| مجلات >حديث زندگى>شماره 20 |
سيدمجتبى حسينى سهده
وقتى از افسردگى سخن به ميان مىآيد، تصويرى از يك نوع بيمارى عاطفى ـ روانى تداعى مىشود. افسردگى، يكى از بيمارىهاى شايع عاطفى است كه موجب عدم لذت بردن از زندگى مىشود. در واقع، فرد افسرده، دچار يك نوع عذاب روحىاى مىشود كه بر روابط اجتماعى و شخصى وى اثر منفى مىگذارد و گاهى اوقات نيز برگشتناپذير است.
بىحوصله بودن، پكر بودن، دَمَغ بودن، شكايت از خود، خودارزيابى پايين و در نتيجه، رفتارهايى از قبيل: گريه زياد، خُلق اندوهگين، به فكر فرورفتن، خوابهاى آشفته ديدن، همچنين بىاشتهايى يا پرخورى و... از علائم ظاهرى افسردگى به شمار مىروند.
نوشتار حاضر، در صدد جواب دادن به اين سؤال است كه: چه عواملِ فكرى و رفتارىاى زمينهساز افسردگى است؟ افسردگى چه نشانههايى دارد؟ راهكارهاى عملى و فكرى در درمان افسردگى چيست؟ به اين اميد كه اين مقاله، گامى هرچند كوتاه در جهت شناخت و درمان اين اختلال برداشته باشد و جوانان و نوجوانان را در جهت پيشگيرى و در نتيجه، «شاد زيستن» راهنمايى كند.
درباره عوامل فكرىاى كه منجر به بيمارى افسردگى مىشود تاكنون بحثهاى زيادى شده و روانشناسان و مشاوران، نكات مهمّى را يادآورى نمودهاند؛ امّا آنچه در اين جا به آن پرداخته مىشود تنها بخشى از اين عوامل است.
همانطور كه مىدانيم ناكامىها و محروميتها در كودكى تا انزواى اجتماعى در بزرگسالى، در دامنه اين اختلال قرار دارد. بدين معنا كه تراكم رويدادهاى منفى و سرخوردگىها موجب افزايش افكار بدبينانه به جهان مىشود كه اين افكار، به كاهش فعاليت، تصوير منفى داشتن از خود و ميل به خودكشى، منجر شده، زمينه افسردگى را فراهم مىكند.
نكتهاى كه درباره عوامل زمينهساز افسردگى، داراى اهميّت است ناآگاهانه بودن اين افكار است؛ به عبارت ديگر، گاهى ممكن است در بعضى از زمينههاى زندگى، حتى بدون آن كه خودمان آگاه باشيم داراى افكار بيمارگونه يا تحريف شدهاى هستيم كه مستقيما در روند زندگى، احساس، و خُلق و خوى ما نيز اثر مىگذارد كه شناسايى اين افكار مخرّب و تحريف شده (كه در بسيارى مواقع، زمينهساز افسردگىاند)، راه نجات از افسردگى است.
از جمله عوامل رفتارىاى كه مىتواند موجب بروز اين اختلال شود عبارتاند از: عدم برنامهريزى صحيح براى زندگى و پراكندهكارى، شركت نكردن در اجتماعات و مراسم گروهى، عدم كوشش در جهت دوستيابى، از دست دادن فرصتهاى طلايى، كمكارى و كُندكارى و پرخوابى كه ناشى از تنبلى مفرط است، و قطع رابطه با دوستان و آشنايان و خويشاوندان و... .
با توجه به مطالب ياد شده، نكته مهمّى كه در فرايند شكلگيرى بيمارى افسردگى بايد بدانيم، اين است كه چون افسردگى، نتيجه تعاملات مرضى و بيمارگونه فكرى و رفتارى و تجربيات تلخ دوران كودكى و ناكامىهاى دوران زندگى است، پس نقش والدين در ايجاد پايگاه آرام و ايمن براى كودك و مراقبتهاى ويژه در دوران نوجوانى و جوانى، و همچنين تنظيم و كنترل افكار و رفتار و حلّ تعارضات و عقدهها، كنار آمدن و رفع نگرانىها توسط خود فرد و در صورت عدم توانايى فرد، توسط مشاوران و رواندرمانگران، گامى بلند در جهت پيشگيرى از اين بيمارى خطرناك خواهد بود.
