مجلات >حديث زندگى>شماره 22

[دانستنى‏هاى كيهانى]

سياهْ چاله‏ها

روح‏الله كامران‏فرد

ستارگان، از عجايب خلقت هستند كه انسان متفكّر را به شگفتى وا مى‏دارند. ستارگان مى‏توانند سؤالات بسيارى را در ذهن انسان شكل دهند كه چه بسا پاسخ به اين سؤالات، باور انسان را نسبت به مبدأ و نظم حاكم در جهان آفرينش، تقويت كند. در اين جا ما برانيم كه ستارگان را از لحاظ جِرم، مورد بحث قرار دهيم و آينده ستارگان را بر اساس تئورى‏ها (نظريّه‏ها)ى موجود، به طور اجمال بيان كنيم.

آشنايى با سياه‏چاله‏ها

هر چه جِرم ستاره بيشتر باشد، ميدان گرانشى يا جاذبه آن، مادّه تشكيل دهنده‏اش را متراكم‏تر مى‏كند و هر چه هسته‏اش داغ‏تر باشد، سوخت بيشترى بايد به مصرف برساند تا دماى درونى‏اش حفظ شود. به طور خلاصه، هر چه جِرم ستاره‏اى بيشتر باشد، بايد با سرعت بيشترى سوخت هسته‏اى خود را مصرف كند. بنابراين، ستارگانِ جسيم‏تر، ذخيره هسته‏اى بيشتر خود را بسيار سريع‏تر از ذخيره هسته‏اى كمتر ستارگان كم جرم، به مصرف خواهند رساند.

زمانى كه سوخت ستاره‏اى تمام مى‏شود (كه بالاخره چنين اتفاقى مى‏افتد)، فشار درونىِ ستاره كاهش مى‏يابد، نيروى مقابله‏اش با گرانشِ (جاذبه) درونى، از دست مى‏رود و ستاره، فرو ريزش مى‏كند (نابود مى‏شود). منجّمان، باور دارند كه تنها يكى از اين سه حالت مى‏تواند براى ستاره اتفاق بيفتد. يك نوع ستاره با جرم كمتر از خورشيد، تشكيل كوتوله سفيد(1) مى‏دهد. اگر ستاره، بين يك تا چهار برابر خورشيد جرم داشته باشد، ستاره نوترونى(2) تشكيل مى‏شود و چنين ستاره‏اى ممكن است به عنوان «تپنده (pulsar)» معرفى شود. دسته كمى از ستاره‏ها با جرمى بزرگ‏تر از چهار برابر جرم خورشيد، نمى‏توانند از فروريزش به درون شعاع شواتْزچيلد(3) (schwazschildradil) اجتناب كنند و تشكيل سياه‏چاله مى‏دهند. بنابراين، سياه‏چاله‏ها مى‏توانند محصول ستاره‏هاى جسيم باشند.

اكثر منجّمان، باور دارند كه كهكشانى مثل راه شيرى، از ابر عظيمى از گاز تشكيل شده است كه اين گازها فروريزش كرده، به ستاره‏هاى متعددى تبديل شده‏اند. ممكن است در بسيارى از نقاط كهكشان، مواد بسيار زيادى وجود داشته باشند تا يك ستاره معمولى تشكيل شود، يا اين كه ستاره‏هايى كه تشكيل شده‏اند، آن‏قدر به هم نزديك باشند كه به هم بپيوندند و تشكيل يك سياه‏چاله دهند. به همين خاطر مى‏توان استدلال كرد كه جرم واقعى سياه‏چاله، معادل يكصد ميليون برابر ستاره‏اى مثل خورشيد است كه مى‏تواند در مركز بعضى از كهكشان‏ها وجود داشته باشد.

