| مجلات >حديث زندگى>شماره 22 |
معصومه حقشناس
به منظور شناخت و ارزيابى تغييراتى كه وسايل ارتباط جمعى در جهان پديد آوردهاند، صرف توجه به جوامع پيشرفته كه در آن، فنون جديد، موّلد ترقّيات و دگرگونىهاى فراواناند، كافى نيست. بايد به جهان ديگرى نيز توجه نمود كه وسايل ارتباط جمعى در آن، به تازگى گام نهادهاند و بنابراين، نقش آنها در تجديد حيات جامعه، بهتر ملاحظه مىشود. به عبارت ديگر، شناخت تأثير وسايل ارتباط جمعى در جوامعى كه «جهان سوم» يا «كم رشد» و يا «در حال توسعه» خوانده مىشوند، براى جامعهشناسى اهميت زيادى دارد.
در نيمه دوم قرن بيستم، جامعهشناسى كه با رويكرد جامعهشناختى ـ روانشناختى، به مطالعه نوسازى پرداخت، دانيللرنر بود. او مطالعه خود را بر شش كشور خاورميانه (تركيه، لبنان، ايران، اردن، مصر و سوريه) متمركز نمود كه حاصل آن، كتابى است تحت عنوان: «گذار از جامعه سنتى، نوسازى خاورميانه».
لرنر با مطالعه ميدانى خود در خاورميانه (بخصوص در تركيه)، متوجه اين واقعيت مىشود كه همراه با ورود خدمات و تسهيلات شهرى به جوامع روستايى، نگرش و باورهاى مردم نيز تغيير مىكنند و زمينههاى تحرّك روانى و ذهنى در آنها شروع به رشد و نمو مىكنند. او بر مبناى حالات روانى و نگرشهاى انسانها نسبت به محيط اجتماعى و عناصر آن، انسانها را به سه دسته نوگرا، در حال تحوّل و سنّتى تقسيم مىكند و معتقد است كه اين حالات، تحت تأثير متغيرهايى است كه انسانها با آنها مواجه هستند.
در مجموع، لرنر به ابعاد روانى نوسازى توجه دارد و بر عوامل فردى و درونى در هر جامعه تأكيد مىكند و معتقد است كه عناصرى بايد از بيرون، وارد جامعه سنتى شوند تا زمينه حركت به سوى تجدّد را فراهم كنند. لرنر، برخوردار از ديدگاهى خطّى است و به مسائل ساختارى كشورهاى توسعه نيافته و كشورهاى مورد مطالعه خود كارى ندارد. وى در ميان متغيرهاى مطرح شده، سهم بالايى را به رسانههاى گروهى و وسايل ارتباط جمعى مىدهد و در ميان شش كشور مورد مطالعه، معتقد است كه در دهه 1960، تركيه، بيشترين و ايران، كمترين توان و ظرفيت را براى تجدد دارد.
هنگامى كه صدها سال قبل، يوهان گوتنبرگ در كارگاه كوچكى در شهر ماينتز آلمان، موفّق شد نخستين صفحه كاغذ را با حروف متحرك فلزى چاپ كند، نمىتوانست تصور كند كه اين اختراع، چه انقلابى در دنيا بهپا خواهد كرد. با گسترش صنعت چاپ و پيدايش روزنامهها در كشورها، نظارت و كنترل بر مطبوعات نيز گسترش يافت.
در نيم قرن اخير، نظريههايى درباره كاركردهاى مطبوعات و روابط آن با حكومت و مردم، تبيين شده است كه يكى از آنها نظريه «رسانههاى توسعهبخش» است. اوّلين نكته در تدوين اين نظريه، اين است كه شرايط مشترك برخى از كشورهاى در حال توسعه، حاكى از محدوديت اجراى ساير نظريهها با توجه به منافع اين جوامع است. اوّلين عامل، فقدان برخى از شرايط لازم براى يك نظام ارتباط جمعى توسعهيافته است مثل: زيرساختهاى ارتباطى، مهارتهاى حرفهاى، منابع فرهنگى و توليد و مخاطبان موجود. عامل دوم، وابستگى كشورهاى در حال توسعه به فناورىهاى لازم و مهارتها و توليدات فرهنگى است. عامل سوم، توجه بيشتر اين كشورها به توسعه سياسى، اقتصادى و اجتماعى است كه باعث توجه كمتر به رسانهها مىشود. عامل چهارم، افزايش تمايل به هويتشناسى بين كشورهاى در حال توسعه و توسعهيافته و حضور در سياست بينالملل است.
