| مجلات >حديث زندگى>شماره 22 |
اصغر هادوىكاشانى
در جريان فروپاشى اتحاد جماهير شوروى، رسانههاى امريكايى به ملتهاى در آستانه رهايى قول مىدادند كه اگر سيستم سرمايهدارى امريكايى را انتخاب كنند، به زودى به ممالك پيشرفته دنيا خواهند رسيد و مانند امريكايىهايى كه در فيلمها مىديدند، در رفاه خواهند زيست. امروز، نتيجه پيروى آنها از سيستم امريكايى اين شده است كه 15درصد مردم جمهورىهاى سابق شوروى، با درآمدى كمتر از يك دلار در روز زندگى مىكنند و مردم خوشبختى كه شاغلاند، بايد بين غذا و لباس، و يا بين سوخت و دارو، يكى را انتخاب كنند. كارگرانى كه راحت زندگى مىكردند، حالا بايد مواظب بودجه ناچيز خود باشند تا بتوانند براى خود و خانواده، شام شب تهيه كنند.
در سال 1990م، چين، كشورى عقبمانده بود و حتى از شوروى، عقب ماندهتر. در همه جاى اين كشور، فقر فراوانى ديده مىشد و درآمد ناخالص چين، حدود 60 درصد شوروى بود؛ ولى امروزه، اين نسبت، برعكس شده است و درآمد ناخالص مجموع جمهورىهاى شوروى سابق، حدود 60 درصدِ چين است. دولت در چين، وظايف خود را به خوبى انجام داد و از سيستم لجام گسيخته سرمايهدارى غربى پيروى نكرد و الاّ به سرنوشت كشورهايى دچار مىشد كه درهاى خود را يكباره بر روى تجارت خارجى باز كردند.
در اين نوشتار، اشارهاى به تعريف «جهانى شدن» و ويژگىهاى آن خواهيم داشت و در پايان، راهكارهايى ارائه مىشود كه به گمان ما، در پرتو آنها، جهانى شدن و توسعه، هر دو، تحقق خواهند يافت.
جهانى شدن كه در زبان فرانسه «Mondialisation» و در زبان انگليسى «Globalisation» گفته مىشود، عبارت است از: «فرآيند فشردگى زمان و فضا كه به واسطه آن، مردم دنيا، كم و بيش و به صورتى نسبتاً آگاهانه، در جامعه جهانى واحدى ادغام مىشوند».
برخلاف آنچه كه تصوّر مىشد، جهانى شدن پديدهاى صرفاً اقتصادى نيست؛ بلكه تمام جنبههاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى زندگى بشر را در بر مىگيرد. در اين فرآيند، مردم جهان در يك جامعه جهانى بههم پيوند مىخورند.
واژه «جهانى شدن»، به شكل آرمانخواهانه آن، مانند: همبستگى انسانها، حقوق بشر، برابرى، برادرى و عدالت جهانى، از قرنها پيش توسط علماى اخلاق، حقوقدانها، رهبران و سياستمداران، مطرح بوده است. مىتوان گفت اين پديده از قرن 16 ميلادى و آغاز سرمايهدارى در غرب، آغاز شده و در دهه 1990 ميلادى، در حوزههاى مختلف اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى متداول شد.
اتفاقات قابلتوجهى نظير طراحى اوّلين خطّ تلگراف (1864م)، اوّلين ارتباط بينالمللى تلفن بين لندن و پاريس (1891م)، ايجاد اوّلين برنامه خدمات فرا ملّى هوايى (1919م)، اوّلين پخش راديويى بينالمللى (1930م)، تأسيس سازمان ملل (1945م)، توليد اوّلين رايانه بينالمللى ديجيتال (1946م)، اوّلين خط تلفن بينالمللى (1956م)، راهاندازى اوّلين ماهواره ارتباطى (1962م)، انتشار كتاب «دهكده جهانى» توسط مكلوهان (1965م)، انتشار كتاب «موج سوم» توسط الوينتافلر (1978م)، ايجاد اينترنت (1991م) و ... همگى از پيشزمينههاى بروز پديدهاى است كه آثار عظيمى بر جاى گذارده است.
با مرور پيشينه جهانى شدن، بسيارى از دغدغههاى امروز و سؤالهاى ديروز ما برطرف مىشود و بازار فالبينى و رمّالى به كسادى مىرود و نيازى نيست بدانيم فرداى ما چه خواهد شد! فردا، ادامه ديروز است و اين سير، ادامه خواهد يافت، بدون آنكه بدانيم سالهاست در دهكده جهانى تنفس مىكنيم و به مدد فشرده شدن زمان و كوچك شدن اين دهكده، بسيارى از سختىهاى گذشته بر ما سهل و آسان شده است و امروز بهوسيله هوش مصنوعى و فنآورى «واقعيت مجازى»، بسيارى از ارتباطات و آمد و شدها، از زندگى بشر حذف شده است.
الف ـ كاهش هزينههايى كه زمان، مكان و فضا بر ارتباطات و حمل و نقل، تحميل مىكنند. امروزه بسيارى از پيامها و مبادلات تجارى بهوسيله اينترنت و ديگر شبكههاى جهانى، قابل انجام گرفتن است.
