مجلات >حديث زندگى>شماره 19

برنامه‏ريزى تحصيلى

محمد ربّانى‏خواه

بسيارى از دانش‏آموزان (يا حتى دانشجويان)، تحصيل را بار سنگينى بر شانه‏هاى خود مى‏دانند و با وجود تلاش و زحمت فراوان، دائم در ترس و اضطراب به سر مى‏برند و در نهايت هم نتايج خوبى نمى‏گيرند. در مقابل، برخى از دانش‏آموزان با اين كه به تفريحات خود مى‏رسند و از زندگى و تحصيل نيز لذت مى‏برند، در زمينه تحصيل موفق‏ترند. شما نيز در ميان دوستان و اطرافيان خود، ديده و شنيده‏ايد كه گاه دانش‏آموزى چند برابر ديگران زحمت مى‏كشد، اما موفق نيست؛ در صورتى كه فرد ديگرى با تلاش كم‏تر به موفقيت‏هاى بيشترى رسيده است. به راستى، عامل اين تفاوت‏ها را در كجا بايد جست؟ آيا شما نيز چون باور اكثريت، معتقديد كه هوش و استعداد، مهم‏ترين عامل تفاوت است؟

اگر الآن از شما بخواهند كه به فرودگاه برويد و هواپيمايى را به پرواز درآوريد، چه مى‏كنيد؟ اين كار را مى‏كنيد يا مى‏گوييد هوش و استعداد اين كار را نداريد؟ مسلما خواهيد گفت: «چون با فنون خلبانى آشنا نيستم، اين كار را نمى‏كنم» و انجام ندادن اين كار را نشانه ضعف استعداد و توانايى خود نخواهيد دانست. پس چگونه است كه در امر تحصيل، بدون داشتن اطلاعات لازم درباره شيوه صحيح مطالعه و يادگيرى، به تحصيل خود ادامه مى‏دهيد و يا خود را فاقد توانايى لازم براى موفقيت در تحصيل مى‏دانيد؟ مگر نه اين است كه موفقيت در تحصيل، نشانه رشد كافى در مهارت‏هاى تحصيلى است و مهارت، آموختنى است نه ذاتى؟

بنابراين همان‏گونه كه نداشتن دانش پرواز، نشانه كمى استعداد نيست، نمى‏توان افت تحصيلى را نيز علامت ناتوانى در تحصيل دانست. پژوهش‏هاى علمى در زمينه يادگيرى، حكايت از آن دارند كه عامل اصلى در موفقيت تحصيلى دانش‏آموزان، نگرش و شيوه كار آنهاست، نه بهره هوشى و ميزان استعداد. افزون بر اين، تحقيقات جديد نشان داده‏اند كه رفتارهاى هوشمندانه كه پيش از اين تصوّر مى‏شد فقط از طريق ژنتيك و وراثت منتقل مى‏شوند نيز قابل آموزش و يادگيرى‏اند.(1)

مشكل، اين‏جاست كه دانش‏آموزان، تصوّر مى‏كنند پس از چندين سال تحصيل، بر اثر به دست آوردن تجربه، به شيوه صحيح مطالعه، دست يافته‏اند و با اين باور، كاستى‏هاى خود را در تحصيل به عوامل ديگرى همچون استعداد، امكانات، شرايط و شانس مرتبط مى‏دانند ! درحالى‏كه استفاده از تجارب مثبت و منفى در صورتى امكان‏پذير خواهد بود كه دانش‏آموزان بفهمند چگونه بايد ياد بگيرند تا بتوانند يادگيرى خود را كنترل، ارزشيابى و هدايت كنند. بنابراين، دانستن شيوه و اصول يادگيرى، مهم‏ترين نياز دانش‏آموزان است كه متأسفانه جاى آن در نظام آموزشى، خالى است.

بنابراين در بررسى عوامل و موانع موفقيت در تحصيل، مهم‏ترين مسئله، شيوه نگرش و عملكرد دانش‏آموزان است. اما يكى از پيچيدگى‏هاى فرايند تحصيل، دورهايى است كه نمى‏توان علت و معلول را در آنها از هم تفكيك نمود؛ زيرا در يك دور (حلقه) علت و معلول، مرتب، جاى خود را به هم داده، در جهت تقويت هم حركت مى‏كنند. به عنوان مثال، استرس و اضطراب يكى از مشكلات گريبانگير دانش‏آموزان است؛ اما نمى‏توان مشخص كرد كه اضطراب، علت است يا معلول؛ زيرا عدم توانايى در يادگيرى، اضطراب‏زا است و وجود اضطراب، خود، مانعى جدى بر سر راه يادگيرى به شمار مى‏آيد و در اين دور منفى هرچه پيش مى‏رويم، زمينه افت تحصيلى، بيشتر فراهم مى‏آيد.

