| مجلات >حديث زندگى>شماره 22 |
زهره مهرنوروزى
در عصر حاضر، «تبليغات»، آن چنان پيچيده است كه در مقايسه با گذشته، در شيوه و حجم، بىمانند است. امروزه، تبليغات و اعمال فشار، آن چنان بههم آميختهاند كه مرز بين اين دو مشخص نيست. از سوى ديگر، نسل امروز، قبل از آنكه فرهنگ خود را به درستى بشناسد، مورد هجوم تبليغات گسترده قرار مىگيرد و همين امر، آفتى براى ذهن پويا و خلّاق آنان است.
قطعاً نسل گذشته به دليل اين كه در فضاى بستهترى قرار داشت، هرگز با اين مشكل به صورت جدّى مواجه نبوده است؛ امّا نسل امروز در يك گسست تاريخى قرار دارد، به طورى كه خود را با ارزشها و عقايد ملتش بيگانه مىبيند. شكاف بين دو نسل، در حال عميق شدن است و نسل نو، كمتر به خانواده وابسته است، در تصميمها مستقل عمل مىكند و بيشتر وقتش را با گروه همسالان مىگذراند، مصائلش را با پدر و مادر مطرح نمىكند و با آنها احساس غريبى مىكند.
فاصله نسلها يك واقعيت است؛ امّا نسل جوان امروز نيز در انديشه كشف و كسب هويّت خود است؛ ولى در برابر جاذبه گوناگون و تضادهاى موجود، ناتوان گشته است. در آغاز هزاره سوم و عصر توسعه و تكنولوژى (فنّاورى)، فرهنگ غرب، يكى از غالبترين فرهنگها در سطح جهان است؛ فرهنگى كه براى نسل نوخواه و تجددگراى امروز، پر جاذبه است.
يكى از عواملى كه فرهنگى را جهانى مىكند، پيشرفت علمى و فنّى صاحبان آن است كه به آنان امكانات پيشرفتهاى داده است كه با تبليغات و انتقال تكنولوژى، بر فرهنگ مادى و معنوى ديگران اثر گذار باشند.
نگرانى پدر و مادرها و دولتها به جاست و بايد با توجه به خواستهها، نيازها و نيروى جوانان، راهحلهاى كوتاه مدت و دراز مدّتى طراحى و اجرا كنند كه قطعاً توسعه علم و فنّاورى، از آن جمله است؛ نكتهاى كه سالها قبل، اقبال لاهورى تذكر داده بود:
علم و فن را اى جوان شوخ و شنگ
علم مىبايد نه ملبوس فرنگ
قدرت مغرب، از علم و فن است
از همين آتش چراغش روشن است.