يكى از نكتههاى برجسته در نظريه رسانههاى توسعهبخش كه بر آن تأكيد مىشود «حق ارتباط» است كه در اصل 19 اعلاميه جهانى حقوق بشر بر آن تأكيد شده است: «هر كس حق دارد، آزادانه، عقايد و نظرات خود را بيان كند».
ويژگىهاى مهم نظريه رسانههاى توسعه بخش را مىتوان چنين توصيف كرد:
1 . رسانهها بايد با پذيرش اصول توسعه، در راستاى سياستهاى ملى، آن را به اجر درآورند.
2 . آزادى رسانهها مىتواند با توجه به اولويتهاى اقتصادى و نيازهاى توسعهاى جامعه محدود گردد.
3 . رسانهها بايد در ارائه خبر و اطلاعات براى پيوند بين كشورهاى در حال توسعه كه از جنبههاى جغرافيايى، فرهنگى و سياسى با يكديگر نزديكى دارند، اولويت قائل شوند.
4 . روزنامهنگاران و ديگر كاركنان رسانهها، مسئوليت و آزادى در جمعآورى و توزيع اطلاعات را دارا هستند.
5 . براى حفظ منافع توسعه، دولت، حق دارد با ايجاد محدوديتها، سانسور، قطع يارانه و كنترل مستقيم، دخالت كند. در تحقيقى پيرامون نظام مطلوب مطبوعاتى در ايران، خانم دكتر مهدخت بروجردىعلوى، به بررسى و نظرجويى از روزنامهنگاران ايران پرداخت. اين تحقيق نشان داد كه روزنامهنگاران ايرانى براى اداره مطبوعات، به كلى با نظام اقتداگرا مخالفاند و در مجموع، براى اداره مطبوعات، نظام مسئوليت اجتماعى را بر ساير نظامها ترجيح مىدهند.
اگر تركيب انواع روزنامهنگارى عينى، تحقيقى، انتقادى و تشريحى را به اختصار، روزنامهنگارى توسعه نام نهيم، اين روزنامهنگارى، يعنى استفاده از تمام مهارتها و فنون اين حرفه، به صورتى كه مخاطبان، نه تنها از وقوع رويدادهاى توسعه آگاهى مىيابند، بلكه از علت، چگونگى و نحوه اجراى برنامهها نيز برخوردار مىشوند.
بديهى است، لازمه چنين روزنامهنگارىاى، علاوه بر داشتن استقلال حرفهاى، آگاهى، تخصّص و مهارتهاى گوناگون اين حرفه را نيز طلب مىكند.
زمان پيدايش مفاهيم روزنامهنگارى توسعه و اخبار توسعه، دقيقاً روشن نيست؛ ولى مىتوان ريشههاى آن را مرتبط به برنامههاى توسعه در فيليپين در اواسط دهه 1960 دانست. در آن زمان، به روزنامهنگاران فيليپينى توصيه شد كه در نحوه ارائه گزارشهاى مربوط به توسعه، بخصوص موضوعات اقتصادى، تجديد نظر كنند.
ويلبر شرام و ارويناتوود، در كتاب «جريان خبر در جهان سوم: بررسى آسيا» در تعريف خبرهاى توسعه مىنويسند: «مطالب مربوط به رشد و پيشرفتهاى اقتصادى و اجتماعى به صورتى كه از طريق كوشش و برنامهريزى انسانى انجام گرفته باشد. مفهوم كليدى، عمدى بودن كوششهاست. خبرهاى توسعه اقتصادى و اجتماعى شامل مطالبى است كه كوشش دولت، سازمانهاى خصوصى، گروه و افراد را در بهبود وضع موجود نشان دهد».
