مجلات >حديث زندگى>شماره 20

روش صحيح غُصّه‏خورى و خودْملامتگرى!

فاطمه عسگرى

افسردگى، يك بيمارى روانى ناشى از اختلالات مغزى و سيستم عصبى نيست؛ افسردگى، يك انحراف عاطفى است. به عبارت ديگر، افكار منحرف و فريب‏آلود، مجموعه‏اى از احساسات: غم و اندوه، عدم اعتماد به نفس، بى‏تفاوتى و بى‏حوصلگى، خستگى و ضعف، نااميدى و... را تحت عنوان افسردگى به دنبال مى‏كشند و قربانى خود را به طرف خودكشى سوق مى‏دهند.(1) بنابراين بايد گفت افكار غيرمنطقى، غيرواقعى و فريب‏آلود، ميكروب و علت افسردگى هستند و چنانچه اين افكار، تصحيح و اصلاح شوند، افسردگى نيز درمان خواهد شد.(2)

احساس طبيعى غم و اندوه

غم و اندوه، يك عكس‏العمل سالم و طبيعى در مقابل ضايعات، حوادث، نااميدى‏ها و تغييرات بد زندگى است كه ما اغلب، آن را سركوب مى‏كنيم. ما براى حوادث اسفناك زندگى، براى بيمارى‏ها يا براى هر سختى و مشقتى كه در زندگى با آن رو به رو مى‏شويم دچار غم و اندوه مى‏گرديم. ممكن است براى كارى كه زمانى بر اثر ناپختگى و جوانى انجام داده‏ايم اكنون غصه‏دار شويم. متأسفانه بسيارى از ما نمى‏دانيم حالت صحيح و سالم غصه خوردن چگونه است و چه‏طور بايد با آن برخورد كرد و چه‏طور آن را ارضا كرد، و از دل بيرون راند؟ ما به خود، اجازه گريه كردن نمى‏دهيم و غم و غصّه خود را انكار مى‏كنيم. ما مى‏ترسيم اشكمان جارى شود و دردها را بيرون بريزيم. در نتيجه، اين عواطف را در سينه حفظ كرده، هيچ وقت از آنها فارغ نمى‏شويم. آنها با فشارى كه روى فكر و قلب ما وارد مى‏سازند، رفتار و اعمال روزمره ما را از مسير طبيعى منحرف مى‏سازند، به‏گونه‏اى كه به عوارضى چون «افسردگى» دچار مى‏شويم. روان‏شناسان معتقدند كه راه سالم برخورد با غم و اندوه، اين است كه: «هيچ وقت، فرصت گريه كردن را از دست ندهيد».(3)

نسخه قطعى درمان: خداباورى

بينش خداباورانه و توحيدى مى‏گويد كه اگر تنها شَوم، باز هم خدا هست. او جانشين همه نداشتن‏هاست. شخص خداباور مى‏گويد: من دوستى شنوا، بينا، دانا و مهربان دارم كه «بر هر چيز تواناست»(4) و آن دوست و ياور خوب، «براى ما كافى است».(5)

شناختْ‏درمانى مى‏گويد: «با پيش آمدن حادثه‏اى ناگوار، آن را تعميم ندهيد و هميشه منتظر حادثه بدى نباشيد. دليلى ندارد كه اتفاق گذشته، باز تكرار شود». اما بينش توحيدى مى‏گويد: «خداباورى حصار امنى است كه هر كه در پناه آن قرار گيرد، هيچ گزندى را تواناى غلبه بر او نيست».(6)

شناختْ‏درمانى مى‏گويد: «كامل‏گرايى و همه چيز را در حد بهترين خواستن، مايه رنج است». و بينش توحيدى مى‏گويد: «هر پديده و شى‏ء در جهان، نابودشدنى است مگر آن كه رو به‏سوى او دارد. هيچ‏كس و هيچ‏چيز جز او بهترين نيست و او تنها ربّ اعلى و سزاوار دوست داشتن و پرستيدن است».(7)

شناختْ‏درمانى ممكن است نگرانى ما را از پاره‏اى مسائل برطرف كند، ولى نمى‏تواند اضطراب و افسردگى را ريشه‏كن كند. تنها خدا، صاحب و ناخداى اين كشتى توفان‏زده است كه مى‏تواند انسان، اين مسافر بى‏قرار را ـ كه گرفتار كشمكش‏هاى درونى و بيرونى است ـ ، آرام كند. تنها برداشتن بينش‏هاى غلط (نفى خدايان دروغين)، موجب رستگارى نيست، بلكه بايد بينش خداباورانه به دنبال آن، مطرح و جايگزين شود؛ يعنى ارزش‏هاى فطرى و خدايى، جانشين الهه‏ها و ارزش‏هاى دروغين شود.

