| مجلات >حديث زندگى>شماره 20 |
محمّد ربّانىخواه
نحوه تفكر و زندگى هر انسانى در شخصيت او نهفته است و شكلگيرى شخصيت، تابع تمامى مراحل و تحولات گذشته زندگى است. در بررسى عوامل و مراحل تكامل شخصيت افراد به منظور بهبود كيفيت زندگى آنان، نمىتوان از جايگاه والا و نقش ارزنده تحصيلات چشمپوشى كرد. حتى مىتوان گفت در جوامع در حال توسعه و رو به رشد ـ همچون ايران ـ يكى از مهمترين عوامل تأثيرگذار بر زندگى و شخصيت افراد، سطح تحصيلات آنهاست ؛ زيرا عرصههاى مختلف زندگى در حال گذر از مرزهاى سنتى هستند و اين تحولات، انسان را بيش از پيش، نيازمند سازگارى عقايد و آرمانهاى گذشته و رخدادهاى جديد مىگرداند.
تحصيلات، افزون بر دور نماندن از تحولات سريع و چشمگير علمىاى كه شاهد آنيم، موجب تثبيت هويت، قدرت در عمل، ارتقاى فرهنگ، تضمين زندگى بهتر و كسب موقعيت اجتماعى بالاتر مىشود. جايگاه و نقش اين چنينى تحصيل در جامعه ما با رشد بىرويه مدركگرايى و تفكرات نادرستى از قبيل چشم و همچشمى و... مشكلاتى را براى دانشآموزان و خانوادههاى آنان به وجود آورده است. در چنين جوّى، نگرش به تحصيل، تنها با هدف كسب نمره بهتر صورت مىگيرد و چنين ديدى علاوه بر بالا بردن انتظار والدين، موجبات نگرانى و بىعلاقگى بيشتر به تحصيل را فراهم آورده، كه موجب افت تحصيلى بسيارى از دانشآموزان شده است.
هماكنون مسئله اُفت تحصيلى يكى از جدىترين مشكلات نظام آموزشى كشور است كه طبق آمار، هر سال، ميلياردها تومان خسارت به بار مىآورد. اگرچه اُفت تحصيلى به مسائل زيربنايى بسيارى از جمله جنبههاى آموزشى، انگيزشى، عاطفى، فرهنگى، شناختى و اجتماعى باز مىگردد، اما اساسىترين مسئله به كيفيت برخورد دانشآموزان با فرايند آموزش و شيوه مطالعه آنان مرتبط است، و البته اين ضعف، بيشتر متوجه نظام آموزشى است كه اطلاعات درستى درباره شيوه مطالعه صحيح و ثمربخش به دانشآموزان ارائه نمىدهد.
هدف از اين نوشتار مختصر، آشنا نمودن دانشآموزان با شيوه مطالعه ثمربخش است به گونهاى كه در آن بتوان مطالب را در زمان كمتر فهميد، آسانتر به خاطر سپرد، مدت طولانىترى آن را حفظ نمود و در مواقع امتحان، به راحتى به يادآورد. چنين مطالعهاى از سه اصل كلى پيروى مىكند كه مىتوان آن را به يك سهپايه تشبيه نمود كه حذف هر يك از اين پايهها تعادل آن را برهم مىزند. اين اصول عبارتاند از: 1 . يادگيرى ؛ 2 . يادسپارى ؛ 3 . يادآورى.
البته اين تقسيمبندى به معناى جدا بودن اين مراحل از يكديگر نيست ؛ بلكه اين اصول به هم پيوستهاند و با هم ارتباطى تنگاتنگ و ناگسستنى دارند و كيفيت هر يك بر ديگرى تأثير مىگذارد. تنها هدف اين تقسيمبندى، درك بهتر مراحل يادگيرى و ترتيب اين مراحل است تا افزون بر بالا بردن كيفيت مطالعه، در صورت بروز مشكل بتوان علت آن را دريافت.
متأسفانه بررسىها نشان مىدهند كه بيشتر دانشآموزان (و حتّى دانشجويان) تنها يك يا دو اصل مطالعه را ـ آن هم به صورت ناقص ـ رعايت مىكنند و با اين كار، بسيارى از نيروهاى خود را هدر داده، مانع بروز استعدادها و توانايىهاى خويش مىشوند. در صورتى كه با رعايت اين اصول، افزون بر لذت بردن از مطالعه مىتوانند نتيجه بسيار بهترى نسبت به عملكرد فعلى خود بگيرند.
ما در اين بررسى اجمالى، توجّه ويژه خود را معطوف دانشآموزانى نمودهايم كه در حال تحصيلاند و از مدرسه و كلاس، استفاده مىكنند ؛ اگر چه ديگر شاغلان به تحصيل، بويژه كسانى كه براى كنكور مطالعه مىكنند نيز مىتوانند با اندكى تغيير از آن بهره گيرند.