با آگاهى از وجود چنين دورهايى مى‏توان برنامه‏هاى سازنده‏اى را پى ريخت و هدف اين نوشتار نيز نشان دادن دور مثبت يادگيرى و موفقيت تحصيلى است تا با قرار گرفتن در آن، بتوان در مسير پيشرفت قرار گرفت. شروع اين حركت و افتادن در اين مسير، نياز به يك موتور قوى و هميشگى دارد و برنامه‏ريزى، موتور جلوبرنده اين حركت مثبت است. برنامه‏ريزى تحصيلى هر فرد، نشان دهنده نگرش و شيوه برخورد او با «يادگيرى» است كه در صورت آشنايى با اصول آن، مؤثرترين راه براى موفقيت در تحصيل است.

متأسفانه بيشتر دانش‏آموزان، برنامه‏اى براى تحصيل ندارند و حتى عده‏اى تصوّر مى‏كنند كه چون شديدا سرگرم تحصيل‏اند، ديگر فرصتى براى برنامه‏ريزى ندارند! غافل از اين كه نقش برنامه‏ريزى در تحصيل، مانند نقش تيز كردن تبر در نجّارى است. برنامه مناسب، نقشه‏اى است كه در مسير پر پيچ و خم تحصيل، هدايت شما را بر عهده مى‏گيرد و افزون بر اين كه مسير موفقيت را هموار مى‏سازد، موجب صرفه‏جويى در وقت و هزينه نيز مى‏شود؛ زمان مطالعه را كاهش مى‏دهد؛ بر مدت نگهدارى مطالب در حافظه مى‏افزايد و توان يادآورى مطالب را دو چندان مى‏كند. از همين‏رو، در مواقعى كه از نظر زمانى در تنگنا هستيد، برنامه‏ريزى، فوريت و اهميت بيشترى مى‏يابد.

برنامه مناسب تحصيلى با بهره‏گيرى از اصول يادگيرى و با توجه به نيازها و روحيات تنظيم مى‏شود و در حين اجرا نيز با بررسى ضعف‏ها و خطاها به تكامل مى‏رسد. البته برنامه‏ريزى، نوعى مهارت است كه با تجربه و پشتكار قوت مى‏يابد. مناسب‏تر اين است كه پيش از آشنايى با اصول برنامه‏ريزى تحصيلى، درباره اصول صحيح مطالعه و يادگيرى اطلاعاتى به دست آوريد؛ اگر چه در بررسى اصول برنامه‏ريزى، هرجا كه لازم بوده از اين اصول استفاده شده است. اكنون نوبت آن است كه با بررسى اصول برنامه‏ريزى، مديريت تحصيلى خود را به عهده بگيريد.

اصول برنامه‏ريزى تحصيلى

1 . نوشتن برنامه

برنامه بايد مكتوب باشد تا بتوان درباره آن بحث و بررسى كرد و به نتايج مطلوب رسيد. برنامه مكتوب، افزون بر اين كه تجارب مكتوب را در اختيار ما مى‏گذارد، قدرت تمركز، اعتماد به نفس، تسلّط بر امور، نظم، پيگيرى و كنترل را نيز به ارمغان مى‏آورد. برنامه‏ريزى كردن به صورت صرفا ذهنى و يا اين تصور كه: «چون هر روز، مشابه روزهاى ديگر است، پس برنامه تغيير نمى‏كند تا احتياجى به برنامه جديد داشته باشيم»، اولين مانع بر سر راه موفقيت است.

البته از آن‏جايى كه روحيات، تفكرات و نيازهاى هر فرد با ديگرى متفاوت است و هر كس خود، بهتر از ديگران به ويژگى‏ها و نقاط ضعف و قوت خود واقف است، برنامه‏ريزى بايد حتما به دست خودتان صورت گيرد. اين كار از لحاظ روانى نيز انگيزه لازم را براى اجراى برنامه و تلاش بيشتر به وجود مى‏آورد. البته تهيه برنامه مناسب در اولين قدم، بدون اشكال نخواهد بود و ممكن است نتايج مطلوب، فورى به دست نيايند كه اين، به هيچ وجه نشانه كمى استعداد و توانايى شما و يا ناكارآمد بودن برنامه‏ريزى نيست؛ بلكه رسيدن به موفقيت، نياز مُبرم به صبر و پشتكار دارد.