نشانهشناسى افسردگى در خلال تحوّل، متغيّر است. اين تغييرپذيرى از يك سو به عوامل تحوّلْ وابسته است و از سوى ديگر، بر ناهمگرايىهايى گسترده ديدگاههاى متخصّصان . تاكنون درباره نشانههاى افسردگى در كتابها و مجلات و رسانههاى ارتباط جمعى جهان، مطالب گوناگونى نقل شده است، اما با توجه به تعاريف ياد شده از افسردگى، توجه به اين نكته، مهم است كه افسردگى، اقسام متفاوتى دارد، ولى آنچه در اينجا به عنوان نشانههاى افسردگى مطرح مىشود، افسردگى عمومى است.
نشانههاى كلى افسردگى و حالات مختلف شخص افسرده را مىتوان از چند جهت، مورد بررسى قرار داد:
الف ـ از جهت رفتار: بدون نيرو، خميده، بدون تنش، كندى حركات، ناآرامى، اضطراب عصبى، ساييدن دستها به يكديگر، و حالت چهره اين افراد: غمگين، نگران، آويزان بودن گوشههاى دهان، چينهاى عميق، بىحالتى يا متغيّر و تنيده بودن چهره، شيوه حرف زدن آهسته، يكنواخت و كند، كاهش عمومى فعاليت تا حد بُهتزدگى، تغييرات اندك در سطح فعاليت، و وجود مشكلات زياد در حلّ مسائل زندگى روزمره.
ب ـ از جهت هيجانى: احساس كوفتگى، ناتوانى، غمگينى، نااميدى، فقدان رهاشدگى، تنهايى، گناهكارى، خشم، اضطراب و نگرانى، و بىاحساسى يا احساس فاصله در برابر جهان پيرامون.
ج ـ از جهت زيستى (طبيعى): ناآرامى درونى، تحريكپذيرى احساس آرامش در خلال روز، حساسيت نسبت به تغييرات جوّى، كاهش اشتها و وزن، دردها و ناراحتىهاى نباتى، سنگينى سر، دردهاى معدوى، اختلالهاى هضمى، فشار خون و كمبود آهن.
د ـ از جنبه شناختى: داشتن بازخورد (ديدگاه و برداشت) منفى نسبت به خود (شخص خود، استعدادها و ظاهر خود) و نسبت به آينده (مثل تصور يك راه بنبست، و يك آينده تاريك)، بدبينى و انتقاد از خود، عدم اطمينان نسبت به خود، خودْبيمارپندارى، فقدان تخيّل، كندى فكر، مشكلات تمركز، نشخوار فكرى ادوارى، انتظار تنبيه و فاجعه، افكار هذيانى، مانند ارتكاب گناه، بىكفايتى، سطح خواستههاى نامنعطف، افكار منفى درباره زندگى بىنتيجه و بىهدف، و افكار خودكشى.
ه ـ از جنبه انگيزشى: انتظار شكست، كنارهگيرى و اجتناب از مسئوليتهاى خود، احساس فقدان كنترل و ناتوانى، احساس فزونى خواستههاى ديگران، فقدان تمايل به پيشرفت، و كنارهگيرى تا حدّ ميل به خودكشى يا افزايش وابستگى به ديگران.
با توجه به اوصاف ياد شده، افسردگى، قابل شناسايى و كنترل است؛ اما گاهى از نظر شدّت به درجهاى مىرسد كه فرد، قادر به كنترل آن نيست و نياز به مراجعه به كلينيكهاى روانشناسى و مشاوره است. اما در پايان، رهنمودهايى در جهت درمان و بهداشت روانى افراد افسرده ارائه مىشود. به اميد آنكه تمام انسانهاى روى كره زمين، بدون دغدغه روانى و جسمى، «شاد» زندگى كنند.
