مجلات >حديث زندگى>شماره 22

توسعه مستقل؛ واقعيت يا سراب؟

ش . گلستانى

نزديك به نيم‏قرن است كه مسئله «توسعه» در عرصه جهانى مطرح شده و انديشمندان اجتماعى ـ اقتصادى، كتاب‏ها و مقالات مختلفى در بيان اهميت و راه‏كارهاى اجراى آن ارائه داده‏اند و مديران و مسئولان جوامع مختلف، در تعيين استراتژى توسعه و عملياتى كردن آن، سعى و كوشش فراوان نموده‏اند. با اين حال، امروزه فقط برخى از كشورها و عمدتاً جوامع غربى، تحت عنوان «كشورهاى توسعه يافته» شناخته مى‏شوند و بقيه، جزو كشورهاى «در حال توسعه» و يا «توسعه نيافته (عقب مانده)» محسوب مى‏شوند. كشور ما نيز به رغم اجراى چندين برنامه توسعه‏اى، در زمره كشورهاى توسعه نيافته قرار دارد. عوامل مختلف در توسعه نيافتگى كشورها وجود دارد؛ ولى يكى از مهم‏ترين آنها ـ كه مقصود نوشتار حاضر نيز هست ـ توسعه تقليدى يا عدم استقلال در برنامه‏هاى توسعه‏اى است.

توسعه مستقل

بدون شك، تبادل اطلاعات و برقرارى روابط اقتصادى با جوامع مختلف و نيز استفاده از تجارب علمى و فنّى آنان مى‏تواند سهم مهمى در توسعه اقتصادى كشورها داشته باشد؛ ولى نكته مهم در فرايند توسعه، شناخت نيازهاى هر جامعه و انتخاب الگوها و روش‏هاى متناسب با واقعيات اجتماعى و هماهنگ با ارزش‏هاى بومى است كه اجراى برنامه توسعه‏اى را ممكن مى‏سازد و ما از آن به عنوان «توسعه مستقل» ياد مى‏كنيم.

رفتار اقتصادى، جزئى از رفتارهاى انسان به شمار مى‏رود؛ از اين‏رو، علل و انگيزه‏هاى رفتار اقتصادى نيز برگرفته از انگيزه‏ها و عللى است كه كلاً شخصيت انسان و رفتار وى را تحت تأثير قرار مى‏دهند؛ بنابراين، عقايد و ارزش‏هاى فرهنگى و مذهبى، از عوامل عمده مؤثر بر رفتار اقتصادى (از جمله، بر رشد و توسعه اقتصادى جوامع) به شمار مى‏روند.(1)

بنابراين، برنامه‏هاى توسعه‏اى كه هماهنگ با ارزش‏هاى پذيرفته شده ملّى نباشد، نه تنها مشكل اقتصادى جامعه را رفع نمى‏كند، بلكه موجب نابه‏سامانى‏هاى اجتماعى نيز خواهد شد. يكى از علل عقب‏ماندگى كشورهاى جهان سوم در همين جهت است كه عده‏اى گمان مى‏كردند با تقليد صرف از آداب و رفتار كشورهاى غربى و حتى تقليد از نوع لباس و غذاى آنها مى‏توان به پيشرفت و ترقّى در علم و فنّاورى دست يافت، در حالى كه هيچ كشورى بدون داشتن هويّت مستقل فرهنگى، توسعه پيدا نكرده است(2) و به خاطر همين تقليد كوركورانه است كه تا به حال نتوانسته‏اند از علوم و فنون غربى‏ها بهره‏اى ببرند.

انتقال تكنولوژى و ارزش‏هاى بومى

در طول دو قرن گذشته، كاربرد فنّاورى (تكنولوژى) در كشورهاى توسعه يافته، ارتقاى عظيمى را در سطح زندگى مردم اين كشورها سبب شده است، در حالى كه فقدان تكنولوژى در كشورهاى در حال توسعه، باعث شده است كه سطح زندگى در اين كشورها تقريباً در همان سطح دويست سال پيش بمانَد.(3) از آن‏جا كه جايگاه اصلى توليد دانش و فنّاورى در جهان امروز، كشورهاى صنعتى هستند، مسئله انتقال فنّاورى به كشورهاى ديگر، از اهميت خاصّى برخوردار است.

از مسائل مهمى كه در فرايند انتقال تكنولوژى اهميت دارد و در رونق اقتصادى كشور وارد كننده، تأثير فراوان دارد، انطباق تكنولوژى با شرايط ويژه داخلى است.

