| مجلات >حديث زندگى>شماره 19 |
محمد ربّانىخواه
بسيارى از دانشآموزان (يا حتى دانشجويان)، تحصيل را بار سنگينى بر شانههاى خود مىدانند و با وجود تلاش و زحمت فراوان، دائم در ترس و اضطراب به سر مىبرند و در نهايت هم نتايج خوبى نمىگيرند. در مقابل، برخى از دانشآموزان با اين كه به تفريحات خود مىرسند و از زندگى و تحصيل نيز لذت مىبرند، در زمينه تحصيل موفقترند. شما نيز در ميان دوستان و اطرافيان خود، ديده و شنيدهايد كه گاه دانشآموزى چند برابر ديگران زحمت مىكشد، اما موفق نيست؛ در صورتى كه فرد ديگرى با تلاش كمتر به موفقيتهاى بيشترى رسيده است. به راستى، عامل اين تفاوتها را در كجا بايد جست؟ آيا شما نيز چون باور اكثريت، معتقديد كه هوش و استعداد، مهمترين عامل تفاوت است؟
اگر الآن از شما بخواهند كه به فرودگاه برويد و هواپيمايى را به پرواز درآوريد، چه مىكنيد؟ اين كار را مىكنيد يا مىگوييد هوش و استعداد اين كار را نداريد؟ مسلما خواهيد گفت: «چون با فنون خلبانى آشنا نيستم، اين كار را نمىكنم» و انجام ندادن اين كار را نشانه ضعف استعداد و توانايى خود نخواهيد دانست. پس چگونه است كه در امر تحصيل، بدون داشتن اطلاعات لازم درباره شيوه صحيح مطالعه و يادگيرى، به تحصيل خود ادامه مىدهيد و يا خود را فاقد توانايى لازم براى موفقيت در تحصيل مىدانيد؟ مگر نه اين است كه موفقيت در تحصيل، نشانه رشد كافى در مهارتهاى تحصيلى است و مهارت، آموختنى است نه ذاتى؟
بنابراين همانگونه كه نداشتن دانش پرواز، نشانه كمى استعداد نيست، نمىتوان افت تحصيلى را نيز علامت ناتوانى در تحصيل دانست. پژوهشهاى علمى در زمينه يادگيرى، حكايت از آن دارند كه عامل اصلى در موفقيت تحصيلى دانشآموزان، نگرش و شيوه كار آنهاست، نه بهره هوشى و ميزان استعداد. افزون بر اين، تحقيقات جديد نشان دادهاند كه رفتارهاى هوشمندانه كه پيش از اين تصوّر مىشد فقط از طريق ژنتيك و وراثت منتقل مىشوند نيز قابل آموزش و يادگيرىاند.(1)
مشكل، اينجاست كه دانشآموزان، تصوّر مىكنند پس از چندين سال تحصيل، بر اثر به دست آوردن تجربه، به شيوه صحيح مطالعه، دست يافتهاند و با اين باور، كاستىهاى خود را در تحصيل به عوامل ديگرى همچون استعداد، امكانات، شرايط و شانس مرتبط مىدانند ! درحالىكه استفاده از تجارب مثبت و منفى در صورتى امكانپذير خواهد بود كه دانشآموزان بفهمند چگونه بايد ياد بگيرند تا بتوانند يادگيرى خود را كنترل، ارزشيابى و هدايت كنند. بنابراين، دانستن شيوه و اصول يادگيرى، مهمترين نياز دانشآموزان است كه متأسفانه جاى آن در نظام آموزشى، خالى است.
بنابراين در بررسى عوامل و موانع موفقيت در تحصيل، مهمترين مسئله، شيوه نگرش و عملكرد دانشآموزان است. اما يكى از پيچيدگىهاى فرايند تحصيل، دورهايى است كه نمىتوان علت و معلول را در آنها از هم تفكيك نمود؛ زيرا در يك دور (حلقه) علت و معلول، مرتب، جاى خود را به هم داده، در جهت تقويت هم حركت مىكنند. به عنوان مثال، استرس و اضطراب يكى از مشكلات گريبانگير دانشآموزان است؛ اما نمىتوان مشخص كرد كه اضطراب، علت است يا معلول؛ زيرا عدم توانايى در يادگيرى، اضطرابزا است و وجود اضطراب، خود، مانعى جدى بر سر راه يادگيرى به شمار مىآيد و در اين دور منفى هرچه پيش مىرويم، زمينه افت تحصيلى، بيشتر فراهم مىآيد.