2 . تعيين هدف

پايه برنامه‏ريزى، تعيين هدف است؛ زيرا برنامه‏ريزى، ترسيم مسير براى رسيدن به هدف است و اگر هدفْ مشخص نباشد، برنامه‏ريزى معنا ندارد؛ مانند راننده‏اى كه نقشه دارد اما نمى‏داند بايد به كجا برود. زيربناى هدف هم «خودشناسى» است. هدفى كه با واقع‏بينى و شناخت از استعدادها و توانايى‏ها انتخاب شده باشد، ايمان رسيدن به آن را به ارمغان مى‏آورد و داشتن ايمان به هدف، تمام قواى انسان را سازماندهى و مهيا مى‏كند و در مواقع سختى و بروز مشكلات، مانع دو دلى و بازماندن در راه مى‏شود. از اين‏رو، هدف را مى‏توان روحِ: انگيزه، اعتماد به نفس، اراده و پشتكار دانست.

نقش «تعيين اهداف» در برنامه‏ريزى تحصيلى، بسيار تعيين كننده است؛ زيرا دانستن هدف از مطالعه، افزون بر اين كه به برنامه‏ريزى، روح و هدفمندى مى‏بخشد، مستقيما بر شكل استفاده از كلاس و يادگيرى تأثير مى‏گذارد. بسيارى تصور مى‏كنند كه مى‏دانند براى چه درس مى‏خوانند، اما اگر بهتر به مفهوم هدف توجه كنند، متوجه مى‏شوند كه اغلب مشكلات تحصيلى از جمله زوال انگيزه، سردرگمى در كارها و غافل بودن از زمان، ناشى از نداشتن هدف صحيح است.

كوته‏بينى و خطا در تعيين اهداف، نشانه عدم شناخت صحيح از توانايى‏ها و استعدادهاى خدادادى است و از آن‏جا كه توان هر كس، متناسب با هدف اوست، بايد بلند همت بود و اهداف بزرگ را نشانه گرفت؛ اما رسيدن به اهداف بزرگ را بايد از جايى كوچك شروع كرد و مرحله به مرحله پيش رفت. در اين صورت، احساس دائمىِ موفقيت و پيشرفت، موجب افزايش توان و انگيزه براى رسيدن به هدف مى‏گردد.

براى اين‏كه اهداف بتوانند نقش مؤثر خود را در پيشرفت شما ايفا كنند بايد آنها را روى كاغذ بياوريد و با تفكر روى آنها اطمينان پيدا كنيد كه مى‏توانيد به آن دست يابيد. براى اين كار در كنار اهدافتان، وظايفى را كه بايد انجام دهيد تا به آن اهداف برسيد نيز، يادداشت كنيد و تا مدتى هر روز درباره آنها بينديشيد تا علاوه بر به دست آوردن انگيزه مجدد، اين اهداف به صورت ملكه ذهنى درآمده و در ضمير ناخودآگاه شما ثبت شوند.

3 . تنظيم برنامه

تنظيم برنامه، كاربردى‏ترين قسمت برنامه‏ريزى تحصيلى است و روش مناسب آن، تنظيم برنامه براى يك هفته است. اين كار سبب مى‏شود در ارزيابى و اصلاح برنامه به جمع‏بندى بهترى از نتايج كار خود برسيد؛ زيرا در بررسى برنامه يك روز نمى‏توان به نتيجه قاطع و مطمئنى رسيد. چون هميشه اين احتمال وجود دارد كه مشكلات غيرمنتظره، مانع عمل به بعضى از برنامه‏ها شود؛ اما با جبران اين كاستى‏ها در طول هفته مى‏توان به يك نتيجه منطقى از عملكرد خود رسيد. البته در تنظيم برنامه هفته، براى هر روز، برنامه جداگانه‏اى در نظر گرفته مى‏شود و نتايج آن نيز به طور جداگانه ثبت مى‏گردد. همچنين مى‏توان از عملكرد هر روز خود نيز مطلع شد؛ امّا كار تنظيم و ارزيابى برنامه، بهتر است به صورت هفتگى انجام گيرد.