آنچه امروزه با عنوان برنامه‏ريزى عصبى ـ كلامى تحت عنوان اداره مغز مطرح مى‏شود، در اسلام، با فلسفه و مفهومى بسيار عميق‏تر، عنوان شده است. اسلام مى‏خواهد ما اداره‏كننده احساسات، عواطف، افكار و تمايلات خود باشيم، نه آنها مدير و خداوندِ ما.(8)

مذهب و خودْملامتگرى

كليه مذاهب مى‏خواهند كه ما انسان‏هايى شاد و سرشار از نشاط باشيم و يكديگر را دوست بداريم. به هنگام خطاكارى، ايمان و اعتقادمان به ما مى‏گويد، چون انسانيم مرتكب اشتباه مى‏شويم. ما بايد خود و حتى كسانى را كه عليه ما كارشكنى مى‏كنند ببخشيم. در انجيل آمده: «همسايه‏تان را چون خود دوست بداريد». اين عبارت در آنِ واحد به دو نكته اشاره مى‏كند: ديگران را دوست بداريد؛ اما خودتان را نيز دوست بداريد. به تعبيرى «نه ديگران را سرزنش كنيد و نه خود را».

تمام مذاهب به اين حقيقت پى برده‏اند كه آدمى، موجودى ضعيف است و با وجود تلاش‏هاى فراوان، باز هم مرتكب گناه مى‏شود. البته ممكن است بتواند رفتارهاى اعتراض برانگيزش را به مقدار قابل توجهى كاهش دهد؛ اما هرگز قادر نيست آن را كاملاً متوقّف كند. وقتى خداوند، رفتار نادرست را بر ما مى‏بخشد، آيا ما نبايد با خويشتن مهربان و سخى باشيم؟

شما با پيروى از تعليمات مذهبى خود هيچ گاه دچار افسردگى ناشى از خودْملامتگرى نخواهيد شد. اين، الگوى كاملى از همسويى مذهب و روان‏شناسى است، زمانى كه در كنار يكديگر قرار مى‏گيرند.(9)

استفاده از داروهاى گياهى راهى براى رهايى

1 . «مِليس يا بادرنجبوبه» را به عربى «مُفرّح القلب المحزون» مى‏نامند. اين داروى گياهى براى رفع ناراحتى‏هاى روحى از جمله افسردگى، بسيار مفيد است كه مانند چاى، به صورت دم‏كرده با كمى قند استفاده مى‏شود. البته قبل از استفاده (بخصوص به مقدار زياد)، توصيه پزشك، الزامى است.

2 . «اسطوخودوس» به يونانى به معناى «حافظ الأرواح» است؛ لذا در معالجه امراض عصبى، غم و اندوه، و خستگى‏هاى روحى، بسيار مفيد است. اين داروى گياهى، طعمى تلخ دارد كه بايد همراه قند ميل شود.

3 . «تمر هندى» داروى گياهى قهوه‏اى رنگى است كه مزه‏اى ترش دارد و براى رفع خستگى‏هاى روحى و غم و اندوه، مفيد است.

4 . استفاده از داروى گياهى «به ليمو» نيز براى رفع خستگى‏هاى روحى، مؤثر است.(10)



1 . روان‏شناسى شادزيستن، جودى تاتل بام، ترجمه: ژيلا نينوايى، تهران: نداى فرهنگ، 1375، ص 9.

2 . درمان افسردگى و ضعف‏هاى روانى، ژيلا نينوايى، تهران: سخن، 1374، ص 12.

3 . درمان افسردگى، جى رموند دوپاولو ـ كيت راسل ابلاو، ترجمه: مهدى قراچه‏داغى، تهران: البرز، 1374، ص 108 .

4 . سوره زمر، آيه 36.

5 . سوره بقره، آيه 20 و 106 و 109.

6 . اشاره به حديث مشهور سلسلة الذهب (كلمة لا اله إلاّ اللّه‏ حِصنى). ر.ك: عيون أخبار الرضا(ع)، ج 2، ص134 .

7 . مذهب و روان‏شناسى، امان‏اللّه‏ خلجى موحد، تهران: نشر فرهنگ اسلامى، 1378، ص 41.

8 . اشاره به آيه 43 از سوره فرقان. در اين باره ر.ك به: مذهب و روان‏شناسى، ص 67 .

9 . غلبه بر افسردگى، پل اى.هاك، ترجمه: ضيا اعظامى، تهران: آران، 1374، ص 51 .

10 . شفا با داروهاى گياهى، محمدصادق رجحان، تهران: خيام، 1378، ص 103 ـ 106 .