| مجلات >حديث زندگى>شماره 19 |
علىاكبر بيارى
1 . «او خواهد آمد»، «خدا كند كه بيايى!»، «مهدى جان! جهان در انتظار توست»، «او مىآيد» و... . اين جملات و مضامين را بارها شنيده و خواندهايم. اين جملهها نشان از يك اعتقاد دارند؛ اعتقاد و باور ما به اين كه حجت خدا (صاحب الزمان)، روزى خواهد آمد و ما منتظر ظهور آن يار غايب از نظريم.
2 . اعتقاد به منجى عدالتگستر، هميشه براى ستمگران و طاغوتها، مسئلهاى مهم بوده است؛ چون با آمدن او، بساط ظلم و جور برچيده مىشود و جايى براى چپاول و غارتگرى باقى نمىماند. عدهاى چون منافع خويش را در خطر مىبينند، تلاش فراوانى جهت تحريف و از بين بردن اين اعتقاد مىكنند؛ زيرا اگر اين باور در بين معتقدان به موعود عدالتگستر به شكل صحيح باقى بماند، آنها را عليه ظلم و بيداد برمىانگيزاند و اين، يعنى خطر سقوط بساط سلطه آنان.
از جمله تلاشهاى مرموز عليه اعتقاد به مهدويت، مىتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
الف) دخالت مستقيم و حمايت از مدعيان مهدويت (مهدى نمايان)، مانند: مهدى سودانى در افريقا، سيد علىمحمد باب، ميرزا حسينعلى بهاء و سيدمحمد نوربخش در ايران، ميرزا غلام احمد قاديانى در پاكستان، سيد محمد جونپورى در هند و محمد بن عبداللّه القحطانى در حجاز، كه حمايت جبهه استعمار و استكبار از اين جريانها كاملاً روشن است.(1)
ب) انتشار تبليغات مسموم رسانهاى. براى نمونه در سال 1982 ميلادى، سريالى به نام «نوستر اداموس» به مدت سه ماه متوالى از يك شبكه تلويزيونى امريكا پخش شد كه در آن، چهرهاى خشن، بىرحم و ويرانگر از امام زمان شيعيان ارائه گرديد تا خشم و كينه جهان مسيحى را عليه اعتقادات شيعه برانگيزانَد.(2)
3 . سهم دوستان جاهل و كم معرفت نسبت به حضرت امام مهدى (عج) و ويژگىهاى آن امام نيز در ارائه يك چهره غيرواقعى و نامطلوب از حضرتش نيز كم نيست. گرچه اين دسته، قصد و غرض و نيت خيرى دارند، ولى نتيجه همان است كه انسانها را نسبت به ظهور منجى، بدبين مىكند؛ خصوصا تأثيرات روانى و روحى منفىاى كه بر اذهان كودكان نقش مىبندد. آنچه از امام زمان و دولت آخرالزمان در ذهن برخى از اين افراد، نقش بسته و همان را نيز منتقل مىكنند، حاكى از يك انسانى است كه فقط شمشير و خون، منطق اوست و خبرى از لطف و ملايمت در كار او نيست، به طورى كه حتى كم و بيش در بين برخى دينداران نيز مرسوم است كه «گردن طرف را مىبوسند و مىگويند محل شمشير امام زمان را بوسيدم» يا اينكه «وقتى امام ظهور نمايند در كوچهها و خيابانها جوى خون راه مىافتد».
4 . اگر از اين افرادى كه چهرهاى خشن از امام زمان ارائه مىدهند پرسيده شود: «به چه دليل، شما اين تصوير را از حضرت داريد؟» شايد در جواب بگويند وجود برخى احاديثى كه در اين زمينه آمده است از جمله:
الف) يكى از القاب حضرت مهدى «المُنتقم» است كه در برخى دعاها نيز تصريح شده است.(3)
ب) حديثى از امام باقر(ع) نقل شده كه حضرت فرمودهاند: «او خونخواه، با تأسف و غضبناك، خروج مىكند به خاطر غضب خداوند بر اين خلق،... شمشير ذوالفقار با اوست. آن را بر شانه مىگذارد و تا شش ماه از كشته، پشته مىسازد».(4)
5 . با دقت و تأمل در روايات و بررسى دقيق آنها به اين نكته مىرسيم كه حضرت حجت(عج) قبل از اينكه اهل شمشير و خون باشند، اهل مدارا، ملايمت، نرمى، رفق، بردبارى، تحمل و با مهربانى رفتار نمودن هستند و حتى نسبت به دشمنان، ابتدا اهل منطق و برهان و در مرحله دوم، چنانچه آنها بر كفر خود اصرار ورزيدند، حضرت، شمشير به كار خواهند برد.