اكنون به اختصار، به اين اصول مىپردازيم.
نخستين مرحله از مطالعه ثمربخش، يادگيرى يا دريافت صحيح مطالب است. اين مرحله، مؤثرترين بخش مطالعه است و اگر درست انجام گيرد، علاوه بر اينكه مراحل يادسپارى و يادآورى، كاملتر و راحتتر انجام مىشود، بسيارى از موانع مطالعه از جمله حواسپرتى، بىعلاقگى و خستگى نيز از بين خواهد رفت ؛ زيرا اين آفات بيشتر به سبب عدم پيشرفت در مطالعه و درك مطلب بروز مىكند و اگر يادگيرى به درستى صورت گيرد، موضوع مطالعه، جذابيت بيشترى مىيابد و در نتيجه، تمركز، بالا رفته، مطالعه، خسته كننده نخواهد بود. يادگيرى وقتى كامل است كه مطالبِ خوانده شده، كاملاً درك شود و براى اينكه توانايى يادگيرى و درك مطلب، افزايش يابد، بايد اصول زير را به كار بست:
همانطور كه قبل از ورزش بايد كمى نرمش كرد تا بدن آمادگى لازم را بيابد، و از صدمات احتمالى نيز محفوظ بماند، براى يادگيرى نيز بايد از قبل آمادگى داشت تا شرايط بهرهورى بهتر مطالعه فراهم آيد و جلو آفاتى همچون حواسپرتى، بىعلاقگى و خستگى گرفته شود. چنين آمادگىاى با خواندن اجمالى درس به دست مىآيد كه اصطلاحا به آن «پيشمطالعه» مىگوييم.
پيشمطالعه به معناى آشنايى كلى و بررسى اجمالى است. هدف از اين بررسى، به دست آوردن تصويرى از درس است تا ذهنْ آمادگى لازم را براى يادگيرى بيابد. در اين بررسى، بايد مطالب اصلى و فرعى را از هم تشخيص داد و در يك طرح كلى، مطالب را طبقهبندى كرد. همچنين بايد هدف درس و ارتباط آن با مطالب گذشته را فهميد؛ ولى فهميدن جزئيات و درك كل مطالب، لازم نيست. در صورتى كه مطلب مورد مطالعه داراى شكل، جدول و نمودار باشد، از آن مىتوان استفاده بيشترى نمود ؛ زيرا اينگونه مطالب در مقايسه با متن، اطلاعات بيشترى را منتقل مىكنند. توجّه به ترتيب تيترهاى اصلى و فرعى و نكات مهم و برجسته در پيشمطالعه حائز اهمّيت است.
پس از آشنايى كلى با درس، بايد به طرح سؤال در مورد مطالب آن پرداخت و آن را در حاشيه كتاب يادداشت كرد. اين كار، تأثير فراوانى در يادگيرى خواهد داشت. هرقدر كه مهارت طرح سؤال بالا رود، يادگيرى نيز افزايش مىيابد. از اينرو گفتهاند: «پاسخهاى زيبا از سؤالهاى زيبا برمىآيد». طرح سؤال موجب مىگردد در حين و اثناى يادگيرى، ذهن انسان معطوفِ يافتن پرسشهاى طرح شده باشد و اين كار، مانع تشتّت فكرى و موجب افزايش تمركز مىشود. به علاوه، سؤال، تفكر و خلاقيت را برمىانگيزد و با هدايت يادگيرى، توجّه به مطلب را افزايش مىدهد. همچنين از يافتن پرسشها احساس رضايت به دست خواهد آمد كه علاقه به درس را دوچندان مىكند.
براى طرح سؤال از مطالب درس، كلماتى مانند چرا، چگونه، چهطور، كجا، براى چه، چه موقع و... به كمك انسان مىآيند. حتى مىتوان پرسشها و تمرينات كتاب را خواند و يا تيترهاى درسى را به صورت سؤال مطرح نمود. زمان مناسب براى پيشمطالعه، شبِ قبل از درس است و مدت آن مىتواند تا ده دقيقه كاهش يابد. البته اين بستگى به توانايى و تمرين دارد. اين زمان كوتاه، تأثير فراوانى در افزايش فهم مطلب و جلوگيرى از تشتّت فكرى در كلاس دارد.
