مجلات >حديث زندگى>شماره 22

مطبوعات و خبرنگارى توسعه

معصومه حق‏شناس

به منظور شناخت و ارزيابى تغييراتى كه وسايل ارتباط جمعى در جهان پديد آورده‏اند، صرف توجه به جوامع پيشرفته كه در آن، فنون جديد، موّلد ترقّيات و دگرگونى‏هاى فراوان‏اند، كافى نيست. بايد به جهان ديگرى نيز توجه نمود كه وسايل ارتباط جمعى در آن، به تازگى گام نهاده‏اند و بنابراين، نقش آنها در تجديد حيات جامعه، بهتر ملاحظه مى‏شود. به عبارت ديگر، شناخت تأثير وسايل ارتباط جمعى در جوامعى كه «جهان سوم» يا «كم رشد» و يا «در حال توسعه» خوانده مى‏شوند، براى جامعه‏شناسى اهميت زيادى دارد.

مطالعات دانيل‏لرنر

در نيمه دوم قرن بيستم، جامعه‏شناسى كه با رويكرد جامعه‏شناختى ـ روان‏شناختى، به مطالعه نوسازى پرداخت، دانيل‏لرنر بود. او مطالعه خود را بر شش كشور خاورميانه (تركيه، لبنان، ايران، اردن، مصر و سوريه) متمركز نمود كه حاصل آن، كتابى است تحت عنوان: «گذار از جامعه سنتى، نوسازى خاورميانه».

لرنر با مطالعه ميدانى خود در خاورميانه (بخصوص در تركيه)، متوجه اين واقعيت مى‏شود كه همراه با ورود خدمات و تسهيلات شهرى به جوامع روستايى، نگرش و باورهاى مردم نيز تغيير مى‏كنند و زمينه‏هاى تحرّك روانى و ذهنى در آنها شروع به رشد و نمو مى‏كنند. او بر مبناى حالات روانى و نگرش‏هاى انسان‏ها نسبت به محيط اجتماعى و عناصر آن، انسان‏ها را به سه دسته نوگرا، در حال تحوّل و سنّتى تقسيم مى‏كند و معتقد است كه اين حالات، تحت تأثير متغيرهايى است كه انسان‏ها با آنها مواجه هستند.

در مجموع، لرنر به ابعاد روانى نوسازى توجه دارد و بر عوامل فردى و درونى در هر جامعه تأكيد مى‏كند و معتقد است كه عناصرى بايد از بيرون، وارد جامعه سنتى شوند تا زمينه حركت به سوى تجدّد را فراهم كنند. لرنر، برخوردار از ديدگاهى خطّى است و به مسائل ساختارى كشورهاى توسعه نيافته و كشورهاى مورد مطالعه خود كارى ندارد. وى در ميان متغيرهاى مطرح شده، سهم بالايى را به رسانه‏هاى گروهى و وسايل ارتباط جمعى مى‏دهد و در ميان شش كشور مورد مطالعه، معتقد است كه در دهه 1960، تركيه، بيشترين و ايران، كمترين توان و ظرفيت را براى تجدد دارد.

رسانه‏هاى توسعه‏بخش (Development Media)

هنگامى كه صدها سال قبل، يوهان گوتنبرگ در كارگاه كوچكى در شهر ماينتز آلمان، موفّق شد نخستين صفحه كاغذ را با حروف متحرك فلزى چاپ كند، نمى‏توانست تصور كند كه اين اختراع، چه انقلابى در دنيا به‏پا خواهد كرد. با گسترش صنعت چاپ و پيدايش روزنامه‏ها در كشورها، نظارت و كنترل بر مطبوعات نيز گسترش يافت.

در نيم قرن اخير، نظريه‏هايى درباره كاركردهاى مطبوعات و روابط آن با حكومت و مردم، تبيين شده است كه يكى از آنها نظريه «رسانه‏هاى توسعه‏بخش» است. اوّلين نكته در تدوين اين نظريه، اين است كه شرايط مشترك برخى از كشورهاى در حال توسعه، حاكى از محدوديت اجراى ساير نظريه‏ها با توجه به منافع اين جوامع است. اوّلين عامل، فقدان برخى از شرايط لازم براى يك نظام ارتباط جمعى توسعه‏يافته است مثل: زيرساخت‏هاى ارتباطى، مهارت‏هاى حرفه‏اى، منابع فرهنگى و توليد و مخاطبان موجود. عامل دوم، وابستگى كشورهاى در حال توسعه به فناورى‏هاى لازم و مهارت‏ها و توليدات فرهنگى است. عامل سوم، توجه بيشتر اين كشورها به توسعه سياسى، اقتصادى و اجتماعى است كه باعث توجه كمتر به رسانه‏ها مى‏شود. عامل چهارم، افزايش تمايل به هويت‏شناسى بين كشورهاى در حال توسعه و توسعه‏يافته و حضور در سياست بين‏الملل است.