با آگاهى از وجود چنين دورهايى مىتوان برنامههاى سازندهاى را پى ريخت و هدف اين نوشتار نيز نشان دادن دور مثبت يادگيرى و موفقيت تحصيلى است تا با قرار گرفتن در آن، بتوان در مسير پيشرفت قرار گرفت. شروع اين حركت و افتادن در اين مسير، نياز به يك موتور قوى و هميشگى دارد و برنامهريزى، موتور جلوبرنده اين حركت مثبت است. برنامهريزى تحصيلى هر فرد، نشان دهنده نگرش و شيوه برخورد او با «يادگيرى» است كه در صورت آشنايى با اصول آن، مؤثرترين راه براى موفقيت در تحصيل است.
متأسفانه بيشتر دانشآموزان، برنامهاى براى تحصيل ندارند و حتى عدهاى تصوّر مىكنند كه چون شديدا سرگرم تحصيلاند، ديگر فرصتى براى برنامهريزى ندارند! غافل از اين كه نقش برنامهريزى در تحصيل، مانند نقش تيز كردن تبر در نجّارى است. برنامه مناسب، نقشهاى است كه در مسير پر پيچ و خم تحصيل، هدايت شما را بر عهده مىگيرد و افزون بر اين كه مسير موفقيت را هموار مىسازد، موجب صرفهجويى در وقت و هزينه نيز مىشود؛ زمان مطالعه را كاهش مىدهد؛ بر مدت نگهدارى مطالب در حافظه مىافزايد و توان يادآورى مطالب را دو چندان مىكند. از همينرو، در مواقعى كه از نظر زمانى در تنگنا هستيد، برنامهريزى، فوريت و اهميت بيشترى مىيابد.
برنامه مناسب تحصيلى با بهرهگيرى از اصول يادگيرى و با توجه به نيازها و روحيات تنظيم مىشود و در حين اجرا نيز با بررسى ضعفها و خطاها به تكامل مىرسد. البته برنامهريزى، نوعى مهارت است كه با تجربه و پشتكار قوت مىيابد. مناسبتر اين است كه پيش از آشنايى با اصول برنامهريزى تحصيلى، درباره اصول صحيح مطالعه و يادگيرى اطلاعاتى به دست آوريد؛ اگر چه در بررسى اصول برنامهريزى، هرجا كه لازم بوده از اين اصول استفاده شده است. اكنون نوبت آن است كه با بررسى اصول برنامهريزى، مديريت تحصيلى خود را به عهده بگيريد.
برنامه بايد مكتوب باشد تا بتوان درباره آن بحث و بررسى كرد و به نتايج مطلوب رسيد. برنامه مكتوب، افزون بر اين كه تجارب مكتوب را در اختيار ما مىگذارد، قدرت تمركز، اعتماد به نفس، تسلّط بر امور، نظم، پيگيرى و كنترل را نيز به ارمغان مىآورد. برنامهريزى كردن به صورت صرفا ذهنى و يا اين تصور كه: «چون هر روز، مشابه روزهاى ديگر است، پس برنامه تغيير نمىكند تا احتياجى به برنامه جديد داشته باشيم»، اولين مانع بر سر راه موفقيت است.
البته از آنجايى كه روحيات، تفكرات و نيازهاى هر فرد با ديگرى متفاوت است و هر كس خود، بهتر از ديگران به ويژگىها و نقاط ضعف و قوت خود واقف است، برنامهريزى بايد حتما به دست خودتان صورت گيرد. اين كار از لحاظ روانى نيز انگيزه لازم را براى اجراى برنامه و تلاش بيشتر به وجود مىآورد. البته تهيه برنامه مناسب در اولين قدم، بدون اشكال نخواهد بود و ممكن است نتايج مطلوب، فورى به دست نيايند كه اين، به هيچ وجه نشانه كمى استعداد و توانايى شما و يا ناكارآمد بودن برنامهريزى نيست؛ بلكه رسيدن به موفقيت، نياز مُبرم به صبر و پشتكار دارد.
