مجلات >حديث زندگى>شماره 19

گفتگو با: آقاى دكتر على ذكاوتى قراگزلو

كنار آمدن با خويشتن و جهان

به كوشش: الهام شَوند غربى

چهره دختركى آفتاب‏سوخته كه چند شاخه گل در دست داشت و با لبخندى برلب و نگاهى معصوم از لابه‏لاى عابران مى‏گذشت، حتى يكى لحظه هم رهايم نمى‏كند. در چشمانش غم، موج مى‏زد. در يك دستش شاخه‏هاى گل و روى زانوان نحيفش كتابى باز بود؛ كتاب «فارسى» دوم دبستان كه گه‏گاه به آن نگاه مى‏كرد و زيرلب، چيزهايى با خود زمزمه مى‏كرد.

آرى! او ياد گرفته بود با زندگى مدارا كند و با تمام كوچكى‏اش چه صبورانه، مروّت را در گلبرگ‏هاى گل سرخ جستجو مى‏كرد؛ مروّتى كه جايش در نگاه سرد عابران، خالى است.

... اما زندگى چه‏طور؟ آيا زندگى با آن دخترك گل‏فروش مدارا مى‏كرد؟ آيا زندگى هم مروت را در حقش تمام مى‏كرد؟ ما چه‏طور؟! چه مسئوليت سنگينى است جانشين خدا بودن!...

چهره او ياد هزاران كودك ديگر را در خاطرم زنده مى‏كند؛ كودكانى كه تلخ‏تر از اينها مروت را تجربه مى‏كنند؛ مروّتى كه در آوارگى و زير شلاق دژخيمان معنا مى‏شود؛ در آن‏جايى كه مدارا يعنى مبارزه، يعنى فرياد براى احقاق حق؛ فريادى كه آيا شنيده مى‏شود؟!

اينها نمونه‏هايى هستند از هزاران كودك، نوجوان و جوان ديگرى كه مروت را در دنيايى بى‏مروت مى‏جويند و چه مظلومانه و پاك در انشاهايشان آرزو مى‏كنند: «به اميد روزى و جهانى پر از صلح و آرامش».إن شاءاللّه‏.

* * *

همان‏طور كه حدس زديد، موضوع گفتگوى اين بار ما «مروّت و مدارا»ست. در اين زمينه، پاى صحبت‏هاى آقاى دكتر على ذكاوتى قراگزلو، رئيس «انجمن ايرانى و تعليم و تربيت» نشستيم. آقاى دكتر ذكاوتى (پژوهشگر، نويسنده و مترجم، داراى درجه دكترى تخصّصى تعليم و تربيت و عضو انجمن جامعه‏شناسى ايران) به دليل فعاليت‏ها و خلاقيت‏هاى خود در زمينه صلح و محيط زيست، از سوى نهادهاى مختلف كشورمان به مؤسسه صلح نوبل و مؤسسه يونسكو و مؤسسه مدال جهانى كومينوس معرفى شده است.

از جمله آثار ايشان تأليف كتاب‏هاى: امپراتور ژنده پوش، جامعه‏شناسى وسايل ارتباط جمعى، دين و تمدن در گذر تاريخ، تأملات دين‏شناختى از افلاطون تا امروز، نگاه قرآن به آسيب‏هاى اجتماعى و... و ترجمه كتب: ارتباط كلامى، تحليل معانى بيان، اثر: جرالد ميلر، آموزش و پرورش متوسطه، اثر: داگلاس، و... و همچنين پژوهش‏هاى بسيار ارزشمندى است كه در چندين جشنواره داخلى و خارجى به عنوان طرح برتر، انتخاب شده‏اند. ايشان همچنين در سال 1380 به عنوان پژوهشگر برتر كشور، معرفى گرديده است.

آقاى دكتر ذكاوتى! به عقيده شما «مروّت» و «مدارا»، امروزه چه معنايى دارند؟

اين مفاهيم، پيش‏شرط عمده تداوم حيات زندگى انسانى، نسل‏ها و مليّت‏ها محسوب مى‏شوند. يعنى بقاى نوع بشر به عنوان يك كل، اكنون به در نظر گرفتن اين مفاهيم در روابط بين فردى و در سطحى بالاتر در روابط بين الملل براى ايجاد و حفظ صلح و آرامش، وابسته است.