يكى از نكته‏هاى برجسته در نظريه رسانه‏هاى توسعه‏بخش كه بر آن تأكيد مى‏شود «حق ارتباط» است كه در اصل 19 اعلاميه جهانى حقوق بشر بر آن تأكيد شده است: «هر كس حق دارد، آزادانه، عقايد و نظرات خود را بيان كند».

ويژگى‏هاى مهم نظريه رسانه‏هاى توسعه بخش را مى‏توان چنين توصيف كرد:

1 . رسانه‏ها بايد با پذيرش اصول توسعه، در راستاى سياست‏هاى ملى، آن را به اجر درآورند.

2 . آزادى رسانه‏ها مى‏تواند با توجه به اولويت‏هاى اقتصادى و نيازهاى توسعه‏اى جامعه محدود گردد.

3 . رسانه‏ها بايد در ارائه خبر و اطلاعات براى پيوند بين كشورهاى در حال توسعه كه از جنبه‏هاى جغرافيايى، فرهنگى و سياسى با يكديگر نزديكى دارند، اولويت قائل شوند.

4 . روزنامه‏نگاران و ديگر كاركنان رسانه‏ها، مسئوليت و آزادى در جمع‏آورى و توزيع اطلاعات را دارا هستند.

5 . براى حفظ منافع توسعه، دولت، حق دارد با ايجاد محدوديت‏ها، سانسور، قطع يارانه و كنترل مستقيم، دخالت كند. در تحقيقى پيرامون نظام مطلوب مطبوعاتى در ايران، خانم دكتر مهدخت بروجردى‏علوى، به بررسى و نظرجويى از روزنامه‏نگاران ايران پرداخت. اين تحقيق نشان داد كه روزنامه‏نگاران ايرانى براى اداره مطبوعات، به كلى با نظام اقتداگرا مخالف‏اند و در مجموع، براى اداره مطبوعات، نظام مسئوليت اجتماعى را بر ساير نظام‏ها ترجيح مى‏دهند.

روزنامه‏نگارى توسعه

اگر تركيب انواع روزنامه‏نگارى عينى، تحقيقى، انتقادى و تشريحى را به اختصار، روزنامه‏نگارى توسعه نام نهيم، اين روزنامه‏نگارى، يعنى استفاده از تمام مهارت‏ها و فنون اين حرفه، به صورتى كه مخاطبان، نه تنها از وقوع رويدادهاى توسعه آگاهى مى‏يابند، بلكه از علت، چگونگى و نحوه اجراى برنامه‏ها نيز برخوردار مى‏شوند.

بديهى است، لازمه چنين روزنامه‏نگارى‏اى، علاوه بر داشتن استقلال حرفه‏اى، آگاهى، تخصّص و مهارت‏هاى گوناگون اين حرفه را نيز طلب مى‏كند.

زمان پيدايش مفاهيم روزنامه‏نگارى توسعه و اخبار توسعه، دقيقاً روشن نيست؛ ولى مى‏توان ريشه‏هاى آن را مرتبط به برنامه‏هاى توسعه در فيليپين در اواسط دهه 1960 دانست. در آن زمان، به روزنامه‏نگاران فيليپينى توصيه شد كه در نحوه ارائه گزارش‏هاى مربوط به توسعه، بخصوص موضوعات اقتصادى، تجديد نظر كنند.

خبر توسعه

ويلبر شرام و اروين‏اتوود، در كتاب «جريان خبر در جهان سوم: بررسى آسيا» در تعريف خبرهاى توسعه مى‏نويسند: «مطالب مربوط به رشد و پيشرفت‏هاى اقتصادى و اجتماعى به صورتى كه از طريق كوشش و برنامه‏ريزى انسانى انجام گرفته باشد. مفهوم كليدى، عمدى بودن كوشش‏هاست. خبرهاى توسعه اقتصادى و اجتماعى شامل مطالبى است كه كوشش دولت، سازمان‏هاى خصوصى، گروه و افراد را در بهبود وضع موجود نشان دهد».