پايه برنامهريزى، تعيين هدف است؛ زيرا برنامهريزى، ترسيم مسير براى رسيدن به هدف است و اگر هدفْ مشخص نباشد، برنامهريزى معنا ندارد؛ مانند رانندهاى كه نقشه دارد اما نمىداند بايد به كجا برود. زيربناى هدف هم «خودشناسى» است. هدفى كه با واقعبينى و شناخت از استعدادها و توانايىها انتخاب شده باشد، ايمان رسيدن به آن را به ارمغان مىآورد و داشتن ايمان به هدف، تمام قواى انسان را سازماندهى و مهيا مىكند و در مواقع سختى و بروز مشكلات، مانع دو دلى و بازماندن در راه مىشود. از اينرو، هدف را مىتوان روحِ: انگيزه، اعتماد به نفس، اراده و پشتكار دانست.
نقش «تعيين اهداف» در برنامهريزى تحصيلى، بسيار تعيين كننده است؛ زيرا دانستن هدف از مطالعه، افزون بر اين كه به برنامهريزى، روح و هدفمندى مىبخشد، مستقيما بر شكل استفاده از كلاس و يادگيرى تأثير مىگذارد. بسيارى تصور مىكنند كه مىدانند براى چه درس مىخوانند، اما اگر بهتر به مفهوم هدف توجه كنند، متوجه مىشوند كه اغلب مشكلات تحصيلى از جمله زوال انگيزه، سردرگمى در كارها و غافل بودن از زمان، ناشى از نداشتن هدف صحيح است.
كوتهبينى و خطا در تعيين اهداف، نشانه عدم شناخت صحيح از توانايىها و استعدادهاى خدادادى است و از آنجا كه توان هر كس، متناسب با هدف اوست، بايد بلند همت بود و اهداف بزرگ را نشانه گرفت؛ اما رسيدن به اهداف بزرگ را بايد از جايى كوچك شروع كرد و مرحله به مرحله پيش رفت. در اين صورت، احساس دائمىِ موفقيت و پيشرفت، موجب افزايش توان و انگيزه براى رسيدن به هدف مىگردد.
براى اينكه اهداف بتوانند نقش مؤثر خود را در پيشرفت شما ايفا كنند بايد آنها را روى كاغذ بياوريد و با تفكر روى آنها اطمينان پيدا كنيد كه مىتوانيد به آن دست يابيد. براى اين كار در كنار اهدافتان، وظايفى را كه بايد انجام دهيد تا به آن اهداف برسيد نيز، يادداشت كنيد و تا مدتى هر روز درباره آنها بينديشيد تا علاوه بر به دست آوردن انگيزه مجدد، اين اهداف به صورت ملكه ذهنى درآمده و در ضمير ناخودآگاه شما ثبت شوند.
تنظيم برنامه، كاربردىترين قسمت برنامهريزى تحصيلى است و روش مناسب آن، تنظيم برنامه براى يك هفته است. اين كار سبب مىشود در ارزيابى و اصلاح برنامه به جمعبندى بهترى از نتايج كار خود برسيد؛ زيرا در بررسى برنامه يك روز نمىتوان به نتيجه قاطع و مطمئنى رسيد. چون هميشه اين احتمال وجود دارد كه مشكلات غيرمنتظره، مانع عمل به بعضى از برنامهها شود؛ اما با جبران اين كاستىها در طول هفته مىتوان به يك نتيجه منطقى از عملكرد خود رسيد. البته در تنظيم برنامه هفته، براى هر روز، برنامه جداگانهاى در نظر گرفته مىشود و نتايج آن نيز به طور جداگانه ثبت مىگردد. همچنين مىتوان از عملكرد هر روز خود نيز مطلع شد؛ امّا كار تنظيم و ارزيابى برنامه، بهتر است به صورت هفتگى انجام گيرد.