در درمان افسردگى روشهاى مختلف شناختى، رفتارى، دارويى و... وجود دارد كه در اين جا نمىتوان به همه آنها پرداخت ؛ به همين دليل، «درمان عمومى» افسردگى، به طور خلاصه بيان مىشود.
1 . با خود مهربان باشيد: قبول كنيد كه افسردگى، انرژى شما را تحليل مىبرد و از انجام دادن همه كارهايى كه قبلاً انجام مىداديد جلوگيرى مىكند. سعى كنيد براى خود، هدفهاى دشوار در نظر نگيريد يا مسئوليت بيش از توان خود قبول نكنيد. كارهاى مهم خود را به مراحل كوچكتر تقسيم كنيد و آنچه را كه در توان داريد انجام دهيد. خود را به خاطر اينكه نمىتوانيد پيشرفت بيشترى داشته باشيد سرزنش نكنيد. اگر امكان دارد از به وجود آوردن تغييرات بزرگ در زندگى خود (مانند تغيير دادن شغل يا ازدواج كردن)، پرهيز كنيد؛ زيرا اكنون زمان اين كارها نيست. يادتان باشد كه افسردگى، قضاوت شما را مختل مىكند.
2 .[به اين روش] از ميزان استرس (فشار روانى) در زندگى خود بكاهيد: يادگيرىِ كم كردن استرس، مشكل است. سعى كنيد موقعيتها يا رفتارهايى را كه بيشترين استرس را به وجود مىآورند، شناسايى كنيد و براى اجتناب از اين موقعيتها يا تغيير دادن اين رفتارها به دنبال راههاى ويژهاى باشيد. مثلاً اگر مىدانيد كه هميشه به سر كار يا قرارهاى مهمتان دير مىرسيد و اين كار، استرس قابل توجهى ايجاد مىكند، محتاطانه تصميم بگيريد تا بتوانيد زودتر از وقت تعيين شده، به سر كار يا قرارها برسيد.
3 . [به اين روش]به طور منظم ورزش كنيد: سى دقيقه تمرين و نرمش بدنى براى حداقل سه روز در هفته مىتواند در عرض چند هفته، حال شما را بسيار بهبود بخشد. تمرين بدنى از استرس مىكاهد، تنشهاى ماهيچهاى را از بين مىبرد و اغلب، روحيه شما را تقويت مىكند. پزشكان بر اين باورند كه ورزش، گردش خون را بهبود مىبخشد و ذخيره اكسيژن مغز را افزايش مىدهد. به علاوه، ورزش، باعث آزاد شدن مواد شيميايى به نام اندروفينها و آنكفالينها مىشود، كه داروى ضد افسردگى طبيعى هستند.
4 . [به اين روش] منظم باشيد: يك روش منظم متناسب با خود پيدا كنيد و تا آنجا كه مىتوانيد به آن پايبند بمانيد. هر روز، سر ساعت معين بيدار شويد و سر ساعت معين، غذا بخوريد و شب، زود به رختخواب برويد تا خواب شبانه خوبى داشته باشيد. بسيارى از كسانى كه بيمارى افسردگى بويژه افسردگى دو قطبى دارند وقتى به اندازه كافى نمىخوابند حالشان بدتر مىشود. پيروى از يك روش منظم مىتواند ساعت زيستى (طبيعى) شما را كه اغلب به هنگام افسردگى مختل مىشود، دوباره منظم كند. طبيعت هر فردى متفاوت از ديگرى است و قواى بدنى او طورى طراحى شده است كه در زمان خاصّى خسته و در زمان خاصّى گرسنه مىشود و حتّى آمادگى ذهنى او براى مطالعه و تفريح هم محدود به اوقات خاصّى از شبانهروز است. اين برنامه طبيعى را ساعت زيستى (بيولوژيك) مىنامند كه بايد آن را شناخت و خود را با آن تنظيم نمود.
5 . اطلاعات جمعآورى كنيد: هرچه راجع به افسردگى، اطلاعات بيشترى به دست آوريد، كنترل آن نيز راحتتر خواهد بود. اطلاعات موجب مىشود كه بيمارى، كمتر مرموز و ترسناك به نظر برسد.