استفاده صحيح از كلاس و معلم، نقش مهمى در يادگيرى دارد ؛ زيرا مطلبى كه شنيده مىشود، بهتر از مطلبى كه خوانده مىشود فهميده شده و ديرتر از ياد مىرود. اما آفت شنيدن در اين است كه سطح درگيرى با مطالب ـ نسبت به خواندن ـ كاهش مىيابد و در نتيجه، امكان از بين رفتن تمركز افزايش مىيابد. براى جلوگيرى از اين آفت و استفاده كردن بيشتر از كلاس بايد حتما با پيشمطالعه سر كلاس حاضر شد و با قرار گرفتن در جريان درس و كلاس، خود را با آهنگ، بيان و سرعت معلم هماهنگ كرد و سعى نمود تمام مطالب را در كلاس فهميد. بايد از نوشتن جزوه اجتناب كرد و با گوش دادن و فهميدن درس، فقط يادداشتهايى از موضوعات مهم (آن هم به صورت خلاصه) تهيه كرد.
بايد در كلاس حضور فعال داشت ؛ زيرا ساكت بودن و فقط گوش دادن، زمينه را براى پراكندگى و تشويش فكرى فراهم مىكند. افزون بر اين، فعال بودن و طرح پرسشهاى درسى، موجب برقرارى ارتباط ميان دانشآموز و معلم مىشود كه خود، مانع از بين رفتن تمركز مىگردد و دانشآموز را با جريان درس پيش مىبرد. در صورت اشكال در درس، بايد موضوع در كلاس مطرح شود و اصلاً نگران پيشپا افتاده بودن آن نبود ؛ زيرا خجالتْ مانع بزرگى بر سر راه ارتباط با كلاس و فهم درس است. امام على(ع) نيز مىفرمايند: «كمرويى، با محروميت همراه است».(1)
همراهى با كلاس و مطرح شدن به عنوان دانشآموز نمونه، بهترين امتيازى است كه مىتوان در كلاس كسب كرد ؛ زيرا قرارگرفتن در اين موقعيت، انگيزه لازم را براى ممتاز ماندن پديد آورده، موجب تقويت اعتماد به نفس مىشود. البته بايد مراقب بود كه فعال بودن و سؤال پرسيدن، همراه تفكر و فقط به منظور يادگيرى باشد تا در دام رقابت ناسالم و خودنمايى نيفتاد. در اين صورت، علاوه بر از دست دادن محبوبيت در كلاس، ممكن است با كوچكترين بىاعتنايى و يا عقب ماندن از درس، فكر، نظام خود را از دست بدهد.
شرط استفاده بهينه از كلاس و درس، داشتن آمادگى جسمى و روحى است تا ذهن بتواند در حالت برانگيخته و فعال عمل كند. براى اين منظور، رعايت چند نكته لازم است: بيدارى شبانه تا ديروقت، موجب خوابآلودگى در كلاس شده، يادگيرى و فهم مطالب را با مشكل رو به رو مىكند. همچنين نخوردن صبحانه، منجر به ضعف، گرسنگى و در نتيجه، خستگى زودرس در كلاس شده، كارايى و توان را پايين مىآورد. به علت ارتباط مستقيمى كه حالات جسمى و روحى بر ميزان فهم و يادگيرى دارند، بايد با هوشيارى كامل، آرامش، طراوت و شادابى در كلاس حاضر شد و براى اين منظور، شستن دست و صورت و كمى نرمش و استفاده از هواى آزاد در زنگهاى تفريح، بسيار مفيد است.
آخرين مرحله يادگيرى، خواندن براى فهميدن و درك كامل است. بهترين زمان براى مطالعه دقيق، همان روزى است كه درس در كلاس بيان شده و بيشترين آمادگى ذهنى براى يادگيرى وجود دارد. بايد پيش از فراموش شدن مطالب، آن را به طور دقيق و جامع ياد گرفت. اگر از دو مرحله پيشين با موفقيت عبور كنيم، مرحله يادگيرى نيز به طور كامل و با لذت انجام مىگيرد. براى مطالعه دقيق، نخست بايد نگاهى اجمالى به درس انداخت تا مطالب اصلى و فرعى و روند درس يادآورى شود. سپس با تعيين ابتدا و انتهاى هر قسمت، به خواندنِ همراهِ تفكر، به قصد فهميدن اقدام كرد. خواندن، نبايد خشك و انفعالى باشد؛ بلكه بايد فعال و با تمام وجود پيش رود و با درگير شدن با درس و ايجاد ارتباط با آن، تمام حواس را روى آن متمركز كرد. براى همراهى كامل با درس، خودكار و كاغذ را نبايد از خود دور كرد و با نوشتن، علامت زدن، طرح سؤال و... به ذهن خود در فهم مطالب كمك كرد.
بهترين روش مطالعه، خواندن انتقادى و كنجكاوانه است. هرچه عادت به خواندن انتقادى بيشتر شود، در درك مطالب توفيق بيشترى داريم. در هنگام خواندن بايد از حفظ طوطىوار درس بهشدت پرهيز كرد؛ زيرا اين كار، علاوه بر وقتگيرى و خستگىزايى، مانع رشد فكرى و فعاليت ذهنى نيز مىشود و نتيجه دلخواهى را هم به همراه نخواهد داشت. همچنين موجب آشوب فكرى و دلسردى از يادگيرى مىشود.