يك برنامه تحصيلى مناسب بايد داراى ويژگىهاى خاصى باشد و اين توانايى را داشته باشد كه افزون بر برنامهريزى و كنترل عملكرد، نقاط ضعف و قوت را به درستى نشان دهد و با ايجاد انگيزه لازم، راه اصلاح و پيشرفت را فراهم سازد. از آنجا كه هدف اين نوشتار، ارائه مباحث نظرى در يك قالب عملى است، بهجاى تفصيل درباره ويژگىهاى برنامه مناسب، با تهيه جدولى كه برگرفته از اصول برنامهريزى و مطالعه ثمربخش است، امكان تنظيم يك برنامه مناسب، فراهم آمده است. اين برنامه كه نمونهاى از آن را ملاحظه مىكنيد از سه بخش مستقل، ولى كاملاً مرتبط، تشكيل شده است.
اكنون با دانستن وظايف خود در تحصيل، قسمت اول جدول فوق را براى هفته آينده تكميل كنيد. براى استفاده بهتر از برنامه، مناسبتر اين است كه از سه رنگ خودكار استفاده كنيد. با خودكار مشكى، ساعات پيشْمطالعه و با خودكار آبى، ساعات مطالعه و با خودكار قرمز، ساعات مرور را بنويسيد. مثلاً اگر برنامه درس فيزيك در روزهاى يكشنبه و سهشنبه قرار دارد، مىتوانيد به صورت زير عمل كنيد.
در روزهاى شنبه و دوشنبه هر كدام 15 دقيقه پيشْمطالعه، در روزهاى يكشنبه و سهشنبه، دو ساعت مطالعه و در روزهاى دوشنبه و چهارشنبه، 15 دقيقه مرور پيشبينى مىكنيد كه جمع آن در طول هفته، پنج ساعت مىشود. همچنين بايد در برنامه هفته آينده، پنج هفته بعد (يك هفته + يك ماه)، 21 هفته بعد (يك هفته + يك ماه + چهار ماه) و... زمانى را براى مرور درس اين هفته قرار دهيد. براى اين كار، شماره صفحه خلاصهنويسى شده را در هفتههاى مورد نظر در سالنامه شخصى خود ثبت كنيد تا در برنامهريزى هفتگى آن هفتهها از آن غافل نشويد. با يك نگاه به اين جدول مىتوانيد مقدار ساعتى را كه براى هر روز و يا هر درس در طول هفته بايد صرف كنيد را ببينيد و همچنين از ميزان پيشْمطالعه، مطالعه و مرور خود، مطلع شويد.
دانستن برنامهريزى و شيوه مطالعه ثمربخش تا زمانى كه به آن عمل نشود هيچ سودى نخواهد داشت ؛ زيرا شرط رسيدن به موفقيت، توانايى در عمل است. بنابراين بايد مسئوليت خود را بپذيريد و نشان دهيد مىتوانيد خود را اداره كنيد. براى اين كه بيشترين بهره را از مطالعه ببريد لازم است چند نكته را رعايت كنيد: نخست اين كه روز خود را خوب آغاز كنيد. اگر روز را با خستگى، خوابآلودگى و عجله شروع كنيد، نبايد توقع داشته باشيد كه در طول روز، بدون فشار و با آرامش به كارهاى خود برسيد. براى اين منظور، شب به موقع بخوابيد تا صبح، بانشاط برخيزيد. آبى به صورت بزنيد و كمى نرمش كنيد و بعد از نماز، به اهداف و وظايف خود در روز جارى، فكر كنيد. اين كار، علاوه بر اين كه ايجاد انگيزه مىكند، سبب مىشود ذهن براى انجام دادن تكاليف، آمادگى لازم را بيابد تا در طول روز، دچار سردرگمى و غفلت نشود.
مطالعه و فهم مطلب، نياز به داشتن آرامش و قرار داشتن در شرايط روحى و جسمى مناسب دارد و از آنجايى كه سطح فعاليت و برانگيختگى ذهنى در ساعات مختلف روز بسته به عادات تغذيه، خواب و حالات روحى و جسمى فرق مىكند، بايد سعى كنيد تا ساعات مطالعه خود را در بهترين شرايط روحى و جسمى قرار دهيد و امور روزانه و غير مهم را به ساعاتى كه از انرژى كمترى برخورداريد موكول كنيد. همچنين در شروع مطالعه، مقدار مطالعه و زمان انجام دادن آن را مشخص كنيد ؛ زيرا ذهن، مراحل انجام دادن هر كارى را در مدت زمانى كه در اختيار دارد تنظيم مىكند و اگر مدت آن تعيين نشود و يا بيش از حد معمول باشد، مطالعه، نتيجه مطلوب را نمىدهد و به خستگى نيز مىانجامد. مثلاً در شب امتحان معمولاً سرعت مطالعه به بالاترين حد خود مىرسد و اين بدين سبب است كه ذهن مىداند ديگر فرصتى براى مطالعه طولانى نيست و بايد كار را جمع كند.