از نظر اين پژوهشگران، انتشار مطالبى درباره نرخ بى‏سوادى يا باسوادى در كشور، خبر توسعه نيست؛ ولى تأسيس يك مركز آموزشى براى مبارزه با بى‏سوادى، خبر توسعه است. يا مطلبى در مورد يك كشف علمى در صورتى به عنوان خبر توسعه شناخته مى‏شود كه به صورت بالقوه، به بهبود وضع اجتماعى مردم كمك كند. اين دو پژوهشگر، شكست فعاليت‏ها و برنامه‏هاى اقتصادى ـ اجتماعى را نيز جزء خبرهاى توسعه مى‏دانند.

بررسى‏ها نشان مى‏دهد كه پژوهشگران علوم ارتباطات، خبرهاى توسعه را محدود به خبرهاى به اصطلاح مثبت اقتصادى، اجتماعى، صنعتى، فرهنگى و ... نمى‏دانند. خبرهاى به اصطلاح منفى در زمينه‏هاى گوناگون يعنى گزارش شكست و ناكامى فعاليت‏هاى اقتصادى، اجتماعى و ... نيز جزء خبرهاى توسعه محسوب مى‏شوند. به عبادت ديگر، خبرهاى توسعه، خبرهاى تشريفاتى يا بولتن‏هاى روابط عمومى سازمان‏هاى دولتى و غير دولتى نيست. در روزنامه‏نگارى امروز، روزنامه بايد علاوه بر گزارش احداث يك سد يا جاده، به تجزيه و تحليل اين رويداد نيز بپردازد.

گزارش برنامه‏هاى عظيم اقتصادى و اجتماعى نظير: مبارزه با بى‏سوادى، كنترل جمعيت و تنظيم خانواده، سرمايه‏گذارى‏هاى سنگين صنعتى، فرهنگى و ... ضرورت دارد؛ ولى همه آنها نياز به بررسى و تحليل كارشناسانه نيز دارد.

ويژگى‏هاى اخبار توسعه

نايندر آگاروالا، در مقاله‏هاى متعدد خود، راجع به روزنامه‏نگارى در جهان سوم، به معرفى مشخصات اخبار توسعه پرداخته است. وى اعتقاد دارد كه در روزنامه‏نگارى براى توسعه، تمام توجه به رويدادهاى تازه و آنچه در يك زمان معين و يك روز خاص اتفاق افتاده است، معطوف نمى‏گردد؛ بلكه آنچه در طول يك دوره نسبتاً طولانى پديد آمده است، مورد نظر واقع مى‏شود. به همين لحاظ، اين نوع روزنامه‏نگارى، به گزارشگرى فراگردها بيش از رويدادها اهميت مى‏دهد. به بيان ديگر، گزارشگرى كه در اين زمينه‏ها فعاليت دارد، در كنار رويدادها، سوابق قبلى و آثار و نتايج آينده آنها را نيز بررسى مى‏كند و بدين طريق، مخاطبان را با مداومت و طبيعت دراز مدت فراگرد توسعه اقتصادى و دگرگونى اجتماعى، آشنا مى‏سازد. از اين ديدگاه، اخبار توسعه با اخبار تهييج كننده و آنچه به طور سريع گزارش مى‏شود، به كلى متفاوت است.

روزنامه‏نگارى در خدمت پيشرفت

از اوايل دهه 1970 همراه با عميق‏تر شدن مبارزات كشورهاى مترقى جهان سوم براى مقابله با سلطه‏هاى فرهنگى و ارتباطى، شيوه آسيايىِ روزنامه‏نگارى براى توسعه (كه در جهت تحكيم روابط سلطه و وابستگى درآمده بود)، نيز مطرود شناخته شد و كوشش‏هاى تازه‏اى براى ايجاد روزنامه‏نگارى آزادى‏بخش يا روزنامه‏نگارى در خدمت پيشرفت، به‏وجود آمد.

جواهر لعل نهرو، نخست‏وزير پيشين (هندوستان كه از مدافعان آزاديگرايى به شمار مى‏رود)، در اين زمينه مى‏گويد: «آزادى نامحدود وسايل جمعى، ممكن است وضعيت‏هاى بين‏المللى خطرناكى ايجاد كند و به همين لحاظ، دولت‏ها بايد مسلّح به قدرتى باشند كه بتوانند با زبان خطرناك مطبوعات مقابله كنند».