از نظر اين پژوهشگران، انتشار مطالبى درباره نرخ بىسوادى يا باسوادى در كشور، خبر توسعه نيست؛ ولى تأسيس يك مركز آموزشى براى مبارزه با بىسوادى، خبر توسعه است. يا مطلبى در مورد يك كشف علمى در صورتى به عنوان خبر توسعه شناخته مىشود كه به صورت بالقوه، به بهبود وضع اجتماعى مردم كمك كند. اين دو پژوهشگر، شكست فعاليتها و برنامههاى اقتصادى ـ اجتماعى را نيز جزء خبرهاى توسعه مىدانند.
بررسىها نشان مىدهد كه پژوهشگران علوم ارتباطات، خبرهاى توسعه را محدود به خبرهاى به اصطلاح مثبت اقتصادى، اجتماعى، صنعتى، فرهنگى و ... نمىدانند. خبرهاى به اصطلاح منفى در زمينههاى گوناگون يعنى گزارش شكست و ناكامى فعاليتهاى اقتصادى، اجتماعى و ... نيز جزء خبرهاى توسعه محسوب مىشوند. به عبادت ديگر، خبرهاى توسعه، خبرهاى تشريفاتى يا بولتنهاى روابط عمومى سازمانهاى دولتى و غير دولتى نيست. در روزنامهنگارى امروز، روزنامه بايد علاوه بر گزارش احداث يك سد يا جاده، به تجزيه و تحليل اين رويداد نيز بپردازد.
گزارش برنامههاى عظيم اقتصادى و اجتماعى نظير: مبارزه با بىسوادى، كنترل جمعيت و تنظيم خانواده، سرمايهگذارىهاى سنگين صنعتى، فرهنگى و ... ضرورت دارد؛ ولى همه آنها نياز به بررسى و تحليل كارشناسانه نيز دارد.
نايندر آگاروالا، در مقالههاى متعدد خود، راجع به روزنامهنگارى در جهان سوم، به معرفى مشخصات اخبار توسعه پرداخته است. وى اعتقاد دارد كه در روزنامهنگارى براى توسعه، تمام توجه به رويدادهاى تازه و آنچه در يك زمان معين و يك روز خاص اتفاق افتاده است، معطوف نمىگردد؛ بلكه آنچه در طول يك دوره نسبتاً طولانى پديد آمده است، مورد نظر واقع مىشود. به همين لحاظ، اين نوع روزنامهنگارى، به گزارشگرى فراگردها بيش از رويدادها اهميت مىدهد. به بيان ديگر، گزارشگرى كه در اين زمينهها فعاليت دارد، در كنار رويدادها، سوابق قبلى و آثار و نتايج آينده آنها را نيز بررسى مىكند و بدين طريق، مخاطبان را با مداومت و طبيعت دراز مدت فراگرد توسعه اقتصادى و دگرگونى اجتماعى، آشنا مىسازد. از اين ديدگاه، اخبار توسعه با اخبار تهييج كننده و آنچه به طور سريع گزارش مىشود، به كلى متفاوت است.
از اوايل دهه 1970 همراه با عميقتر شدن مبارزات كشورهاى مترقى جهان سوم براى مقابله با سلطههاى فرهنگى و ارتباطى، شيوه آسيايىِ روزنامهنگارى براى توسعه (كه در جهت تحكيم روابط سلطه و وابستگى درآمده بود)، نيز مطرود شناخته شد و كوششهاى تازهاى براى ايجاد روزنامهنگارى آزادىبخش يا روزنامهنگارى در خدمت پيشرفت، بهوجود آمد.
جواهر لعل نهرو، نخستوزير پيشين (هندوستان كه از مدافعان آزاديگرايى به شمار مىرود)، در اين زمينه مىگويد: «آزادى نامحدود وسايل جمعى، ممكن است وضعيتهاى بينالمللى خطرناكى ايجاد كند و به همين لحاظ، دولتها بايد مسلّح به قدرتى باشند كه بتوانند با زبان خطرناك مطبوعات مقابله كنند».
