| مجلات >حديث زندگى>شماره 20 |
به كوشش: فاطمه بيات
افسردگى چيست؟ همانطور كه همه مىدانند، افسردگى، نوعى اندوه و كاهش بيش از حد سطح شادمانى به خاطر حادثه يا موضوعى است كه اهمّيت آن را ندارد.
افسردگى، سايه سياهى است كه روحيه انسان را ضعيف و شادمانىاش را از او سلب مىكند. وقتى كسى دچار افسردگى مىشود، روابط او با اطرافيان كاهش مىيابد، گوشهگير و انزواطلب مىشود و متأسفانه، دوستان و نزديكان نيز غالبا از وى دورى مىگزينند. همين عامل، باعث تشديد افسردگى مىگردد و فرد، احساس گناه، حقارت و ضعف مىكند و به اين ترتيب، در گرداب افسردگى اسير مىشود.
همه افراد به طور طبيعى، گاه خوشحال و گاه ناراحت مىشوند ؛ ولى اين فراز و فرودهاى خُلقى در حالت طبيعى به اندازهاى شديد نيست كه انسان را دچار افسردگى نمايد و به وى «افسرده» اطلاق گردد. اگر انسان مشكلات را پيش از شدت يافتن آنها به خوبى بشناسد و سپس بررسى كند، بهتر و راحتتر مىتواند با آنها مبارزه نمايد. بنابراين اگر انسان بداند افسردگى واقعا چيست، بديهى است كه بهتر مىتواند راه حل آن را بفهمد و براى درمان آن اقدام كند. كتاب حاضر كه تكنيكهاى درمان افسردگى را به صورت گام به گام در شش فصل آموزش مىدهد، كمك شايانى به شما خواننده عزيز در زمينه شناخت افسردگى و راههاى درمان آن خواهد بود.
نويسنده، در فصل اوّل كتاب، پارهاى از علائم شايع افسردگى را به ترتيب زير بيان مىكند:
1 . تأثير افسردگى بر تفكر، 2 . تأثير افسردگى بر احساس، 3 . تأثير افسردگى بر رفتار، 4 . تأثير افسردگى بر جسم.
در فصل چهارم، نويسنده مىگويد: اگر دچار احساس افسردگى شدهايد، پيش از هرچيز، بايد بدانيد كه خُلق آدمى، همانطور كه گاه ارتقا مىيابد و به طور مفرط ، سرخوش است، گاه نيز افول مىكند و انسان را به احساس نوميدى دچار مىسازد. در اين حالت بايد به سراغ راهكارهاى كوتاه مدت براى رفع افسردگى برويد كه مىتوانند شامل اقدامات زير باشند:
1 . اصلاح رفتارتان (فعال باشيد، حتى اگر برايتان دشوار است، بىكار و منزوى نشويد).
2 . اصلاح افكارتان (افكار افسرده، شما را درمانده مىكند).
3 . استفاده از سيستم طبيعى ضد افسردگى (براى كسب يارى و حمايت ديگران، احساس شرم و نگرانى نداشته باشيد).
اخلاق، از جمله علومى است كه پيشينه آن به آغاز تاريخ بشرى برمىگردد و حوزه مسائل اخلاقى نيز همواره به وسعت ابعاد وجودى انسان در تعامل با خود، خدا و جهان طبيعت مطرح بوده است. تلاشهاى صورت گرفته در حوزههاى مختلف مسائل اخلاقى با همه وسعتشان، يكسان نبوده است و در اخلاق كاربردى كه اكنون در دنيا به عنوان رشتهاى مستقل در اخلاق شناخته مىشود، با وجود تأثيرگذارى فراوان و نياز جامعه علمى، در كشور ما كمتر مورد توجّه قرار گرفته است.
اين كتاب كه عنوان برگزيده پنجمين جشنواره دينپژوهان كشور را در سال 1382 به خود اختصاص داده است در نُه فصل، به بررسى مفهوم نقد، تفاوت نقد با خردهگيرى، علل و انگيزههاى نقدگريزى، عناصر نقد سازنده، كاركرد نقد، مبانى نقدپذيرى، اخلاق نقد و اهمّيت آن مىپردازد و امتياز آن در اين است كه در طول مباحث، همواره در محدوده موضوع مورد بحث حركت نموده، هيچ گاه به مسائل حاشيهاى نپرداخته است.
دالايى لاما (رهبر بودائيان تبّت) در اين اثر از شادمانگى و شاد زيستن بحث مىكند. اين كتاب، در پنج بخش و پانزده فصل تدوين شده است.
