مجلات >حديث زندگى>شماره 23

يادداشت‏هاى وبلاگى

سارا جعفرى

1 . بخشش از زندگى خويش

بخشيدن چيزهاى مادى چندان اهميتى ندارد؛ بخشيدنى واقعاً ارزنده است كه در قلمرو زندگى انسان قرار دارد. يك انسان، بجز چيزهاى مادى، چه چيزى را مى‏تواند به ديگرى نثار كند؟ اين به اين معنا نيست كه انسان‏ها بايد خودشان را فداى ديگران كنند؛ بلكه وقتى از آنچه كه در وجود خودش زنده است به ديگرى مى‏بخشد: از شادى‏اش، علائقش، اداركش، دانايى‏اش، خلق و خوى خوشش، عشقش، غم‏ها و اندوه‏هايش و ... ، او با چنين بخششى از زندگى خويش، احساس زنده بودن را در ديگرى بارورتر مى‏سازد. او به اميد دريافت كردن نمى‏دهد؛ نثار كردن او به خودى خود، شادمانى با شكوهى است. انسان در ضمن نثار كردن، خواه‏ناخواه چيزى در وجود طرف زنده مى‏كند، و همين چيزى كه زندگى يافته است، به سوى وى منعكس مى‏شود.

در بخشش حقيقى، انسان به ناچار چيزى را كه به او باز داده مى‏شود، دريافت مى‏كند، بدين ترتيب، بخشيدن باعث مى‏شود كه طرف مقابل هم بخشنده شود و در نتيجه، طرفين متقابلاً در شادى چيزى كه خود به آن زندگى بخشيده‏اند، سهيم مى‏شوند. با بخشيدن، چيزى به دنيا مى‏آيد و طرفين سپاس‏گزار آن حيات و هستى‏اى خواهند بود كه براى هر دوى آنان متولد شده است.

2 . نقطه ته خط ...

عزيز! مهم نيست كه ته خطِ اين زندگى چى باشه ... مهم اينه كه عشق بورزيم و خوب باشيم.

همين لحظه‏اى كه توانايى دوست داشتن داريم رو بايستى غنيمت بشمريم ...

آخر خط يا بن‏بسته يا يه خط ديگه از نو پا مى‏گيره. بيا امروز كه در آغاز زندگى يا وسط زندگى هستيم، به پايان آن فكر نكنيم.

و اگه به پايان هم فكر مى‏كنيم، فقط پايان‏هايى‏رو در ذهنمون به تصوير بكشيم كه جزء بهترين پايان‏هاست ...

عزيز! چرا بايد به خاطر فردايى كه هنوز نيامده و از راه نرسيده، امروزمون‏رو خراب كنيم؟ چرا بايد اجازه بديم كه غبارى بر خاطرمون بنشينه؟!

همين امروز كافى است براى خوب بودن، مهربونى كردن و... ديگه نمى‏خوام به فردا فكر كنم كه چى ميشه . همين امروز برايم مهمه كه به من تعلق داره؛ «شايد فردا ديگر نباشيم». پس امروز رو بهترين روز مى‏كنم براى با هم بودن، يكى شدن و ...

3 . زندگى سخت نيست!

آن‏قدر هم كه مى‏گن زندگى سخت نيست!

با هيچ هم مى‏شود زندگى كرد ... !

كمى نور، كمى لبخند، كمى نگاه، كمى عشق، كمى حرف براى شنيدن، كمى وقت براى گوش دادن! كمى حرف براى گفتن! كمى صبر، كمى گذشت، اگه فقط كمى عاشق باشى، مى‏تونى به بهترين شكل، زندگى كنى ... !

4 . مهربان، چون خورشيد

بيرون اين اتاق، خورشيد، نور گرمش‏رو داره بدون هيچ چشمداشتى به ما هديه مى‏ده و در عوض، هيچ چيزى از ما نمى‏خواد؛ ولى ما آدم‏ها چى ... تو زندگيمون اگه يه كارى براى كسى انجام بديم، فقط منتظر اين هستيم كه يه جورايى برامون جبران كنه . كسى چه مى‏دونه يك نگاه، يك حرف ساده مى‏تونه يه دل شكسته‏رو شاد كنه. چرا بايد دريغ كنيم؟! چرا؟!