در لفظ، مروّت به معناى مردانگى و فتوّت است. به عبارتى ديگر، كمك به ديگران و دستگيرى از آنها و خدمت به آنها به طورى كه فراتر از عمل به وظايف باشد، مروت ناميده مى‏شود. مى‏توان گفت مروت، پيش‏نياز مداراست. يعنى «ايثار شخص در حق ديگران» به همراه «مردمدارى، سازگارى و عدم خشونت»، معنا مى‏گيرد كه اوّلى مروّت است و دومى مدارا. در حقيقت، جامعه انسانى نيز مانند هر سيستم زنده‏اى، نيازمند يكپارچگى و سلامت در برابر آفت‏هايى است كه آن را تهديد مى‏كنند و مروّت و مدارا يكى از عوامل واكسينه كردن جامعه در برابر آفت‏هاست.

به نظر شما، تا چه حد، اين دو اصل (مروّت و مدارا) در اصلاح روابط بين افراد و استحكام اين روابط، مؤثر خواهند بود؟

اين مفاهيم، يك برداشت انفعالى و خُنثا نيستند؛ بلكه راه‏هايى براى گشوده‏تر كردن عرصه‏هاى هستى فردى و اجتماعى‏اند. بنابراين، مروت و مدارا بر امكان تفاهم و تبادل انسانى مى‏افزايند. زمانى كه مروت و مدارا از روابط بين افراد حذف شوند، انسان‏ها از سوى يكديگر احساس تهديد مى‏كنند و اين، باعث مى‏شود كه آنها فقط بدى‏هاى يكديگر را ببينند. در واقع اگر انسان‏ها از درون، سرشار باشند، از چيزى نمى‏ترسند و ياد مى‏گيرند كه چگونه با هم، كنش‏هاى الهام‏بخشى برقرار كنند. در اين صورت، آنها متفاوت بودن را حق خود و ديگرى مى‏دانند و آن را طبيعى شمرده، به حقوق هم احترام مى‏گذارند.

بايد توجه داشت كه در يك جامعه براى انسجام اجتماعى، وجود نگرش‏هاى مبتنى بر همكارى ضرورى است. همكارى، بر اساس تمايل افراد براى مشاركت با ديگران در وظايف معيّن و متقابل و براى هدفى مشترك، مشخص مى‏شود. اين امر، امكان بررسى نيازها و اهداف و تحقيق درباره ابزارى كه به وسيله آن به بهترين وجه به اهداف مورد نظر دست يافت و هم‏چنين آمادگى پذيرش اهداف فردى در حمايت از اهداف گسترده‏تر گروهى را فراهم مى‏كند.

مروت و مدارا، چگونه در روابط اجتماعى و روابط بين ملل (روابط بين ما و جوامع ديگر) تأثيرگذار خواهد بود؟

بهسازى ساختارهاى فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى بشر امروز، با برقرارى روابط اجتماعى مبتنى بر مروت و مدارا و به عبارتى با برقرارى صلح مداوم و پويا و ارتباطات همدلانه و همه‏گير (كه جهان‏شمول نيز باشد)، امكان‏پذير خواهد بود. اين بهسازى با فرايند شكوفايى فردى، حرفه‏اى، شهروندى و وظايف انسانى، توأم خواهد بود. در ضمن، هر ساختار اجتماعى، براى رسيدن به اين بهسازى، نيازمند: رهايى از انواع خشونت، تن دادن به گفتگوها و عدم سوء استفاده از قدرت است.

در نظريّات جديد، سرمايه اجتماعى را «روابط» و «اعتماد» تشكيل مى‏دهند. زمانى ثروت ملل، منابع طبيعى يا نقدينگى آنها بود. بعد، تكنولوژى و امروزه «همدلى» و «اعتماد» است كه به تعبير كالينز، انرژى عاطفى ايجاد مى‏كند. امروزه، سرمايه اجتماعى، جاى منابع طبيعى، نقدينگى، تكنولوژى و... را گرفته است و بهترين پشتوانه كشورها و ملّت‏هاست.

