| مجلات >حديث زندگى>شماره 22 |
فاطمه ميرزابابايى
همه ما، رشد و توسعهيافتگى را در بعضى نقاط جهان، با كم و زيادش مىبينيم و در رؤياهايمان آرزو مىكنيم، كه ما هم يك روزى به توسعه پايدار برسيم.
امروزه با همه پيشرفتها و تلاشهاى جهانى، باز هم شاهد وضعيتهاى دردآور و شرايط بسيار سخت زندگى براى گروه زيادى از انسانها هستيم.
طبق گزارش سازمان ملل (UN Youth Flash) از وضعيت جوانان، بين سالهاى 1995 تا 2005، بيش از دويست ميليون جوان (18 درصد از كل جوانان) در فقر زندگى مىكنند!
اين آمار نشان مىدهد، فقر، چون سرطان، در خيلى از كشورهاى عقب مانده و در حال توسعه، ريشه دوانده است و بايد كشورهاى توسعه يافته، با اقدامات سريع (جراحى) و برنامههاى بلند مدت (شيمى درمانى) سرطان فقر را ريشه كن كنند و از سرعت آن بكاهند.
در فرهنگ مردمان جهان بوده و هست كه آدمها گاهى به زندگى همسايه، دوست و آشناى خود توجه مىكنند. حال اگر تمام انسانهاى كره خاكى، به اين فكر كنند كه نيازهاى اساسى هر انسان زندهاى بايد برآورده شود و اين كار، توسط كشورهاى ثروتمند صورت بگيرد، شايد رؤياى جوانان خيلى از كشورها به وقوع بپيوندد و آنها با پشتكار خود، راه توسعه را ادامه دهند.
امّا هرگز كشورهاى ثروتمند و توسعهيافته جهان، چنين كارى را انجام نمىدهند؛ چرا كه نظام سرمايهدارى، اجازه اين كار را نمىدهد و بايد ثروت، در دست آنها بماند و ملتهاى ديگر، هر روز، فقيرتر شوند.
پس بايد خودمان به فكر توسعه و آن هم، همه جانبه باشيم و براى ريشه كن كردن فقر، به سراغ يك مجموعه عوامل برويم، نه يك يا دو عامل اجتماعى يا فرهنگى.