قوام نكرومه، رهبر استقلال طلب غنا در سال 1963 طى سخنانى گفته بود: «مطبوعات آفريقايى ما بايد در خدمت هدف‏هاى انقلابى ما باشند و مهم‏ترين سلاح براى پيروزى بر استعمار و امپرياليسم و كمك به استقلال و وحدت آفريقا باشند».

تأكيدهاى «جوليوس‏نى‏يرو» رهبر استقلال طلب تانزانيا نيز بر لزوم استفاده از امكانات داخلى براى نوسازى كشور و بهره‏بردارى از رسانه‏هاى جمعى براى تحكيم وحدت ملى در توسعه اجتماعى نمونه ديگرى است. اقدام قاطع وى در ممنوع ساختن ورود گيرنده‏هاى تلويزيونى براى جلوگيرى از پخش سريال‏هاى امريكايى، منحصر به فرد است.

در امريكاى لاتين نيز مى‏توان از ديدگاه «كلمنت ماروكين روجاس» روزنامه‏نگار گواتمالايى ياد كرد. به عقيده او هر روزنامه، يك وسيله‏اى براى مبارزه سياسى و هر روزنامه‏نگار، يك مدافعه‏گر است. وى معتقد است كه غربى‏ها در زمينه روزنامه‏نگارى و ارتباطات، بر آزادى اطلاعات تأكيد مى‏كنند، در حالى كه جهان سومى‏ها بيشتر به آزادى هوشيارى مى‏انديشند.

براى تحقيق نگرش‏هاى استقلال جويانه از سال‏هاى نخستين دهه 1970 تلاش‏هايى از سوى كشورهاى در حال توسعه صورت گرفت و فعاليت‏هاى ويژه يونسكو و جنبش غير متعهدها در اين زمينه، نقش اساسى‏اى داشت. اوّلين گردهمايى كارشناسان جهانى ارتباطات در سال 1969 تا 1971 به كمك يونسكو در كانادا و پاريس برگزار شد كه در آن، بينش‏هاى انتقادى جالبى مطرح شد.

توسعه مطبوعات و روزنامه‏نگارى

توسعه حرفه روزنامه‏نگارى بدون توجه به ضرورت‏هاى آزادى بيان و دموكراسى، امكان‏پذير نيست. بايد دو ضرورت را در ارزيابى از وضعيت روزنامه‏نگارى در دنياى امروز سنجيد. از يك‏سو بايد ارتباط اين حرفه با تحولات علمى، فنى، سياسى و اجتماعى جامعه در ورود به جامعه اطلاعاتى و از سوى ديگر، چگونگى نسبت ما با اين تحولات را در نظر گرفت.

به نسبت شرايط روزنامه‏نگارى و موقعيت روزنامه‏نگاران در دوران گذر بايد انتظارات و وظايف خود را در اين زمينه روشن كنيم. بنابراين، در مقوله روزنامه‏نگارى اگر بخواهيم به مباحث آزادى بيان، قلمرو و محدوديت‏ها و خودسانسورى بپردازيم، ناگزيريم كه تاريخ تحولات روزنامه‏نگارى و توسعه مطبوعات و ارتباطات را به طور عام و خاص، مورد بررسى قرار دهيم.

مفهوم توسعه مطبوعات، بدون توجه به ضرورت‏هاى دموكراسى و آزادى مطبوعات در تمامى شئون خود، مفهوم كاملى نيست و بر اين اساس نمى‏توانيم تجربه چندين قرن را در توسعه مطبوعات غرب ناديده بگيريم؛ چرا كه بسيارى از مباحث در زمينه آزادى مطبوعات در دنياى غرب، پشت‏سر گذاشته شده تا به نتايجى از جمله شكل‏گيرى نظام‏هاى مطبوعات و حقوق صنفى روزنامه‏نگارى رسيده است. در آموزش، مهم‏ترين امر در توسعه حرفه روزنامه‏نگارى است و بنيانى‏ترين راه‏حل و سريع‏ترين راهى كه مى‏توان در راستاى توسعه مطبوعات، سرمايه‏گذارى كرد، مسئله آموزش روزنامه‏نگاران است؛ چرا كه اين امر مى‏تواند در كنار ساختارى لازم براى اين حرفه، بازدهى بيشترى را فراهم كند.

كشور ما در يك موقعيت در حال گذار و تبيين نشده است؛ بنابراين، در عرصه ارتباطات، با يك نظام بسته‏اى مواجه مى‏شويم كه ذهنيت‏ها عامل تعيين كننده‏اند.