منظور از انطباق تكنولوژى، تطابق و پيوند تكنولوژى وارداتى با شرايط و اوضاع و احوال اقتصادى ـ اجتماعى از جمله توان سرمايه‏گذارى، سطح مهارت نيروى انسانى، امكانات زيربنايى، شرايط آب و هوايى و اهداف و سياست‏هاى اقتصادى است.

استفاده از تكنولوژى وارداتى بدون در نظر گرفتن موارد ياد شده، اگر امكان‏پذير باشد، قطعاً باعث گسيخته شدن زنجير منظّم فرايند رشد خواهد شد و نمى‏تواند به عنوان جزئى از مجموعه دانش و مهارت عمومى كشور وارد كننده محسوب شود و متعاقب آن، بهره‏بردارى از آن به منظور توليد كالا و خدمات و همچنين دستيابى به روش‏هاى توليد و فعاليت‏ها و اقدامات قبل از بهره‏بردارى با مشكل مواجه خواهد شد.(4)

بسيارى از كشورهاى جهان سوم (از جمله كشور ما)، در انتقال تكنولوژى نتوانستند چندان موفق شوند و در واقع، توان بومى كردن و يا محلّى نمودن تكنولوژى وارداتى را نداشتند و اغلب به كمك كارشناسان خارجى، تكنولوژى وارداتى را بدون انطباق آن با شرايط جامعه، مونتاژ كردند(5) و بديهى است كه با تكنولوژى مونتاژ نمى‏توان به حل بسيارى از مشكلات اقتصادى ـ كه متّكى به آن هستند ـ اقدام نمود و از همين‏روست كه اين كشورها همواره در رفع نيازمندى‏هاى اقتصادى، به ساير كشورها وابسته‏اند و از سوى ديگر، از لحاظ فرهنگى نيز تحت تأثير عميق آنها قرار دارند؛ زيرا كه از آغاز انقلاب صنعتى تاكنون، تمدّن صنعتى مغرب زمين، نه تنها مصرف كالاهاى مشابه بلكه همراه با آنها، پذيرش ارزش‏ها، افكار و عادات و حتى سلوك اجتماعى و سياسى مشابهى را نيز بويژه از طريق منابع ارتباطى در سراسر دنيا عرضه كرده است. فرهنگ‏هاى مختلف با عناصر ويژه و ميراث‏هاى اصيل ملى خود، نه تنها براى مصرف كالاهاى مشابه، بلكه براى داشتن اذهان مشابهى فرا خوانده شدند: آثار ظاهرى اين فشار مستمر و بى‏امان را مى‏توان در برخى مشابهت‏هاى جهانى در: پوشش (لباس)، تغذيه، موسيقى، آرايش، ورزشى، الگوهاى رفتارى و ... مشاهده كرد. به رغم اين همه مشابهت ـ كه ناشى از تقليد كور از غرب بوده است ـ نه تنها پيشرفت و توسعه‏اى براى اين كشورها به ارمغان نيامده است، بلكه وابستگى هر چه بيشتر آنان را شاهد بوده‏ايم، به طورى كه به رغم اجراى برنامه‏هاى توسعه، هنوز به عنوان كشورهاى «توسعه نيافته» و يا «در حال توسعه» شناخته مى‏شوند.(6)

برنامه‏هاى توسعه‏اى ايران

كشور ما از سال 1327 هجرى شمسى با تصويب و اجراى اوّلين برنامه توسعه، اوّلين كشور در حال توسعه‏اى بود كه براى امور اقتصادى و عمرانى خود به برنامه‏ريزى ملّى متوسل شد و تاكنون، هفت برنامه را به صورت رسمى و قانونى اجرا كرده است: چهار برنامه قبل از انقلاب اسلامى در 1357 و سه برنامه بعد از انقلاب، اجرا شده است. با اين حال و با وجود سرمايه‏گزارى زياد، ايران، هنوز جزء كشورهاى توسعه نيافته محسوب مى‏شود. گرچه عوامل متعدّدى در اين روند، مؤثر بوده‏اند، ولى نداشتن الگوى بومى و پى‏ريزى استراتژى (راهبرد) توسعه بر مبناى مدل غربى، روح كلّى آن به شمار مى‏آيد.

براى تبيين اين موضوع به بررسى نقش آموزش عالى در فرآيند توسعه مى‏پردازيم.