با مرورى بر برخى روايات و دعاهاى مربوط به حضرت، بحث را ادامه مىدهيم:
الف) امام حسن مجتبى(ع) در حديثى مىفرمايند: «زمين را از عدالت و قسط و نور و برهان (دليل و استدلال) پر مىكند به طورى كه همه شهرها به او مىگروند».(5)
واژه «برهان» كاملاً مىرساند كه حضرت، اهل استدلال است؛ چرا كه كسى كه مىخواهد برهان و منطق را در بين مردم رواج دهد، خودش حتما اهل برهان و منطق خواهد بود.
ب) رواياتى كه اخلاق و سيره امام عصر(عج) را به اخلاق و سيره رسول خدا(ص) تشبيه مىكنند بيانگر آن هستند كه ايشان نيز چون جدّ بزرگوار خويش از «خلق نيكو» برخوردار است. چند روايت:
امام صادق(ع): «هنگامى كه قائم[عج] قيام كنند، به سيره رسول خدا عمل خواهند كرد».(6)
امام باقر(ع): «به سيره پيامبر رفتار مىكند تا اينكه اسلام را گسترش دهد».(7)
پيامبر گرامى: «قائم[عج]، از فرزندان من است، نام او نام من، كنيه او كنيه من، شكل و قيافه او مثل قيافه من و سنت او، مثل سنت من است».(8)
ج) رواياتى كه در آنها تصريح شده است كه حضرت از دشمنان خدا و كسانى كه با علم و آگاهى، عليه وى كارشكنى مىكنند، انتقام مىگيرد (يعنى از كسانى كه فهميدهاند دين خدا بر حق است و حضرت مهدى حجت خداست، ولى با اين حال، به كفر خود ادامه مىدهند و در مقابل حضرت مىايستند).
امام جواد(ع): «هنگام ظهور حضرت، ندايى مىآيد كه: اى ولى خدا! قيام كن و دشمنان خدا را به قتل برسان».(9)
پيامبر اكرم(ص): «در معراج، خداوند، ائمه را نشانم داد (تا به مهدى رسيد) و فرمود: اين، قائم است... به وسيله او از دشمنانم انتقام مىگيرم و او براى اولياى من، مايه رحمت است و اوست كه دل شيعيان و پيروان تو را با انتقام گرفتن از ظالمان و كافران، تسلّى مىبخشد».(10)
د) در برخى روايات اشاره شده است كه حتى حضرت حجت(عج) در مقابل غير مسلمانان نيز ابتدا با برهان و دليل ظاهر مىشود و اسلام را بر آنها عرضه مىكند و در صورت اثبات حقانيت اسلام براى يك فرد، و اصرار آن شخص بر جهالت و گمراهى خود، آن وقت، حضرت، او را به قتل مىرساند.
امام صادق(ع): «مهدى به طرف طائفه منحرف مىآيد و آنها را نصيحت مىكند؛ ولى آنها بر كفر و طغيان خود مىافزايند. سپس آن حضرت، دستور كشتن آنها را مىدهد».(11)
امام على(ع): «قائم، هنگامى كه عليه يهود و نصارا و... و اهل ارتداد و كفر در شرق و غرب زمين قيام مىكند و اسلام را به آنها پيشنهاد مىكند... هر كس مسلمان نشد، گردنش را مىزند».(12)
[توضيح «حديث زندگى»: اين دسته از احاديث مربوط به امام مهدى(عج)، از سوى برخى حديثشناسان، بررسى شدهاند و اعتبار آنها، چه از جهت سلسله راويان و چه از جهت درستى محتوا و مضمون، رد شده است(ر.ك به: شميم رحمت، [آيةاللّه] سيد صادق شيرازى، ويرايش دوم).]
ه) رواياتى كه بر مهربانى و ملاطفت حضرت اشاره دارد:
احاديثى كه اشاره مىكند به اينكه امام در حكم پدر امت است؛ آنهم پدرى مهربان.
امام رضا(ع): «امام، همدم و دوست و پدر مهربان است».(13)
رواياتى كه اشاره دارند به اينكه حضرت در تشييع جنازه شيعيان خود شركت مىكند، در حق آنها دعا مىكند، خودش را در غم و اندوه آنان شريك مىداند، آنها را هدايت مىكند و در يك كلام، خير بندگان خدا را طلب مىكند.
