| مجلات >حديث زندگى>شماره 23 |
تقى ميرزايى شيخآبادى
مسائل مربوط به ساختار و مبدأ و انتهاى عالم، بشر را از روزگاران قديم به خود مشغول داشته است. حتى فلاسفه و منجّمان تمدّنهاى بابل و يونان نيز سعى داشتهاند به اين سؤالهاى اساسى پاسخ دهند. در تاريخ علوم عقلى در اروپا نيز مسئله ساختار عالم، نقش مهمى را بازى كرده است. مهمترين قدم را در سير تكامل اين علم، «انقلاب كوپرنيكى» داشته است كه به منزله ختم و پايان دوره تصوّر «زمينْ مركزى»(1) بود. پس از آن، معلوم شد كه خورشيد نيز فقط يك ستاره از بىشمار ستارگان ديگر است كه اين خود، نقطه پايان دوره «خورشيدْ مركزى»(2) بوده است.
در قرن 19 ميلادى بود كه سؤالهاى مربوط به ساختار عالم به سبب پيشرفت نجوم و فناورى آن، شكل ملموسترى به خود گرفت. آيا بايد عالم را با كهكشانِ ما كه به تنهايى به صورت يك جزيره كوچك است و در كيهانِ(3) بىانتها غوطهور است، يكى بدانيم؟ يا اينكه جهان، مملو از كهكشانهاى ديگرى نظير كهكشان خود ما (كهكشان راه شيرى) است و ستارگان، تا بىنهايت ادامه دارند؟ اين برهه زمانى در تاريخ فضا را «دوره كيهانى» ناميدهاند.
كهكشانها بزرگترين قطعات جهان هستند. آنها بزرگترين اشياى حاوى ستارهها، گاز و گرد و غبارى هستند كه مىتوانند در ديد يك تلسكوپ قرار گيرند. كهكشان ما كه زمين در آن قرار دارد، شامل يكصد ميليارد ستاره است و كهكشانهاى ديگرى كه در فضاى آن سوى آن مىتوان مشاهده كرد، حتى ستارههاى بيشترى دارند.
وقتى كه به جهان نگاه مىكنيم، معمولاً آن را جهان كهكشانها تصوّر مىكنيم. اِدوين هابل كه در مطالعه كهكشان بر اساس ظاهر آنها پيشقدم بوده است، كهكشانها را در سه رده بزرگ، تقسيمبندى كرده است: بيضوى، مارپيچى و نامنظم.
اكنون از ميان «اطلس كهكشانها»ى هابل، اين سه نوع كهكشان را شرح مىدهيم:
1 ـ كهكشانهاى بيضوى: كه شكل يك كُره پخ را دارند كه در آسمان به صورت قُرصهاى بيضوى شكل، ديده مىشوند. توزيع نور در آنها يكنواخت است و درخشندگى آنها از مركز به سمت بيرون، كاهش مىيابد.
3 ـ كهكشانهاى مارپيچى: كه داراى بازوهاى مارپيچى شكل هستند و معمولاً دو بازوى متقارن دارند، درست شبيه دو عدد 6و 9انگليسى كه بر روى هم افتاده يا بر روى هم تايپ شده باشند.
3 ـ كهكشانهاى نامنظّم: كه هيچ ساختار متقارن و يا عادىاى ندارند.
اغلب كهكشانها و شايد همه آنها، اعضاى يك خوشه هستند. كهكشان راهشيرى، يكى از اعضاى برجسته و مشخصِ «گروه محلّى» كهكشانهاست كه خودش نيز بخشى از يك خوشه كهكشانى است. خوشههاى كهكشانى، ساختارهايى بزرگتر از كهكشانها هستند كه از كهكشانها تشكيل شدهاند. يك خوشه غنى، بيش از پنجاه كهكشان را در خود دارد. خوشهها به دو گروه، تقسيمبندى مىشوند: منظم و نامنظم. خوشههاى منظم، سيستمهاى بزرگى با تقارن كُروى و تراكم مركزى زياد هستند. تقريباً تمام اعضاى خوشهها، كهكشانهاى بيضوى و يا مارپيچى هستند، در حالى كه در خوشههاى نامنظم، تركيبى از همه انواع كهكشانها به چشم مىخورد. در ميان خوشههاى نامنظم، كهكشانهايى به صورت گروه وجود دارند كه به آنها گروههاى كوچك كهكشانى مىگوييم. يكى از اين گروهها، «گروه محّلى» است كه كهكشان ما جزئى از آن است.
