| مجلات >حديث زندگى>شماره 22 |
به كوشش: مجتبى رضايى (يلدا)(1)
اگر كمى به اطراف خود نگاه كنيد مىبينيد يكى عكس مىگيره، يكى مجسمه مىسازه، يكى سنگ مىتراشه، يكى بازى مىكنه! آيا تا به حال فكرى كردهايد چرا بعضى از هنرمندان، هميشه در ذهنها جاويدان و بعضى ديگر خيلى زود از ذهنها پاك مىشوند (ما را چه به اين فكرها)؟! چيزى كه خيلى مهم است اينكه خيلى از هنرمندان از جوانى و حتّى قبل از آن شروع كردهاند. روى همين حساب، با چهار جوان هنرمند قمى، گپى دوستانه و كوتاه زدهايم كه مىخوانيد.
متولد 4/11/58 در شهر قم، در سال 1377 وارد انجمن سينماى جوان قم شد و پس از گذراندن دوره فيلمسازى، فيلم «پايان» را ساخت و در سال 1381 با ساخت فيلم «انتظار تلخ»، خود را به عنوان فيلمساز با ذوق و سبك در كشور مطرح كرد. انتظار تلخ، بىشك پر افتخارترين فيلم كوتاه قم به حساب مىآيد. كسب مقام اول جشنواره فيلم اصفهان، يزد، هفته فيلم و عكس قم، جايزه ويژه هيئت داوران در جشنواره سراسرى آينه (تهران) و همچنين كانديداى بهترين فيلم در هفتمين جشن خانه سينما گوشهاى از افتخارات وى است. وى چند وقتى است كه بدون سر و صدا و دور از هياهو مشغول پيش توليد كار جديدش است. «تصويربردارى فيلمها»، «منطق صورتى» و «خطكش» از آخرين كارهاى وى در سال 83 بوده است.
زندگى چيست؟ نمىدونم؛ ولى خيلى سخته!
فيلمساز كيست؟ كسى كه فيلم مىسازد و مىخواهد پيامى را منتقل كند.
يك جمله در مورد ارتباط با توسعه و جوانان بگو؟ اگر كمى به جوانان اعتماد كنند، كارهاى زيادى از دست آنها برمىياد.
دوست داشتى رئيسجمهور باشى يا فيلمساز؟ رياست جمهورى خيلى سخته؛ دوست دارم فليمساز باشم.
كافىگلاسه بهتره يا كيم دوقلو؟ كيم دوقلو.
چه آرزويى دارى؟ ساخت فيلم در مورد استاد شجريان.
در گرماى تابستان، آب خنك بيشتر مىچسبه يا ديدن يه فيلم؟ (با كمك از دوستش روحاللّه بهرامى كه در كنار ما نشسته بود) ديدن فيلم؛ امّا زير كولر!
وقتى فيلم مىسازى چه حسى دارى؟ حس مىكنم بيهوده زندگى نمىكنم.
با جوانهايى كه عاشق فيلم هستند حرف بزن! خيلى سخته؛ چه بازيگرى چه فيلمسازى و چه كارهاى ديگر. در اين كار بايد پشتكار داشت و فقط يك روى سكه را نديد؛ ولى اگر واقعاً عاشق شدند ما دستان آنها را صميمانه در انجمن مىفشاريم.
به تاريخ 12/3/63 در شهر قم به دنيا آمد. در سال 1380 وارد انجمن سينماى جوان قم شد و هماكنون عضو فعال خانه عكاسان قم و اركستر ايران است و دو بار به عنوان جوان نمونه استان قم، انتخاب و يكبار، نفر اول خانه عكاسان قم شده است.
آقاى لاجوردى از شوخترين و پركارترين افراد انجمن است و راحت مىتوان او را ديد.
زندگى چيست؟ زندگى يعنى قاب دوربين عكاسى!
موسيقى را بيشتر دوست دارى يا فيلم؟ موسيقى؛ چون با آن بهتر مىتوان حس را انتقال داد.
چند درصد از خودت راضى هستى؟ كمتر از 5 درصد (البته بخوانيد بالاى 50 درصد).
ساز موردى علاقهات چيست؟ ويولون سِل .
نظرت در مورد توسعه چيست؟ (كمى مكث مىكند و مىخندد) وقتش را زياد كنيد. اول فكر كنيد و بعد توسعه بدهيد.
محبوتترين فيلم تو چيست؟ نيمه پنهان (تهمينه ميلانى).
يك جمله قشنگ كه دوست دارى بگويى؟ هيچوقت كارى كه انجام مىدهيد بىسرپرست نگذاريد.
عكاسى كه خيلى دوستش دارى؟ فخرالدين فخرالدينى، مريم زندى.
انجمن سينما جوان بهتره يا كافىشاپ؟ تالار وحدت!
متولد شهر قم، داراى مدرك كاردانى كتابدارى و اطلاعرسانى و نيز گواهىنامه تخصصى عكاسى و تصويربردارى از دانشگاه تهران و مربى عكاسى و تصويربردارى در هنرستانهاى فنى و حرفهاى و آموزش و پرورش و انجمن سينما جوان است. وى كارگردانى پنج فيلم كفشها، يكى بود انگار نبود، اتفاقى ساده، مثل ... ، ديدن يا نديدن را برعهده داشته است و در جشنوارههاى «يونيكا»، «باران»، «شهروند» و نيز هفته فيلم و عكس قم شركت داشته و عكاس فيلم «امشب ماه را خواهيم چيد» ساخته سيدمجتبى ميديا از آخرين كارهاى وى است.