نيروى انسانى ماهر، سهم بزرگى در توسعه اقتصادى كشورها ايفا مى‏كند. آدام اسميت در كتاب خود (تحقيقى پيرامون ثروت ملل) به صورت گسترده به مهارت نيروى انسانى و نقش تقسيم كار اشاره دارد و مهارت نيروى كار را مهم‏ترين عامل توسعه اقتصادى در نظر گرفته است.(7) در يكى از گزارش‏هاى بانك جهانى، نيروى انسانى به عنوان يكى از سه منبع ثروت كشورها ـ در كنار منابع طبيعى و دارايى‏هاى فيزيكى ـ شناخته شده است.(8)

آموزش عالى ايران و توسعه

وزارت علوم، مهم‏ترين و گسترده‏ترين مركز تربيت نيروى انسانى متخصّص در كشور ماست. در واقع، تغذيه انسانى ادارات و مراكز اقتصادى و تأمين نيازهاى تخصّصى‏شان برعهده آن قرار دارد. به نظر مى‏رسد كه سيستم آموزش عالى، كاستى‏هاى بنيادين دارد و موجب شد كه نتواند در راستاى توسعه اقتصادى كشور، نقش مهمى ايفا كند و چه بسا در روند توسعه، موانعى ايجاد نموده است. شايد يكى از گوياترين شاخص‏هاى اين مدّعا، توليد سرانه كشور ما باشد كه به رغم رشد كمّى دانشجويان ـ كه از حدود 120 هزار نفر در اول انقلاب به بيش از يك ميليون نفر تا سال 1381 ، افزايش يافته‏اند ـ ولى توليد سرانه ما 30% پايين آمده است و اين، چيزى جز توسعه نيافتگى نيست.(9)

آموزش عالى و فرهنگ بومى

برخى كارشناسان در تبيين ناكامى‏هاى نظام آموزش عالى ايران، كمبودهاى ذيل را عنوان مى‏كنند:

1 . در كشور ما، آموزش عالى و پژوهش، هنوز بومى نشده است، به اين معنا كه هنوز در بافت اجتماعى ما ريشه ندوانده است.

2 . آموزش عالى و پژوهش، با فرهنگ ما عجين نشده است.

3 . آموزش عالى و پژوهش، متوجه مسائل مطرح و نيازهاى امروزى جامعه نيست.

در نتيجه چنين كمبودهايى است كه نظام آموزش عالى ما هنوز هم در حفظ و پرورش استعدادهاى درخشان، موفّق نيست؛ به طورى كه اكثر آنها ترجيح مى‏دهند به مراكز آموزش و پژوهش برجسته نقاط ديگر دنيا بروند.(10)

بيش از نيم‏قرن پيش، نظام آموزشى ايران از سيستم فرانسه الگوگيرى شده است، در حالى كه حتى در آن هنگام، دانشمندان فرانسوى با ادامه روش مزبور در كشور خود، مخالف بودند؛ امّا همان نظام در ايران به مدت حدود پنجاه سال به مورد اجرا گذاشته شد. بعدها يعنى در دهه‏هاى اخير با افزايش ارتباط فرهنگى با امريكا بسيارى از اصول و روش‏ها و ارزش‏هاى جديد به آن افزوده شد تا به صورت امروزى درآمد. بعد از انقلاب، ضمن نقد فراوان غرب‏زدگىِ مؤسسات آموزش عالى و تشويق فرهنگ ملّى و اسلامى، تلاش‏هايى در جهت تغيير منابع درسى صورت گرفت تا بتوانند مسائل و مشكلات منطقه را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد و پاسخگوى نيازهاى ويژه اقتصاد در حال تحوّلِ كشور باشد؛ ولى متأسفانه بعد از گذشت سال‏ها هنوز اين هدف در حدّ لازم برآورده نشده است.

شايد كمتر بحثى در محتواى دروس دانشگاهى ديده مى‏شود كه از داخل، سرچشمه گرفته باشد. محتواى بيشتر كتاب‏ها و منابع يادگيرى، شالوده فرهنگ غير ملّى را با خود دارد؛ چون بيشتر آنها وارداتى است و به وسيله استادان، ترجمه شده و در اختيار دانشجويان قرار گرفته است و ارتباط بسيار كمى با واقعيت اقتصادى كشور دارد.

