مجلات >حديث زندگى>شماره 19

با مشكلات زندگى چه مى‏كنيد؟

عباس بخشنده بالى

مشكلات و سختى‏ها در زندگى براى همه انسان‏ها به وجود مى‏آيد. بهترين آنها كسانى‏اند كه با ديدگاهى روشن و دقيق، آن را شكافته و در پى حل آن باشند؛ نه اين‏كه فكر كنند مرور زمان، آن را حل مى‏كند.

«مشكلات! هيچ چيز نيست جز مشكل، يكى بعد از ديگرى!». شما هم مردمى را مى‏شناسيد كه زندگى براى‏شان چنين تعريفى دارد. اينها كسانى هستند كه به دنيا اخم مى‏كنند و به آن، تهمت مى‏زنند كه براى‏شان توليد مشكل مى‏كند «يكى بعد ديگرى». آنها به مشكلات، مثل ابرهاى تيره‏اى نگاه مى‏كنند كه بالاى سرشان قرار دارد.(1)

مشكلات زندگى در بسيارى از افراد، باعث فشارهاى روانى يا استرس مى‏شود. بعضى از نويسندگان غربى از فشار روانى به عنوان «طاعون قرن» ياد مى‏كنند. البته زمانى اين مشكلات موجب استرس مى‏شوند كه افراد با ديدگاهى تاريك به آن نگاه كنند؛ ولى اگر با نگاهى دقيق و روشن به آن توجه كنند و در پى حل آن باشند، دچار فشارهاى روانى خطرناك نخواهند شد.

بنابراين، موانع و مشكلات، بسيارى از مردم را عصبى و ناراحت مى‏كند و زندگى آنها را همانند زمين‏لرزه شديد تكان مى‏دهد و آشفتگى و بى‏نظمى، سراسر زندگى آنها را مختل مى‏سازد.

بعضى در برابر مشكلات، شكست مى‏خورند

همه ما چون انسان هستيم و به ناچار، نواقصى داريم، در طول زندگى، احساس ناكامى و درماندگى را تجربه مى‏كنيم. بزرگ‏تر كه شديم به اين نتيجه مى‏رسيم كه لزوما امكان دستيابى فورى به تمامى اميال و آرزوهايمان وجود ندارد.(2)

بنابراين، شكست و موانع زندگى ممكن است بر سر راه هر يك از ما قرار گيرد. در آن هنگام بايد به ريشه‏ها و علل آن مطلع شد كه اشتباه اساسى در كجاى كار بود. پس از آن، در پى حل آن برآمد.

بعضى از افراد در مواقعى كه مشكلى را احساس كنند، انزوا و گوشه‏گيرى را برمى‏گزينند. حتى در فكرِ هيچ چاره‏اى براى حل آن نيستند؛ گويا اين روش در ذات آنها وجود دارد؛ ولى بعضى ديگر به اين طرف و آن طرف مى‏روند تا راه حلى بيابند. آنها تمام روش‏ها را امتحان مى‏كنند و با صبر و حوصله كافى به فعاليت مى‏پردازند و معمولاً به راه حلى اصلى مى‏رسند.

اداره زندگى‏تان را در اختيار بگيريد

انسان‏ها بايد بياموزند كه زندگى‏شان تحت اراده‏شان باشد؛ مانند يك راننده كه اختيار حركت اتومبيل خود را كاملاً در دست دارد، و اگر زمانى اشتباه كند، شايد دچار حوادث خطرناكى گردد. انسان بايد در زندگى خود، قدرت، اراده و نفوذ داشته باشد تا در مشكلات زندگى، شكست نخورد و راه حل آن را بيابد.

اگر بخواهم قوه تخيّل خود را رها كنم، مى‏توانم درباره شرايط تسليم (تسليم شدن در برابر مشكلات)، تصويرى اين چنين را نقاشى كنم كه به بدن ما نخ‏هاى متعددى متصل است و همه ما توسط عروسكْ‏گردان در صحنه خيمه شب‏بازى كنترل مى‏شويم. ما هر كارى را انجام مى‏دهيم كه او مى‏خواهد. اما من نمى‏توانم چنين نقشى براى شما تصور كنم؛ اگرچه شما و من، هر دو انسان‏هايى را مى‏شناسيم كه مى‏توانند چنين نقشى را بازى كنند. آنها مردمانى هستند كه به خودشان اجازه مى‏دهند كه به صورت يك اسير باشند و تحت نفوذى كنترل نشده. اينها مردمى هستند كه اجازه مى‏دهند حقير باشند و در يك وضعيت عروسك خيمه شب‏بازى، آن‏قدر خودشان را مهم نمى‏دانند كه كار ديگرى غير از آنچه اين نفوذ به انجام دادن آن، امر مى‏كند، انجام دهند.(3)