دو عامل دولت و نهادهاى مدنى در دوران‏گذار در توسعه و عدم توسعه مطبوعات، نقش به سزايى دارند و بايد چگونگى تأثير اين عوامل را بيشتر مورد بررسى قرار داد.

در يك پژوهش انجام گرفته بر اساس مقايسه شاخص‏هاى كمى در كشور در قياس با شاخص‏هايى كه در سازمان يونسكو وجود دارد، سرانه مصرف مطبوعات و نحوه چرخش اطلاعات، مورد بررسى قرار گرفته است كه در اين زمينه، كشور ما بسيار با شاخص‏هاى اين حرفه در دنيا فاصله دارد.

طبق آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در سال 1381 در ايران، رسانه‏ها 63 درصد اوقات فراغت افراد جامعه را پر مى‏كنند كه از اين 63 درصد، 66 درصد، به تماشاى تلويزيون اختصاص دارد، كه اگر سرانه زمانى را كلى محاسبه كنيم، مطبوعات 4/5 درصد و كتاب 9/1 درصد را به خود اختصاص مى‏دهند.

براى رشد مطبوعات در ايران نمى‏توانيم سياست‏هاى انقباضى داشته باشيم، بنابراين بايد از جامعه بسته خارج شد؛ چرا كه در آزادى مطبوعات، اصالت و ارزش‏ها كمتر دچار آسيب مى‏شوند تا در محدوديت‏ها.

دهكده جهانى

جامعه اطلاعاتى، جامعه‏اى است كه در آن، توسعه اجتماعى، اقتصادى و سياسى به طور گسترده به بهره‏بردارى از اطلاعات، وابسته است.

با نيروى فزاينده عصر شبكه جهانى اطلاع‏رسانى (اينترنت)، دانش لازم درباره شبكه‏سازى و ارتباطات نيز گريز ناپذير است. تقريباً همه سازمان‏ها، با بهره‏گيرى از شبكه‏ها، به گونه‏اى دست به كار اشتراك منابع شده‏اند و اين امر، باعث شده است تا بسيارى از آنها از حصار چهارديوارى خود با جامعه جهانى اينترنت، ارتباط برقرار نمايند. افراد مى‏خواهند به منابع اطلاعاتى غير از آنچه در كشور يا مناطق خود يافت مى‏شوند، دسترسى داشته باشند. همچنين مى‏خواهند با افراد هم‏حرفه يا ديگران، به شيوه‏اى سريع‏تر و كارآمدتر دسترسى داشته، با آنان ارتباط برقرار نمايند. اينترنت و پست‏الكترونيكى، اين خدمات را به شيوه‏اى ارائه مى‏كنند كه بيست سال پيش، احتمالاً هيچ كس نمى‏توانست از آن تصوّرى داشته باشد.

ظهور نشريات الكترونيك در روزنامه‏نگارى ايران

وبلاگ، سايبر پايگاه‏هاى اطلاع‏رسانى يا به عبارتى «نشريات الكترونيك» كه اين روزها مطرح هستند، در واقع، نامى است كه به انديشه‏هاى رها شده در محيط ديجيتال گفته مى‏شود.

سير تحول تاريخى رسانه‏ها در ايران نشان مى‏دهد، در حالى كه عمر مطبوعات در دنيا به 250 سال مى‏رسيد، اوّلين روزنامه در ايران چاپ شد. امّا شكل‏گيرى نشريات الكترونيك به فاصله كمتر از دو سال از ظهور آن در دنيا اتفاق افتاد. به اين ترتيب كه بسيارى از مطبوعات مكتوب، نسخه چاپى خود را در فضاى اينترنتى وارد كردند و به تدريج، افراد و مؤسساتى خاص، فقط به انتشار نشريه الكترونيك پرداختند.

سايبرها بنابه چه ضرورتى در ايران متولد شدند؟

متخصصان علم ارتباطات، اعتقاد دارند روزنامه‏نگارى الكترونيك در ايران به دنبال تلاش عده‏اى از فعالان سياسى تندرو براى گذر از خط قرمز ايجاد شده است. از آن جا كه شكستن خط قرمزها در مطبوعات مكتوب، مشكل‏تر است و از سوى ديگر، كنترل‏ها و نظارت‏ها بر روزنامه‏هاى الكترونيك، بسيار كم‏رنگ بوده، در سال‏هاى اخير، اين نوع روزنامه‏نگارى در ايران بدون آن كه سير تحول طبيعى خود را طى كند، به طور سطحى و روبنايى شكل گرفته است.