معمولاً برنامه آنگونه كه پيشبينى مىشود، به اجرا در نمىآيد؛ زيرا نمىتوان از حوادث پيشبينى نشده، مزاحمتهاى ناخواسته و حالات روحى نامطلوب جلوگيرى كرد؛ اما اينها نبايد موجب دورى از مسير برنامه شود. فقط لازم است با كمى انعطافپذيرى و جابهجايى وظايف، زيانها، آسيبها و آفتها را به حداقل رساند. البته داشتن نظم، كليدىترين نياز براى اجراى برنامه است؛ اما بايد مرز بين نظم داشتن و خشك بودن را درك كرد تا گرفتار مطالعه خسته كننده و بىحاصل نشد. براى كسب حالات روحى مطلوب، بايد از زندگى و تحصيل خود لذت بُرد و براى اين منظور بايد برخى امور را كه به نوعى به ما روحيه مىدهد (از جمله تفريحات سالم) را در زمانهايى كه نمىتوان مطالعه كرد، انجام داد.
هنگام شروع مطالعه از وررفتن و تميز كردن ميز مطالعه و اطراف بپرهيزيد؛ زيرا انجام دادن كارهاى كوچك و متفرقه يكى از راههاى به تأخير انداختن مطالعه است. اگر هم واقعا نياز به مرتب كردن داريد، ابتدا نيم ساعت مطالعه كنيد و بعد به اين امور برسيد. در بين ساعتهاى مطالعه، بايد زمانى را براى استراحت قرار دهيد تا شادابى و نشاط خود را از دست ندهيد و بهترين استراحت براى بدن انسان، چند نفس عميق در هواى آزاد و كمى نرمش است. همچنين ترتيب مطالعه درسها بايد به گونهاى باشد كه دروس مشابه، پشت سر هم قرار نگيرد تا با نوعى تنوع در مطالعه مواجه باشيم. هميشه سعى كنيد از برنامه جلو باشيد، تا افزون بر به دست آوردن اعتماد به نفس، از نظر فكرى نيز دچار تشويش نشويد. در طول روز، هر قدر را كه مطالعه كرديد، در قسمت عملكرد برنامه كه زير خط نقطهچين ساعات پيشبينى است، يادداشت كنيد.
هدف از برنامهريزى، قرار گرفتن در مسير پيشرفت و تكامل است و اين، ممكن نخواهد بود مگر با شناخت بهتر از ضعفها و قوتها، تا با اصلاح ضعفها و تقويت قوتها بتوان در مسير پيشرفت قرار گرفت و اين مهم، با كنترل و ارزيابى برنامه به دست مىآيد. بايد توجّه داشت كه همه ما داراى نقاط ضعف و قوت هستيم، اما اغلب به آنها آگاهى نداريم و اين، امتياز بزرگى است كه كسى بتواند نقاط ضعف و اشتباهات خود را بشناسد تا با اين شناخت، فرصت بهبود و اصلاح را به دست آورد.
همان گونه كه كنترل و ارزيابى بر اساس برنامه تنظيمى و عملكرد آن صورت مىگيرد، تنظيم برنامه بعدى نيز بر اساس كنترل و ارزيابى برنامه پيشين انجام مىگيرد. از اين رو، كنترل و ارزيابى برنامه، چيزى مستقل از برنامه نيست و تنها براى خودشناسى صورت نمىگيرد؛ بلكه زنجيرهاى بين برنامههاى هفتگى به وجود مىآورد كه در صورت رعايت اصول آن، به نتايج بسيار مطلوبى مىانجامد و ناخواسته در شما انگيزهاى براى پيشرفت به وجود مىآورد.