به طور كلّى، سياه‏چاله، منطقه‏اى از فضاست با جرمى آن چنان قشرده كه هيچ راهى براى فرار اجرام نزديك، از جاذبه آن وجود ندارد. فرض مى‏كنيم كه روى سطح سياره‏اى ايستاده‏ايم و سنگى را مستقيماً به بالا پرتاب مى‏كنيم. اگر سنگ را خيلى محكم پرتاب نكرده باشيم، فقط كمى از سطح سياره بالا مى‏رود و سرانجام، بر اثر شتابِ ناشى از گرانش (جاذبه) سياره به سطح آن برمى‏گردد. اگر سنگ را با بيشتر از يك سرعت خاص پرتاب كنيم، ممكن است به طور كامل از گرانش سياره فرار كند و همان طور تا ابد به بالا رفتن ادامه دهد. به حداقل سرعتى كه براى پرتاب سنگ نياز است تا از جاذبه سياره بگريزد، «سرعت گريز» گفته مى‏شود و همان طور كه انتظار مى‏رود، سرعت گريز، بستگى به جرم سياره دارد. اگر سياره، بسيار بزرگ باشد، گرانش آن نيز بسيار قوى است و سرعت گريز از آن زياد است. سيّاره سبك‏تر، داراى سرعت گريز كمترى است.

علاوه بر جرم، سرعت گريز به فاصله نقطه پرتاب تا مركز سياره نيز وابسته است. هر قدر به مركز سياره نزديك‏تر باشيم، سرعت گريز، بالاتر خواهد بود. به طور مثال، سرعت گريز زمين 2/11 كيلومتر بر ثانيه (حدود 25 هزار مايل(4) بر ساعت) است، در حالى كه سرعت گريز ماه، تنها 4/2 كيلومتر بر ثانيه يعنى (5300 مايل بر ساعت) است.

حال براى درك سياه‏چاله، جسمى را با چنان جرم زيادى در يك شعاع آن چنان كوچكى تصوّر كنيد كه سرعت گريز از آن بايد از سرعتِ نور(5) هم بيشتر باشد و چون هيچ سرعتى نمى‏تواند از سرعت نور بيشتر باشد، پس هيچ چيز نمى‏تواند از ميدان جاذبه اين جرم بگريزد.

تاريخچه بحث

نظريّه وجود چنين جرم متراكمى كه حتّى نور هم در دام آن مى‏افتد، به لاپلانس در قرن هجدهم برمى‏گردد. تقريباً بلافاصله بعد از اين كه انيشتين، تئورى نسبيّت خود را ارائه كرد، كارل‏شواتْزچيلد، يك راه‏حل رياضى براى معادلات اين تئورى كشف كرد كه چنين جرمى را شرح مى‏داد؛ امّا تنها بعدها بود كه با كار افرادى همچون اينهامر و ولكوف و اشنايدر در سال 1930م، محققّان به طور جدّى در مورد احتمال اين كه چنين اجرامى ممكن است واقعاً در دنيا وجود داشته باشند، به بررسى پرداختند. اين محققان نشان دادند زمانى كه يك ستاره غول‏پيكر خاموش مى‏شود، نمى‏تواند حتّى در برابر نيروى جاذبه خودش مقاومت كند و داخل سياه‏چاله سقوط مى‏كند.

ضمناً نام «سياه‏چاله» را جان آركيبالدو ابداع كرد و به نظر مى‏رسد چون چشمگيرتر از نام‏هاى قبلى بود، مورد پسند واقع شد. قبل از اين كه وى پاپيش بگذارد، اين اجرام، غالباً «ستاره‏هاى منجمد» ناميده مى‏شدند.