منظومه شمسى ما در يك كهكشان مارپيچى چرخنده واقع شده است كه آن را با نام كهكشان «راهشيرى» مىشناسيم و خورشيد، يكى از ستارگانِ بىشمار آن است. هنگامى كه از محدوده شهرها ـ كه توسط نور شهر روشن شده است ـ خارج مىشويم، مىتوانيم يك نوار نامنظم از نور پراكنده به پهناى تقريبى ده درجه را مشاهده كنيم كه تقريباً به صورت يك دايره بزرگ، كره آسمانى را احاطه مىكند. ما اين نوار را «راهشيرى» مىناميم.
كهكشان ما منظومه عظيمى از ستارگان، گاز و غبار است. اين كهكشان، شبيه به يك تخممرغ آبپز است كه بخش مركزى آن، متشكل از يك كره مسطّح از ستارگان (شبيه به زرده تخممرغ) است كه يك صفحه نازك از ستارگان (شبيه به سفيده تخممرغ)، آن را در ميان گرفته است. قطر كهكشانها در سرتاسر اين صفحه نازك، تقريباً يكصدهزار سال نورى است؛ امّا اخيراً تخمين زده شده كه شايد كمتر از اين باشد.
در كهكشان ما مقدارى گاز و همچنين مقدار معينى از مواد جامد ريز به نام «غبارِ بين ستارهاى» وجود دارد كه با ايجاد «مِه ميانستارهاى» رؤيت نور ستارگان بسيار دور دست را دشوار مىكند، به طورى كه ما قادر نيستيم مركز كهكشان را ببينيم.
كهكشان ما حول محورى مىگردد كه عمود بر قرص است و از مركز كهكشان عبور مىكند. ستارگان و مواد نزديكتر به مركز، در مدتى كوتاهتر از مواد و ستارگان دورتر از مركز، به دور خود مىچرخند و خورشيد و ستارگان مجاور به آن در مسيرى دايرهاى شكل به دور مركز كهكشان، حركت مىكنند و 225 ميليون سال طول مىكشد تا يك دور كامل بزنند كه اين مدّت را گاهى «سال كيهانى» مىگويند. اين به اين معناست كه خورشيد منظومه ما با سرعت 250 ميليون كيلومتر در ثانيه، كهكشان را دور مىزند و خورشيد نيز ثابت نيست.
رؤيت كهكشانها تا آنجايى امكانپذير است كه با توجه به فاصله زياد آنها تلسكوپهاى بزرگ، قادر به ديدن آنها باشند. مثلاً كهكشان 3C-295 بيش از 5000 ميليون سال نورى از ما فاصله دارد. پس نورى كه ما در حال حاضر از آن دريافت مىكنيم، قبل از بهوجود آمدن زمين از آن به طرف ما گسيل شده است؛ ولى ...
آيا ما در مركز جهان هستيم؟ چون همه كهكشانها در هر جهتى در حال دور شدن از ما هستند، در نگاه اول، چنين به نظر مىرسد كه ما در مركز جهان هستم؛ امّا فرق نمىكند كه روى كدام كهكشان باشيم؛ زيرا روى هر كهكشانى ديگر باشيم، باز آن كهكشان را مركز جهان خواهيم پنداشت. اين به دليل آن است كه هر كهكشانى در حال دور شدن از كهكشان ديگر است و هيچ كهكشانى ثابت نيست.
به سادگى نمىتوان گفت كه آيا در مركز جهان قرار داريم و يا اصلاً آيا مركزى وجود دارد يا نه، و يا اينكه جهان چهقدر وسعت دارد. با پيشرفت فناورى، كهكشانهاى بيشترى رَصَد مىشوند و نمىتوان در مورد وسعت جهان، حدسى زد. هنوز از فضا و آسمان، چيزهاى زيادى است كه جواب آنها را نمىدانيم و هر چه علم و فناورى، پيشرفت مىكند، وسعت ديد ما به جهان هم زياد مىشود و بشر، بيشتر به جهل خود درباره نظام هستى و آفرينش، پى مىبرد.
________________________________
1 . زمينْ مركزى: دورهاى كه در آن تصور مىشد كه تمام عالم و خورشيد به دور زمين در حال حركت و گردش هستند.
2 . خورشيدْ مركزى: دورهاى بعد از دوره «زمين مركزى» كه تصوّر مىشد خورشيد، مركز عالم است و تمام ستارگان و سيارات به دور آن مىچرخند.
3 . كيهان: كل جهان و نظام عالم را كه كهكشانها و سحابىها و ستارگان و ... است، كيهان گويند.
1 . نجوم به زبان ساده، مايردگانى، ترجمه: محمدرضا خواجهپور.
2 . اختر فيزيك نسبيّتى، رومن و هانهروله سكسل، ترجمه: رضا منصورى.
3 . نجوم و اختر فيزيك مقدّماتى، زيليك و اسميت، ترجمه: جمشيد قنبرى و تقى عدالتى، ج2 .
4 . يكصد و هشتاد و شش پرسش و پاسخ نجومى، آين نيكلسون، ترجمه: عبدالمهدى رياضى.