زندگى يعنى چه؟ فرصت بزرگى است كه به ما دادهاند تا عظمت وجود خودمان را بشناسيم.
در زندگى چهقدر شانس مهم است؟ زندگى شخص، ارتباط مستقيمى با تلاش خود او دارد و كسى موفق است كه مطالعه، پژوهش و پشتكار داشته باشد.
به عنوان يك جوان، چهقدر مىتوانى در توسعه كشور، نقش داشته باشى؟ مىتوانم با مطالعه بيشتر، آن چيزى را كه ياد مىگيرم، به ديگران نيز آموزش بدهم.
يك بيت از شعرى كه دوست دارى بخوان.
شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خداى
بر مُنتهاى همت خردكاران شدم
اگر موقع زلزله بم، در ارگ بم بودى چه كار مىكردى؟ هم فرار مىكردم و هم تندتند عكس مىگرفتم و دكمه شاتر را فشار مىدادم.
كارگردانى فيلم سختتره يا گرداندن زندگى؟ ساخت فيلم يك اصولى دارد و زندگى كردن هم يك راهى. حالا اگر ما راهش را خوب بلد باشيم و از تجربه ديگران هم استفاده كنيم، زندگى، بسيار شيرين و دلنشين مىشود.
دوست دارى بيشتر درباره زنان فيلم بسازى يا مردان؟ فرقى نمىكند. مهم اين است كه يك فيلمنامه خوب وجود داشته باشد و يك فيلم خوب ساخته شود.
عكسهايت در روزنامهها يا مجلهها هم چاپ شده است؟ بلى!
متولد 4/5/61 قم، در هفده سالگى وارد انجمن سينما جوان قم شد و در سال 1381 در بخش جنبى نهمين هفته فيلم و عكس قم، جايزه ويژه هيئت داوران را دريافت كرد. وى فارغالتحصيل رشته عكاسى از هنرستان است و در چندين نمايشگاه دستهجمعى عكاسى حضور داشته است. هماكنون در حال پيشتوليد اوّلين فيلم خود است. عكاسىِ تئاتر درون پيراهن يحيى (عطااللّه منتظرى) و دنياى مطبوعاتى آقاى اسرارى (على فرحناك) و فيلم كوتاه «شبنم عشق» از آخرين كارهاى وى است.
زندگى چيست؟ زندگى حس غريبى است كه يك مرغ مهاجر دارد.
چهقدر از خودت راضى هستى؟ نمىدونم! تا رسيدن به ايدهآل خودم خيلى راه است.
كافىگلاسه بهتره يا فالوده؟ از فالوده خوشم نمىآيد؛ كافىگلاسه را ترجيح مىدهم.
نظرت در مورد دو كلمه توسعه، و جوان چيست؟ كمبود توسعه، خيلى حس مىشود. اگر عوامل جانبى مىگذاشت كه جوانها ... (خانم بهشتى، حرف خود را مىخورد!).
عكاس يعنى؟ مهشيد بهشتىمنفرد!
دوست داشتى در كره مريخ، نمايشگاه عكس برگزار كنى؟ آرزويم نيست؛ ولى بايد خيلى جذّاب باشد.
قشنگترين آرزوى يك جوان؟ سربلندى و رضايت پدر و مادر.
غروب، وقتى دلت مىگيرد يا وقتى تنها هستى، ياد چى مىافتى؟ خدايا من امروز براى تو چه كردهام!؟
توى يك شب سرد و برفى زمستانى، كُرسى خانه مادربزرگ بهتر است يا عكس گرفتن از طبيعت؟ كُرسى خانه مادربزرگ!
بهترين عكس كه گرفتى؟ دماوند!
وقتى مجله را ورق مىزنى، اول به عكس و تصوير دقت مىكنى يا تيترها؟ اول تصاوير عكسها مرا جلب مىكند چون هر عكس و تصويرى علاوه بر جذاب و جالب بودن در برگيرنده كلى تيتر و مطلب است.
آيا وقتى به چيزى نگاه مىكنى، عادتاً مثل وقتى است كه عكس مىگيرى يا خيلى معمولى و ساده مىبينى؟ مسلماً هر چيزى را از ديد قاب دوربين مىبينم؛ به خاطر اينكه فكر مىكنم اين حس در ضمير ناخودآگاه هر كس وجود دارد كه با توجه به روحيات و افكارش، محيط پيرامون را نگاه مىكند.
عكاسى و كارهاى هنرى به اندازه كافى به تو اعتماد به نفس و رضايت از زندگى مىدهد يا دوست دارى مثلاً خلبان يا ملوان باشى؟ من فكر مىكنم هر كسى در هر حرفهاى كه باشد مىتواند اعتماد به نفس داشته باشد. البته گاهى اوقات، بستگى به اطرافيان دارد؛ امّا به نظر من نبايد نظر ديگران، تأثير در رفتار و منش انسان بگذارد. به اين علت كه تا خودت را باور نكنى، هيچكس تو را باور نمىكند.
1 . از خدا كه پنهان نيست از شما چه پنهان كه مجتبى هم هنرمند است و داستان كوتاه و فيلم را خيلى دوست دارد. بعضى از كارهايش هم از جمله پيرمرد، گاهى به آسمان نگاه كن، گيلاسى تركيد، ثانيه 312، و سيبى كه گاز زدنش ممنوع بود در مجلهها و روزنامهها به چاپ رسيده است. وى همچنين در زمينه فيلم پس از ساخت فيلم «خطكش»، در حال پيش توليد دومين فيلم كوتاه خود با عنوان «روزى كه خدا نبود» است. (شاديبا)