| مجلات >حديث زندگى>شماره 19 |
اصغر هادوى كاشانى
از گشت و گذار در پايگاههاى اطلاعرسانى، اين اعداد و ارقام، عايد صاحب اين قلم شد كه خواندنش خالى از لطف نيست.
1 . بر اساس آمار موجود، 80 درصد برگزيدگان المپيادهاى علمى، در بهترين دانشگاههاى خارج از كشور، جذب شدهاند و از 175 دارنده مدال المپياد در كشور طى دو دهه اخير، حدود 92 درصد آنها به خارج از كشور مهاجرت كردهاند.
بر اساس آمار صندوق بينالمللى پول، ايران، بيشترين مهاجرت تحصيل كردههاى علمى را در ميان 61 كشور جهان داشته است و طى چند سال اخير، 105 هزار ايرانى با تحصيلات عالى به امريكا و 7500 نفر به كانادا رفتهاند و بر اساس پيشبينىهاى صورت گرفته، هم اكنون نزديك به 70 هزار دانشجوى ايرانى در دورههاى دكترى در كشورهاى غربى، مشغول به تحصيلاند.
همچنين بر اساس آمار اداره كل گذرنامه، در مجموع، 5475 نخبه دانشگاهى ايرانى در سال 78 به كشورهاى مختلف، مهاجرت كردهاند و بر اساس آمار وزارت بهداشت، از هر 7 متقاضى خروج از كشور، تنها يك نفر به كشور بازگشته است.(1)
2 . علاوه بر آنچه گفته شد مسائل اقتصادى و درآمدهاى حاصل از مهاجرت دانشجويان، باعث شده كه كشورهاى حوزه خليج فارس (از جمله دبى، شارجه و...) نيز به فكر توسعه دانشگاههاى بينالمللى افتادهاند. گزارشها حكايت از مهاجرت سه هزار دانشجوى ايرانى به دانشگاههاى غيردولتى و تازهتأسيس امارات دارد كه در حال حاضر، با هزينه ساليانه 60 تا 70 ميليون دلار در اين دانشگاهها تحصيل مىكنند. اين در حالى است كه فقط 10 دانشگاه، مورد تأييد وزارت علوم است و 14 دانشگاه ديگر، هنوز به تأييد اين وزارتخانه نرسيدهاند. همانطور كه گفته شد، بر اساس آخرين آمارها نزديك به سه هزار دانشجوى ايرانى در مقاطع مختلف تحصيلى در دانشگاههاى امارات تحصيل مىكنند. اگر متوسط هزينه ساليانه براى هر دانشجو 20 هزار دلار در نظر گرفته شود، در هر سال، حدود 60 ميليون دلار ارز صرفا براى ادامه تحصيل اين افراد در امارات، از كشور خارج مىشود.(2)
3 . در سال 1965، ايرانيان در امريكا تنها 15 هزار نفر بودند و در سال 1980، به 121 هزار نفر رسيدند. دليل عمده اين افزايش اعزام جوانان براى تحصيل، افزايش درآمد سرانه و بورسهاى تحصيلى بود. بيشتر نخبگان فرهنگى ما محصول انفجار درآمدهاى نفتى هستند و ايران از همه كشورها بيشترين دانشجو را به خارج، اعزام مىكرد. تحصيل آنها به تدريج، خانوادههايشان را هم به آنجا كشانيد. تقريبا مانند مهاجرتهاى داخلى كه اعزام سرباز از دهات به شهر، فرصتى بود كه آنها را با شهر، و زندگى شهرى آشنا مىكرد و بعد از اتمام سربازى، نه تنها در شهر مىماندند بلكه خانوادهها را هم به دنبال خود مىكشاندند.
برآوردهاى فعلى، حكايت از حضور 000/800 تا 000/100/1 نفر ايرانى را در امريكا مىدهد. 84 درصد آنها انگليسى را خيلى روانْ حرف مىزنند، 46 درصد آنها حداقل مدرك ليسانس دارند، 43 درصد آنان موقعيتهاى مديريتى سطح بالا و تخصص دارند و حداقل متوسط درآمدى آنها 501/55 دلار است كه بسيار بيشتر از متوسط درآمد ملى امريكايىهاست.(3)
4 . در خلال 25 سال گذشته، بيش از يك ميليون نفر از سرمايههاى انسانى از ايران، خارج و وارد بازار كار كشورهاى توسعهيافته شدهاند. بر اساس برآورد كارشناسان، تنها زيان اقتصادى ناشى از چنين مهاجرتكنندگانى، معادل دو هزار ميليارد دلار و برابر حدود صد سال درآمد نفت كشور است؛ هرچند كه آسيبهاى اصلى يعنى فرهنگى و معنوى آن، قابل محاسبه نيست.
