| مجلات >حديث زندگى>شماره 19 |
رضا مهكام
در دنياى امروز، گذشته از آموزش مهارتهاى حرفهاى و شغلى، مشاغل بسيارى هست كه فرد، به واسطه ارتباط مستقيم و فراگير با ديگران، نياز به آموزش ارتباط و الگوهاى ارتباطى دارد. يك معلم، پزشك و يا مدير، معمولاً در محيط كارى با افراد بسيارى در ارتباط است. البته اين ارتباط فقط به محيط كارى محدود نمىشود؛ هر فرد چه در محيط كار و چه در خانه و چه در كوچه و بازار، در حال ارتباط با ديگران است. البته بايد گفت كه گستره ارتباط، بسيار وسيع است؛ از يك اشاره ابرو تا برخوردهاى بسيار جدى و گفتگوهاى طولانى را مىتوان در چارچوب ارتباط گنجاند.
اما آنچه مهم است چگونگى اين ارتباط است. ارتباطى كه نه تنها در ديگران تأثير مىگذارد بلكه بازخوردى به درون نيز دارد؛ چرا كه هر ارتباط ، دو بُعد بيرونى و درونى دارد. همانطور كه ارتباط با ديگران مىتواند سازنده يا مخرّب باشد، اين ارتباط مىتواند همان اثر سازنده يا تخريبگر را در درونِ خود فرد نيز بگذارد.
هر ارتباطى را مىتوان از چند زاويه متفاوت، بررسى نمود؛ اما آنچه در اين مبحث، مورد بررسى قرار خواهد گرفت تقسيم رفتار ارتباطى به واگرا و همگرا است.
اين ارتباط ، معمولاً همراه خشونت، تندى و پرخاشگرى و برخورد خشن و تخريبگرانه فرد با ديگران است كه از آن به رفتار «جنگ و گريز» هم نام مىبرند. رفتارهايى مانند غرولند كردن، طعنه زدن، سر به سر گذاشتن، فرياد كشيدن، قهر كردن، اخم نمودن و... را مىتوان نمونههايى از ارتباط خشن و واگرا به حساب آورد كه در زندگى روزمرّه در بسيارى از افراد، ديده مىشود.
آنچه تاكنون گفته شد مطالبى بود كه شايد عدهاى از خوانندهها از آن، كم و بيش اطلاع داشتهاند؛ اما براى اينكه بتوانيم در ارتباط خود با ديگران، بهترين الگو را برگزينيم و دچار اشتباه نشويم، مناسب است انواع رفتارهاى واگرا و همگرا را بشناسيم و به ويژگىهاى آنها پىببريم.
در برخورد با رفتارهاى جنگ و گريز، اولين سؤالى كه در ذهن هر بيننده ايجاد مىشود اين است كه: «ريشه اين رفتارها كجاست؟»، كه البته شايد تعداد زيادى به سرعت جواب دهند: از احساس خشم و عصبانيت. كاملاً درست است. ريشه رفتار واگرا را بايد در احساس خشم و غضب، جستجو كرد.
خشم، يك واكنش احساسى خود به خود در برخورد با تهديدى حقيقى يا خيالى است كه انرژى و نيز انگيزهاى براى از ميان برداشتن آن تهديد، ايجاد مىكند و در اين ميان، هرچه تهديد، بزرگتر باشد ميزان برانگيختى نيز بيشتر مىشود و انگيزه از ميان برداشتن آن، افزايش مىيابد.
شايد براى بعضى از افراد، اين توهم پيش بيايد كه پس خشم به طور كلّى، مذموم و ناپسند است. در جواب بايد گفت كه خشم، همهجا بد نيست، بلكه خشم مىتواند در جايى مناسب باشد و در جايى ديگر نامناسب. ويژگىهاى هر مورد عبارتاند از:
خشم بهجا دارى سه ويژگى است: الف) يك تهديد واقعى در كار باشد؛ ب) ميزان خشم شما متناسب با شدّت تهديد باشد؛ ج) اقدامات بعدى شما با كمترين آسيبى كه متوجّه خودتان و ديگران بكند، از شدّت تهديد بكاهد.
