مجلات >حديث زندگى>شماره 23

آزادى در اعلاميّه جهانى حقوق بشر

ربابه (نجمه) پيروى

آزادى، آرمان بلند بشر است كه همزاد و همپاى زندگى انسان، جايگاهى شايسته، در انديشه و آرزوى انسان دارد و در گذرِ دگرگونى‏هاى آدمى و زندگى و انديشه‏ها و انگاره‏هايش بحث‏ها برانگيخته و دشوارى‏ها در افكنده و گشايش‏ها به ارمغان آورده است.

آزادى، پيمان منزلت است، كه او را از هر آفريده ديگرى متمايز مى‏سازد. او آزادانه و داوطلبانه در پيشگاه خداوند، سجده كرده است؛ چرا كه خداوند نه در تركيب او چيزى قرار داده است كه وى را به ايمان مجبور كند و نه به وى اجازه داده است، ديگران را به ايمان مجبور كند.

آزادى و مفاهيم مربوط به آن از جمله مؤلّفه‏هاى مهّم و قابل توجه در همه مكاتب، مذاهب، آثار حكما و پيمان‏هاى انسان در طول تاريخ بوده است. در اين مبحث برآنيم تا آزادى را از ديدگاه اعلاميّه جهانى حقوق بشر بنگريم.

تاريخچه اعلاميه حقوق بشر

مفهوم حقوق بشر در دنيا، كهن سال‏تر از آن است كه بتوان آن را به تمدّن و دوره‏اى خاص منتسب كرد. از دير باز، همه انديشمندان، همه مذاهب و كتب بزرگ حكمت و ادب، از آن دم زده‏اند و در مدح آن سخن‏ها گفته‏اند.(1)

برخى از نويسندگان، حقوق بشر را از ديدگاه زردشت، كورش، دين يهود، در انديشه كنفوسيوس و ديگر تفكرات تاريخى كاويده‏اند. پيامبر گرامى اسلام(ص) در خطبه حَجّة‏الوداع به محترم بودن جان و مال و ناموس آدميان ـ يعنى همان چيزى كه امروز حقوق بشر ناميده مى‏شود ـ تأكيد كرد.

تا آن‏جا كه ما مى‏دانيم، نخستين جوانه‏هاى اعلاميه‏هاى «حقوق بشر» به مفهوم امروزى، در اوايل قرن 13 ميلادى در انگلستان ـ كه مردم اين كشور متحد شدند تا قدرت پادشاه را محدود نمايند ـ رشد كرد. اعلاميه استقلال امريكا در 1776 م، اعلاميه حقوق بشر و شهروند در فرانسه به سال 1789، و اعلاميه جهانى دسامبر 1948 مجمع عمومى سازمان ملل، از ديگر تلاش‏هاى جامعه بشرى براى مدّون كردن حقوق انسان‏هاست.

بَسامد آزادى در اعلاميّه

دهم دسامبر 1948 م، اعلاميه‏اى به تصويب مجمع عمومى سازمان ملل متحد رسيد كه امضا كنندگان آن، وحدت اعضاى خانواده بشرى، كرامت انسانى و شناسايى حقوق ناشى از آن را اساس آزادى، عدالت و صلح در جهان مى‏دانستند و ايجاد جهانى را كه در آن، افراد بشر در بيان عقيده خود، آزاد و از ترس و فقر رها باشند، به عنوان بالاترين آرمان و آرزوى بشرى اعلام كردند.

اين اعلاميه، در سى مادّه تدوين شده است كه حدود نيمى از آنها به آزادى‏هاى بشرى اختصاص دارد و برخى از بندهاى ديگر نيز به نحوى به مسائل آزادى مربوط مى‏شود. در اين‏جا به صورت گذرا به ذكر موادّى از اعلاميه كه به آزادى مربوط‏اند، مى‏پردازيم:

مادّه اول مى‏گويد: تمام افراد بشر، آزاد، زاده مى‏شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابرند.

مادّه دوم، اشاره مى‏كند همه افراد بشر، حق دارند كه بى‏هيچ‏گونه تمايزى، از تمام حقوق و آزادى‏هاى ذكر شده در اين اعلاميه برخوردار شوند و ...

مادّه سوم مى‏گويد: هر فردى حق زندگى، آزادى و امنيّت شخصى دارد.

ماده چهارم مى‏گويد: بردگى و داد و ستد بردگان در هر صورت، ممنوع است.

