| مجلات >حديث زندگى>شماره 22 |
انيس نيكان
بنابر باور بسيارى از صاحبنظران، انسان، محور توسعه پايدار است و جامعهاى مىتواند توسعه يابد كه همه افراد آن، ظرفيت توسعهپذيرى را داشته باشند و راهها و روشهاى مناسب براى حصول توسعه پايدار را بيابند. بنابراين، تا زمانى كه به زنان كشورمان به عنوان نيمى از نيروى انسانى در روند توسعه، توجّه كافى مبذول نگردد، تحقّق اين آرمان، آرزويى محال به نظر مىرسد.
بررسى قوانين موجود، اعم از قانون اساسى و ساير قوانين، نشان مىدهد كه زنان ايران، مشكل اساسىاى از لحاظ قانونى ندارند؛ لكن عوامل اقتصادى، فرهنگى و سنّتى ويژهاى، در قالب قوانين نانوشته، مانع مشاركت كامل زنان در روند توسعه و استفاده از مزاياى توسعهاند.
در اين نوشتار كوتاه، به پنج مسئله مربوط به زنان و دختران در جوامع توسعهيافته و عقبمانده، اشاره مىشود:
زنان، از اوّلين پگاه حيات جمعى بشر، در تمام عرصههاى اجتماعى، نقشى مؤثّر و تعيين كننده داشتهاند و براساس نظر بسيارى از محقّقان و مردم شناسان، سنگ بناى تمدّنهاى مادى جوامع در پى فراگيرى كشاورزى و زراعت توسط زنان نهاده شده است و شايد بتوان گفت كه تداوم، پيشرفت و تكامل جامعه اوليه انسانى، بيشتر مديون تلاشها، كوششها، مجاهدتها و زحمات بىدريغ زنان بوده است تا مردان!
در جوامع گوناگون و در بين افراد مختلف، انگيزههاى بسيارى، زنان را به بازار كار مىكشاند كه در اينجا به مهمترين آنها (كه بالاخص در جامعه ما مىتواند مطرح باشد)، اشارهاى كوتاه خواهيم داشت:
يكى از شايعترين دلايل اشتغال زنان، نه تنها در ايران، بلكه در جوامع مختلف، كمك به وضعيت اقتصادى همسر و خانواده است. بالا بودن هزينهها و تنوّع نيازها و خواستههاى خانواده، معمولاً مانع از آن است كه درآمد مرد به تنهايى از عهده اداره خانوار برآيد. اين نياز، مخصوصاً در شرايط نابهسامانىِ اقتصادى، بيشتر ضرورت مىيابد و موجب روى آوردن زنان، به انواع و اقسام كارهاى دست پايين، با مزد بسيار كم مىشود.
بسيارى از زنان، صرفاً به انگيزه نيل به استقلال مالى، راهى بازار كار مىشوند. بدين معنا كه حتى در صورت بىنيازى خانواده از درآمد آنها، به كار مىپردازند و دستمزد خود را به دلخواه، پسانداز يا هزينه مىنمايند. يكى از جنبههاى مهم اشتغال با انگيزه مذكور، احساس نوعى همآوردى با مرد در اداره امور خانه و در واقع، تقسيم مديريت خانواده بين زن و مرد است.
ميل به استقلال مالى در محيطها و جوامعى كه آمار طلاق بالايى دارند يا در آنها نرخ بىكارى و تلفات مردانْ بالاست و طبعاً زنان را با نوعى نگرانى و ترس از شرايط آينده مواجه مىسازد، اهميت بيشترى مىيابد.
گاهى هم ميل به كسب هوّيت و شخصيت اجتماعىِ مؤثر، افراد را وادار به حضور در جامعه مىكند. محيط محدود خانه و كارهاى تكرارى آن، كه تقريباً تمام وقت مفيد فرد را به خود اختصاص مىدهد، كمتر زمينهاى براى رشد ادراكى و شخصيتى فرد، باقى مىگذارد و در چنين شرايطى، زن براى جلوگيرى از رخوت و خُمود فكرى و روحى، خروج چند ساعته از محيط خانه را انتخاب مىكند. امّا در برخى از موارد، عامل اصلى شكلگيرى انگيزه حضور فعال در اجتماع و ورود به بازار كار، عرصه توانايىها و تخصّصهاى به دست آمده است. اين مورد، شخصاً در مورد زنان تحصيل كرده و واجد تخصّصهاى مورد نياز جامعه، مصداق پيدا مىكند.
اشتغال زنان، زمينه و مقدمهاى براى حضور اجتماعى آنان است و آثار اجتماعى اين امر، دامنه وسيعى را در برمىگيرد. ضمن اين كه امروزه، اشتغال زنان به عنوان يكى از عوامل تحقّق توسعه پايدار و همه جانبه تلقى مىگردد.
فرار از خانه، رفتارى است كه در ابتدا به صورت يك اقدام ساده انجام مىگيرد و سپس تا ولگردى، تكّدى، سرقت، خريد و فروش مواد مخدّر، اعتياد، فحشا، قتل، و در نهايتْ خودكشى كشيده مىشود.