بعد از فهم كامل درس، بايد كمى به جوانب مطالب انديشيد و سؤالاتى از خود درباره آن پرسيد و سپس با بستن كتاب، مطالب را با جملات خود بيان كرد و ترتيب مطالب و نحوه ارائه آن را نوشت.اين توانايى، بهترين علامت براى فهميدن درس است؛ ضمن اين كه انگيزه و علاقه را نيز افزايش داده، موجب قوىتر شدن و تحرك بيشتر فكر مىشود و تمركز را نيز افزايش مىدهد. براى اطمينان يافتن از يادگيرى درس، بايد به پرسشها و تمرينات كتاب نيز پاسخ گفت و اگر مىتوان، لازم است كه با دوستان خود مطالب را بحث كرد. البته درس خواندنِ دستهجمعى، معمولاً مفيد نيست؛ اما بعد از يادگيرى، بحث و مطرح كردن درس براى هم، بسيار سودمند است؛ زيرا براى يادگرفتن، هيچ چيز مانند ياددادن مفيد نيست.
همان گونه كه در رانندگى نمىتوان تمام مسيرها را با يك سرعت پيمود و سرعت در بزرگراه با سرعت در كوهستان و يك مسير پر پيچ و خم فرق مىكند، سرعت خواندن دروس مختلف نيز با يكديگر فرق مىكند و بايد با توجّه به نحوه ارائه مطالب، سرعت خود را تنظيم كرد. اغلب دانشآموزان بدون اين كه متوجه باشند، از كمى سرعت مطالعه خود رنج مىبرند؛ زيرا پايين بودن سرعت مطالعه علاوه بر اين كه نشانه وجود بعضى آفات مطالعه است، احتمال از بين رفتن تمركز را نيز بالا مىبرد. بدينرو فراگيرى فنون تندخوانى، مىتواند بسيارى از مشكلات مطالعه و تمركز را بگشايد.
نوع خواندن دروس مختلف نيز متفاوت است؛ مثلاً براى يادگيرى رياضى و فيزيك، صرف شنيدن يا خواندن، چندان مفيد نيست ؛ چنان كه آموزش تئورى شنا كسى را شناگر نمىكند و حتما بايد به آب پريد و اصول آن را در عمل اجرا نمود. براى يادگيرى رياضى و درسهاى مشابه آن نيز بايد بعد از فهميدن روش كار، به حل مسائل پرداخت و آنقدر خود را با مسائل درگير كرد كه بر شيوه حل تمرين مسلط شد؛ وگرنه حفظ كامل كتاب رياضى، فايدهاى نخواهد داشت.
براى بالا بردن كيفيت مطالعه بايد در وضعيت صحيح مطالعه قرار گرفت و بهترين حالت، استفاده از كتابخانههاى عمومى يا شخصى است. از مطالعه در حالت درازكش و در مكان شلوغ، بويژه در مقابل تلويزيون بايد اجتناب كرد. مكان مطالعه بايد از نور و هواى مناسب برخوردار باشد. نور كم و يا خيرهكننده، چشم را خسته مىكند و ارتباط با هواى باز، موجب فعاليت بيشتر سلولهاى مغزى مىشود.
براى استفاده درست از يك كتابخانه بزرگ، بايد تمام كتابها به صورت منظم و مرتب و بر يك اساس مشخص و استاندارد چيده شده باشند؛ زيرا يافتن يك كتاب در كتابخانهاى كه در آن هيچ نظمى وجود ندارد و هر كتاب در جايى رها شده است، بسيار دشوار و زمانبر است. حافظه انسان نيز همچون كتابخانه يا يك بايگانى بزرگ است كه اگر مطالب يادگرفته شده، بدون نظم در آن رها شود، پيدا كردن مطالب، بسيار مشكل خواهد بود. بنابراين، صِرف يادگيرى درس، كافى نيست و بايد مطالب را به طرز مشخص و منظمى به ذهن سپرد تا در موقع امتحان بتوان به آن اعتماد كرد.