بنيامين فرانكلين (رهبر استقلال امريكا در قرن هجدهم) كه نبوغ و ذوق آشكارى داشت، در روزگارى زندگى مى‏كرد كه مردمان امريكا به نفوذ او نياز داشتند و در اغلب موارد، كاملاً بر نفوذ خود در چيزهاى عمده زندگى استوار بود. آبراهام لينكلن (رئيس جمهور امريكا و صادر كننده فرمان منع برده‏دارى) با وابسته بودن و عمل كردن به نفوذ خود براى مردمانى كه از حوادث و زمان خود گيچ شده بودند، رهبرى و هدايتى را خلق كرد كه قبول و پذيرش تازه‏اى از زندگى براى كشورش (امريكا) به ارمغان آورد.(4)

در حقيقت، مردمى كه تحت نفوذ خود هستند رهبرىِ اكثر زندگى‏هاى موفق را بر عهده دارند. آنها علاوه بر اين‏كه بر مشكلات و موانع شخصى خود پيروز مى‏شوند، به فكر موانع ديگران هم هستند و سرانجام، موفق مى‏شوند. بنابراين، در اولين گام بايد اراده خود را قوى كرد و مصمم بود كه مشكلات حل خواهد شد.

فردِ با اراده كسى است كه داراى هدفى معقول است و تا موقعى كه به آن نرسيده است از تعقيب آن، باز نمى‏ايستد؛ مشكلات و موانع روانى يا مادى به اراده و عزم او لطمه نمى‏زنند و از پيشرفتش جلوگيرى نمى‏كنند. افراد زودرنج، بى‏ثبات و ضعيف، فاقد اراده هستند و همانند سنگريزه‏هاى ته رودخانه، خود را تسليم حوادث مى‏كنند، تا بدون هيچ اراده‏اى در جهت جريان آب، حركت كنند. اگر گاهى هدف مشخصى براى آنها مطرح شود، بلافاصله از آن منصرف مى‏شوند و كمترين مشكل، سبب دلسردى آنها مى‏شود و در نوعى بى‏حركتى كشنده، غرق مى‏شوند.(5)

ويليام جِيمز در زمان خودش اعلام كرد كه انسان معمولى، تنها يك دهم استعداد و قوه فكرى خود را به كار مى‏برد و در اين باره مى‏نويسد: «ما در نيمه رؤيا به سر مى‏بريم. هرگاه بخواهيم خود را با آنچه كه بايد باشيم مقايسه كنيم تنها جزئى از منابع جسمى و فكرى خود را به كار مى‏بنديم و از آن استفاده مى‏بريم. به زبان روشن‏تر، حدود اختيارات و استعداد انسان، دامنه‏دارتر از آن است كه اكنون به آن دست يافته است. بشر، بنا به عادتى كه دارد از قدرت‏هاى گوناگون خود استفاده شايانى نمى‏برد». من و شما داراى اين چنين نيروى عظيمى هستيم. پس بهتر است اين انديشه نادرست را كه «مانند ديگران نيستم»، از مغز خود دور كنيم. شما در اين دنيا فردى تازه و بى‏سابقه هستيد. از ابتداى خلقت انسان تاكنون، انسانى مثل شما به وجود نيامده و تا اين دنيا برپاست، هيچ عهد و زمانى ديگر، انسانى مثل شما، قدم به وجود نخواهد گذاشت.(6)

بنابراين، انسان‏ها داراى قوه‏اى هستند كه خودشان از آن خبر ندارند. آنها مى‏توانند به اين واسطه بر مشكلات، پيروز شوند و راهى بهتر انتخاب كنند. انرژىِ اراده آنهاست كه مى‏تواند از كوه‏ها، كاه بسازد و موانع را از سر راهشان بردارد. پس در مشكلات زندگى، خودمان را قوى و با اراده جلوه دهيم.(7)

از مشكلات، پله‏هاى صعود بسازيد

پس از اين‏كه به قدرت اراده و انگيزه خود براى رسيدن به اهداف و پشت سر گذاشتن موانع و ناملايمات زندگى پى برديم بايد طورى با شرايط ناراحت كننده برخورد كنيم كه گويا از موانع، پله‏هاى ترقى و پيشرفت ساختيم.