يك برنامه تحصيلى مناسب بايد داراى ويژگى‏هاى خاصى باشد و اين توانايى را داشته باشد كه افزون بر برنامه‏ريزى و كنترل عملكرد، نقاط ضعف و قوت را به درستى نشان دهد و با ايجاد انگيزه لازم، راه اصلاح و پيشرفت را فراهم سازد. از آن‏جا كه هدف اين نوشتار، ارائه مباحث نظرى در يك قالب عملى است، به‏جاى تفصيل درباره ويژگى‏هاى برنامه مناسب، با تهيه جدولى كه برگرفته از اصول برنامه‏ريزى و مطالعه ثمربخش است، امكان تنظيم يك برنامه مناسب، فراهم آمده است. اين برنامه كه نمونه‏اى از آن را ملاحظه مى‏كنيد از سه بخش مستقل، ولى كاملاً مرتبط، تشكيل شده است.

اكنون با دانستن وظايف خود در تحصيل، قسمت اول جدول فوق را براى هفته آينده تكميل كنيد. براى استفاده بهتر از برنامه، مناسب‏تر اين است كه از سه رنگ خودكار استفاده كنيد. با خودكار مشكى، ساعات پيشْ‏مطالعه و با خودكار آبى، ساعات مطالعه و با خودكار قرمز، ساعات مرور را بنويسيد. مثلاً اگر برنامه درس فيزيك در روزهاى يك‏شنبه و سه‏شنبه قرار دارد، مى‏توانيد به صورت زير عمل كنيد.

در روزهاى شنبه و دوشنبه هر كدام 15 دقيقه پيشْ‏مطالعه، در روزهاى يك‏شنبه و سه‏شنبه، دو ساعت مطالعه و در روزهاى دوشنبه و چهارشنبه، 15 دقيقه مرور پيش‏بينى مى‏كنيد كه جمع آن در طول هفته، پنج ساعت مى‏شود. همچنين بايد در برنامه هفته آينده، پنج هفته بعد (يك هفته + يك ماه)، 21 هفته بعد (يك هفته + يك ماه + چهار ماه) و... زمانى را براى مرور درس اين هفته قرار دهيد. براى اين كار، شماره صفحه خلاصه‏نويسى شده را در هفته‏هاى مورد نظر در سالنامه شخصى خود ثبت كنيد تا در برنامه‏ريزى هفتگى آن هفته‏ها از آن غافل نشويد. با يك نگاه به اين جدول مى‏توانيد مقدار ساعتى را كه براى هر روز و يا هر درس در طول هفته بايد صرف كنيد را ببينيد و همچنين از ميزان پيشْ‏مطالعه، مطالعه و مرور خود، مطلع شويد.

4 . اجراى برنامه

دانستن برنامه‏ريزى و شيوه مطالعه ثمربخش تا زمانى كه به آن عمل نشود هيچ سودى نخواهد داشت ؛ زيرا شرط رسيدن به موفقيت، توانايى در عمل است. بنابراين بايد مسئوليت خود را بپذيريد و نشان دهيد مى‏توانيد خود را اداره كنيد. براى اين كه بيشترين بهره را از مطالعه ببريد لازم است چند نكته را رعايت كنيد: نخست اين كه روز خود را خوب آغاز كنيد. اگر روز را با خستگى، خواب‏آلودگى و عجله شروع كنيد، نبايد توقع داشته باشيد كه در طول روز، بدون فشار و با آرامش به كارهاى خود برسيد. براى اين منظور، شب به موقع بخوابيد تا صبح، بانشاط برخيزيد. آبى به صورت بزنيد و كمى نرمش كنيد و بعد از نماز، به اهداف و وظايف خود در روز جارى، فكر كنيد. اين كار، علاوه بر اين كه ايجاد انگيزه مى‏كند، سبب مى‏شود ذهن براى انجام دادن تكاليف، آمادگى لازم را بيابد تا در طول روز، دچار سردرگمى و غفلت نشود.

مطالعه و فهم مطلب، نياز به داشتن آرامش و قرار داشتن در شرايط روحى و جسمى مناسب دارد و از آن‏جايى كه سطح فعاليت و برانگيختگى ذهنى در ساعات مختلف روز بسته به عادات تغذيه، خواب و حالات روحى و جسمى فرق مى‏كند، بايد سعى كنيد تا ساعات مطالعه خود را در بهترين شرايط روحى و جسمى قرار دهيد و امور روزانه و غير مهم را به ساعاتى كه از انرژى كمترى برخورداريد موكول كنيد. همچنين در شروع مطالعه، مقدار مطالعه و زمان انجام دادن آن را مشخص كنيد ؛ زيرا ذهن، مراحل انجام دادن هر كارى را در مدت زمانى كه در اختيار دارد تنظيم مى‏كند و اگر مدت آن تعيين نشود و يا بيش از حد معمول باشد، مطالعه، نتيجه مطلوب را نمى‏دهد و به خستگى نيز مى‏انجامد. مثلاً در شب امتحان معمولاً سرعت مطالعه به بالاترين حد خود مى‏رسد و اين بدين سبب است كه ذهن مى‏داند ديگر فرصتى براى مطالعه طولانى نيست و بايد كار را جمع كند.