مادّه دوازدهم در بند اول و دوم، اختصاص به رفت و آمد و حق اقامت آزاد افراد در كشورها دارد.

مادّه شانزدهم، از آزادى ازدواج و تشكيل خانواده سخن مى‏گويد.

مادّه هجدهم اشاره مى‏كند كه هر شخصى حق دارد از آزادى انديشه، وجدان و دين، بهره‏مند شود.

مادّه نوزدهم مى‏گويد: هر فردى حقّ آزادى عقيده و بيان دارد.

مادّه بيستم، اشاره به حقّ آزادى تشكيل اجتماعات و مجامع دارد.

مادّه بيست و سوم اختصاص به آزادى انتخاب شغل دارد.

مادّه بيست و هفتم مى‏گويد: هر فردى حق دارد آزادانه در زندگى فرهنگىِ اجتماع، شريك و سهيم گردد.

مادّه بيست و نهم مى‏گويد: هر فردى فقط در برابر آن جامعه‏اى وظيفه دارد كه رشد آزادانه و همه‏جانبه او را ممكن مى‏سازد.

مادّه سى‏ام مى‏گويد: هيچ يك از مقررات اعلاميّه نبايد چنان تفسير شود كه موجب از بين بردن حقوق و آزادى‏هاى مندرج در اين اعلاميه شود.

چنان كه معلوم است، آزادى در اعلاميه جهانى حقوق بشر، نقش محورى و اساسى دارد و در بيشتر بندهاى آن به صورت‏هاى مختلف جايگاه دارد و شايد با توجه به ديگر مواد اعلاميه كه به نحوى مربوط به آزادى‏ها مى‏شود، بتوان گفت اعلاميه جهانى حقوق بشر، اعلاميه حقوق و آزادى‏هاى بشر است.

اوّلين ماده اعلاميه، اعلام مى‏كند كه انسان‏ها آزاد آفريده شده اند كه يك اصل انسانى و اسلامى است و در آخرين ماده، باز هم به بحث آزادى باز مى‏گردد و هرگونه سوء استفاده از تفسير مواد اعلاميه را براى تحديد آزادى‏ها، رد و محكوم مى‏كند.

اعتبار جهانى اعلاميه

اگر چه اعلاميه جهانى حقوق بشر به تصويب مجمع عمومى سازمان ملل متحد رسيده و رسماً توسط يكايك كشورهاى عضو اين سازمان، به عنوان تعّهدى الزام‏آور، پذيرفته شده است، ولى بايد دانست مَفاد اين اعلاميه با باورها و ارزش‏هاى بسيارى از ملل جهان، سازگارى ندارد. به‏طور مثال، كنفرانس مقدّماتى كشورهاى آسيايى در بانكوك اعلام كرد به منظور حمايت از حقوق بشر، تفاوت‏هاى موجود در زمينه‏هاى ملّى و مذهبى را بايد در نظر گرفت. يا اين‏كه در اعلاميه قاهره (9 ژوئن 1992) كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى، حقوق بشر را پس از معيارهاى مذهبى اسلامى در مقام دوم اهميت قرار داده‏اند؛ ولى در هر حال، جهانى بودن حقوق بشر و اتّفاق همه ملّت‏ها در بسيارى از مواد اين اعلاميه، واضح است.

كشورهاى مسلمان در 14 محرم 1411 در قاهره، اعلاميه‏اى را به تصويب رساندند، كه به «اعلاميّه اسلامى حقوق بشر» معروف شد. اين اعلاميه، نسبت به اعلاميه جهانى، اضافاتى دارد و همچنين با برخى از آزادى‏هاى مندرج در آن، مخالف است كه اين اختلاف، ناشى از تفاوت در ديدگاه اسلام و غرب است.

اسلام و اعلاميه جهانى حقوق بشر

در بخش مقايسه حقوق جهانى با حقوق مصّرح در اسلام بايد گفت: بدون قرار گرفتن تحت تأثير احساس و ذوقيات، نه تنها همه موادّ شايسته اين اعلاميه در منابع اوّليه و معتبر اسلامى، با استناد به متون اصلى دين، وجود دارد، بلكه اضافه بر آن مواد، حقوق و احكامى در منابع اسلامى راجع به بشر در موقعيت جهانى وجود دارد كه مى‏تواند امتيازى خاص براى فقه و حقوق اسلامى محسوب شود و در عين حال، خالى از برخى اشكالات جزئى و يا نواقصى است كه در اعلاميه مورد بحث، قابل مشاهده است.(2)

هر دو ديدگاه اسلام و غرب، آزادى سياسى ـ اجتماعى را از حقوق اساسى انسان‏ها تلقّى نموده‏اند و دولت و اجتماع را در آماده كردن محيط زندگى براى برخوردارى از اين حق، مسئول مى‏دانند.