قوام نكرومه، رهبر استقلال طلب غنا در سال 1963 طى سخنانى گفته بود: «مطبوعات آفريقايى ما بايد در خدمت هدفهاى انقلابى ما باشند و مهمترين سلاح براى پيروزى بر استعمار و امپرياليسم و كمك به استقلال و وحدت آفريقا باشند».
تأكيدهاى «جوليوسنىيرو» رهبر استقلال طلب تانزانيا نيز بر لزوم استفاده از امكانات داخلى براى نوسازى كشور و بهرهبردارى از رسانههاى جمعى براى تحكيم وحدت ملى در توسعه اجتماعى نمونه ديگرى است. اقدام قاطع وى در ممنوع ساختن ورود گيرندههاى تلويزيونى براى جلوگيرى از پخش سريالهاى امريكايى، منحصر به فرد است.
در امريكاى لاتين نيز مىتوان از ديدگاه «كلمنت ماروكين روجاس» روزنامهنگار گواتمالايى ياد كرد. به عقيده او هر روزنامه، يك وسيلهاى براى مبارزه سياسى و هر روزنامهنگار، يك مدافعهگر است. وى معتقد است كه غربىها در زمينه روزنامهنگارى و ارتباطات، بر آزادى اطلاعات تأكيد مىكنند، در حالى كه جهان سومىها بيشتر به آزادى هوشيارى مىانديشند.
براى تحقيق نگرشهاى استقلال جويانه از سالهاى نخستين دهه 1970 تلاشهايى از سوى كشورهاى در حال توسعه صورت گرفت و فعاليتهاى ويژه يونسكو و جنبش غير متعهدها در اين زمينه، نقش اساسىاى داشت. اوّلين گردهمايى كارشناسان جهانى ارتباطات در سال 1969 تا 1971 به كمك يونسكو در كانادا و پاريس برگزار شد كه در آن، بينشهاى انتقادى جالبى مطرح شد.
توسعه حرفه روزنامهنگارى بدون توجه به ضرورتهاى آزادى بيان و دموكراسى، امكانپذير نيست. بايد دو ضرورت را در ارزيابى از وضعيت روزنامهنگارى در دنياى امروز سنجيد. از يكسو بايد ارتباط اين حرفه با تحولات علمى، فنى، سياسى و اجتماعى جامعه در ورود به جامعه اطلاعاتى و از سوى ديگر، چگونگى نسبت ما با اين تحولات را در نظر گرفت.
به نسبت شرايط روزنامهنگارى و موقعيت روزنامهنگاران در دوران گذر بايد انتظارات و وظايف خود را در اين زمينه روشن كنيم. بنابراين، در مقوله روزنامهنگارى اگر بخواهيم به مباحث آزادى بيان، قلمرو و محدوديتها و خودسانسورى بپردازيم، ناگزيريم كه تاريخ تحولات روزنامهنگارى و توسعه مطبوعات و ارتباطات را به طور عام و خاص، مورد بررسى قرار دهيم.
مفهوم توسعه مطبوعات، بدون توجه به ضرورتهاى دموكراسى و آزادى مطبوعات در تمامى شئون خود، مفهوم كاملى نيست و بر اين اساس نمىتوانيم تجربه چندين قرن را در توسعه مطبوعات غرب ناديده بگيريم؛ چرا كه بسيارى از مباحث در زمينه آزادى مطبوعات در دنياى غرب، پشتسر گذاشته شده تا به نتايجى از جمله شكلگيرى نظامهاى مطبوعات و حقوق صنفى روزنامهنگارى رسيده است. در آموزش، مهمترين امر در توسعه حرفه روزنامهنگارى است و بنيانىترين راهحل و سريعترين راهى كه مىتوان در راستاى توسعه مطبوعات، سرمايهگذارى كرد، مسئله آموزش روزنامهنگاران است؛ چرا كه اين امر مىتواند در كنار ساختارى لازم براى اين حرفه، بازدهى بيشترى را فراهم كند.
كشور ما در يك موقعيت در حال گذار و تبيين نشده است؛ بنابراين، در عرصه ارتباطات، با يك نظام بستهاى مواجه مىشويم كه ذهنيتها عامل تعيين كنندهاند.