آقاى دكتر ذكاوتى! در زمينه افزايش خشونت، بى‏عدالتى، سوء استفاده از قدرت و بى‏عاطفگى در جوامع امروزى، چه تحليلى داريد؟

يكى از موانع ايجاد ارتباطات مؤثر و مفيد فردى و اجتماعى، الگوهاى خشن رفتارى و گفتارى است كه بى‏عاطفگى، بى‏عدالتى و... را در پى خواهد داشت. پرواضح است كه خشونت، پايه روابط را متزلزل و دوستى‏ها را از بين مى‏برد و در سطحى كلان‏تر بايد دانست كه انرژى جنگ، از محل اتصال انواع خشونت‏ها (خشونت فرهنگى، خشونت مستقيم و...) تأمين مى‏شود. بنابراين، خشونت در دنياى امروزى سرمنشأ همه رفتارهاى غير بشردوستانه تلقى مى‏شود.

براى جلوگيرى از هرگونه رفتار غير بشردوستانه بايد بر ارزش‏هاى مشتركى كه اين مفاهيم بر آنها مبتنى است تأكيد شود؛ ارزش‏هايى چون: احترام به شأن و مقام انسان، پذيرش برابرى مردم، شجاعت عمل بدون خشونت، مبارزه عليه بى‏عدالتى‏ها و پذيرش مسئوليت توسط آحاد افراد جامعه و در نهايت، كل بشر.

بدين ترتيب، براى آموزش و ترويج اين مفاهيم بايد ارزش‏هاى نامبرده را مد نظر قرار داد، و به آموزش اين مفاهيم از دوران كودكى و در خانواده، سپس مدرسه و پس از آن، نهادها، رسانه‏ها و... پرداخت.

از سويى ديگر بايد توجه داشت كه «بى‏عاطفگى»، بى‏توجهى و بى‏تفاوتى در جامعه، وقتى گسسته و محو مى‏شود كه به مردم، فرصت مشاركت داده شود. اقدام عملى، جزء جدا نشدنى «آموزش مهارت‏هاى ارتباطى» چون مروت و مدارا و جلوگيرى از بى‏عدالتى، خشونت و... است.

اين آموزش عملى در سطح نزديكان شخص، زندگى خانوادگى، محيط كار يا در معاشرت با همسايگان و در امور شهر، توسعه پيدا مى‏كند. بدين طريق، شخص مى‏تواند در فرايند حل مسئله و مبارزه بدون خشونت (يعنى از طريق گفتگو، دادن امتياز به طرف مقابل، تلاش براى تفاهم دوجانبه و نيز از طريق اعتراض آرام، ارائه دادخواست و ديگر اشكال مقاومت بدون خشونت) شركت جويد. اين‏چنين تجربه كار در يك مقياس كوچك به فرد مى‏آموزد كه همان روش‏ها را در محدوده وسيع‏ترى مثلاً در سطح ملّى و بين‏المللى به كار گيرد.

با توجه به صحبت‏هاى جناب‏عالى، مى‏توان اين‏گونه نتيجه گرفت كه اين مهارت‏ها اكتسابى هستند و مى‏توان آنها را آموزش داد. سؤال ما اين است كه چه راه‏كارها و روش‏هايى را براى تعليم و پرورش مروت و مدارا در جامعه و ترويج اين مفاهيم در ميان جوانان و نوجوانان پيشنهاد مى‏كنيد؟

در حقيقت، هرگونه دشوارى‏اى كه در مسائل اساسى بخصوص مسائل اخلاقى بشر مطرح مى‏شود (مانند مسئله مروت و مدارا)، چه در روابط فردى و چه در روابط اجتماعى، همين كه به عرصه انگيزه و عمل راه پيدا كند، ناگزير، پاى دانايى و توانايى (كنش عقلانى و اختيارى) به وسط كشيده مى‏شود و بنابراين، نيازمند نوعى آموزش و پرورش (رسمى و يا غير رسمى) است.

آموزش مروت و مدارا، همان «آموزش درك ارزش‏ها» و از خواسته‏هاى ديرينه يونسكو (سازمان علمى ـ فرهنگى ملل متّحد) است. نقطه شروع اين راه را مى‏توان پيشنهاد يونسكو، مبنى بر آموزش حقوق بشر و صلح و آزادى‏هاى اساسى در سال 1974 دانست. همچنين كنفرانس جهانى يونسكو درباره حقوق بشر (ژوئن 1992 در وين)، آموزش حقوق بشر را براى ترقى و نيل به روابط هماهنگ و پايدار ميان جوامع، گسترش درك متقابل، بردبارى و صلح، ضرورى دانست.