گاه يادسپارى، كارى جدا از يادگيرى نيست؛ اما بايد توجّه داشت كه همزمانى اين دو نبايد موجب فراموشى يادسپارى گردد. بعد از آشنايى با اصول يادسپارى، بايد مدتى به طور مستقل و با قصد يادسپارى، زمانى را براى به خاطر سپردن درسها مشخص كرد و بهتدريج بر اثر تجربه و مهارت مىتوان همزمان با يادگيرى، فنون يادسپارى را نيز به كار بست. براى آشنايى با روشهاى يادسپارى، به سه روش بسيار مؤثر به اجمال اشاره مىكنيم:
حفظ دروس، به صورتى كه ياد گرفته شده، كار آسانى نيست. براى كمك به حافظه، بايد بعد از فهميدن و درك كامل درس، با خلاصه كردن مطالب به طورى كه شامل تمام نكات كليدى و مهم باشد، به دستهبندى و نظم دادن به آنها پرداخت. اين كار، اطلاعاتى را كه بايد بايگانى شود، به صورت منظم، مرتب ساخته، كمك بسيار بزرگى به حافظه مىكند؛ ضمن اين كه حفظ كردن خلاصه درس بعد از فهميدن كل مطلب، بسيار آسانتر از حفظ كل آن است و زمان كمترى را نيز مىگيرد. بايد توجّه داشت كه زمانى را كه صرف خلاصهنويسى و تنظيم درس مىكنيم، به هدر ندادهايم و اتفاقا زمان ذخيره شده محسوب مىشود ؛ زيرا علاوه بر سريعتر شدن فهم مطلب و به خاطرسپارى آن، در مرور درسها نيز استفاده از اين خلاصهها،كمك بسيارى خواهد نمود.
بهترين زمان خلاصهنويسى، هنگام مطالعه درس و در حين يادگيرى است؛ اما اگر تجربه لازم را براى اين كار نداريم، بايد هنگام مطالعه به يادداشتبردارى از مطالب پرداخت و پس از مطالعه، با استفاده از يادداشتها، خلاصه مطالب را تنظيم كنيم. خلاصه مطالب بايد شامل عبارات و نكات مهم و كليدى و همچنين مشخص بودن كلمات كليدى، در هر جمله باشد كه مىتوان زير آنها خط كشيد و يا با رنگ ديگرى نوشت. منظور از كلمات كليدى كلماتى است كه بيشترين مطلب را از جمله به ذهن منتقل مىكند و با يادآورى آن مىتوان كل جمله يا مطلب را به ياد آورد.
بهتر است خلاصه مطالب درس، بعد از تنظيم و دستهبندى در ورقههاى كلاسور ثبت شود. براى نوشتن خلاصهها، بهتر است از چند خودكار رنگى استفاده كرد تا مطالب اصلى و فرعى و نكات كليدى، با رنگهاى خاصى مشخص شوند. سپس اين برگها در جاى مخصوصى بايگانى شود تا بتوان بعدا از آنها استفاده كرد.
مرحله بعد، تهيه طرح شبكهاى از درس است. منظور از طرح شبكهاى، نمودارى است كه در آن با مشخص كردن عنوان اصلى و شاخههاى اصلى و فرعى مطالب، تنها از كلمات كليدى در آن استفاده مىكنيم. در صورتى كه مطالب، داراى ترتيب و شماره باشند، اين شمارهها را نيز مىتوان آورد.
مزيت طرحهاى شبكهاى در اين است كه بهخوبى ارتباط مطالب اصلى را با فرعى مشخص مىكند كه براى به خاطرسپارى، بسيار مفيد است. ضمن اين كه در طرح شبكهاى از كلمات كليدى استفاده مىشود و توضيح ديگرى در آن نيست و در مرور اين طرحها، مغز فعاليت بيشترى مىنمايد و با استفاده از كلمات كليدى كل مطلب را به ياد مىآورد. براى طرحهاى شبكهاى مدلهاى مختلفى وجود دارد كه عبارتاند از مدل شعاعى، مدل سازمانى، مدل درختى و... . براى آشنايى بيشتر با ترسيم طرح شبكهاى در زير يك طرح شبكهاى با مدل سازمانى به صورت افقى مربوط به مطالعه ثمربخش، ترسيم شده است.

يكى از كشفيات مهم دانشمندان كه در يادسپارى مطالب تحولى عظيم به وجود آورد، نحوه كاركرد مغز است. مغز از دو نيم كره چپ و راست تشكيل شده است كه هر سمت، طرف ديگر بدن را كنترل مىكند؛ يعنى نيمكره چپ، سمت راست بدن را تحت كنترل خود دارد و نيمكره راست، سمت چپ را. همچنين ثابت شد كه كاركرد و فعاليتهاى فكرى اين دو نيمكره نيز با هم متفاوت است. نيمكره چپ، فعاليتهاى فكرى مانند منطق، رياضيات، تجزيه و تحليل دادهها و از اين قبيل را انجام مىدهد و نيمكره راست به امور هنرى، تصاوير، تجسم، شناخت رنگها، خيالات و... مىپردازد.