برخى كارشناسان نيز معتقدند، روند رو به رشد سايبرها چالش‏هايى را در عرصه اطلاع‏رسانى به وجود آورده است.

تنوّع نشريات الكترونيك و امنيت ملى

دكتر مهدى فرقانى عضو هيئت علمى دانشگاه علامه طباطبايى در اين‏باره مى‏گويد: «تعابير متفاوتى از امنيت ملى وجود دارد؛ ولى از يك ديدگاه، تأمين و دسترسى به اطلاعات، خدمت به امنيت تلقى مى‏شود؛ چون باعث ارتقاى شعور و آگاهى مردم است و بر شفافيت و وضوح عرصه‏هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى مى‏افزايد».

وى تعداد و تنّوع نشريات را فى‏نفسه، مثبت ارزيابى مى‏كند و به عنوان ابزار «اقتدار ملى» نام مى‏برد و ادامه مى‏دهد: «به هر حال، اين احتمال وجود دارد، كسانى از اين امكان هم مثل خيلى از دستاوردهاى بشرى، سوءاستفاده كنند و به امنيت ملى لطمه بزنند؛ امّا اگر معتقد باشيم شناخت و آگاهى عمومى، در نهايت خطا نمى‏كند، بايد بپذيريم كه فراهم كردن زمينه رشد آگاهى‏هاى عمومى، نوعى خدمت به اقتدار و امنيت ملى است».

مديريت وبلاگ‏ها

تسهيل زندگى بشر، تغيير بسيارى از مفاهيم و معانى سنتى مثل مفهوم كار، تفريح، سرگرمى و حتى مفهوم ارتباطات، روابط اجتماعى و بسيارى از حوزه‏هاى ديگر، از ارزش‏هاى مثبتى است كه كارشناسان ارتباطات، آنها را مديون رشد وبلاگ‏ها و يا روزنامه‏نگارى شخصى مى‏دانند. آنان معتقدند با استفاده از ارزش‏هاى مثبت اين پديده، مى‏شود شكاف موجود بين كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه را سريع‏تر پُر كرد.

دكتر مهدى فرقانى در اين‏باره مى‏گويد: چه بخواهيم و چه نخواهيم، اين پديده، كمابيش رشد و توسعه خود را ادامه مى‏دهد و هيچ مانع فيزيكى‏اى هم نمى‏تواند جلوى فراگير شدن آن را بگيرد. بنابراين، مهم اين است بتوانيم اين پديده را مديريت كنيم و ارزش‏هاى مثبت آن را جذب كنيم به كار گيريم. يعنى اولاً در توليد جهانى اطلاعات، نقش و سهم برجسته‏اى داشته باشيم؛ ثانياً به مخاطب كمك كنيم كه به اطلاعات هر چه با ارزش‏ترى دسترسى پيدا كند.

اگر درباره روزنامه‏نگارى شخصى، به آگاهى و شناخت برسيم، مى‏توانيم از وجوه مثبت اين پديده در خدمت دستيابى به اهداف توسعه ملى، بهره‏بردارى كنيم.

منابع:

1 . جامعه‏شناسى توسعه، مصطفى ازكيا، تهران: مؤسسه نشر كلمه، سوم 1380 .

2 . روزنامه‏نگارى نوين، نعيم بديعى و حسين قندى، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايى، سوم، 1382 .

3 . جامعه‏شناسى وسايل ارتباط جمعى، ژان كازنو، ترجمه: باقر ساروخانى و منوچهر محسنى، تهران: اطلاعات، پنجم، 1373 .

4 . روزنامه‏نگارى، على‏اكبر فرهنگى و فريبا صياد، تهران: سنجش، اوّل، 1381 .

5 . روزنامه‏نگارى، كاظم معتمدنژاد، تهران: نشر سپهر، چهارم، 1382 .

6 . مفاهيم نوين اطلاع‏رسانى، ترجمه و گردآورى: عباس گيلورى تهران: نشر چاپار، اوّل، 1378 .

7 . فصل‏نامه علوم اجتماعى، دانشگاه علامه طباطبايى، شماره 23، پاييز 82 .

8 . ايسنا، گفتگو با دكتر هادى خانيكى.

9 . سايت علوم كتابدارى و اطلاع‏رسانى (Librariani.blogspot.com)