زمان در سياه‏چاله

فضانوردى كه در حال فرو افتادن به درون سياه‏چاله است، تغييرى در آهنگ زمان، حس نخواهد كرد. اين تغيير، چيزى است كه تنها يك ناظر خارجى، آن را خواهد ديد. اين فضانورد بدون اين كه شعاع شواتز چيلد را چون يك سطح در برابر خود احساس كند، از آن خواهد گذشت. از نظر اين فضانورد، فاصله پيشاپيش او انبساط مى‏يابد، به طورى كه گويى او تا ابد در حال سقوط است و هرگز به مقصد نخواهد رسيد. در يك فاصله معيّن، نيروى گرانشى به حدّى قوى است كه هيچ چيز (حتّى نور) نمى‏تواند از آن فرار كند. اين فاصله، سطح افق (EventHorizon) ناميده مى‏شود. ارتفاع سطح افق از مركز سياه‏چاله، يك مقدار دقيق عددى نيست؛ امّا هيچ راه برگشتى براى هر چيزى كه از آن بگذرد وجود ندارد. مى‏توانيم افق را همانند مكانى در نظر بگيريم كه سرعت گريز از آن، معادل سرعت نور است.

از نظر يك شاهد كه در جايى دور از سياه چاله نشسته است، اين افق، يك سطح كُروى بى‏حركت، ساكن و زيبا به نظر مى‏آيد؛ امّا به محض نزديك شدن به افق، شخص واقع در آن، متوجّه خواهد شد كه افق، داراى سرعت زيادى است و در واقع با سرعت نور، به سمت خارج حركت مى‏كند و اين، روشن مى‏كند كه چرا گذشتن از افق در جهت داخل، آسان است؛ امّا محال است كه بتوان از آن خارج شد. چون افق با سرعت نور به سمت خارج در حركت است، براى فرار از آن بايد سرعت سريع‏تر از سرعت نور داشت؛ امّا نمى‏توان سريع‏تر از سرعت نور حركت كرد. پس نمى‏توان از سياه‏چاله فرار كرد.

اندازه سياه‏چاله‏ها

بنابر نظريه انيشتين، سياه چاله‏ها مى‏توانند هر اندازه‏اى داشته باشند. هر جسمى كه داراى جرم باشد، بدون توجّه به اين كه جرم آن ممكن است تا چه حد كم باشد، يك ميدان گرانشى (جاذبه) نيز دارد. اگر حجم اين جسم، كوچك‏تر شود، ميدان گرانشى آن بزرگ‏تر مى‏شود تا سرانجام، سرعت گريز از سطحش بيشتر از سرعت نور خواهد بود. يعنى اين جسم در درون شعاع شواتزچيلد خود، چروك خورده است. مثلاً اگر زمين را تا آن جا متراكم كنيم كه قطرش به 87% سانتى‏متر برسد، آن گاه به سياه‏چاله تبديل خواهد شد (كوچكْ سياه‏چاله). دلايلى وجود دارد كه نشان مى‏دهد جرم‏هاى كوچك‏تر از 5 ـ10 يا همان 100000 ـ گرم، قادر به تشكيل سياه‏چاله نيستند. اگر قطر يك جرام 5 ـ10 گرمى (كه قابل رؤيت با چشم غير مسلّح است) تا 33 ـ10 سانتى‏متر كاهش يابد، به سياه‏چاله‏اى تبديل خواهد شد كه چگالى‏اى برابر تمام عالم خواهد داشت.

1 . ستاره‏اى منقبض شده با جرمى كمتر از جرم خورشيد كه شعاعش چندهزار كيلومتر است.

2 . ستاره‏اى منقبض شده با جرمى معادل با 1 تا 4 برابر جرم خورشيد و شعاع چند كيلومتر.

3 . فاصله سياه‏چاله تا نقطه‏اى كه اگر جرمى در اين نقطه قرار گيرد، قادر نخواهد بود خود را از كشش بسيار قوى سياه‏چاله برهاند.

4 . يك مايل، تقريباً 620 متر است كه يكى از واحدهاى اندازه‏گيرى طول شمرده مى‏شود.

5 . تقريباً سيصدهزار متر بر ثانيه.

منابع:

نجوم و اختر فيزيك مقدّماتى، زيليك و اسميت، ترجمه: جمشيد قنبرى و تقى عدالتى، مشهد: دانشگاه فردوسى، ج2 .

سياه‏چاله‏ها، آيزاك آسيموف، ترجمه: محمدعلى نجفى، تهران: علم.