يك نقاش يونانى، اسبى را طورى نقاشى كرده بود كه بيننده تصور مى‏كرد با چهار دست و پايش در هوا راه مى‏رود. از نقطه‏نظر نقاشى، كار فوق‏العاده‏اى بود؛ ولى احساس و تصوّر عجيبى كه در نقاشان تازه كار ايجاد مى‏كرد، نظر آنها را از اصل مطلب، منحرف مى‏كرد. اين هنرمند، مى‏گذاشت كه تماشاگران به ميل خود در اين باره حرف بزنند و از تعجب آنها مى‏خنديد. سپس، فقط با برگرداندن تابلو به آنها مى‏گفت: «حالا اسب، چهار نعل راه مى‏رود».

اين نمونه‏اى از نيرويى است كه مى‏توان آن را به منظور رسيدن به هدف مضاعف، مورد استفاده قرار داد؛ بر ماست كه به درستى، آنها را به كار ببريم. اگر فكر كنيد، متوجه خواهيد شد كه هميشه براى ما جايز نيست اميال خود را در راه نيل به هدف مورد نظر خودمان به كار ببريم. به اين ترتيب، دريانوردان حتى از بادهاى مخالف هم استفاده مى‏كنند تا به بندرى كه به طرف آن حركت مى‏كنند برسند.(8)

آلبرت اليس و رابرت هارپر معتقدند: 9/99 درصد از مردم دنيا ظاهرا اين باور غلط را دارند كه هنگام ناكامى بايد احساس افسردگى و بدبختى كنيم. تا جايى كه اكثر روان‏شناسان معاصر نيز پيرو فرضيه معروف «دالرد و ميلر» هستند. آنها مى‏گويند كه ناكامى، الزاما منجر به پرخاشگرى مى‏شود. اما تمام اين ميلياردها انسان عادى و عامى و هزاران روان‏شناسى كه چنين نظرى دارند، صد در صد اشتباه مى‏كنند... . اگرچه وقتى به خواسته‏هاى خود نمى‏رسيد احساس تأسف، نارضايتى يا ناخشنودى مى‏كنيد، اما لزومى ندارد كه اين مسئله را فاجعه‏آميز يا وحشتناك بدانيد، مگر آن‏كه چنين طرز فكرى داشته باشيد. وقتى كارها بر وفق مرادتان پيش نمى‏رود مى‏توانيد بگوييد: الف) من از اين وضعيت، خوشم نمى‏آيد. حال بايد ببينم براى تغيير اين وضع، چه كار مى‏توانم بكنم. اگر هم كارى از پيش نبردم، گرچه زندگى برايم دشوار است اما باز هم فاجعه‏اى رخ نداده است. يا مى‏توانيد به خودتان بگوييد: ب) من از اين وضع، خوشم نمى‏آيد و تاب تحمل آن را ندارم؛ چون دارم ديوانه مى‏شوم. اوضاع نبايد اين طور باشد، در غير اين صورت، نمى‏توانم شاد باشم.

جملات اخير، موجب مى‏شود تا احساس بدبختى كنيد و به حال خود تأسف بخوريد يا خشمگين و افسرده شويد؛ اما جملات نخست، گرچه موجب ناخشنودى و ندامت شما مى‏شود اما در شما احساس طردشدگى يا عصبانيت ايجاد نمى‏كنند.(9)

بنابراين، بايد تلاش كرد تا از ناهموارى‏هاى زندگى، شرايط ويژه‏اى براى نزديك شدن به اهداف بسازيم. بعضى‏ها فكر مى‏كنند در خلاف جهت آب به هيچ وجه نمى‏توان شنا كرد؛ ولى تجربه نشان داده كه اگر صبر و استقامت داشته باشيم، مى‏توانيم اين كار را به خوبى انجام دهيم؛ به شرطى كه عاقلانه بينديشيم و تلاش كنيم. پس راه‏هاى مختلفى را آزمايش كنيد و بهترين آنها را انتخاب كنيد و مثل گذشته، در راه اهداف زندگى زيبا و طراحى شده به دست و فكر خودتان گام برداريد.

