| مجلات >حديث زندگى>شماره 20 |
زهرا نقيبى
چه بسيار افرادى كه اين سؤال را از خود يا ديگران مىپرسند. در اين ميان، آنها كه علاقه بيشترى به يكديگر دارند بيشتر در اين انديشهاند كه: چه كنيم دوستىهايمان زيادتر شود؟ چه كنيم كه بيشتر در دل دوستهايمان جا باز كنيم؟ و چه كنيم كه علاقه او به ما افزونتر گردد؟
دانستن اينكه چه عواملى باعث افزايش روزافزون دوستى مىشود، در واقع به معناى در دست داشتن كليد ورود به اندرون خانه دلهاست. هر كس كه اين كليد را در اختيار داشته باشد و راه نفوذ در قلبها را بداند در واقع، گنجينه دوستى را به چنگ آورده است.
به راستى اين كليدهاى طلايىاى كه مىتوان به واسطه آن در دلها راه يافت و دوستىها را با آنها روز به روز زيادتر كرد، چه هستند؟ اين كدام كيمياست كه بايد در پى رسيدن به آن بود؟ ما مىخواهيم با به دست آوردن اين كليد، قلب دوستان را فتح كنيم تا ديگر هيچ پديده و حادثهاى نتواند تا پايان عمر، آن را از بين ببرد.
محبّت، رمز و راز زندگى است و بعضى از روانشناسان معتقدند كه بسيارى از بيمارىهاى درونى به خاطر فقدان محبّت و سركوب كردن عاطفههاست. رسول اكرم(ص) مىفرمايد: «خداى جهان، آن كسى را بيش از همه دوست دارد كه به دوستان خود، بيشتر از همه مهر بورزد».(1) اگر بخواهيم محبوب دلها شويم بايد ديگران را دوست بداريم؛ بايد به آنها عشق بورزيم تا آنها نيز به ما عشق بورزند. تنها از راه محبّت و دوستى است كه مىتوان مالك دلها شد و در قلبها نفوذ پيدا كرد. براى زيادتر شدن دوستى و استحكام آن بايد اين محبّت و علاقه را ابراز كرد و آن را با زبان و با عمل (يعنى با نيكى كردن به دوست و نزديكان و دوستداران او) نمايان كرد ؛ زيرا محبّت، همچون آبى است كه به جريان مىافتد. اين آب، هم پاك است و هم پاك كننده. ابراز علاقه و محبّت، هم بر دوستى مىافزايد و هم نامهربانى را از بين مىبرد.
روزى امام باقر(ع) و امام صادق(ع) با گروهى در مسجد نشسته بودند. كسى از كنار آنها رد مىشد. يكى از اهل مجلس گفت: «من اين شخص را دوست دارم». امام باقر(ع) فرمود: «اگر دوستش دارى به او بگو و او را از دوستى و علاقه خود، آگاه كن. اين كار، موجب دوام دوستى و تقويت پيوندها مىشود».(2)
تواضع، يكى از اصول مسلّم اخلاقى است و انسان، با تواضع مىتواند بالاترين درجات معنوى را كسب نمايد. اين صفت اخلاقى، رَمز موفقيت بشر در مسائل اجتماعى و به طور كلى در همه امور مربوط به دنياست كه در جاى خود در روانشناسى و اخلاق، مورد بحث قرار گرفته است.
اما آنچه كه در اين جا مورد بحث ماست، آن است كه تواضع مىتواند مايه تقويت دوستى شود. برعكس، هرگونه تكبّر و خودبزرگبينى در بين دوستان، صميميت را از بين مىبرد و موجب تفرقه مىشود. امام صادق(ع) فرمود: «سه چيزْ دوستى را در پى دارد: ديندارى، فروتنى و بخشش».(3)
درباره يكى از علماى معاصر نقل شده است كه در يكى از شبها وى از خواب بيدار مىشود و حس مىكند كه صدايى از داخل حياط مىآيد. بيرون مىرود و مىبيند كه دزدى آمده است و ميوههاى باغچه را جمع كرده ولى چنان سنگين است كه نمىتواند آن را بلند كند و به دوش بيندازد. ايشان خيلى آهسته وارد حياط مىشود و بدون آن كه آن شخص متوجه شود، كمك مىكند تا وى گونى را بلند كند و بر دوش بگذارد. ناگهان دزد متوجه مىشود كه شخصى آمده است. وقتى نگاه مىكند متوجه صاحبخانه مىشود. ابتدا عذرخواهى مىكند؛ اما آن عالم در جواب، با كمال ادب و تواضع به ايشان مىفرمايد: «خير، آقا! شما به منزل پدرتان آمدهايد و نيازى به گرفتن اجازه نداريد» و با اصرار زياد، وى را مجبور مىكند ميوهها را با خود ببرد. فرداى آن روز، دزد به محضر اين عالم مىآيد و توبه مىكند و از آن پس، انسانى مؤمن و پرهيزگار مىشود.
آرى! اگر تواضع و ادب، اين چنين در روحيات اشخاص خلافكار تأثيرگذار است، قطعا اثر آن در جان و روح دوستان با ايمانى كه براى زندگى خود دوستى و محبّت و ارادت را برگزيدهاند به مراتب، بيشتر و عميقتر است.
1 . المحجة البيضاء، ج 2، ص 155.
2 . بحارالأنوار، ج 74، ص 181.
3 . همان، ج 78، ص 229.