آموزش مروّت و مدارا نيز همچون هر آموزش ديگرى بايد در سه بُعد انجام پذيرد: شناخت، نگرش و عمل. اين ابعاد، يكديگر را كامل كرده، يك كل را تشكيل مى‏دهند. براى اين‏گونه آموزش‏ها بايد ابتدا مهارت‏هايى در فرد ايجاد شود. مهارت‏هايى چون:

1) بازشناسى خود؛ يعنى رجوع به درون و شناخت احساس‏هاى خود و ديگران؛

2) بازشناسى مناسبات خود با جامعه، به عبارتى درك مناسبات ساختى ـ اجتماعى، آگاهى از موقعيت خود در زندگى و تحليل الگوهاى اجتماعى؛

3) همدلى، يعنى توانايى فرد در اين‏كه خود را در جايگاه مخالفان اجتماعى قرار دهد و آنها را درك نمايد؛

4) مهارت در ارتباط، كه عبارت است از: توانايى سخن گفتن درباره علايق و نيازها به شيوه‏اى مناسب. مدارا كردن با ديگران در حالى‏كه نه در صدد برآورده شدن كامل انتظارات ديگران و نه در صدد چشم‏پوشى كامل از آنها باشد، بلكه ترجيحا در جهت برقرارى تعادل بين خواسته‏هاى خود و خواسته‏هاى گوناگون ديگران عمل نمايد.

همان‏طور كه قبلاً هم اشاره شد، اين آموزش، از خانواده شروع مى‏شود؛ جايى كه والدين مى‏توانند مدل اين نوع يادگيرى براى فرزندان باشند. سپس مدارس، مراكز تربيت جوانان و دانشگاه‏ها بايد در اين زمينه، بسيار اصولى و هدفمند عمل كنند و همين‏طور رسانه‏هاى جمعى مانند تلويزيون، روزنامه‏ها، مجلات، فيلم‏ها (در صورت معقول و معتبر بودن)، گروه‏هاى محلّى، محافل سياسى و... در اين زمينه مسئول‏اند.

از ديدگاه حضرت‏عالى، چگونه مى‏توان با ديگران كنار آمد؟ و يا به عبارتى: چه راه‏كارها و يا عواملى داراى بيشترين تأثير در برخوردهاى سازگار و رفتارهاى مداراجويانه بين فردى است؟

برقرارى ارتباط‏هاى كلامى، به زبان مادرى و ديگر زبان‏ها مكمّل رفتارهاى مداراجويانه است. ارتقاى توانايى‏هاى افراد در زمينه گفتار و آموزش افراد براى كسب مهارتِ گوش فرادادن به ديگران و درك آنها براى گسترش مفاهمه و همكارى و ارزيابى تفاوت‏هاى انسانى در اين زمينه از اهميت به‏سزايى برخوردار است.

مدارا در ماهيت خود، خواهان تبادل درست آرا و افكار است. بنابراين در مدارا، مهارت‏هاى شنيدارى و گفتارى، براى بيان باورها و احساسات، داراى جايگاه بسيار ارزشمندى است.

در اين حيطه، دو مهارت جدانشدنى «صحبت كردن» و «شنيدن همراه با مفاهمه» الزامى است. تنها با وجود اين دو عامل، گفتگوى واقعى صورت مى‏پذيرد. آموزش افراد براى كسب مهارت‏هايى نظير گوش فرادادن به سخن ديگران (حتى اگر در زمينه‏هايى مخالف ما باشند يا مثل ما فكر نكنند) و صحبت كردن با كودكان و در نتيجه، كاهش تك‏گويى و زياده‏گويى، به خودى خود، گامى به سوى توسعه احترام متقابل و رفتارهاى مداراجويانه و منعطف است.

آقاى دكتر! از اين‏كه وقت گران‏قدرتان را در اختيار ما قرار داديد، بسيار سپاسگزارم.

من هم از شما سپاسگزارم. سلامت و موفق باشيد.