وقتى ما آدم‏ها مى‏دونيم يه روزى مى‏ريم، چرا آن‏قدر بى‏وفايى مى‏كنيم؟! چرا از فرصت‏هامون درست استفاده نمى‏كنيم؟ چرا به جاى شكستن دل كسى، بهش محبت نكنيم؟ و خيلى چراهاى ديگه كه هيچ وقت، جوابى براشون نبوده و نيست!

كاش ما چون خورشيد، مهربان بوديم!

5 . دستتان را خواهند گرفت!

براى شما مى‏گويم؛ براى شما كه مى‏خوانيد، براى شما مهربانان!

اگر روزى دست كسى‏رو گرفتيد، حالا اين دست گرفتن مى‏تونه از خيلى راه‏ها باشه: رد كردن يه پيرزن از خيابان، دست نوازش كشيدن به سر بچه يتيم، شاد كردن دل يه مادر، خوش‏حال كردن يه خانواده، و ... اين‏رو بدونيد كه روزى دستتان را خواهند گرفت. شايد اون روز، خيلى دور باشه، خيلى دور؛ ولى خواهند گرفت.

6 . درست فكر كردن

براى داشتن يك زندگى خوب و با نشاط بايد يك سِرى چيزها را خوب به خاطر سپرد و در طول زندگى به كار گرفت و براى «خوب زندگى كردن» بايد «درست فكر كردن و درست انديشيدن» را ياد بگيريم و بياموزيم و نيروى فكر و انديشه خود را جهت يك زندگى سالم و با نشاط سوق دهيم. هر آدمى ممكن است در زندگى شخصى و اجتماعى خود با مسائل مختلفى روبه‏رو شود كه تجربه و انگيزه برخورد با آنها را نداشته و راه‏حل آنها را نياموخته باشد؛ امّا اگر هر انسانى بداند كه كجا بايد نيروى انديشه را در حل مشكلات دخالت دهد، مى‏تواند هر سدّى را از پيش‏پاى خود بردارد و هر مسئله‏اى را با كمى فكر و كوشش و مقدارى تلاش و سعى، حل كند.

در زندگى هر شخصى، رمز موفقيت و خوب زندگى كردن، «درست فكر كردن» است؛ زيرا اگر قبل از هر كارى و به زبان آوردن هر كلامى و يا حرفى، خوب به همه جوانب آن موضوع بينديشيم و همه مسائل را در نظر بگيريم، شايد اين‏طورى، احتمال اشتباه را در زندگى و كارهايمان كم كنيم و در كل، رسيدن به راه‏كارهاى درست و موفقيت‏آميز و احساس رضايت‏مندى از زندگى‏مان افزون‏تر شده باشد و در نهايت، خود را به خوش‏بختى و زندگى با هدف، نزديك خواهيم كرد.

بارها به اين نتيجه رسيده‏ايم كه براى حل مسائل و مشكلات مختلف راه‏هاى مختلف و متنوعى وجود دارد و هر قدر بتوانيم براى حل كردن مشكلات مى‏توانيم از زمينه‏هاى مختلف كمك بگيريم و راه‏حل‏هاى مبتكرانه‏ترى را استفاده كنيم و موفق‏تر خواهيم بود.

پس مى‏توان نتيجه گرفت براى دستيابى به موفقيت، رسيدن به رضايت روحى و نيل به خوش‏بختى و سعادت بايد راه درست فكر كردن را بياموزيم، آن را در لحظه لحظه زندگى اجتماعى و خصوصى‏مان به كار ببريم و هر روز به فكر ياد گرفتن و رشد كردن باشيم.

7 . خودباورى يعنى ...