نكاتى ديگر

در ضمن، بايد به نكاتى اشاره كرد كه مردان عمل، آن را در زندگى تجربه مى‏كنند و به كار مى‏برند:

1 . شبكه‏هاى پشتيبانى را زياد كنيد؛ ساده‏ترين فرم آن، شامل افرادى است كه شما مى‏توانيد با آنها صحبت كنيد. صحبت كردن با افراد براى حل مشكل، اهميت زيادى دارد؛ اين كار، به شما فرصتى مى‏دهد كه صداى خود را بشنويد؛ شما را به ياد اين مى‏اندازد كه تنها نيستيد، يك نفر ديگر هم هست كه به مشكل شما اهميت مى‏دهد. با صحبت كردن، خود را تخليه مى‏كنيد و منجر به كسب اطلاعات و پيشنهادهاى مفيدى خواهد شد. ديگران هم به فكر اين مى‏افتند كه منابع خود را با شما تقسيم كنند.(10)

2 . اعتماد به نفس خود را بالا ببريد.

3 . تصميم بگيريد كه زندگى كنيد.

4 . دلايل خود را براى بودن، خلق كنيد و خواسته‏اى براى زندگى كردن در خود ايجاد نماييد و گسترشش دهيد.

5 . چگونه زيستن را فرموله كنيد.

6 . نگرش مثبت را بسط دهيد و آن را تمرين كنيد.

7 . به خود به منزله «استاد سرنوشت خود» نگاه كنيد. شما تقدير و آينده خود را خودتان كنترل مى‏كنيد.

8 . يك روش يادگيرى باز را تمرين كنيد و متنوّع و خلاّق، فكر كنيد.

9 . شريك فعال در سرنوشت خود شويد. تعهد متعال به خانواده، كار و تفريح خود بسپاريد.

10 . مسئول، زندگى كنيد. تمامى نمونه‏هاى اعمال گذشته را بپذيريد و جستجو كنيد. بكوشيد كه پيشرفت كنيد. نيروها و كاميابى‏هاى خود را ارج نهيد.(11)

مردان با اراده و قوى كه در تاريخ كهن جهان هم كم نيستند، اين‏گونه زندگى كردند. آنها مانند رودخانه‏اى زلال، سنگ‏ها و چوب‏ها را از جلو خود برداشتند و به مسير خود به سمت درياى بى‏كران ادامه دادند.

بنا به نكات ياد شده، در رويارويى با مشكلات، بايد پس از شناخت واقعى آن، در پى حل آن باشيم، نه اين‏كه با گوشه‏گيرى، وجودمان را از بين ببريم. مشكلات زندگى باعث استحكام بيشتر اراده انسان مى‏گردد تا او در مقابل مشكلات ديگر، زودتر خلاص شود؛ همچون آهنگرى كه پس از گداخته كردن آهن، براى استحكام بيشتر آن، آهن داغ را در آب سرد فرو مى‏برد، تا با سرما و گرما، مداوم و قوى گردد.

با ديندارىِ صحيح، موانع را برداريد

مذهب به عنوان يك تعديل كننده وضعيت تندرستى، يك ماهيت اشتراكى است كه عقايدى را بين مردم به صورت ساختارهاى نهادى وابسته، عمليات اجرايى و واحدهاى سياسى، سازمان مى‏دهد. سيستم‏هاى عقيدتى درون‏فردى و بين فردى و سيستم‏هاى مذهبى، همچنين مى‏توانند تأثير ويژه‏اى روى سيستم‏هاى تندرستى و حمايت‏ها و عقايد منحصر به فرد آنها داشته باشد. تعداد بررسى‏هاى زيادى، ارتباط مذهب با تندرستى و عكس‏العمل بيمارى‏ها را نسبت به سيستم اعتقادات مذهبى در دو دهه گذشته، آزمايش نموده‏اند. اكثر تحقيقات، نشان دادند كه مذهب، تأثير سودمندى بر تندرستى داشته است.

وقتى انسان خودش را در كنار درياى عظمت ببيند، خود و مشكلاتش را به فراموشى مى‏سپارد، و همچون قطره‏اى در دريا محو مى‏شود. در دين روشنگر اسلام هم، در زمان ايجاد مشكلات زندگى، به راه‏كارهاى اساسى‏اى اشاره شده كه قسمتى از آنها ذكر مى‏شود.

