مجلات >حديث زندگى>شماره 20

حديث ديروز براى رقابت فردا

اصغر هادوى كاشانى

پيش از آغاز اين دهه (دهه هشتاد شمسى)، در اخبار و گزارش‏هاى رسمى خوانديم كه: «بر اساس آمارهاى موجود در سازمان برنامه و بودجه، در دهه آينده (1380 ـ 1389 شمسى)، هفت ميليون نفر جوياى كار، وارد بازار خواهند شد. اگر مبنا را سال 1375 قرار دهيم، در سال 1385، ميزان نيروى كار به 23 ميليون نفر افزايش مى‏يابد و اين رقم، بدان معناست كه ما در فاصله ده سال بايد هفتصد هزار شغل جديد در كشور ايجاد كنيم».(1) اگر عزم ملى براى ايجاد اين شغل‏ها نباشد، علاوه بر زيان درآمدى، آثار منفى روان‏شناختى را بر جامعه تحميل خواهيم كرد. شايد اين سؤال مطرح شود كه اين پيامدهاى منفى كدام‏اند؟ براى پاسخگويى به پرسش‏هاى فوق و توضيح ارتباطى كه ميان درجات بى‏كارى و مشكلات روانى وجود دارد، پژوهش‏هاى علمى متعدّدى صورت گرفته است. براى مثال، در بريتانيا بى‏كارى در محدوده يك سال از 1975 به 1976م، از 1/4 به 7/5 درصد رسيده بود. پيامدهاى اين افزايش بى‏كارى به قرار زير بوده‏اند: 280 مورد افزايش در خودكشى و 2700 مورد افزايش در اوّلين پذيرش شخص در بيمارستان روانى و 600 مورد افزايش تعداد زندانى و افزايش 36 مورد قتل و 18000 مورد مرگ ناشى از علل مختلف.(2)

برچيدن بساط بى‏كارى، تابع عزم ملى و فعاليت خودى است. اگر وفاق اجتماعى نباشد و سياست دولت‏ها هم بر آن نباشد كه با اين پديده شوم و آثارش مبارزه كنند، هر كس به فراخور حال خويش بايد با اين بيمارى مبارزه كند ؛ زيرا بى‏كارى، به هر شكل آن (چه نبود هيچ گونه كار براى فرد در سطح جامعه، چه نبود كار مناسب و مطلوب وى، و چه بى‏كارى ارادى ناشى از كاهلى)، به هر حال پيامدهاى ناگوارى دارد.

اما آنچه در اين مقاله موضوع بحث است، بى‏كارى ارادىِ ناشى از راحت‏طلبى است. در اين نوع از بى‏كارى، شخص، به هيچ وجه، دغدغه تناسب كار موجود در جامعه با تخصّص و علاقه خود را ندارد ؛ بلكه اساسا نمى‏خواهد كار كند و بى‏كارگى (بطالت و تنبلى) را انتخاب كرده و بر هر نوع كارى ترجيح داده است.

عوارض نامطلوب بى‏كارگى

1 . انزوا و بى‏بهره ماندن از تجربيات ديگران

انسان‏هاى كاهل و تنبل قادر نيستند از تجربه ديگران بهره بگيرند؛ زيرا بهره‏گرفتن از تجربه، زمانى سودمند است كه خود فرد نيز در تلاش و كوشش باشد و هرگاه با مشكلى مواجه شد با كمك ديگران آن را حل كند و اگر دست از تلاش بردارد و روزى‏خور ديگران باشد، كم‏كم آنها تمايلى به ارتباط برقرار كردن با او نخواهند داشت و لذا به آرامى از درياى تجربه ديگران فاصله مى‏گيرد و در ساحل سرگردانى خويش خواهد ماند.

2 . از دست دادن اعتماد به نفس

كسى كه وقت‏گذرانى مى‏كند و از كار و تلاش دست مى‏كشد، مهارت‏هاى ارزشمندى را از دست مى‏دهد و چون توان ايفاى نقش در جنبه‏هاى مختلف را ندارد به مرور از مسئوليت‏ها به كنار گذاشته مى‏شود و سبب مى‏شود علاوه بر از دست دادن اعتماد نفس براى رسيدن به اهداف خود از راه‏هاى غيراصولى استفاده كند و به تدريج در سراشيبى سقوط قرار گيرد.

3 . از دست رفتن اعتبار

بى‏كارى و تنبلى سبب مى‏شود فرد براى جبران ناتوانى‏هاى خود از دروغ و حيله استفاده كند و با اين كار، اعتبار خود را از دست مى‏دهد و در جمع، احساس تنهايى مى‏كند و اين عامل، باعث مى‏شود هر روز نسبت به ديگران بدبين‏تر شود و گناه عدم موفقيت خويش را به گردن ديگران بيندازد و حقوق آنها را پايمان كند.

4 . زمينه حضور فرصت‏طلبان

جامعه‏اى كه در آن بر افراد گريزان از كار افزوده شود، اين، بر تصميمات جمعى آن جامعه نيز اثر مى‏گذارد و طبعا افرادى براى مسئوليت انتخاب مى‏شوند كه مورد تأييد افراد كارگريز باشند.

5 . مرگ خلاقيّت‏ها

نوآورى، فرزند تلاش و كوشش است و در جامعه‏اى كه افراد آن، احساس مسئوليت نكنند و كارآفرينى را شعار خويش قرار ندهند، بالندگى و پويايى وجود ندارد و حتى اگر نوآورى هم باشد سمت و سوى خدماتى و كارهاى كاذب را خواهد داشت.