پديده «دختران فرارى» با گسترش روز افزون خود، امروز به عنوان يك تهديد جدّى براى كانون گرم خانوادهها مطرح و عامل افزايش ناهنجارىهاى اجتماعى در كلانْشهرها شناخته شده است.
دختران فرارى، اقدام خود را نوعى «اعتراض» مىدانند و خود را قربانى روابط ناسالم خانوادهها و فراموش شدن خود در جامعه مىدانند. به اعتراف پژوهشگران اجتماعى، فرار دختران، نتيجه يك فرايند روانى و ذهنى در نوجوانان است كه براى رسيدن به امنيّت درونى و رهايى از سلطه والدين، زندگى خانه به دوشى را برمىگزينند.
در ايران، از حدود پنج سال پيش به دليل افزايش فراريان از خانه، به اين معضل توجه شده است و فرار كودكان و نوجوانان، به عنوان يك آسيب جدّى، مورد بررسى قرار گرفته است.
طبق آمارهاى منتشر شده: در سال 1378، 937 دختر فرارى و 735 پسر فرارى توسط نيروى انتظامى در تهران دستگير شدهاند. به اين ترتيب، تعداد فراريان از خانه 30 درصد نسبت به سال قبل، افزايش داشته است. سال 1378 تا 1379، 5450 دختر فرارى و 5000 پسر فرارى در تهران دستگير شدهاند كه 96% آنان بدون سابقه كيفرى بودهاند.
تحقيقات نشان مىدهد كه سبب حدود 70 درصد فرار فرزندان، والدين هستند، به طورى كه از خرداد تا شهريور ماه، وقتى نوجوانان پس از فراغت از مدرسه نمىتوانند محيط نامساعد خانواده را تحمّل كنند، به اميد قرار گرفتن در فضاى بهتر و مساعدتر، از خانه فرار مىكنند و در فروردين ماه ـ كه اعضاى خانواده و فاميل به ديد و بازديد و انجام دادن مراسم سال نو مشغول هستند ـ كمترين فرار را شاهد هستيم.
آمارها نشان مىدهد افرادى كه از خانه فرار مىكنند، غالباً 14 تا 25 سال دارند و 80 درصد آنها به دليل ناسازگارى با والدين، ترجيح مىدهند خانه خود را ترك كنند.
از مهمترين علتهاى فرار دختران، طلاق و اعتياد والدين است. طلاق، روابط عاطفى و ارتباطات سالم انسانى را سست مىكند و اين خلأ عاطفى، باعث مىشود كه دختران، از خانه بگريزند.
در طول سه دهه گذشته، كشورهاى در حال توسعه، به پيشرفتهاى اقتصادى قابل ملاحظهاى نائل آمدهاند. با وجود اين، يك ميليارد نفر از مردم جهان، زير خطّ فقر زندگى مىكنند و قسمت عمده اين فقيران در روستاها زندگى مىكنند. براساس مطالعات انجام يافته به وسيله صندوق توسعه كشاورزى ملل متحّد (IFAD) حدود 65 تا 70 درصد از افرادى كه تحت عنوان «فقير مطلق» طبقهبندى شدهاند، زن هستند. مهمترين دلايل وجود فقرِ بيشتر در ميان زنان را به مسائل زير نسبت مىدهند:
زنان، تقريباً در همه دنيا (نسبت به مردان) از قدرت اقتصادى پايينترى برخوردارند. اطلاعات موجود سازمان ملل نشان مىدهد كه اگر چه حدود دو سوم كار انجام شده در دنيا به وسيله زنان انجام مىشود، لكن تنها 10% از درآمد و 1% از دارايىهاى دنيا در اختيار زنان است.
در بيشتر نقاط دنيا، هنگامى كه مسائل و مشكلات متعدّد در خانوارهاى كشاورز، منجر به مهاجرت آنان به شهرها مىگردد، معمولاً مردان، عازم شهرها مىشوند تا در جستجوى شغلى پردرآمدتر باشند و اين زنان هستند كه وارث مشكلات موجود گشته، ناچارند با همه آنها به تنهايى دست به گريبان شوند. تنهايى و عدم توانايى براى گرفتن كارگر كشاورزى، درآمد خانوار را حتى به كمتر از قبل مىرساند و زنان، بيشتر در فقر فرو مىروند.
سياستهاى اقتصادى نوين، بويژه سياستهاى مربوط به بازار آزاد، معمولاً بر پيشههاى كوچك و آسيبپذير، اثر سوء دارند و چون معمولاً زنان در واحدهاى اقتصادى كوچك، مشغول به كار هستند، آنها اوّلين قربانيان ضوابط و مقررات جديد اقتصادىاند كه اين، خود، عاملى براى در بيشتر در فقر رفتن زنان بوده است.