خودباورى يك نياز اساسى و مهم روان شناختى است، خودباورى يعنى تمايل به اين‏كه خود را فردى شايسته رويارويى با چالش‏هاى اساسى زندگى و لايق شادى‏ها بدانيم؛ پس مى‏توانيم بگوييم خودباورى از دو شاخه تشكيل مى‏شود.

اوّل . خودباورى شخصى، يعنى اين كه اعتماد داشتن به توانايى‏هايمان براى انديشيدن، ياد گرفتن، انتخاب كردن و به كار بردن تصميم‏هاى درست.

دوّم . عزت و اعتماد به نفس داشتن، يعنى عقيده داشتن به حقمان براى شاد بودن و شاد زيستن.

همه انسان‏ها براى داشتن يك زندگى معمولى و عالى نياز به شناخت خود و باور استعدادهاشان دارند؛ خودباورى براى رشد و تكامل متعادل سالم هر انسانى، يك امر مهم و ضرورى است.

و در اين ميان هر چه خودباورى ما تقويت شود، بهتر براى مقابله با مشكلات زندگى آماده خواهيم بود كه در نتيجه اگر با شكستى در زندگى‏مان مواجه شويم، راحت‏تر مى‏توانيم آن را بپذيرم و درصدد رفع آن و در نتيجه، پيشرفت خود خواهيم شد.

مى‏خواهم تأييد كنم كه خودباورى يك تجربه درونى است، و در بطن وجود هر فردى قرار دارد. آن چيزى كه شخص درباره خود، فكر يا احساس مى‏كند، نه آن چيزى كه فرد ديگرى درباره او تصوّر و يا فكر مى‏كند.

8 . انسان‏هاى شاد

شادمانى، تنها چيزى است كه ما انسان‏ها شايد هيچ وقت به‏طور عميق به آن فكر نكرده‏ايم و در زندگى‏مان جاى براى آن نگذشته‏ايم. هميشه در صحبت كردن با افراد مختلف، اين تمايل را در وجودشان مى‏ديدم كه دوست دارند شاد باشند، بيشتر مردم‏و شادى‏ها و غم‏هايشان را در قالب حوادث بيرونى زندگى بيان مى‏كنند و هميشه شادى‏هايشان را با اشاره به مسائل مثبت و غم‏هايشان را با مسائل منفى شرح مى‏دهند و هميشه اين حوادث به‏وجود آمده، هست كه آنها را مجبور مى‏كند شاد باشند يا غمگين.

ولى من هميشه معتقدم كه خود انسان‏ها بيشتر از هر چيزى در شاد بودن و غمگين بودنشان تأثير دارند و اين، ما هستم كه انتخاب مى‏كنيم. گاهى اوقات بعضى از انسان‏ها را مى‏بينم كه با داشتن مشكلات و ناراحتى‏هاى بسيارى در زندگى‏شان، ولى اساساً انسان‏هاى شادى هستند، و اين شادى به قدرى طبيعى است كه باور كردن آن مشكل‏ها برايم كمى سخت است؛ ولى وقتى بيشتر با اين انسان‏ها برخورد مى‏كنم، مى‏بينم كه رمز موفقيت آنها در زمينه شادى اين‏جاست كه آنها نسبت به شاد بودن، متعهد شده‏اند و براى شاد بودن در زندگى مسئوليت‏پذير.

امّا بعد از مدتى مطالعه به اين نتيجه رسيدم كه انسان‏هاى شاد، بيشتر از بقيه انسان‏ها تجربياتشان را به ياد دارند، و هميشه آنها را در ذهنشان زنده نگه مى‏دارند، تا در موارد مثبت و پيشرفت زندگى‏شان به كار ببرند و از آنها استفاده كنند.

با اين وجود اگر روزى با داشتن كلى مشكلات و رنج‏هاى زندگى، اغلب اوقات شاد بوديد، بدانيد كه شما در آستانه يك موفقيت روحى بزرگ هستيد؛ موفقيتى كه ارزش آن را دارد براى به دست آوردنش تلاش بيشترى كنيد!