دو عامل دولت و نهادهاى مدنى در دورانگذار در توسعه و عدم توسعه مطبوعات، نقش به سزايى دارند و بايد چگونگى تأثير اين عوامل را بيشتر مورد بررسى قرار داد.
در يك پژوهش انجام گرفته بر اساس مقايسه شاخصهاى كمى در كشور در قياس با شاخصهايى كه در سازمان يونسكو وجود دارد، سرانه مصرف مطبوعات و نحوه چرخش اطلاعات، مورد بررسى قرار گرفته است كه در اين زمينه، كشور ما بسيار با شاخصهاى اين حرفه در دنيا فاصله دارد.
طبق آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در سال 1381 در ايران، رسانهها 63 درصد اوقات فراغت افراد جامعه را پر مىكنند كه از اين 63 درصد، 66 درصد، به تماشاى تلويزيون اختصاص دارد، كه اگر سرانه زمانى را كلى محاسبه كنيم، مطبوعات 4/5 درصد و كتاب 9/1 درصد را به خود اختصاص مىدهند.
براى رشد مطبوعات در ايران نمىتوانيم سياستهاى انقباضى داشته باشيم، بنابراين بايد از جامعه بسته خارج شد؛ چرا كه در آزادى مطبوعات، اصالت و ارزشها كمتر دچار آسيب مىشوند تا در محدوديتها.
جامعه اطلاعاتى، جامعهاى است كه در آن، توسعه اجتماعى، اقتصادى و سياسى به طور گسترده به بهرهبردارى از اطلاعات، وابسته است.
با نيروى فزاينده عصر شبكه جهانى اطلاعرسانى (اينترنت)، دانش لازم درباره شبكهسازى و ارتباطات نيز گريز ناپذير است. تقريباً همه سازمانها، با بهرهگيرى از شبكهها، به گونهاى دست به كار اشتراك منابع شدهاند و اين امر، باعث شده است تا بسيارى از آنها از حصار چهارديوارى خود با جامعه جهانى اينترنت، ارتباط برقرار نمايند. افراد مىخواهند به منابع اطلاعاتى غير از آنچه در كشور يا مناطق خود يافت مىشوند، دسترسى داشته باشند. همچنين مىخواهند با افراد همحرفه يا ديگران، به شيوهاى سريعتر و كارآمدتر دسترسى داشته، با آنان ارتباط برقرار نمايند. اينترنت و پستالكترونيكى، اين خدمات را به شيوهاى ارائه مىكنند كه بيست سال پيش، احتمالاً هيچ كس نمىتوانست از آن تصوّرى داشته باشد.
وبلاگ، سايبر پايگاههاى اطلاعرسانى يا به عبارتى «نشريات الكترونيك» كه اين روزها مطرح هستند، در واقع، نامى است كه به انديشههاى رها شده در محيط ديجيتال گفته مىشود.
سير تحول تاريخى رسانهها در ايران نشان مىدهد، در حالى كه عمر مطبوعات در دنيا به 250 سال مىرسيد، اوّلين روزنامه در ايران چاپ شد. امّا شكلگيرى نشريات الكترونيك به فاصله كمتر از دو سال از ظهور آن در دنيا اتفاق افتاد. به اين ترتيب كه بسيارى از مطبوعات مكتوب، نسخه چاپى خود را در فضاى اينترنتى وارد كردند و به تدريج، افراد و مؤسساتى خاص، فقط به انتشار نشريه الكترونيك پرداختند.
متخصصان علم ارتباطات، اعتقاد دارند روزنامهنگارى الكترونيك در ايران به دنبال تلاش عدهاى از فعالان سياسى تندرو براى گذر از خط قرمز ايجاد شده است. از آن جا كه شكستن خط قرمزها در مطبوعات مكتوب، مشكلتر است و از سوى ديگر، كنترلها و نظارتها بر روزنامههاى الكترونيك، بسيار كمرنگ بوده، در سالهاى اخير، اين نوع روزنامهنگارى در ايران بدون آن كه سير تحول طبيعى خود را طى كند، به طور سطحى و روبنايى شكل گرفته است.
