مجلات >حديث زندگى>شماره 20

ترك افسردگى تضمينى!

آيا كسى را سراغ داريد كه افسردگى را تجربه نكرده باشد؟

خود تو، مگر از جنس آدم يا حوّا نيستى! چه وقت‏ها، كجاها و چرا افسرده مى‏شوى؟

تو يك نفرى ولى همه‏جا هستى: خانه، اداره، دانشگاه، پارك، سينما، قهوه‏خانه، باشگاه، كافى‏نت، و... .

حالا بگو چه شده: فكر مى‏كنى زندگى سخت است ؛ احساس مى‏كنى در خانه دوستت ندارند ؛ بيمارى مُزمن يا نقص عضو دارى ؛ براى امتحانات آخر ترم، آماده نيستى ؛ گزارش كار درخواستى رئيس اداره را تهيه نكردى ؛ پايين بودن مدل كامپيوترت اذيتت مى‏كند و نمى‏توانى ارتقاى سيستم بدهى ؛ توى پارك با مجيد حرفت شده ؛ اصلاً از زندگى شهرى خسته شدى و فكر مى‏كنى همه ما خيلى بدبختيم ؛ حس مى‏كنى كارت بى‏ارزش و اعتبار است يا بى‏كار هستى؛

يك لحظه زندگى

نكته همين‏جاست. به قول حسين پناهى: «اينها همه اسمش زندگى است: دلتنگى‏ها، دل‏خوشى‏ها، ثانيه‏ها، دقيقه‏ها». هيچ كس در تمام لحظات زندگى، خوشحال نيست، بلكه بعضى‏ها قدر لحظات و پيروزى‏هاى كوچك زندگى را مى‏دانند. گاهى يك لحظه برايشان انگار همه زندگى است يا بزرگ‏تر از زندگى!

مثل: هديه گرفتن يك شاخه گل ؛ تولد فرزند ؛ قبولى در آزمون ورودى ؛ كسب مقام قهرمانى ؛ مهمانى با اقوام دوست داشتنى ؛ يك تصوير ؛ يك فيلم ؛ خواندن شعر حتى به كوتاهى شعر رضا اسماعيلى: «تو حوّايى و من آدم/و دوستت دارم/به همين دليل روشن» .

ژن افسردگى

+ آخ! اگر من اين ژن افسردگى را پيدا كنم، برايش حبس ابد يا اعدام مى‏بُرم!

ـ نمى‏توانى! قضاوت درستى نكردى!

+ چى، حق اين كار را ندارم؟ چرا؟

ـ چون كه ژن افسردگى كشف نشده، تازه هم اگر پيدايش كنند باز هم مهم نيست.

+ چرا؟

ـ ژن افسردگى مثل ژن شادى است ؛ كنترل آنها دست خود ماست. انتخاب عاملِ تحريك كننده ژن، دست توست، درست انتخاب كن. چه‏طور وقتى يك لطيفه خنده‏دار مى‏شنوى براى كِنِف كردن رفيقت جلوى خنده و شادى‏ات را مى‏گيرى، همين‏طور وقتى هم كه زياد شاد و خوشحال نيستى ادا و تقليد شادى را دربياور، برايت خيلى خوب است، اين را دكترها مى‏گويند.