هم اكنون بيش از 150 هزار پزشك و مهندس ايرانى در امريكا زندگى مىكنند و بر اساس مطالعات به عمل آمده، متخصّصان ايرانى مقيم امريكا در مقايسه با ساير همتاهاى خارجى، رتبه نخست درآمد و رتبه دوم تحصيلات بالاتر از ليسانس را دارند.
برابر آمار سال 2002 در امريكا ايرانيان، تحصيلكردهترين گروه جمعيتى را شامل مىشوند و 26% آنها تحصيلاتى معادل كارشناسى ارشد يا دكترا داشتهاند. در همين سال، نفرات اول تا سوم دانشگاه استنفورد ايرانى بودهاند و قابل ذكر است كه بيش از چهار هزار كرسى استادى در دانشگاههاى معتبر جهان در اختيار ايرانيان است.(4)
پديده مهاجرت نخبگان يا فرار مغزها و يا به تعبير يونسكو: «مهاجرت صلاحيتها» منحصر به ايران نيست؛ بلكه پديدهاى است جهانى كه جهان بويژه كشورهاى جنوب و در حال توسعه، به طور جدى و بيش از چهار دهه است كه با آن مواجه هستند و در شرايط امروز جهان و تبديل شدن آن به دهكده جهانى و عصر فراتكنولوژى و جهان ارتباطات و اطلاعات، شتابِ به مراتب بيشترى به خود گرفته است، به گونهاى كه هر ساله، حدود يك ميليون دانشجو در جستجوى تحصيلات عالى به ديگر كشورها هستند.
در ايران پس از انقلاب اسلامى، بسيارى از نخبگان مهاجر، به عشق خدمت و اسلام و نظام، به نداى رهبر انقلاب لبيك گفتند به وطن بازگشتند؛ اما در سالهاى اخير، اين پديده، روند معكوس به خود گرفته و دوباره، رشد تكان دهندهاى داشته است.
اما سؤال اينجاست كه آيا بايد نگاه منفى به اين پديده داشت؟
صاحبنظران علوم اجتماعى معتقدند كه مهاجرت، ذاتا امر مذموم و ناپسندى نيست؛ چرا كه نگاه درست به آن و بهرهگيرى شايسته از توانايىهاى مغزهايى كه صادر مىشود، مىتواند دستاوردها و منافع فراوانى براى كشور در پى داشته باشد و مىتواند در انتقال دانش فنى، انتقال و تبادل دستاوردهاى ارزشمند علمى و فرهنگى و تجارب گرانسنگ ملل و جوامع بشرى، مفيد واقع شود؛ البته به شرطى كه يكسويه نباشد.
نهال انقلاب، در حال رشد و تكامل بود كه به يكباره، جنگى بر آن تحميل شد كه طبق نظر كارشناسان، حدود 29 كشور به گونهاى در آن سهيم بودند. سرمايهگذارىهاى زيربنايى، تكيه بر صنعت مادر، توجه به آموزش و توسعه نيروى انسانى، اشاعه فرهنگ ناب محمدى و... جاى خود را به سرمايهگذارى در امور نظامى داده بود كه بسيار پرهزينه و مصرفى بودند. علاوه بر اين، نرخ رشد جمعيت بالاى 7/3 درصد، تورم و بىكارى، باعث شده بود كه جامعه از لحاظ توليد به پديده شوم «بىكارى ـ تورم» مبتلا شود كه بدترين حالت در اقتصاد است. ثمرات آن دهه جنگ، امروزه، جوانان زيادى است كه جوياى كار و تحصيلاند و كشور ما اين ظرفيت را ندارد. بنابراين، عامل اقتصادى از عوامل بسيار مهم در اين پديده است كه علت آن هم دولتهاى خارجى بودهاند.
