مجلات >حديث زندگى>شماره 20

جوانان بدانند/ازدواج

عليرضا روستايى

ازدواج، حادثه‏اى است كه در يك مرحله از زندگى انسان (دوران جوانى)، رخ نشان مى‏دهد و از اهمّيت خاصى برخوردار مى‏شود، هم از اين نظر كه جوان را به خود مشغول مى‏دارد ؛ چرا كه هر كس در زندگى، روزهايى را تجربه خواهد كرد كه خود را درگير و مواجه با اين مسئله مى‏بيند و غرق تفكر و ترديد مى‏شود و هم زمانى بيشتر اهمّيت مى‏يابد كه بدانيم انجام دادن صحيح يا ناصحيح آن، چه تأثير بزرگى در پيشرفت يا عقب‏ماندگى انسان و موفقيت و عدم موفقيت او مى‏گذارد.

گذشته از اين موضوع كه اقدام به ازدواج، طبق دستورها و سفارش‏هاى دينى و بزرگان دين ـ كه آن را امرى الهى و پسنديده مى‏دانند ـ توصيه و سفارش شده است، با توجّه به نياز جوان از طرفى و از طرف ديگر، تحريكات روانى از طريق ماهواره و CD و اشاعه فيلم‏هاى غيرمجاز و... سفارشِ به‏جايى نيز هست. در نتيجه، بهترين راه، فراهم كردن مقدمات ازدواج و جلوگيرى از انحراف و رهايى از اين معضلات است. اين موضوع از جنبه‏هاى روان‏شناختى، اجتماعى و عاطفى نيز قابل تأمل و توجّه است كه اگر اين امر به خوبى انجام پذيرد، مسلما بسيارى از مشكلات و نگرانى‏ها و نيازها و تشويش‏ها از زندگى انسان رخت برمى‏بندد و آسايش و آرامش، جاى آن را خواهد گرفت. گذشته از اين مسائل ـ كه فعلاً مجال طرح آنها نيست ـ به بيان چند پيشنهاد يا مشورت به جوانان و خانواده‏ها مى‏پردازيم.

امروزه معيارها و روش‏ها و الگوهاى انتخاب همسر، با گذشته، متفاوت شده است كه اين مسئله از چند عامل، ناشى مى‏شود. يكى تغيير در الگوها و ملاك‏ها و ارزش‏هاست. به عنوان مثال، امروزه چيزهايى در جامعه ملاك ارزش‏گذارى و انتخاب شده‏اند كه پيش از اين در مرتبه نازل‏ترى نسبت به «اخلاق» و «معنويت» قرار داشته‏اند. ديگرى ارتباط بيشتر جوانان با يكديگر و مواجه شدن با همديگر چه در جامعه و چه در محيط كارى با محيط آموزشى است. ديگرى اين كه على‏رغم شيوه گذشته ـ كه خانواده‏ها نقش بيشترى در انتخاب همسر براى فرزندانشان داشتند ـ امروز، نقش خود جوانان در اين انتخاب، بيشتر است و در نتيجه، معيارها و روش‏هاى آنان نيز متفاوت شده است.

امروزه در نظر برخى جوانان، ماديات و پول، بعد از زيبايى ظاهرى، حرف اوّل را مى‏زند ؛ چرا كه تصوّر مى‏كنند براى نشان دادن طرف مقابل به ديگران، پول و زيبايى ظاهرى است كه اهمّيت مى‏يابد. لذا توجهى به زيبايى نفسانى و درونى نمى‏شود. پس بايد دانست كه طرف مقابل شما نسبت به ماديات (در مقابل معنويات) چه انديشه‏اى دارد و اين مسائل در عقيده و باور او چه مرتبه‏اى دارند.