حضرت در توقيعى (نامهاى) مىفرمايند: «ما امور شما را رها نمىكنيم و فراموشتان نمىكنيم».(14)
حتى حضرت نسبت به غيرشيعيان خويش نيز عنايت دارند كه در اين زمينه، داستانهاى زيادى نقل شده است. (جهت اطلاع بيشتر، ر.ك به: مكيال المكارم، ج 1، ص 108).
شنيدن اين جريان در رابطه با بحث و لطف حضرت نسبت به شيعيان، بسيار شيرين و جالب است:
از سيّد بن طاووس نقل است كه: سحرگاهان در سرداب مطهر سامرا، چنين زمزمهاى را از مولا و آقايم صاحب الزمان(عج) شنيدم:
پروردگارا! شيعيان ما كه از شعاع نور ما خلق شدهاند، به پشتوانه اينكه ما را دوست دارند و ولايت ما را پذيرفتهاند، مرتكب گناهانى مىشوند. گناهانشان را ببخش كه ما از آنها راضى هستيم و به حق پنج تن ما، از آنها درگذر و داخل بهشتشان گردان و از آتش، نجاتشان ده و با دشمنانمان محشورشان مگردان».(15)
6 . در جواب به آنها كه مىگويند حضرت كه بيايد، گردن همه را مىزند، مىگوييم: اگر هدف حضرت از بين بردن انسانها باشد پس چه لزومى داشت اينقدر صبر كنند و در غيبت به سر برند؟ آيا بهتر نبود همان زمانها كه انسانها كمتر بودند و سلاحهايشان نيز معمولى، حضرت، قيام مىكردند نه اينكه صبر كنند تا جمعيت جهان زياد شود و به انواع سلاحها مجهز شوند؟
7 . نتيجه اينكه امام مهدى(عج) كه ذخيره خداوند در زمين، و هدفش اقامه قسط و عدل در روى زمين است، در راه اقامه عدالت و اجراى احكام دين، ابتدا با برهان و دليل، انسانها را به سمت حق دعوت مىكند؛ ولى چنانچه كسانى از سر عناد و كفر، حاضر به پذيرش نشدند، حضرت به امر خداوند براى اجراى عدالت و برپايى حكومت جهانى ـ كه در آن، انسانها به كمال واقعى خود برسند ـ با آنها مبارزه مىكنند و عناياتش هميشه شامل حال دوستان و شيعيان بوده و خواهد بود.
[توضيح «حديث زندگى»: براى آن كه بدانيم امام مهدى(عج) با چه كسانى خواهد جنگيد و با چه كسانى از در مدارا و مهربانى و لطف، وارد خواهد شد، بهترين راه، اين است كه سيره پيامبر خدا(ص) را مطالعه كنيم. سيره پيامبر(ص)، چه در بيان آيات قرآن و چه در احاديث استوارى كه به دست ما رسيدهاند، هرگز راه را بر خشونت و نابردبارى و آغازگرى به نبرد، باز نگذاشته است. مهدى (عج) به گواهى پيامبر(ص)، در صورت و سيرت و حتى نام و كُنيه، همانند خود آن حضرت است. در اين موضوع، ر.ك به: سيرى در سيره نبوى و قيام و انقلاب مهدى از آيةاللّه شهيد مرتضى مطهرى؛ سيره نبوى، ج 3 (سيره اجتماعى) از استاد مصطفى دلشاد تهرانى؛ عدم خشونت از مرحوم آيةاللّه سيد محمد شيرازى.]
1 . در انتظار ققنوس، هاشم العميدى و سمير ثامر، ترجمه: مهدى عليزاده، قم: مؤسسه امام خمينى، 1379، ص309.
2 . همان، ص 311.
3 . مكيال المكارم، سيد محمدتقى موسوى اصفهانى، قم: ايراننگين، 1381، ج 2، ص 37.
4 . همان، ج 1، ص 136.
5 . همان، ج 44، ص 20.
6 . همان، ج 52، ص 381.
7 . همان جا.
8 . همان، ص 252.
9 . همان، ج 36، ص 409.
10 . مكيال المكارم، ج 1، ص 111.
11 . همان، ص 148.
12 . همان، ص 220.
13 . الكافى، ج 1، ص 200.
14 . بحارالأنوار، ج 53، ص 174.
15 . همان، ص 302.