برخى كارشناسان نيز معتقدند، روند رو به رشد سايبرها چالشهايى را در عرصه اطلاعرسانى به وجود آورده است.
دكتر مهدى فرقانى عضو هيئت علمى دانشگاه علامه طباطبايى در اينباره مىگويد: «تعابير متفاوتى از امنيت ملى وجود دارد؛ ولى از يك ديدگاه، تأمين و دسترسى به اطلاعات، خدمت به امنيت تلقى مىشود؛ چون باعث ارتقاى شعور و آگاهى مردم است و بر شفافيت و وضوح عرصههاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى مىافزايد».
وى تعداد و تنّوع نشريات را فىنفسه، مثبت ارزيابى مىكند و به عنوان ابزار «اقتدار ملى» نام مىبرد و ادامه مىدهد: «به هر حال، اين احتمال وجود دارد، كسانى از اين امكان هم مثل خيلى از دستاوردهاى بشرى، سوءاستفاده كنند و به امنيت ملى لطمه بزنند؛ امّا اگر معتقد باشيم شناخت و آگاهى عمومى، در نهايت خطا نمىكند، بايد بپذيريم كه فراهم كردن زمينه رشد آگاهىهاى عمومى، نوعى خدمت به اقتدار و امنيت ملى است».
تسهيل زندگى بشر، تغيير بسيارى از مفاهيم و معانى سنتى مثل مفهوم كار، تفريح، سرگرمى و حتى مفهوم ارتباطات، روابط اجتماعى و بسيارى از حوزههاى ديگر، از ارزشهاى مثبتى است كه كارشناسان ارتباطات، آنها را مديون رشد وبلاگها و يا روزنامهنگارى شخصى مىدانند. آنان معتقدند با استفاده از ارزشهاى مثبت اين پديده، مىشود شكاف موجود بين كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه را سريعتر پُر كرد.
دكتر مهدى فرقانى در اينباره مىگويد: چه بخواهيم و چه نخواهيم، اين پديده، كمابيش رشد و توسعه خود را ادامه مىدهد و هيچ مانع فيزيكىاى هم نمىتواند جلوى فراگير شدن آن را بگيرد. بنابراين، مهم اين است بتوانيم اين پديده را مديريت كنيم و ارزشهاى مثبت آن را جذب كنيم به كار گيريم. يعنى اولاً در توليد جهانى اطلاعات، نقش و سهم برجستهاى داشته باشيم؛ ثانياً به مخاطب كمك كنيم كه به اطلاعات هر چه با ارزشترى دسترسى پيدا كند.
اگر درباره روزنامهنگارى شخصى، به آگاهى و شناخت برسيم، مىتوانيم از وجوه مثبت اين پديده در خدمت دستيابى به اهداف توسعه ملى، بهرهبردارى كنيم.
1 . جامعهشناسى توسعه، مصطفى ازكيا، تهران: مؤسسه نشر كلمه، سوم 1380 .
2 . روزنامهنگارى نوين، نعيم بديعى و حسين قندى، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايى، سوم، 1382 .
3 . جامعهشناسى وسايل ارتباط جمعى، ژان كازنو، ترجمه: باقر ساروخانى و منوچهر محسنى، تهران: اطلاعات، پنجم، 1373 .
4 . روزنامهنگارى، علىاكبر فرهنگى و فريبا صياد، تهران: سنجش، اوّل، 1381 .
5 . روزنامهنگارى، كاظم معتمدنژاد، تهران: نشر سپهر، چهارم، 1382 .
6 . مفاهيم نوين اطلاعرسانى، ترجمه و گردآورى: عباس گيلورى تهران: نشر چاپار، اوّل، 1378 .
7 . فصلنامه علوم اجتماعى، دانشگاه علامه طباطبايى، شماره 23، پاييز 82 .
8 . ايسنا، گفتگو با دكتر هادى خانيكى.
9 . سايت علوم كتابدارى و اطلاعرسانى (Librariani.blogspot.com)