نكته بعد، اين كه دوره نامزدى و آشنايى (با حفظ حريم و با نظارت خانواده‏ها) زمان خوبى براى شناختن طرف مقابل و خانواده‏اش چه براى دختر و چه براى پسر فراهم مى‏كند ؛ چرا كه در يك فرصت طولانى، ديگر مجال تظاهر، پرده‏پوشى و فريب براى فرد باقى نمى‏ماند و زمان، شخصيت و تيپ واقعى وى را نمايان مى‏سازد. با يكى دو بار ديدن و صحبت و نشست و برخاست كردن (خصوصا در خانواده‏هاى به اصطلاح غريبه)، جز پوسته و نمودهاى ظاهرى و ساختگى، چيزى مشخص نمى‏شود ؛ چرا كه دروغ گفتن، تنها با زبان نيست. شايد ديده باشيد كه در مراسم خواستگارى، برخى هستند كه به بركت لوازم آرايش مدرن و وسايل تزئينى و تغييردهنده موجود (به جز جراحى پلاستيك و مسائل و وسايل مربوط به آن)، چهره‏ها را به‏گونه‏اى ديگر نشان مى‏دهند. برخى گذشته از چهره، با استفاده از لباس‏هاى مخصوص و پوشاك‏هاى ضخيم و نگه‏دارنده، اندام نامناسب خود را به صورت متفاوت عرضه مى‏نمايند ؛ اما پس از مدتى و با افتادن اين نقاب‏ها، طرف مقابل وى، انگشت تعجب به دندان تأسّف مى‏گيرد كه آيا اين همان فرد است كه قبلاً ديده و پسنديده بود؟ اين موضوع در دختر و پسر، چندان تفاوتى نمى‏كند. پسرها نيز ممكن است با پوشيدن لباس خاص يا كفش‏هاى چند سانتى و استفاده از مواد آرايشى ـ بهداشتى و به يُمن انواع ژل‏ها و كرم‏هاى سفيدكننده، يا صاف كردن موهاى فر و فر كردن موهاى صاف، و... خود را به اصطلاح Good Lookingجلوه دهند ؛ اما بعد از مدتى، خانم متوجه مى‏شود كه با يك فرد شلخته، ژوليده و پژمرده روبه‏روست كه صحبتش سوهان روح است و بدنش از عهد نوح! البته توجّه به ظاهر و تيپ و از همه مهم‏تر: «تناسب اندام طرفين» نيز در مسئله ازدواج، ضرورى به نظر مى‏رسد.

گاهى نيز موردهايى بوده كه فرد يا خانواده وى به طرف مقابل، اظهار مى‏دارند كه فقط اوست كه اهمّيت دارد و به اصطلاح، خود او را منهاى خانواده‏اش مى‏پذيرند كه در اين مورد، وصلت، توصيه نمى‏شود ؛ زيرا كم‏كم اختلاف سليقه و عقيده خانواده‏ها بر زوجين، اثر گذاشته، باعث بروز اختلاف و مجادله بين آنها مى‏شود.

نكته ديگر اين‏كه درست است زندگى نسل جديد بالفرض با نسل قديم و مسن‏ترها از لحاظ پوشش، خوراك، مهمانى‏ها و... متفاوت شده است و آن هم به دليل گستردگى ارتباطات و تحولات و ماشينيزم است كه فرهنگ و رفتار را در جامعه تغيير مى‏دهد ؛ اما عكس اين نيز متصوّر است و هرچند انسان نمى‏تواند و نمى‏شود همپاى زمان، پيش نرود و خود را تطبيق ندهد و يا نبايد سنّت‏گرا، كهنه‏پذير و خرافه‏پرست بود، اما از طرفى هم نبايد اجازه داد كه نوگرايى و مدپرستى و تقليد كوركورانه صِرف، به بهانه تجددخواهى، سايه شوم و زشت خود را بر چهره پاك اعتقادات سالم و ناب پيشين بيندازد و ارزش‏ها و معيارهاى خالص و درستى را كه قبلاً بر پايه ايمان و اعتقاد و اخلاق بنا شده‏اند، لگدكوبِ خواهش‏ها و خواستن‏هاى پوشالى خود گرداند.

نكته ديگر، بهره‏مندى از نصيحت‏ها، تجربه‏ها و راهنمايى‏هاى بزرگ‏ترهاست كه نبايد از آن غافل بود؛ اما گذشته از نقش مثبت و انكارناپذير گذشت و ايثار نسبت به يكديگر در مسئله ازدواج و پرهيز از ايرادگيرى و مجادله، راهنمايى‏هاى معمولى و همفكرى و نصيحت كردن يكديگر نيز نقش بسيار مؤثرى در پيشرفت و سازندگى دارد. پس توجّه به اين نكات در حين توجّه به: ايمان، شخصيت، اخلاق، سواد و خانواده شخص، مى‏تواند از اهمّيت خاصى برخوردار باشد.

اميد است خانواده‏ها و جوانان با بررسى و تحقيق و البته با اميد به لطف الهى به وصلتى موفقيت‏آميز نايل گردند و خانواده‏هايشان را با توكّل و تلاش، بر اساس ايمان و نان، بنا نهند كه اين هر دو، لازمه خوشبختى انسان امروزند.