از سه قسمت جدول، برنامه قسمت اوّل (كه مربوط به تنظيم برنامه و ثبت عملكرد آن بود)، انجام گرفته است. اكنون بايد با تكميل دو قسمت باقيمانده، به يك جمعبندى از نتايج كار رسيد. قسمت دوم جدول بر اساس نتايج قسمت اوّل تكميل مىشود؛ يعنى جمع ساعات پيشبينى و عملكرد خود را در پيشْمطالعه، مطالعه و مرور در قسمت مربوط مىنويسيد تا بدانيد كه در كدام قسمت، بهتر عمل كردهايد و در كدام قسمت، از خود، ضعف نشان دادهايد و بايد در هفته بعد، آن را جبران كنيد. سپس با توجه به جمع كل ساعات پيشبينى و ساعات عملكرد خود در هفته، نمره خود را با فرمول داده شده، محاسبه كنيد.
اگر ساعات پيشبينى و ساعات عملكرد شما يكى باشد، اين نمره برابر ساعات عملكرد شما خواهد بود و هرچه عملكرد شما از ساعات پيشبينى، كمتر باشد، نمره، كمتر مىشود؛ مثلاً اگر عملكرد شما 18 ساعت باشد و پيشبينى نيز 18 ساعت بوده است، نمره شما 18 مىشود؛ ولى اگر عملكرد، همان 18 ساعت باشد اما پيشبينى 24 ساعت بوده، نمره به 5/13 كاهش مىيابد. پس براى بالا رفتن نمره، نخست بايد سعى كنيد كاملاً به ساعات پيشبينى عمل كنيد. البته ممكن است در ابتدا به علت عدم شناخت از ميزان مطالعه خود، پيشبينى شما بيشتر يا كمتر از عملكردتان باشد؛ اما بعد از دو يا سه هفته، به توان خود پى مىبريد و برنامه خود را بر اساس آن تنظيم مىكنيد.
حالا بايد سعى كنيد كه به صورت تدريجى، نمره خود را افزايش دهيد؛ مثلاً اگر متوسط نمره شما 18 باشد، برنامهريزى هفته آينده را بر مبناى كسب نمره 20 انجام دهيد. البته توجّه داشته باشيد كه ملاك شما براى بالا بردن نمره هفته آينده، تنها نمره اين هفته نيست؛ بلكه متوسط نمره شماست؛ زيرا ممكن است به دلايل خاص، نمره شما در اين هفته، بالا يا پايين رفته باشد. به عنوان مثال ممكن است متوسط نمره شما 22 باشد، اما اين هفته به دليل مشكلاتى نتوانستهايد به برنامه عمل كنيد و نمره شما 12 شده است و يا به دليل تكاليف ويژه و يا امتحانى خاص، نمره شما به 32 هم رسيده باشد؛ اما خودتان هم تشخيص مىدهيد كه اين وضعيتْ استثنايى است و نبايد ملاك برنامه آينده قرار گيرد.
آخرين قسمت برنامه، ارزشيابى آن است، در اين قسمت بايد با تفكر و بررسى بر نحوه اجراى برنامه، نقاط قوت و ضعف خود را بيابيد. مثلاً ممكن است نقاط قوت اين هفته شما استفاده از كتابخانه، سحرخيزى و... باشد و يا نقاط ضعف شما استفاده بىرويه از تلويزيون و يا وقتگذرانى با يكى از دوستانتان باشد. اين موارد را در قسمت سوم جدول برنامهريزى يادداشت كنيد و زير آنها فرصتهاى به وجود آمده از نقاط قوت و تهديدهاى موجود از نقاط ضعف را يادداشت كنيد.
در پايان با توجّه به نقاط قوت و ضعف خود، يك تصميم راهبردى براى هفته آينده بگيريد؛ مثلاً تصميم بگيريد كه از اين پس، صبحها يك ساعت زودتر بيدار شويد و يا استفاده از تلويزيون را محدود كنيد. اين تصميم راهبردى كه برآمده از نقاط ضعف و قوت شما در برنامه اين هفته بوده است، مىتواند مبنايى براى برنامهريزى هفته آينده بوده و بهبود كمى و كيفى مناسبى را در مسير پيشرفتتان به ارمغان آورد.
1 . روشهاى يادگيرى و مطالعه، علىاكبر سيف، تهران: نشر دوران، 1376، ص 62.