اين نوع خشم هم داراى دو ويژگى است: الف) بىآنكه دليل منطقىاى در كار باشد عصبانى شويد؛ ب) شدّت خشم و واكنش شما با حادثه اتفاق افتاده، تناسب نداشته باشد.
با توجه به ويژگى خشم، نابهجا و بهجا بايد گفت خشم، يك مكانيزم طبيعى بدن است براى دفاع از خود و هنگامى كه منافع فرد در معرض تهديد قرار گيرد، بروز مىكند؛ اما آنچه مهم است، شناسايى حادثه و تهديد واقعى است و همچنين كنترل و مهار خشمى كه به واسطه آن به وجود مىآيد.
هنگامى كه اتفاقى رخ مىدهد در ارگانيزم انسان، يك فرايند سهگانه روى مىدهد: فكر، احساس، واكنش (عمل). البته فاصله اين سه وهله، آن قدر كوتاه و سريع است كه عملاً يك فرايند به حساب مىآيد؛ اما به طور تفكيكى، در مورد آن اتفاق، ابتدا فكر و تفسير مىكنيم سپس از اين تفكر، احساسى به ما دست مىدهد كه بر اساس آن احساس، واكنشى از ما سر مىزند؛ بنابراين، زيربناى تمام اعمال، فكر است. حال بايد ديد كدام فكر و انديشه غلط مىتواند احساس خشم نابهجا را به وجود آورد. از ميان انديشههاى خشمبرانگيز، به سه مورد مهم در اين فرصت اشاره مىشود.
تصميم به ايدهاى اطلاق مىشود كه كاربردى فراگير پيدا مىكند. در بسيارى از موارد، تصميمى كه از سوى ما صورت مىگيرد تصميمى بسيار افراطى و مبالغهآميز است. تبديل راهنمايىهاى مفيد زندگى، به قوانين سخت و بىانعطاف، شكل شايع تصميم مبالغهآميز است. به نمونههاى زير توجه كنيد:
مؤدب بودن، چيز خوبى است. (تصميم:) من بايد هميشه مؤدب باشم.
اگر سر وقت، حاضر باشى موفق مىشوى. (تصميم:) هرگز نمىتوانم دير كنم.
تفكر همه يا هيچ ارزيابى حوادث و كيفيات شخصى به شكل سياه و سفيد است. اين تفكر، معمولاً مبتنى بر قوانين بايرى هست كه تحت تأثير آن، همه چيز، مطلق ديده مىشود و اين در حالى است كه شرايط زندگى واقعى، صد در صد خوب يا صد در صد بد نيست.
درشت نمايى كه گاه به آن، فاجعهآميز ديدن امور گفته مىشود، بيان مبالغهآميز يك مسئله ساده و دادن ابعاد بسيار جدى به آن است و ريز نمايى هم نكته مقابل درشتنمايى است؛ يعنى اهميت يك مسئله را دست كم گرفتن يا آن را به حداقل رساندن.
خشم نابهجا نيز انواع گوناگونى دارد. در واقع، خشم به صورتهاى متعددى بروز مىكند كه به اختصار، با هر كدام آشنا مىشويم.
خشم، هنگامى پوشيده ناميده مىشود كه شخصى نداند دچار خشم است و يا واقعا آن را كم اهميت تلقى كند. اين نوع از خشم نيز خود به سه قسم تقسيم مىشود:
الف . دورى از خشم: سرپوش آن به قدرى محكم است كه خشم، به زحمت از آن به خارج نفوذ مىكند. اين افراد مىترسند به واسطه خشم، دچار حالتهايى شوند كه دوست ندارند؛ حالتهايى مثل: طرد شدن، از دست دادن اختيار، تنبيه، باقى ماندن بر حالت خشم و احساس گناه.
ب . خشم رياكارانه: اين افراد، خشم خود را در پشت نقابى از گيجى، پشتگوش انداختن و يا تنبلى، پنهان مىكنند. آنها را نمىتوان به پرخاشگرى متهم كرد؛ مانند كارمندى كه به رئيس خود قول مىدهد كه پروندهها را تا آخر وقت تمام كند؛ اما كمى به آخر وقت مانده، به بهانهاى شركت را ترك مىكند و عملاً خشم خود از رئيس را با سرباز زدن از كار، نشان مىدهد.