در هنگام يادگيرى و يادسپارى، نيمكره چپ مغز، فعال است. تحقيقات نشان دادهاند كه اگر بتوان به طور همزمان از دو نيمكره مغز استفاده كرد، كارآيى آن تا چندين برابر افزايش مىيابد. براى استفاده همزمان از دو نيمكره مغز، بايد بتوان همراه با مطالعه به تصويرسازى از مطالب نيز پرداخت و توجّه داشت كه هر كتابى تصوّرات ذهنى نويسنده آن است كه به خطوط تبديل شده و مطالعه، بايد برعكسِ نوشتن، تبديل خطوط بىروح به يك تصوير زنده و ماندگار باشد. گويايى و ماندگارى يك تصوير بيش از صدها كلمه است؛ زيرا تصاوير تا مدتها در ذهن مىمانند؛ اما اسامى و كلمات، اثر كمترى در ذهن مىگذارند.
براى اين كه بتوان در تصويرسازى به مهارت رسيد، بايد دو ويژگى «مشاهده» و «تخيّل» را در خود تقويت كرد و بهترين تمرين، اين است كه در حين رفت و آمد و در مواقع بىكارى، صحنهاى را چند ثانيه با تمركز نگاه كرد و بعد از چند ثانيه، آن را در ذهن تجسم نمود. اين تمرين، علاوه بر اين كه قدرت مشاهده دقيق و ديدن جزئيات را تقويت مىكند، قدرت تخيل و تصويرسازى را نيز افزايش مىدهد و حافظه را به كار واداشته، موجب تقويت آن مىشود. در ضمن اين روش، يكى از بهترين تمرينات براى تقويت تمركز است. در هنگام مشاهده و تجسم، هرچه بيشتر از حواس خود استفاده كنيم، توانايى ما بالاتر مىرود ؛ مثلاً بايد در به خاطر آوردن تصاوير، صداها را شنيد، جزئيات را ديد، طعمها را چشيد، چيزها را لمس كرد و احساسات و عواطف را تجربه نمود.
تصويرسازى از مطالب، يكى از بهترين شگردهاى به خاطرسپارى است ؛ زيرا اينكار با توجّه، تمركز و درك مطلب همراه است و يادسپارى را از يك حالت خشك و بىروح به يك فعاليت مهيّج و جالب تبديل مىكند. براى تصويرسازى، بايد كاملاً مطالب را در ذهن تجسم كرد و يك تصوير ماندگار از آن به وجود آورد. مثلاً براى يادگيرى درس تاريخ، مىتوان آن را مانند يك فيلم سينمايى به تصوير كشيد و حتى نقشى براى خود در آن در نظر گرفت. هرچه تصاوير زندهتر و متحركتر و داراى رنگ، بو، مزه، حرارت، حالت و احساساتِ بيشترى باشند، ماندگارترند. بسيارى از دروس از جمله جغرافيا، زيستشناسى و فيزيك را مىتوان با تصويرسازى بهتر به ياد سپرد. در مورد دروس انتزاعى، مانند رياضى نيز تا مىتوان بايد تصويرى از مطالب در ذهن درست كرد، مثلاً در بررسى توابع، مىتوان شكل و نمودار آن را نيز در ذهن تجسم كرد. در بهخاطرسپارى مطالبى كه نمىتوان از آن تصويرى در ذهن به وجود آورد، بهتر است از اصل همبستگى استفاده كنيم.
همبستگى، يعنى بين مطالبى كه بايد به حافظه سپرد، نوعى ارتباط برقرار كرد تا يادسپارى مطالب آسانتر شده، از جايگاه بهترى در حافظه برخوردار شوند. مطالب وابسته علاوه بر اين كه بهتر حفظ مىشوند، آسانتر هم به ياد مىآيند و با يادآورى يكى، بقيه نيز زنجيروار به ذهن مىآيند.
براى ايجاد همبستگى بين مطالب، تكنيكهاى مختلفى وجود دارد كه يكى از بهترين آنها ايجاد ارتباط مطالب جديد با مطالبى است كه قبلاً در حافظه ثبت شده است. اين كار، علاوه بر تقويت مطالب پيشين، يادسپارى مطالب جديد را آسان مىكند. همچنين مىتوان به مقايسه مطالب مشابه در درسهاى مختلف پرداخت و يا به كاربرد آنها در حقايق ملموس زندگى انديشيد. بعضى از اين همبستگىها عبارتاند از: كل و جزء (خانه و اتاق)، عام و خاص(خوردنى و نوشيدنى)، علت و معلول (آتش و گرما)، همزمانى (زمستان و برف)، تضاد (سياه و سفيد) و شباهت (گاو و اسب) .
به عنوان مثال براى يادگيرى لغات درس زبان، حفظ هر لغت به تنهايى و به روش طوطىوار، هم مشكل است و هم خسته كننده و فرّار؛ اما اگر براى حفظ يك لغت به جزئياتى از قبيل ريشه لغت، شكل ظاهرى آن، لغات متضاد و متشابه آن و شباهتهاى آن به معادل فارسىاش توجّه كنيم و همچنين نقش آن لغت را در جملهها نيز دريابيم، جايگاه آن در حافظه بسيار استوارتر از حالتى خواهد بود كه لغت به تنهايى و بدون هيچ ارتباطى با آموختههاى قبلى، به خاطر سپرده شود.
