مجلات >حديث زندگى>شماره 22

توسعه شادى

شاديبا

امروز، رايانه، زندگى همه مردم را با 50 ريشتر لرزانده است و پس‏لرزه‏هاى آن ادامه دارد و با آن، همه زواياى زندگى بشر دگرگون مى‏شود. اين را به خوبى مى‏توان از فاصله نسل‏ها، اختلاف ذهنى و علمى آنها و نيز آرزوها و شيوه‏هاى زندگى من و تو فهميد. اسم اين را من گذاشته‏ام: «رايانش زندگى!».

رايانه يا كامپيوتر خودمان، نماد دوران ماست كه در همه ابعاد از فرهنگ، اقتصاد، سياست گرفته تا ورزش، كتاب، مجله، لباس، غذا، آب، و ... نفوذ كرده است و همه چيز رابطه‏اى با IT يا ICT پيدا كرده‏اند.

ديگر به جاى شهر گچى، شهر الكترونيك مى‏سازند و تو همه كارهايت را با امكانات كامپيوترى و الكترونيك انجام مى‏دهى: مثلاً پول قبض آب و برق يا تلفن را نيمه‏شب پرداخت مى‏كنى؛ در خانه سهام مى‏خرى؛ بليط هواپيما، هتل، سينما، و ... رزو مى‏كنى؛ سفارش غذا مى‏دهى و هر جا كه هستى سرى به كتاب‏خانه مى‏زنى؛ پولت را به سرعت نور، جابه‏جا مى‏كنى؛ و ... . در اين شهر فرنگ، همه جا كامپيوتر هست و مى‏شود به‏راحتى همه جا بود؛ امّا هنوز گرفتار غم، اضطراب، ترس، افسردگى، ظلم و ... هستيم و شادى، اميد، آرامش، بهداشت روان، عدالت، و ... دغدغه اصلى ماست!

امروزه به لطف امكانات پيشرفته و كامپيوترى، فروشگاه‏هاى بزرگ، فرودگاه عظيم، بزرگ‏راه‏هاى طولانى، بيمارستان‏هاى مجهّز، بانك‏هايى با ساختمان‏هاى شيك و مدرن، و ... مى‏سازيم؛ امّا آيا توسعه فقط همين هست. فقط بايد به فكر مترو، اتوبان، ميدان اصلى شهر، برج ميلاد، پاساژ طلا، و ... بود يا كمى هم به فكر شادى، شور، شعف و عشق خودمان هم باشيم!

باور كنيد اگر براى دختران و پسران و حتى پدران و مادرانشان، شادى را توسعه بدهيم، من و تو در سوپرماركت، فرودگاه، مسافرت با ماشين در بزرگراه، دانشگاه، اداره عريض و طويلى كه كار مى‏كنيم و ... كارمان را حداقل كمى بهتر انجام مى‏دهيم.

اين را هم بگويم كه توسعه شادى فقط ساخت مجتمع تفريحى با ورودى‏ها و قيمت‏هاى آن چنانى، پارك‏هاى بزرگ با امكانات تفريحى عالى، قهوه‏خانه‏هاى سنتى يا مدرن، كافى‏شاپ‏هاى لوكس، برگزارى مسابقات ورزشى پر هزينه و مثل اينها نيست؛ بلكه اول بايد به اين نتيجه برسيم كه شادى هم مثل آب، حياتيه؛ دوم اين‏كه شادى را در سبد زندگى قرار بدهيم و بابتش گاهى خرج كنيم؛ و سوم كه از همه مهتر اين‏كه توسعه‏هاى سياسى، فرهنگى و خصوصاً اقتصادى، طورى صورت بگيرد كه مادرها و پدرها، دخترها و پسرها، براى شادى دسته‏جمعى يا تكى، خانوادگى يا دوستان، فرصت، پول و دل و دماغى داشته باشند؛ چهارم و آخرين نكته، اين كه شادى كردن را ياد بگيريم و به ديگران هم ياد بدهيم.