ب ـ فرسايش و فروريزى مرزهاى سياسى و ديگر عوامل محدود و مقيّد كننده اجتماعى.
ج ـ افزايش وابستگى متقابل انسانها در سطح جهان. اين ويژگى سبب شده است كه نوعى نظم جديد در جامعه بشرى (مبتنى بر خلاقيت و قدرت انسانى) پديد آيد، به گونهاى كه جهان، فقط شاهد رقابت قدرتهاى بزرگ نباشد.
به بيان ديگر، گرچه جهان به دهكدهاى كوچك، تبديل شده است، ولى عرصه رقابت، بسى فراخ گشته است كه بسيارى از جهانيان مىتوانند در اين مسابقه به رقابت بپردازند.
د ـ رشد غربگرايى و آثار غرب در جهان و اين رشد به علت متغيّرهايى نظير علم و زبان و تكنولوژى است و فرهنگ غربى، فرهنگ محلّى بسيارى از كشورها را متأثّر ساخته است.
آرزوى هر مسلمانى آن است كه روزى در اين رقابت، مسلمانان پيروز شوند و اقتدار گذشته خود را باز يابند و زبان اسلام، زبان مسلّط جهان و فرهنگ دينى، فرهنگ اوّل دنيا باشد و توسعه و توسعهيافتگى، رويكردى قرآنى داشته باشد.
هـ ـ كم شدن توجّه به مسائل نظامى نسبت به گذشته. اكنون همگان دريافتهاند كه در صورت رخ دادن يك جنگ تمام عيار، اين جنگ، برندهاى نخواهد داشت و اين ويژگى مىتواند جوامع بشرى را به سوى صلحى پايدار، هدايت كند.
گرچه نيّت زورمداران، ابهامآلود است، ولى فعاليتها براى برقرارى صلح، بيش از گذشته است.
و . رشد سازمانهاى فرا ملّى (بيرون از هرگونه حاكميت ملّى)، مانند: سازمانهاى فرهنگى جهانى، جنبشهاى جهانى مختلف (نظير جنبش سبزها و جنبشهاى حقوق بشر جهانى).(1)
آنطور كه در بيان ويژگىهاى جهانى شدن گذشت، جلسههاى جهانى شدن در حوزههاى مختلف سياسى، اقتصادى و اجتماعى نمايان است؛ امّا وجهه برتر و ملموس آن، در حوزه مسائل اقتصادى است. لذا براى پرهيز از بىراههاى كه شوروى و بعضى از كشورهاى ديگر در آن گرفتار شدند، براى دفع آسيبهاى اقتصادى ناشى از اين پديده، راهحلهاى زير، قابل تأمل است، تا با در نظر گرفتن اين راهحلها، علاوه بر جهانى شدن، مسير توسعه نيز به درستى پيموده شود:
الف ـ به بيان بسيار ساده، وقتى كشورى به چرخه تجارت جانى (W.T.O: سازمان تجارت جهانى) وارد مىشود، بايد تعرفههاى گمركى خود را كاهش دهد، مثلاً اگر امروزه براى وارد كردن يك خودرو، يكصد درصد ماليات بر آن بسته مىشود (يعنى به همان اندازه قيمت خودرو بايد حق گمرك پرداخت) و با ورود W.T.O ممكن است اين مقدار ماليات به اندازه زيادى كاهش يابد، كاهش ماليات به معناى كم شدن درآمد دولت است و كم شدن درآمد دولت، كسرى بودجه را به دنبال مىآورد. وقتى كسرى بودجه پيش آيد، براى جبران آن، اگر دولت اين كسرى را با چاپ پول جديد خنثا كند، وقتى در مقابل افزايش پول، توليد افزايش نيابد، به اين معناست كه پول، بيش از توليد جامعه است و كالاها گران مىشوند و تورّم پديد مىآيد. گرانى كالا باعث ورود كالاى خارجى و واردات مىشود، مقدارى ارز خارج مىشود و در نهايت، موازنه تجارى دولت برهم مىخورد. پس چاپ پول، خود، بيمارى ديگرى به نام تورّم و ركود و واردات بىرويّه را به دنبال دارد.
پس بهترين راه، تنظيم مالياتها به گونهاى است كه كسرى حاصل از كاهش تعرفههاى گمركى، جبران شود.
ب ـ برقرارى نظام آموزشهاى ضمن خدمت براى كارگران و توليد كنندگان؛ زيرا تكنولوژى جديد، باعث جابهجايى كارگران و بىكارى آنها خواهد شد. بنابراين، همواره بايد آموزش كارگران در دستور كار دولت باشد.
ج ـ تربيت نيروى ورزيده براى رقابت با كارگران بازارهاى جهانى. دبيرستانها و دانشگاهها بايد فارغالتحصيلان خود را براى فعاليت در شركتها و مؤسساتى كه در بازار جهانى رقابت مىكنند، آماده نمايند. در غير اين صورت، مؤسّسات نمىتوانند توليدات خود را با معيارهاى جهانى تطبيق دهند.