6 . شيوع افسردگى

افسردگى (كه بيمارى جديد روزگار معاصر است)، علت‏هاى مختلف دارد، ولى يك عامل عمده آن نيز بى‏كارى است. شخصى كه بى‏كار است، علاوه بر آن كه به سهم خود از درآمد كشور كم مى‏كند، به هزينه‏هاى درمانى كشور نيز مى‏افزايد. جالب است بدانيد كه بر اساس محاسبات صورت گرفته توسط دانشگاه علوم پزشكى مشهد، هزينه درمان افراد افسرده در ايران، سالانه حدود 300 ميليارد ريال است. اين در حالى است كه بر اساس نتايج پژوهشى فقط نيمى از بيماران افسرده در كشور ما جهت درمان و مدارا به پزشك يا مراكز درمانى مراجعه مى‏كنند.(3)

بررسى يك حديث

با اين آثار منفى‏اى كه در مورد بى‏كارى مطرح است، معناى اين كلام امام على(ع)، روشن مى‏شود كه فرمود: «اگر كار كردن مايع رنج و زحمت است، پيوسته بى‏كار بودن نيز موجب فساد و تباهى است».(4)

امام(ع) بى‏كارى پيوسته را موجب فساد مى‏دانند كه به بخشى از آفات اين بى‏كارى اشاره كرديم.

نكته جالب ديگرى كه از اين روايت استفاده مى‏شود اين است كه پيوستگى بى‏كارى و دائمى بودن آن، سرزنش شده است و اين بدان معناست كه بى‏كارى مقطعى و استراحت، عملى پسنديده است. تحقيقات نشان مى‏دهد كه اين نوع استراحت يا فراغت، بهره‏ورى و توليد را بالا مى‏بَرد.

آنچه در اين روايت در مقابل «زحمت» قرار گرفته، «بى‏كارى مستمر يا طولانى» است. پس مى‏توان نتيجه گرفت كه بيكارى موقتى و استراحت هم خودش نوعى تلاش و كوشش است.

ممكن است اين حديث، اشاره به بى‏كارى ارادى و غير ارادى داشته باشد. در بى‏كارى ارادى، كار براى اشخاص وجود دارد امّا نيروى كار، خودش به دنبال كار مطلوب و مورد علاقه مى‏گردد و لذا تا مدتى بى‏كار است. اين بى‏كارى هم فسادآور نيست؛ چون دائمى و پيوسته نيست. آنچه در اين حديث نكوهش شده، نوعى از بى‏كارى ارادى است كه كار براى شخص وجود دارد ؛ اما او نمى‏خواهد كار كند و خواب و استراحت را بر كار و تلاش، ترجيح مى‏دهد و در واقع، مشكل او، مشكل علاقه‏داشتن يا نداشتن به كار موجود نيست. جالب است كه بدانيم در ادبيات اقتصاد غرب، اين مصداق از بى‏كارى معمولاً مورد بحث واقع نشده است، در حالى كه در احاديث اسلامى به آن اشاره شده است. امام كاظم(ع) مى‏فرمايد: «خداوند از فرد پرخواب و كسى كه بى‏كار است، نفرت دارد».(5)

علت نفرت خداوند از فرد بى‏كار مى‏تواند همان‏هايى باشد كه در آثار بى‏كارى به آنها اشاره كرديم؛ هم آثار سوء فردى دارد و هم آثار منفى اجتماعى. در يك كلام، تصميم‏گيرى فرد بى‏كار به جاى آن كه منشأ علمى و عقلانى داشته باشد بيشتر تابع هوى و هوس اوست و اين تصميم‏گيرى‏ها فساد آورند.

پيشنهاد

براى ريشه كنى بى‏كارى و گسترش كار و تلاش در جامعه، هر كس بايد در حوزه تصميمات فردى كار و تلاش را سرلوحه برنامه خويش قرار دهد و در حوزه اجتماعى نيز مسئولان و خانواده‏ها بايد نسلى را تربيت كنند كه با كار، اُنس داشته باشد. خانواده‏ها بايد امروز كودكان خود را علاوه بر تحصيل با كار و تلاش نيز آشنا نمايند و با مهارت‏آموزى و مشاركت دادن آنها در فعاليت‏هاى اجتماعى، افراد با مسئوليتى تربيت نمايند، در غير اين صورت، نسل راحت‏طلب، تنها به فعاليت‏هاى خدماتى و شغل‏هاى كاذب و دلاّلى روى خواهد آورد و چنين جامعه‏اى، استعداد بسيارى از آسيب‏هاى اجتماعى را خواهد داشت.

در دنياى رقابتى امروز و رقابتى‏تر فردا جامعه‏اى خوشبخت خواهد بود كه توان رقابت با ديگران را داشته باشد و گرنه دنباله‏رو قدرت‏ها و استعمارگران خواهد بود و همواره دست نياز و احتياج به‏سوى ديگران دراز خواهد كرد.

براى رقابت فردا، حديث امروز ما بايد همان كلام ديروز امام على(ع) باشد كه: رنج و زحمت كار و تلاش را به جان بپذيريم تا در فساد و تباهى بى‏كارى گرفتار نياييم.



1 . همشهرى، 15/1/79 .

2 . همان‏جا.

3 . همشهرى، 23/1/1380 .

4 . بحارالأنوار، ج 77، ص 419.

5 . من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 169، ح 3635.