در بخش اوّل مىگويد: «من بر اين باور هستم كه هدف اصلى زندگى، جستجوى خوشبختى است. اين، امرى بديهى است كه معتقد به دين باشيم يا نباشيم، و اين كه پيرو كدام مذهب هستيم تفاوت زيادى نمىكند ؛ همه ما در زندگى خود به دنبال چيزى مطلوب مىگرديم. به همين دليل، به نظر من حركت زندگى رو بهسوى خوشبختى و شادمانگى است...».
وى در دامه مىگويد: «غايت زندگى چيست؟ چه چيز به زندگى، معنا مىدهد؟» و در جواب مىگويد: «غايت هستى ما جستجوى شادمانگى است. اين آموزه به نظر، بديهى مىرسد و انديشمندان غربى از ارسطو گرفته تا ويليام جيمز، در اين مورد، همداستاناند».
دالايى لاما مىگويد: «هرچند رسيدن به شادمانگى شدنى است، شادمانگى چيز سادهاى نيست. براى شادمانگى سطوح مختلفى وجود دارد. به عنوان مثال، در آيين بودايى، اشارهاى به چهار عامل رضايت خاطر يا شادمانگى وجود دارد: ثروت، رضايت مادى، معنويت و روشنانديشى. اين چهار عامل در كنار يكديگر همه تلاش آدمى براى رسيدن به خوشبختى را شكل مىدهند».
وى در بخش دوم، مهربانى و محبّت انسانى را از علل شاد بودن برمىشمرد و اضافه مىكند كه: «داشتن روابط دوستانه با افراد ديگر براى سلامت روانى انسان، مفيد است» و مىافزايد: «روانكاو و فيلسوف مشهور، اريك فروم، ادعا كرده است كه عمدهترين ترسى كه در نوع انسان وجود دارد، اين تهديد است كه از انسانهاى ديگر جدا شود و همين عامل، باعث ايجاد اضطراب و ناراحتى در انسان مىشود و شادمانى او را از بين مىبَرد».
در بخش چهارم مىگويد: «در غرب، بسيارى از افراد به مذهب، به عنوان سرچشمه شادمانگى روى مىآورند» ؛ اما روش پيشنهادى دالايى لاما از بنياد، با بسيارى از مكاتب غربى تفاوت دارد ؛ چرا كه بيش از آن كه متكى بر ايمان باشد، مبتنى بر تعقّل و آموزش است. رويكرد او، از بعضى جهات، شبيه علوم مختلف روانشناختى است. روش او براى دستيابى به شادمانگى، مبتنى بر اين انديشه انقلابى است كه ذهنيات منفى، جزء ذهن ما نيستند ؛ بلكه موانعى تلقّى مىشوند كه جلوى ابراز شادمانگى طبيعى را مىگيرند.
در بخش پنجم هنر شادمانگى را نيازمند انضباطى درونى مىداند و روند تدريجى براى ريشه كن كردن ذهنيتهاى مخرّب و جايگزين كردن آنها با انديشههاى مثبت و سازندهاى چون مهربانى، مدارا و بخشش را در زنجيره عواملى مىداند كه منتهى به يك زندگى رضايتبخش مىشوند و به بحث «نهايىترين جزء هنر شادمانگى»، يعنى «معنويت» مىپردازد.
روزهايى را كه شاد و سرحال و پرانرژى از خواب بيدار شدهايد، به ياد آوريد. همينطور شبهايى را كه با آرامش خوابيدهايد و خوابتان عميق، رضايتبخش و بى دردسر بوده است. و حالا بدانيد كه هر صبحتان مىتواند چنين باشد.
كتاب كوچك خواب، طورى طراحى و نوشته شده كه زيبايى را به خواب شما اضافه مىكند و ساعات خوابتان را به بهترين ساعات شبانهروزتان تبديل مىكند. با خواندن هر صفحه از اين كتاب، راه را براى ضمير ناخودآگاهتان باز كنيد. پس بخوابيد و از خوابتان لذت ببريد.
برخى از نكات توصيه شده دراين كتاب به شرح زيرند:
روى خود را بپوشانيد. به پشت دراز بكشيد. زودتر تمركز كنيد. زير آفتاب، پنير بخوريد. قبل از خواب، حمام كنيد. خود را جمع كنيد. پتوى سنگين را كنار بزنيد. ويتامين B بخوريد. به اندازه بخوريد و بخوابيد. مطالعه كنيد. روى پوست گوسفند بخوابيد. قبل از خواب، دعاى خواب بخوانيد. موهايتان را بُرُس بزنيد. شِكر بخوريد. با انگشت، پاى خود را لمس كنيد. بالش خود را سرد نگه داريد. در تاريكى بخوابيد. نگران بىخوابى نباشيد!