براى ايجاد همبستگى بين مطالبى كه بايد به خاطر سپرد، لزومى ندارد حتما يك ارتباط منطقى وجود داشته باشد و مىتوان با برقرار كردن يك ارتباط ساختگى، مطالب را به هم مرتبط ساخت؛ زيرا ذهن بين تصورات واقعى و غير واقعى تفاوتى قائل نمىشود. بسيارى از دانشآموزان بدون اين كه از وجود چنين اصلى در يادسپارى مطلع باشند، به طور تجربى در حفظ مطالب، براى ايجاد رابطه بين آنها مىكوشند. يكى از رابطههاى معروفى كه بسيار استفاده مىشود، تقطيع جملات است؛ به طور مثال براى حفظ پنج نكته، مىتوان با حروف اوّل آن يك كلمه ساخت و آن كلمه را حفظ كرد با يادآورى آن كلمه، خود به خود پنج نكته مورد نظر به ياد مىآيند. يكى ديگر از ماندگارترين ارتباطها بين مطالب، ايجاد ارتباط با تصوير بين آنهاست.
موفقيت در تحصيل بيش از آن كه به سطح معلومات مربوط باشد، به توانايى استفاده از آنها بستگى دارد. از اين رو توانايى استفاده از محفوظات در سيستم مطالعه ثمربخش، ملاك مهمى در پيشرفت تحصيلى محسوب مىشود ؛ زيرا ارزشيابى سيستم آموزشى به نحوى است كه تنها به مطالبى كه قابل يادآورى است، بها مىدهند. از اين رو توانايى يادآورى مطالب و تازه نگهداشتن محفوظات در ذهن، از اهمّيت بسيارى برخوردار است. بدين منظور رعايت چند نكته لازم است:
مغز انسان علاوه بر اين كه تمام مطالبى را كه ياد گرفته نگهدارى مىكند، تمام چيزهايى را هم كه از كودكى تاكنون شنيده و يا ديده است، در خود ذخيره كرده است. حجم اطلاعات ذخيره شده در مغز، به قدرى است كه تصور آن هم مشكل است. اما فراموشى كه يكى از نعمتهاى خداوند است، به كمك انسان آمده، اطلاعات موجود در مغز را از دسترس ذهن فعال، دور نگه مىدارد؛ در غير اين صورت، زندگى قابل تحمل نخواهد بود. اما فراموشى گاه مطالبى را هم كه براى يادگيرى آن زحمت كشيده شده نيز با خود مىبرد. براى جلوگيرى از اين حالت طبيعى ذهن، آشنايى با شيوه كار حافظه مىتواند مفيد واقع شود.
حافظه از سه قسمت اصلى تشكيل شده است: 1 . حافظه حسى، 2 . حافظه كوتاه مدت، 3 . حافظه بلندمدت . در حالت كلى با يادگيرى مطالب اطلاعات به حافظه كوتاه مدت منتقل مىشود. مدت نگهدارى مطالب در اين حافظه به حداكثر دو روز مىرسد. براى انتقال مطالب از حافظه كوتاهمدت به حافظه بلندمدت، بايد در زمانهاى مشخصى بعد از يادگيرى اقدام به مرور مطالب كرد. مرور به معناى يادگيرى مجدد نيست، بلكه يادآورى مطالب و پايدار كردن آنها در حافظه است.
تحقيقات نشان مىدهد كه فراموشى به تندى آغاز مىشود و به كندى مىگرايد؛ بدين معنا كه يك روز بعد از يادگيرى، 80 % مطالب از ذهن فعال، خارج مىشود كه البته با يك مرور، دوباره به سطح اوليه خود برمىگردد. بعد از اين زمان تا يك هفته بعد، 60% مطالب فراموش خواهد شد كه مرور مجدد، آن را جبران خواهد كرد. ماه بعد از اين مرور، 40% مطالب فراموش مىشوند كه با يك مرور ديگر مطالب به سطح روز اوّل يادگيرى خواهند رسيد. زمان مرور چهارم، چهارماه بعد از مرور سوم است و مرورهاى بعدى در صورت نياز به فاصله يك سال، دو سال، پنج سال و ده سال از يكديگر قرار دارند. بدين ترتيب هرچه مطلبى را بيشتر مرور كنيم، علاوه بر اين كه مدت بيشترى در حافظه مىماند، از درصد فراموشى آن نيز كاستهايم.