معمولاً برنامه آن‏گونه كه پيش‏بينى مى‏شود، به اجرا در نمى‏آيد؛ زيرا نمى‏توان از حوادث پيش‏بينى نشده، مزاحمت‏هاى ناخواسته و حالات روحى نامطلوب جلوگيرى كرد؛ اما اينها نبايد موجب دورى از مسير برنامه شود. فقط لازم است با كمى انعطاف‏پذيرى و جابه‏جايى وظايف، زيان‏ها، آسيب‏ها و آفت‏ها را به حداقل رساند. البته داشتن نظم، كليدى‏ترين نياز براى اجراى برنامه است؛ اما بايد مرز بين نظم داشتن و خشك بودن را درك كرد تا گرفتار مطالعه خسته كننده و بى‏حاصل نشد. براى كسب حالات روحى مطلوب، بايد از زندگى و تحصيل خود لذت بُرد و براى اين منظور بايد برخى امور را كه به نوعى به ما روحيه مى‏دهد (از جمله تفريحات سالم) را در زمان‏هايى كه نمى‏توان مطالعه كرد، انجام داد.

هنگام شروع مطالعه از وررفتن و تميز كردن ميز مطالعه و اطراف بپرهيزيد؛ زيرا انجام دادن كارهاى كوچك و متفرقه يكى از راه‏هاى به تأخير انداختن مطالعه است. اگر هم واقعا نياز به مرتب كردن داريد، ابتدا نيم ساعت مطالعه كنيد و بعد به اين امور برسيد. در بين ساعت‏هاى مطالعه، بايد زمانى را براى استراحت قرار دهيد تا شادابى و نشاط خود را از دست ندهيد و بهترين استراحت براى بدن انسان، چند نفس عميق در هواى آزاد و كمى نرمش است. همچنين ترتيب مطالعه درس‏ها بايد به گونه‏اى باشد كه دروس مشابه، پشت سر هم قرار نگيرد تا با نوعى تنوع در مطالعه مواجه باشيم. هميشه سعى كنيد از برنامه جلو باشيد، تا افزون بر به دست آوردن اعتماد به نفس، از نظر فكرى نيز دچار تشويش نشويد. در طول روز، هر قدر را كه مطالعه كرديد، در قسمت عملكرد برنامه كه زير خط نقطه‏چين ساعات پيش‏بينى است، يادداشت كنيد.

5 . كنترل و ارزيابى

هدف از برنامه‏ريزى، قرار گرفتن در مسير پيشرفت و تكامل است و اين، ممكن نخواهد بود مگر با شناخت بهتر از ضعف‏ها و قوت‏ها، تا با اصلاح ضعف‏ها و تقويت قوت‏ها بتوان در مسير پيشرفت قرار گرفت و اين مهم، با كنترل و ارزيابى برنامه به دست مى‏آيد. بايد توجّه داشت كه همه ما داراى نقاط ضعف و قوت هستيم، اما اغلب به آنها آگاهى نداريم و اين، امتياز بزرگى است كه كسى بتواند نقاط ضعف و اشتباهات خود را بشناسد تا با اين شناخت، فرصت بهبود و اصلاح را به دست آورد.

همان گونه كه كنترل و ارزيابى بر اساس برنامه تنظيمى و عملكرد آن صورت مى‏گيرد، تنظيم برنامه بعدى نيز بر اساس كنترل و ارزيابى برنامه پيشين انجام مى‏گيرد. از اين رو، كنترل و ارزيابى برنامه، چيزى مستقل از برنامه نيست و تنها براى خودشناسى صورت نمى‏گيرد؛ بلكه زنجيره‏اى بين برنامه‏هاى هفتگى به وجود مى‏آورد كه در صورت رعايت اصول آن، به نتايج بسيار مطلوبى مى‏انجامد و ناخواسته در شما انگيزه‏اى براى پيشرفت به وجود مى‏آورد.