تفاوت شاخصهاى توسعه انسانى (مانند ميزان درآمد و دسترسى به بهداشت، دسترسى به آموزش و...) براى زنان و مردان، به گونهاى كه معمولاً زنان از شاخصهاى پايينترى برخوردارند، منجر به شرايطى مىگردد كه نهايتاً موجب فقيرتر شدن زنان مىشود. مثلاً دسترسى كمتر زنان به آموزش، موجب مىشود تا آنان مهارتهاى لازم را براى يافتن شغل پيدا كنند و در نتيجه، درآمد نداشته باشند و لذا فقيرتر شوند...
آمارها حكايت از سير صعودى حضور زنان در عرصه علم و دانش دارد. اگر به مقايسه اين آمار در سالهاى قبل و بعد از انقلاب بپردازيم، مشخص مىشود كه علاقه دختران به تحصيل و طى مدارج بالاى تحصيلى، بيش از مردان است و در حال حاضر نيز 62% قبولى دانشگاهها را در ايران، دختران تشكيل مىدهند.
آموزش، يكى از ابزارهاى ارزشمند، جهت توانمند سازى زنان است. از اينرو، در خيلى از كشورها اقداماتى براى تحت پوشش قرار دادن زنان و دختران در جوامع بومى و ساير گروههاى محروم و به حاشيه رانده شده، انجام شده است.
امّا در برخى از كشورها، تلاشهاى صورت گرفته براى ريشهكنسازى بىسوادى و تقويت سواد در ميان زنان و دختران و افزايش دسترسى آنان به همه سطوح و انواع آموزش و پرورش، با موانعى نظير موارد زير، محدود شده است: فقدان منابع و نبود اراده و تعهّد سياسى كافى براى بهبود زير بناى آموزشى و اصلاحات مربوط؛ وجود تبعيض و تعصّبات جنسيتى مداوم، از جمله در امر آموزش معلمان؛ استفاده مداوم از كليشههاى جنسيتى در مواد آموزشى و ... .
تاكنون، پيشرفت اندكى در زمينه ريشهكنسازى بىسوادى در برخى از كشورهاى در حال توسعه حاصل شده است و همين امر، باعث تشديد نابرابرى زنان در سطوح اقتصادى، اجتماعى و سياسى گرديده است.
در كشورهاى توسعه يافته، برنامههايى براى ايجاد آگاهى در ميان سياستگزاران و برنامهريزان در خصوص بهداشت زنان به اجرا در آمده است كه موجب افزايش اميد به زندگى براى زنان در بسيارى از اين كشورها شده است.
توجه فزايندهاى به ميزان بالاى مرگ و مير در ميان زنان و دختران به سبب مالاريا، سل، بيمارىهاى ناشى از آلودگى آب، بيمارىهاى مسرى و اسهالى و سوء تغذيه صورت گرفته است، و نيز نسبت به: بيمارىهايى مانند ايدز در ميان زنان و دختران و روشهاى محافظت در برابر عفونتهايى از اين قبيل؛ تغذيه با شير مادر، تغذيه و بهداشت مادران و نوزادان؛ در نظر گرفتن دورنماى جنسيتى در امر بهداشت و فعاليتهاى آموزشى و جسمى مربوط به آن؛ برنامههاى خاص جنسيتى در خصوص پيشگيرى و توانبخشى در زمينه افراط در استفاده از مواد مخدّر؛ بهداشت روانى زنان؛ بهداشت محيط كار و ... .
***
در جوامع كنونى ما، زنان، بيش از مردان مىكوشند تا با خلّاقيت، كار و تحصيلات دانشگاهى، شخصيت اجتماعى خود را افزونتر از هنجارهاى مرسوم، بروز دهند. به طور قطع، حضور بانوان در بازار كار ايران، تحوّلات و تغييرات بسيارى را در پى خواهد داشت. اين تحوّلات ـ كه از نگاه جامعهشناسان به عنوان لايهاى از «توسعهيافتگى» از آن ياد مىشود ـ، نگاههاى جنسيت گرايانه سنّتى را دگرگون خواهد كرد. به اين جهت، ضرورى است كه پيشگامان انديشههاى دينى و فرهنگى و حتى سياستپيشگان، به نقش زنان و دختران در مسير توسعه كشور، نگاه واقع بينانهترى داشته باشند؛ نگاهى مبتنى بر انسان مدارى عادلانه و شايسته سالارى.
1 . مباحثى پيرامون اشتغال زنان، حميد محمدى، تهران: اداره كل پژوهشهاى سيما، 1380 .
2 . زن و توسعه پايدار، گروه تدوين، تهران: انتشارات سازمان محيط زيست، 1378 .
3 . فرار دختران، صادق برزگر، قم: نشر جمال، 1382.
4 . روان شناسى فرار از خانه، مريم حيدرى، قم: مهر قائم، 1381.
5 . زنان، مشاركت و برنامهريزى براى توسعه پايدار (ج2)، تهران: مركز امور مشاركت زنان رياست جمهورى.