مجلات >حديث زندگى>شماره 19

كنترل ـ تب

شاديبا

امروزه به لطف كامپيوترهاى شخصى، به‏جاى نسخه‏بردارى دستى و يا حروفچينى سربى، مقالات و نامه‏ها و فرم‏هاى ادارى و... به دست آقايان و خانم‏هاى تايپيست (حروفچين)، تايپ مى‏شود.

به ديوارهاى مظلوم شهر، باجه‏هاى تلفن و... تبليغات «ارزان‏تر از همه‏جا»ى تايپيست‏ها و شركت‏هاى خدماتى ديده مى‏شود.

از كارمندهاى تايپيست بگذريم، بعضى از دختران و پسران جوان با خريد يك سيستم(رايانه) نه چندان گران يا كار چند ساعته در يك مؤسسه خدماتى، با تايپ، درآمد كم يا زيادى به دست مى‏آورند و خرج مى‏كنند: خريد كتاب؛ كادو براى نامزد؛ بليط سينما؛ روزنامه و مجلات؛ بستنى؛ پفك؛ كرايه ماشين و... .

فكر مى‏كنيد بشود با درآمد تايپ، يك زندگى دو نفره را در شهرهاى بزرگ مثل تهران، شروع كرد؟!

*

تايپيست‏ها كمك زيادى به آدم‏هاى بدخط مى‏كنند. آنها مثل نسخه‏پيچ‏هاى داروخانه هستند كه خط بد دكترها را مى‏خوانند!

از مشتريان هميشگى تايپيست‏ها، دانشجويان هستند. تايپ تحقيقات دانشجويى و پايان‏نامه‏هاى كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترى، خوراك دائمى آنهاست.

پايان‏نامه تايپ شده، نام استاد با حروف بزرگ و درشت و عناوين خاص، كادر و حاشيه‏هاى زيبا، شايد تأثير قابل ملاحظه‏اى در نمره پايان ترم نداشته باشد! يك كار ديگر هم مى‏شود كرد: اندازه حروف و فاصله سطرها را بيشتر كنيم تا به حجم پايان‏نامه(تعداد صفحات) اضافه شود.

*

البته تايپيست‏ها گاهى در سياست و اجتماع هم جايگاه ويژه‏اى پيدا مى‏كنند. مثلاً اگر در حكم يك دادگاه، بيانيه يك حزب، درج نام يك مقام بلندپايه در يك خبر و... در جامعه، موجى ايجاد شود، همه كاسه و كوزه‏ها سر تايپيست‏ها شكسته مى‏شود كه اشكال تايپى بوده است و بس!

*

ما هم از سياستمدارها ياد گرفتيم، هر وقت به مشكلى در متن مجله اشاره مى‏شود، همه تقصيرها را مى‏اندازيم گردن تايپيست مجله!

تازه، عليرضا هم مى‏گويد: مشكل، در كليدِ كنترل (Ctrl) يا تب (Tab) است!