ج . خشم همراه با بدگمانى: افراد بدگمان براى اين كه خشم خود را پنهان كنند آن را به ديگران نسبت مىدهند؛ فكر مىكنند ديگران نسبت به آنها خشمگين هستند. دنياى آنها پر از بىاعتمادى است.
از مشخصات افراد مبتلا به اينگونه خشم، اين است كه با سرعت و به شكل اغراقآميز و گاه خطرناك، دچار خشم مىشوند؛ فرياد مىزنند، دشنام مىدهند و اشياء را پرتاپ مىكنند. مبتلايان به «خشم همراه با شرم» از جمله اين گروهاند، و كسانى كه بيش از حد، حسّاس باشند، ممكن است در اثر انتقاد، تحقير و يا بىاعتنايى ديگران، خشمگين شوند و سريعا واكنش نشان دهند. انواع ديگر اين گروه، خشم ناگهانى، خشم عمدى و خشم اعتيادى است.
كسانى كه گرفتار اين نوع خشم باشند مدتهاى مديدى در خشم خود غوطهور مىشوند. اين افراد نمىتوانند مانند ديگران به آسانى از حالت عصبانيت خارج شوند. خشم عادتى، خشم اخلاقى و نفرت، از جمله زيرمجموعههاى اين گروه است كه به واسطه مزمن بودن آنها جزء مخرّبترين خشمها براى خود فرد به حساب مىآيد.
به ارتباطى گفته مىشود كه به راحتى و با گشودگى با ديگران برقرار مىشود. صحبت به صورت اثربخش است؛ حتى احساسات منفى در بافتى محترمانه ابراز مىشوند. اخبار و نظريات با صراحت، ولى محترمانه بيان مىشوند و تماس با ديگران، در نهايت با يك احساس مثبت در دوطرف، به پايان مىرسد، كه از آن به صميميت و قاطعيت هم تعبير مىشود.
رفتار و مهارتهاى همگرا لزوما به معناى نرمخو بودن و مهربان بودن صِرف نيست؛ بلكه ارائه نظريات و احساسات به صورت مستقيم، اما محترمانه و صميمانه است.
رفتارها و مهارتهاى لازم براى برقرارى روابط صميمانه، به راحتى و به طور طبيعى حاصل نمىشوند؛ بلكه بايد توسط تكنيكهاى گوناگونى آنها را فراگرفت. از تكنيكهاى متعددى كه براى رفتار ارتباطى همگرا ذكر شده است با تكنيكهاى هشتگانه صميميت، به اختصار آشنا مىشويم.
در قضاوتها خود را بهجاى ديگران بگذاريد و سعى كنيد واقعبين باشيد و مسئوليت آنچه را كه انجام دادهايد بپذيريد و از آن، شانه خالى نكنيد.
نيازها و خواستههاى خود را شناسايى كنيد و سعى كنيد اين مسئوليت را به گردن فرد مقابل نيندازيد و در نهايت، توقع نداشته باشيد كه ديگران، نيازهاى شما را برآورده كنند؛ بلكه خود با ديدى مثبت براى برآورده كردن آن كوشش كنيد.
استفاده از كلماتى مثل: متشكرم، لذت بردم، به تو احترام مىگذارم كه...، چگونه مىتوانم به تو كمك كنم؟و... .
به اميد آن كه با شناسايى افكار خود سعى كنيم احساسات و واكنشهاى خود را كنترل كنيم و به صورت همگرا و صميمى، روابط خوبى را با ديگران ترتيب دهيم.
منابع:
1 . غلبه بر خشم، رنوا پيورى فورى، ترجمه: مهدى قراچه داغى؛ تهران: اوحدى، 1379.
2 . خشم، رونالد پاتر افرون، ترجمه: مهدى مجردزاده، تهران: راه بين، 1378.
3 . ده راه مقابله با عصبانيت، رونالد پاتر افرون، ترجمه: شقايق قندهارى، تهران: كيانوش، 1378.