بهترين راه مرور، استفاده از برگههاى خلاصهنويسى و طرحهاى شبكهاى است و براى اين كه بتوان زمانهاى مرور را فراموش نكرد، بايد در بالاى برگهاى خلاصهنويسى، زمانهاى بالا نيز ثبت شوند. متأسفانه بيشتر دانشآموزان براى مطالعه از روشهاى غلط ـ مانند چندبار خواندن و يادگيرى ـ استفاده مىكنند؛ در حالى كه يادگيرى كه وقتگيرترين قسمت مطالعه است، فقط بايد يكبار و به درستى انجام گيرد و با مرورهاى منظم، مطالب را تا زمان دلخواه در دسترس داشت. يادگيرى و يادسپارى، مجموعا 90% از زمان و توان مطالعه را به خود اختصاص مىدهند و 10% باقىمانده براى يادآورى است كه اگر به درستى انجام گيرد، مطالب در ذهن، پايدار و تازه باقى مىمانند. البته اگر نقصى در يادگيرى و يادسپارى باشد، هنگام دوره كردن، زمان بسيارى به سبب يادگيرى مجدّد تلف خواهد شد.
يكى ديگر از راههاى يادآورى و زندهنگهداشتن مطالب در ذهن، فكر كردن درباره مطالب آموختهشده است. تفكر، در واقع، مرور ذهنى است كه تأثير آن از مرورِ چشمى (يعنى خواندن برگههاى خلاصهنويسىشده) بسيار بالاتر است؛ زيرا با اين كار، به فهم مطالب و پايدارى آنها توجّه ويژه مىشود و از طرفى قدرت يادآورى مطالب افزايش مىيابد. اين توانايى در امتحان، بسيار كارآمد و سودمند است. از همه مهمتر اين كه بهترين ورزش براى حافظه، فكر كردن است و هرچه اين عمل بيشتر تكرار شود، حافظه، قوىتر شده، يادگيرى و يادسپارى، آسانتر و سريعتر مىشود. براى تفكر در درسها، مىتوان از طرحهاى شبكهاى استفاده كرد و همچنين از فرصتهاى مرده (بخصوص در بين راه) استفاده نمود.
موفقيت در امتحان، در مقاطع مختلف تحصيلى نقش كليدى دارد. به همين علت برخى گمان مىكنند هر كه بهتر امتحان بدهد، بيشتر مىداند. امتحان، در واقع چيزى جز يادآورى مطالب نيست؛ اما به علت شرايط خاص آن و اهمّيت و نقش آن در تحصيل، نياز به توجّه ويژه دارد. اولين نكتهاى كه درباره امتحان بايد در نظر داشت، نوع نگرش به امتحان است. بايد امتحان را ملاك ارزيابى و شناخت نقاط ضعف و قوت خود دانست و از آن نهراسيد. البته نگرانى و ترس از امتحان، عمدتا زاييده شك و ترديد و باور نداشتن خود است.
روزهاى امتحان، زمان يادگيرى نيست؛ بلكه بايد به مرور و تنظيم معلومات پرداخت. براى اين كار پيش از شروع امتحانات بايد برنامه ويژهاى براى مرور ريخت. يكى از كارهاى مفيد پيش از امتحان، قرار گرفتن آزمايشى در شرايط و فضاى امتحانى است. براى اين كار مىتوان با تهيه سؤالات امتحانى ترمهاى گذشته، خود را در موقعيت امتحان قرار داد. اين كار، علاوه بر مرور درسها و آشنايى با سؤالات مهم، اعتماد به نفس را افزايش داده، ترس و نگرانى از امتحان را از بين مىبرد. همچنين از آخرين جلسات كلاس بايد بيشتر استفاده كرد؛ زيرا اغلب معلمان در جلسات پيش از امتحان، مطالب مهم و سؤالات امتحانى را مطرح مىكنند.
از كمخوابى و فشار آوردن در روزهاى امتحان، بايد بهشدت پرهيز كرد؛ زيرا يكى از شرايط مهم براى استفاده از حافظه؛ داشتن آرامش و دور بودن از فشارهاى جسمى و روحى است. بدين منظور، شب امتحان بايد خوب خوابيد و روز امتحان را با نرمش و خوردن صبحانه كامل شروع كرد. مدتى پيش از امتحان به محل آن رفت و در زمان مقرر و با آرامش كامل در جاى خود قرار گرفت. امتحان را با نگاه اجمالى به تمام سؤالها آغاز كرد و ابتدا سؤالهاى آسان را پاسخ گفت. اين كار، اعتماد به نفس را بالا برده، راه استفاده از حافظه را هموار مىكند. درست خواندن و خوب فهميدن سؤالات، كمك بزرگى در پاسخگويى به آنها مىكند. در پاسخ دادن نبايد عجله كرد و جوابها را به صورت مرتب و منظم نوشت. بسا مسئلهاى كه جواب آن را درست نوشتهايم، اما به علت بدخطى و نامنظمى، مصحّح نمىتواند آن را بخواند و نمره دهد.
1 . منتخب ميزان الحكمه، ح 1821.