6 . از مصرف مواد تخدير كننده خوددارى كنيد: مصرف مواد مخدر مانند سيگار و ساير مواد و مشروبات، نه تنها افسردگى شما را كاهش نمىدهند، بلكه مدت زمان درمانتان را نيز افزايش مىدهند.
7 . از افكار خود آگاه باشيد: وقتى افسرده هستيد به افكار خود توجه كنيد، بدون آنكه در مورد آنها قضاوت كنيد يا در مورد صحّت آنها نگران باشيد. آيا شما به طور دائم، خود را دستكم مىگيريد؟ راجع به اشتباهتان با ناراحتى صحبت مىكنيد؟ يا تصوّر مىكنيد كه مصيبت و گرفتارى در كمين شماست؟ آگاه شدن از اينگونه افكار مىتواند از ميزان تحريف فكر (كه به طور كلى، حاصل افسردگى است) بكاهد.
8 . با ديگران ارتباط برقرار كنيد: اگر افسرده هستيد، احتمالاً هرگونه تماس با ديگران را به عمدْ قطع مىكنيد. اگر براى مدت طولانىاى تنها باشيد و با مشكلات خود، مشغله ذهنى داشته باشيد، ناراحتى شما تداوم خواهد يافت. در كنار ديگران بودن، توجه شما را از افسردگى منحرف مىكند. براى انجام دادن كارهاى لذتبخش حتما از افراد ديگر نيز دعوت كنيد. رفتن دستهجمعى به سينما، تئاتر، ورزشگاه، كنسرت موسيقى، شنا، سواركارى و... لذت بيشترى به شما مىدهد. ارتباط با اعضاى خانواده و دوستان صميمى به عنوان گروههاى حمايتگر كه شما را درك مىكنند، تأثير به سزايى بر درمان افسردگى مىگذارد.
9 . به خود فرصت بدهيد: افسردگى، بيمارى سختى است كه يكشبه خوب نمىشود. يادتان باشد كه بهبود يافتن افسردگى قاعده است نه استثنا . به خود اطمينان بدهيد كه بهبود در راه است.
در پايان، توصيههايى كه در مورد اطرافيان فرد افسرده، مهم است ارائه مىشود:
الف ـ بيمار را براى درخواست كمك تشويق كنيد.
ب ـ فراهمآوردن حمايت عاطفى (ابراز محبّت، درك، صبورى، تشويق و قوّت قلب دادن).
ج ـ مراقبت از خود و خانواده: زندگى با يك فرد افسرده، دشوار است. احتمال دارد عضو بيمار خانواده، حرفهاى نيشدار و ناراحت كنندهاى بزند و از شما انتظارات بيش از حد داشته باشد. لذا عصبانى نشويد و تحمّل كنيد.
د ـ تشويق به بسترى شدن بيمار در صورت احتياج به بسترى شدن.
به اميد آنروز كه تمام اختلالات روانى، درمان شوند و انسانهاى كره زمين، شاد و با صميميّت در كنار هم زندگى كنند.
1 . روانشناسى مرضى ـ تحوّلى از كودكى تا بزرگسالى، پريرخ دادستان، تهران: سمت، 1376.
2 . راهنماى عملى درمان افسردگى، انجمن پزشكى امريكا، ترجمه: مهدى گنجى، تهران: مؤسسه نشر ويرايش، 1378.
3 . افسردگى، برداشتها و درمانشناختى، امير هوشنگ مهريار، تهران: رشد، 1373.
4 . افسردگى از ديدگاه اسلام و علم روز، على صالحىخواه، اصفهان: شهيد حسين فهميده، 1380.
5 . مقابله با افسردگى و شيوههاى درمان آن، ايوى.ام. بلاك برن، ترجمه: گيتى شمس، تهران: رشد، 1380.
6 . درمان افسردگى، محمّد فريمانى با همكارى دانشگاه محقق اردبيلى، اردبيل: شيخ صفىالدين، 1378.