مجلات >حديث زندگى>شماره 23

نيايش

پرندگى

سهم من از خلاصه شبْ‏زنده‏دارى‏ام

حسّى است مثل رود كه همواره جارى‏ام

بگذار منجمد شود آلايش غرور

ته مانده‏هاى بى‏رمق شرمسارى‏ام

بزم حضور توست كه در من دميده است

احساس‏هاى پاك دم بى‏قرارى‏ام

سجّاده‏ام اگر چه پُر است از نگاه تو

از هرچه غير توست، هميشه فرارى‏ام

سهم من از چكامه باران، پرندگى است

رودم كه در حريم حضور تو جارى‏ام.

ابراهيم قبله‏آرباطان