قرآن در وصف گروهى از مستضعفان دنيا كه خداوند در قيامت، آنها را نخواهد بخشيد و دوزخى خواهند بود، مىگويد كه فرشتگان، در ردّ بهانهها و استدلالهايشان از آنها مىپرسند: «آيا سرزمين خدا، آن اندازه پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟!»(5)
طبق اين آيه و آيات فراوان ديگر قرآن، اسلام با صراحت دستور مىدهد كه اگر در محيطى به خاطر عواملى نتوانستيد آنچه وظيفه داريد انجام دهيد، به محيط و منطقه امن ديگرى هجرت نماييد؛ زيرا با وسعت جهان هستى: «نتوان مُرد به ذلّت كه در اينجا زادم».
و علت اين دستور، روشن است؛ زيرا اسلام، جنبه منطقهاى ندارد و وابسته و محدود به مكان و محيط معيّنى نيست و به اين ترتيب، علاقههاى افراطى به محيط تولد و زادگاه و ديگر علائق مختلف، از نظر اسلام، نمىتواند مانع از هجرت مسلمانان باشد. لذا مىبينيم در صدر اسلام، همه اين علاقهها به خاطر حفظ و پيشرفت اسلام، بريده شد و به گفته يكى از مورّخان غَرب: «محمد، با هجرت خويش شجرهاى را كه از گوشت و خون خانوادهاش پرورده شده بود، به خاطر پروردگارش قطع كرد و رابطه خود را با قريش بريد».(6)
از اينها گذشته، در ميان همه موجودات زنده، هنگامى كه موجودات خود را در خطر مىبينند، «هجرت» وجود دارد. بسيارى از انسانهاى گذشته، پس از تغيير شرايط جغرافيايى زمين، از زادگاه خود براى ادامه حيات، به نقاط ديگر كوچ كردند. حتى در ميان جانداران ديگر، انواع بسيارى به عنوان مهاجر شناخته شدهاند. بعضى از پرندگان مهاجر حدود 18 هزار كيلومتر پرواز مىنمايند و اين، خود مىرساند كه هجرت، يكى از قوانين جاودانه حيات و زندگى است.
با توجه به نظر اسلام در مورد مهاجرت و با عنايت به عدم امكان تحصيل همه جوانان در ايران به نظر مىرسد.
الف) رويكرد مسئولان به مهاجرت، رويكردى مثبت باشد و به عنوان ارزش منفى در كارنامه نخبگان به حساب نياورند؛ چون بسيارى از اين عزيزان به خاطر علم، بانگ رحيل زدهاند.
ب) بسيارى از مشتاقان علوم اسلامى در گوشه و كنار جهان هستند كه مىتوانيم در اين زمينه، مزيت نسبى كشور را به فعليت رسانيم و با ايجاد امكانات قوى، امكان پذيرايى آنها را داشته باشيم تا اين موازنه، مثبت شده و جوانان زيادى به كشور ما بيايند.
ج) حال كه امكان تحصيل اين عزيزان در ايران نيست، توجه ويژه به توليد نماييم و بخش خصوصى را در اين زمينه، فعال كنيم و از كارهاى خدماتى و دولتى به كارهاى توليدى خصوصى روى آوريم تا امكان جذب تحصيلكردگان را داشته باشيم.
د) آمارها نشان مىدهد عامل سياسى، وزن بسيار كمى در پديده مهاجرت دارد. بنابراين، اين عزيزان را از مخالفان نظام اسلامى ندانيم. آخرين آمارها نشان مىدهد: انگيزه 90 درصد نخبگان «علمى ـ آموزشى» و «رفاهى» است و انگيزههاى سياسى، كمتر از 10 درصد است.(7)
بنابراين، اگر امكان تحصيل و پيشرفت در كشور وجود ندارد، با ايجاد تسهيلات و با نگاهى مهربانانه، آنها را يارى كنيم تا انگيزههاى بازگشت و خدمت به نظامى كه از خون جوانان برومند اين كشور شكل گرفته است در دل آنها جوانه زند.
(كد خبر: 16895)1 . www.baztab.com
(20/6/83) 2 . www.mehrnews.com
3 . Refrence: Demographic data of Iranians in the U.S.A.
4 . www.hengamehshahidy.com
5 . سوره نساء، آيه 97 .
6 . محمد، خاتم پيامبران، جلد 1، (به نقل از: تفسير نمونه، ج 4، ص 90).
(كد خبر: 16895)7 . www.baztab.com