از سه قسمت جدول، برنامه قسمت اوّل (كه مربوط به تنظيم برنامه و ثبت عملكرد آن بود)، انجام گرفته است. اكنون بايد با تكميل دو قسمت باقيمانده، به يك جمع‏بندى از نتايج كار رسيد. قسمت دوم جدول بر اساس نتايج قسمت اوّل تكميل مى‏شود؛ يعنى جمع ساعات پيش‏بينى و عملكرد خود را در پيشْ‏مطالعه، مطالعه و مرور در قسمت مربوط مى‏نويسيد تا بدانيد كه در كدام قسمت، بهتر عمل كرده‏ايد و در كدام قسمت، از خود، ضعف نشان داده‏ايد و بايد در هفته بعد، آن را جبران كنيد. سپس با توجه به جمع كل ساعات پيش‏بينى و ساعات عملكرد خود در هفته، نمره خود را با فرمول داده شده، محاسبه كنيد.

اگر ساعات پيش‏بينى و ساعات عملكرد شما يكى باشد، اين نمره برابر ساعات عملكرد شما خواهد بود و هرچه عملكرد شما از ساعات پيش‏بينى، كمتر باشد، نمره، كمتر مى‏شود؛ مثلاً اگر عملكرد شما 18 ساعت باشد و پيش‏بينى نيز 18 ساعت بوده است، نمره شما 18 مى‏شود؛ ولى اگر عملكرد، همان 18 ساعت باشد اما پيش‏بينى 24 ساعت بوده، نمره به 5/13 كاهش مى‏يابد. پس براى بالا رفتن نمره، نخست بايد سعى كنيد كاملاً به ساعات پيش‏بينى عمل كنيد. البته ممكن است در ابتدا به علت عدم شناخت از ميزان مطالعه خود، پيش‏بينى شما بيشتر يا كمتر از عملكردتان باشد؛ اما بعد از دو يا سه هفته، به توان خود پى مى‏بريد و برنامه خود را بر اساس آن تنظيم مى‏كنيد.

حالا بايد سعى كنيد كه به صورت تدريجى، نمره خود را افزايش دهيد؛ مثلاً اگر متوسط نمره شما 18 باشد، برنامه‏ريزى هفته آينده را بر مبناى كسب نمره 20 انجام دهيد. البته توجّه داشته باشيد كه ملاك شما براى بالا بردن نمره هفته آينده، تنها نمره اين هفته نيست؛ بلكه متوسط نمره شماست؛ زيرا ممكن است به دلايل خاص، نمره شما در اين هفته، بالا يا پايين رفته باشد. به عنوان مثال ممكن است متوسط نمره شما 22 باشد، اما اين هفته به دليل مشكلاتى نتوانسته‏ايد به برنامه عمل كنيد و نمره شما 12 شده است و يا به دليل تكاليف ويژه و يا امتحانى خاص، نمره شما به 32 هم رسيده باشد؛ اما خودتان هم تشخيص مى‏دهيد كه اين وضعيتْ استثنايى است و نبايد ملاك برنامه آينده قرار گيرد.

آخرين قسمت برنامه، ارزشيابى آن است، در اين قسمت بايد با تفكر و بررسى بر نحوه اجراى برنامه، نقاط قوت و ضعف خود را بيابيد. مثلاً ممكن است نقاط قوت اين هفته شما استفاده از كتابخانه، سحرخيزى و... باشد و يا نقاط ضعف شما استفاده بى‏رويه از تلويزيون و يا وقت‏گذرانى با يكى از دوستانتان باشد. اين موارد را در قسمت سوم جدول برنامه‏ريزى يادداشت كنيد و زير آنها فرصت‏هاى به وجود آمده از نقاط قوت و تهديدهاى موجود از نقاط ضعف را يادداشت كنيد.

در پايان با توجّه به نقاط قوت و ضعف خود، يك تصميم راهبردى براى هفته آينده بگيريد؛ مثلاً تصميم بگيريد كه از اين پس، صبح‏ها يك ساعت زودتر بيدار شويد و يا استفاده از تلويزيون را محدود كنيد. اين تصميم راهبردى كه برآمده از نقاط ضعف و قوت شما در برنامه اين هفته بوده است، مى‏تواند مبنايى براى برنامه‏ريزى هفته آينده بوده و بهبود كمى و كيفى مناسبى را در مسير پيشرفتتان به ارمغان آورد.



1 . روش‏هاى يادگيرى و مطالعه، على‏اكبر سيف، تهران: نشر دوران، 1376، ص 62.