دين اسلام به اين نكته اشاره مى‏كند كه دنيا، به لحاظ مادى بودن، منزلگاه رنج و مشقت است و انسان در دنيا، بايد با اين سختى‏ها و مشكلات در ارتباط باشد: «ما انسان را در سختى آفريديم».(12)

در قسمتى ديگر از قرآن مجيد آمده است كه بلايا و سختى‏ها به خاطر كارهايى است كه انسان‏ها انجام مى‏دهند: «هر سختى‏اى كه به شما مى‏رسد، دستاورد عمل خود شماست».(13)

نكته‏اى كه در دين روشنگر ما به آن اشاره شده، آزمايش انسان‏ها به وسيله مشكلات است. امام حسين(ع) در حديثى به اين نكته اشاره مى‏كنند كه: «دوستان اهل بيت، بيشتر مورد آزمايش واقع مى‏شوند تا مقاوم‏تر گردند».(14)

حضرت على(ع) به اين نكته مهم اشاره مى‏كنند كه: «آخر گرفتارى‏ها، گشايش است. بنابراين، صبر و استقامت در برابر آن، بسيار مهم است».(15)

درمان فشارهاى روحى ناشى از مشكلات، با ياد و ذكر خداوند مهربان به خوبى صورت مى‏پذيرد: «دل‏ها با ياد خدا، آرام مى‏گيرند».(16)

در روايات فراوانى به اين نكته اشاره شده كه: «در مواقع بلايا و سختى‏هاى زندگى، صدقه بپردازيد و يا دعا كنيد».(17)

شاد كردن مردم، راه ديگر دفع مشكلات است؛ امام حسين(ع) مى‏فرمايد: «كسى كه براى خدا به برادر خود كمك كند، خدا او را به هنگام نيازمندى پاداش مى‏دهد و بيش از آنچه به ديگران كمك كرده، بلاها را از او دور مى‏سازد».(18)

در حديثى از پيامبر اكرم نقل شده كه: «در مواقع مصيبت و گرفتارى، به ياد مصيبت‏ها و مشكلات ما (پيامبر و اهل بيت) بيفتيد».(19)



1 . قدرت نيمه هوشيار شما، چارلز سيمونز، ترجمه: فريده جمشيدى، تهران: امير كبير، 1381، ص 287.

2 . روان‏شناسى تصوير ذهنى، ماكسول مالتز، ترجمه: مهدى قراچه‏داغى، تهران: شباهنگ، 1373، ص 172.

3 . قدرت نيمه هوشيار شما، ص 54.

4 . همان، ص 59 .

5 . چاره كمرويى، قدرت اراده، دقت، ريموند. دوسن لورال، ترجمه: محمدحسين سرورى، تهران: مهرآيين، 1374، ص 5 .

6 . آيين زندگى، رفع نگرانى و تشويش، ديل كارنگى، ترجمه: محمود آذين‏فر، ص 210.

7 . از ميل به تغيير تا لذت تحقق آن، فرانسواز كوريلسكى ـ بيليار، ترجمه: الهه رضوى، تهران: مديريت صنعتى، 1378، ص 160.

8 . چاره كمرويى، قدرت اراده، دقت، ص 36 ـ 37.

9 . زندگى عاقلانه، آلبرت اليس ـ رابرت هارپر، ترجمه: مهرداد فيروزبخت، تهران: رشد، 1381، ص 163 ـ 164.

10 . نشانه‏هاى فشار روانى در مردان، جورجيا ويتكين، ترجمه: مجتبى جزايرى و مهران اشكانيان، تهران: پيكان، 1381، ص 306 .

11 . فشار روانى: ماهيت، پيشگيرى و سازگارى، مارتين شفر، ترجمه: پروين بلورچى، تهران: پاژنگ، 1367، ص 255.

12 . سوره بلد، آيه 4.

13 . سوره شورا، آيه 30.

14 . فرهنگ سخنان امام حسين(ع)، محمد دشتى، قم: مؤسسه تحقيقاتى اميرالمؤمنين(ع)، 1381، ص 71.

15 . گفتار حكيمانه، مرتضى فريد تنكابنى، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1370، ص 101.

16 . سوره رعد، آيه 28.

17 . گفتار حكيمانه، ص 101.

18 . فرهنگ سخنان امام حسين(ع)، ص 36.

19 . وسائل الشيعة، ج 3، ص 268.