چون سوى سخن اين مجله با جوانان است، از امروز بايد جوانان به دنبال ارتباط با جامعه جهانى بوده، تحصيلات خود را به گونهاى هدفگذارى كنند كه در اين دهكده كوچك، جايى براى جولان و عرضه كردن توانايىهاى خود، داشته باشند.
بخش زيادى از صادرات كشورى مثل هند، از فروش نرمافزار است و تافلر در مورد آينده گفته است: «شغلها در خانوادهها تعريف مىشوند». جوانان ما امروز بايد از رايانه، حداكثر استفاده را بنمايند و به جاى پرداختن به سرگرمىهاى اين جعبه جادويى، به برنامهنويسى و تهيه نرمافزارها در رشتههاى مختلف روى آورند.
د ـ شركتها و مؤسسات، پيوسته بايد به بازسازى و نوسازى سازمان و تكنولوژى خود بپردازند و اولويتهاى توليد را با رويكرد جهانى تعيين كنند و در آن جهت، توليد نمايند.
هـ ـ بانك مركزى بايد نوعى سيستم قابل اعتماد ارزى تعريف نمايد كه با توجه به پيچيدگى اين بحث، از تفصيل آن پرهيز مىكنيم و فقط به اين نكته اشاره مىكنيم كه در ارتباط با سيستم ارزى، حدّاقل شش مدل در علم اقتصاد امروز، مطرح است كه با توجه به شرايط هر كشور، مناسبترين و بهترين اين مدلها انتخاب شود.
ما هر چهقدر مقاومت كنيم و نظرات موافق و مخالف را در زمينه جهانى شدن مطرح نماييم، سرانجام روزى به سازمان تجارت جهانى خواهيم پيوست و نشانه آن، تقاضايى است كه بارها امريكا مانع از اجابت آن شده است؛(2) امّا قبل از ورود به دهكده جهانى بايد تجربه ديگر كشورها را مرور كنيم.
اولاً سازمان تجارت جهانى با همه عيبهايى كه دارد، مىتواند راهى براى توسعه و رشد كشورها باشد. اين، دستاوردى است كه همه طرفداران جهانگرايى در تمام نوشتههاى خود ارائه مىدهند؛ امّا بررسى وضعيت موجود، اين درس را به ما مىدهد كه بعضى كشورها (مانند چين، هند، تايوان و كره جنوبى) در مقايسه با كشورهاى افريقايى و امريكاى لاتين، درهاى كشور خود را وِلنگارانه باز نگذاشتند و اجازه ندادند سازمانهاى بينالمللى مانند سازمان تجارت جهانى و صندوق بينالمللى پول، شيوه رشد و توسعه را به آنها ديكته كنند.
از طرفى، كشورهاى چين و هند و تايوان و كره جنوبى، قبل از جهانى شدن، رشد و توسعه داخلى را داير كرده بودند و از جهانى شدن تدريجى براى گسترش رشد و توسعه استفاده نمودند؛ امّا كشورهاى افريقايى و امريكاى جنوبى، قبل از بلوغ اقتصادى وارد گود شدند و نتيجه آن، شكست و عدم موفقيت در رشد و توسعه اقتصادى بوده است.
و نكته بسيار مهم، اينكه كشورهاى چين هند و ... به طور تدريجى و در دراز مدّت، وارد بازارهاى جهانى شدند و سعى نكردند كه يكشبه ره صد ساله بپيمايند. در نتيجه، با چشمان باز، راه و جاى خود را در بازار جهانى پيدا و مستقر كردند.
پس شايسته است كه با بصيرت و با گامهاى محكم در اين ميدان، وارد شويم تا بتوانيم در اين رقابت جهانى، تأثيرگذار باشيم، و از آنجا كه دين ما، دين جهانى و پيامبرش رحمتى براى عالميان است، پس حكومتش هم بايد حكومتى فراگير باشد و در صحنه حكومت و اقتصاد جهانى، تأثيرگذار باشد.
بعد از سالها كه مسلمانان در ورطه عقبافتادگى فرو رفتهاند و از بركت انقلاب اسلامى، آوازه اين حكومت، شهرت جهانى يافته است، بايد با گامهايى مستحكم به گونهاى در اين ميدان مبارزه وارد شويم كه در صحنه جهانى تأثيرگذار باشيم. كلام را با اين سخن نبوى به انجام مىرسانيم كه فرمود:
خداوند تعالى دوست دارد كه هرگاه فردى از شما كارى مىكند، آن را محكم (و بىعيب) انجام دهد.(3)
1 . آشفتگى جهانى؛ ديدگاههاى نوين در تئورى روابط بينالملل، جيمز روزن، تهران: دفتر مطالعات سياسى و بينالمللى وزارت امور خارجه، 1370؛ ص39 ـ 47 .
2 . تا دىماه گذشته، سيزدهبار درخواست ايران براى عضويت در اين سازمان، به خاطر مخالفت امريكا، رد شده است.
3 . كنزالعمّال، حديث 9128 .
ـ براى اطلاع بيشتر در مورد جهانى شدن به اين پايگاهها مراجعه نماييد.
http://www.forough.net/19/book/htm
http://emruz.blogsky.com/?Date=1382