مشكل واقعى انسان در زندگى، تنها اين نيست كه آنچه را دوست مىدارد، به دست آورد، بلكه اين است كه داشتههاى خود را همچنان دوست بدارد. خيلىها آموختهاند كه چگونه به خواستههاى خود برسند ؛ ليكن از آنچه به دست مىآورند، ديگر لذت نمىبرند. آنچه به دست مىآورند، هرگز كافى نيست. هميشه احساس مىكنند كه گويى كمبودى دارند. از خودشان، سلامتشان، روابطشان و كارشان رضايت ندارند. هميشه چيزى هست كه آرامش فكرشان را به هم بزند.
از سوى ديگر، كسانى هم به هرچه كه هستند، هر كارى كه مىكنند و هر آنچه كه دارند، قانعاند و نمىدانند كه مىتوانند به چيزهاى ديگرى كه مىخواهند، دست يابند. اغلب مردم در جايى ميان اين دو حد افراط و تفريط قرار دارند. موفقيت فردى، از ذهن ميانه مىگذرد ؛ راهى كه ما را به آنچه دوست مىداريم مىرساند و در عين حال مىتوانيم آنچه را كه داريم، همچنان دوست داشته باشيم.
اين كتاب كه طبق بررسى روزنامه نيويورك تايمز، پرفروشترين كتاب سال 1999 در امريكا بوده است، حاوى كليه نظريههاى نويسنده درباره موفقيت فردى است. نويسنده در اين كتاب به ما مىگويد كه چگونه آنچه را كه دوست مىداريم، به دست آوريم و آنچه را كه داريم دوست بداريم. وى معتقد است كه انسان داراى يك خويشتن حقيقى است كه منشأ شادمانى، عشق، اطمينان و آرامش است و بدون درك خويشتن، موفقيت واقعى نصيب انسان نمىشود.
مجموعه حاضر شامل هجده فصل است. عنوانهاى بعضى از اين فصلها عبارتاند از: خوشبختى خريدنى نيست ؛ چگونه آنچه را كه نياز داريم، به دست آوريم ؛ ده مخزن عشق ؛ شيوه مراقبه، رفع تنشهاى عصبى؛ رفع موانع دوازدهگانه ؛ ترك مقاومت ؛ به اميال خود افتخار كنيد و... .
بسيارى از محققان و انديشهمندان، بيشتر عمر خود را صرف كردهاند تا پى ببرند چه چيزهايى باعث خشنودى انسان مىشود و چه عواملى باعث اضطراب و ناراحتى او مىگردد؛ اما به دليل سنگينى مطالب و نتايج تحقيقات آنان، آنطور كه بايد و شايد به درد مردم عادى نمىخورد. اكنون دكتر ديويد نيون نتيجه اين تحقيقات را با زبانى ساده و عملى، بيان كرده كه براى عموم مردم قابل استفاده است.
ديويد مىگويد: افراد خوشحال چه مىكنند كه افراد غمگين نمىكنند؟ او بعد از هزاران بررسى و تحقيق در اين زمينه، بهترين و عملىترين اطلاعات هفتهنامهها و ماهنامهها را به زبان ساده با عنوان «يكصد راز خوشحالى» تدارك ديده و آن را به كسانى كه دلشان مىخواهد فرق بين افراد خوشحال و افراد غمگين را بدانند و به كسانى كه دوست دارند بدانند چه كنند تا از زندگى لذت بيشترى ببرند، تقديم نموده است.
برخى از اين رموز صدگانه به شرح زيرند: زندگىات را هدفمند كن؛ لزومى ندارد هر بار برنده باشى ؛ اهداف تو بايد همتراز با اهداف ديگران باشد ؛ بذر دوستى بكار ؛ به ياد داشته باش از كجا به اين جا رسيدهاى؛ توقّعات واقعبينانه داشته باش ؛ از پير شدن نترس؛ دقت كن، شايد آنچه را كه مىخواهى دارى ؛ كمتر در مورد مسائل آزار دهنده فكر كن ؛ خودت را سرزنش نكن ؛ انعطافپذير باش؛ كارهايى را انجام بده كه در آنها سر رشتهاى دارى ؛ سازگار باش؛ از شغلت به طور مثبت استفاده كن؛ به كارهاى ذوقى بپرداز ؛ با پول نمىتوان خوشبختى را خريد؛ مطالعه كن ؛ هدف داشته باش!