در عين حال كه در اصل آزادى، اتفاق نظر است، اسلام، هر نوع آزادى‏اى را كه در تضاد با حقوق و تكاليف جامعه و فرد باشد، ممنوع كرده است. در حقوق جهانى اسلام، برخوردارى از آزادى، مشروط به عدم اخلال در انجام دادن تكاليف فردى و اجتماعىِ ناشى از حقوق جامعه است و هيچ انسانى نمى‏تواند با تكيه بر حقّ آزادى، خودش و يا ديگر انسان‏ها را به مهلكه بيندازد!(3)

1 . براى اطلاع بيشتر ر.ك: ذكر مناقب حقوق بشر در جهان سوم، محمدعلى اسلامى‏ندوشن

2 . برخى متفكّران مسلمان، بر اين نكته تصريح و تأكيد كرده‏اند كه اعلاميه جهانى حقوق بشر، از آن‏جا كه برخاسته از حقوق مطرح در اديان ابراهيمى (مسيحيت و يهود) است، اختلاف چندانى با فقه و حقوق اسلامى ندارد و بلكه در روزگار تصويب، نخست، مورد تأييد علماى بزرگ مسلمان (شيعه و غير شيعه) قرار گرفته و سپس از سوى ملّت‏ها و دولت‏هاى مسلمان، پذيرفته شده است (شهيد مرتضى مطهرى در: خدمات متقابل اسلام و ايران، ص62). برخى نيز تصريح كرده‏اند كه اين اعلاميه، شايد تا 98 درصد، با فقه و حقوق اسلام، مطابقت دارد (حسن رحيم‏پور ازغدى در: وحدت حوزه و دانشگاه/ سخنرانى در دانشكده الهيات دانشگاه تهران، نهاد نمايندگى رهبرى در دانشگاه‏ها، تهران: آذر ماه 1382). بر اين نكته بايد افزود كه علما و حقوقدانان مسلمان در نشست قاهره، نتوانستند به اين پرسش پاسخ دهند كه اگر قرار بر دخالت دادن اعتقادات دينى مسلمانان در اعلاميه جهانى حقوق بشر باشد، اوّلاً آيا اين حق براى هندوها، سيك‏ها، بودايى‏ها، توتم پرستان افريقا و ... هم محفوظ است كه چنين ادّعايى داشته باشند و اعتقادات خود را در حقوق و قوانين جامعه خود، حاكم كنند؟ ثانياً تكليف آن دسته از فرقه‏ها و گروه‏هاى مسلمانى كه همين اعلاميه اسلامى حقوق بشر مصوّب قاره را هم قبول ندارد (مثل گروه‏هاى تندرو اسلامى، سَلَفى‏ها، وهّابى‏ها، و نيز برخى روشن‏فكران پيشرو) چه مى‏شود؟ (بخش علمى)

3 . براى اطلاع بيشتر، ر.ك: گفتارهايى در حقوق عمومى، ابوالفضل قاضى و تحقيق در دو نظام حقوق جهانى بشر از ديدگاه اسلام و غرب، محمدتقى جعفرى و حقوق بشر از منظر انديشمندان، محمد بسته‏نگار.

منابع

1 . حقوق بشر از منظر انديشمندان، محمد بسته‏نگار، تهران: شركت سهامى انتشار، اول، 1380 .

2 . آزادى‏هاى عمومى در حكومت اسلامى، راشد غنوشى، ترجمه: حسين صابرى، تهران: علمى و فرهنگى، اول، 1381 .

3 . تحقيق در دو نظام حقوقى جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، تهران: دفتر خدمات حقوقى بين‏المللى، اول، 1370 .

4 . ذكر مناقب حقوق بشر در جهان سوم، محمدعلى اسلامى‏ندوشن، تهران: انتشارات يزد، اول، 1372 .

5 . فصل‏نامه علوم سياسى، قم: مؤسسه آموزشى عالى باقرالعلوم(ع)، شماره سوم، زمستان 1377 .

6 . گفتارهايى در حقوق عمومى، ابوالفضل قاضى، تهران: دانش‏گستر، اول، 1375 .