در دانشكده‏هاى اقتصاد، برنامه‏هاى آموزشى، بيش از آن‏كه در ارتباط با نيازهاى مردم كشور باشد، بر مبناى طرح‏هايى كه از غربْ آموخته شده، پايه‏ريزى شده است. در حالى كه مشكلات اقتصادى ايران (همانند ساير كشورهاى جهان سوم)، با مشكلات اقتصادى كشورهاى غربى، تفاوت‏هاى اساسى‏اى دارد. به همين جهت، تقليد ناخودآگاه از الگوها و روش‏هاى تدريس دانشگاه‏هاى غربى از يك سو و عدم شناخت و عدم تسلّط همه جانبه برخى از استادان به تنگناها و مشكلات اقتصادى موجود كشورها از سوى ديگر، سبب شده است در كلاس‏هاى درس، مسائل اقتصادى داخلى به ندرت مورد توجه قرار گيرد و راه‏حل‏ها و تدابير جديدى كه با واقعيات اقتصادى كشور متناسب و هماهنگ باشد، شناسايى و ارائه نشود؛ بلكه بيشتر يا تمام وقت كلاس، صرف بيان و توجيه فرضيه‏ها و فرمول‏هايى مى‏شود كه از تحقيقات انجام شده در كشورهاى صنعتى نشأت مى‏گيرد، در حالى كه امكان كاربرد آنها در ايران بسيار اندك است. در نتيجه، بيشتر دانشجويان فارغ‏التحصيل اقتصاد، با سياست‏هاى اقتصادى و مسائل توسعه كشور، بيگانه مى‏مانند.(11)

البته اين وضعيت، مشكل بسيارى از كشورهاى توسعه نيافته است كه زيان‏هاى فراوانى بر آنان تحميل نموده است، چنان كه جان كنت گالبرايت، سفير اسبق امريكا در هند و اقتصاددان دانشگاه هاروارد، در كتاب «روش‏هاى توسعه اقتصادى» خود ـ كه ره‏آورد سفر به هند و اقامتى طولانى در آن‏جاست ـ مى‏نويسد: «در زمينه تعليمات عاليه نيز تقليد كوركورانه از روش‏ها و مواد درسى كشورهاى پيشرفته، كارى است بس خطرناك! من به عنوان يك اقتصاددان بايد بگويم برنامه‏هاى تدريس علم در غالب دانشگاه‏هاى كشورهاى توسعه نيافته، به تقليد از ممالك صنعتى و پيشرفته، تنظيم و تدوين شده است و به همين سبب، آنچنان كه بايد، مفيد و مؤثر نيست و به تفهيم و حلّ مسائلى كه اين كشورها با آنها روبه‏رو هستند، كمك نمى‏كند و توجهى به تجزيه و تحليل نهادى و بنيان‏هاى اقتصادى خود اين كشورها به منظور شناخت و جستجوى راه‏حل‏هاى اصيل ملى، براى نجات آنان از تهى‏دستى و عقب‏ماندگى نمى‏شود.

آنچه به عنوان علم اقتصاد در غالب دانشگاه‏هاى ممالك توسعه نيافته تدريس مى‏شود، آخرين و دقيق‏ترين نظريات پيچيده و ظريفى است كه از طرف صاحب‏نظران ممالك مترقّى، تدوين و بيان شده و بعضاً فقط با اوضاع و احوال آنها مطابق و هماهنگ است».(12)

1 . ر . ك: توسعه اقتصادى ژاپن، محمد متوسّلى، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‏هاى بازرگانى، 1374، اول، ص 51 .

2 . توسعه تكنولوژى، عباس حاج‏فتحعلى‏ها، تهران: دانشگاه علامه طباطبايى، 1372 ، ص 48 .

3 . نوازشريف، ؟؟؟، تهران: سازمان برنامه و بودجه، 1374 ، ص 48 .

4 . ر . ك: انتقال تكنولوژى در جهان سوم، يوسف پورقربان، تهران: تنديس، ص 8 ـ 49 .

5 . ر . ك: همان ص 56 .

6 . اصول و مبانى جامعه‏شناسى صنعتى، اكبر فريار، مشهد: آستان قدس رضوى، 1378 ، ص 137 .

7 . ر . ك: درآمدى بر سرمايه و توسعه، محمد ستارى‏فر، تهران: دانشگاه علامه طباطبايى، 1374، ص 193 ـ 194 .

8 . ر . ك: حسين عظيمى، روزنامه ملت، 1/7/80 .

9 . حسين عظيمى، آموزه، 1381 ، 16 ، ص 5 .

10 . ر . ك: عزم ملى براى توسعه علمى و فرهنگى ايران 1427، رضا منصورى، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1380 ، ج اول، ص 134 .

11 . ر . ك: موانع توسعه اقتصادى ايران، امير باقر مدنى، تهران: شهراب، 1374 ، ص 356 ـ 358 .

12 . روش‏هاى توسعه اقتصادى، جان‏كنت گالبرايت، ترجمه: هوشنگ نهاوندى، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى، 1344 ، ص 39 .