏پذير مى‏شود؛ امّا اين ديدگاه، با آزادىِ مطرح شده در غربِ بعد از رُنسانس، به حدّى متفاوت و بيگانه است كه تقريباً در هيچ متن سنّتى اسلامى، آزادى فردى مصطلح غربى (آزادى سياسى ـ اجتماعى شهروندان را نمى‏يابيم.

اين اختلاف، و ضبط و خطاهاى پديد آمده از آن، تنگناهاى جدّى‏اى براى مسلمان معاصر است. مؤلف در اين كتاب، با بر شمردن برخى از اين قبيل تنگناها، درصدد ارائه راه‏كارهايى برآمده است.