مجلات >حديث زندگى>شماره 19

درنگى در مدارا

سميّه حاجى‏بابايى

راهى ميان‏بر به سوى خوش‏بختى

بى‏شمار ديده‏ايد كه از افراد پرسيده مى‏شود كه آيا خوش‏بخت هستند يا نه؟ آيا از كسى پرسيده‏ايد كه در زندگى، احساس خوش‏بختى مى‏كند يا نه؟ آيا به جوابشان توجه كرده‏ايد؟ آيا با خودتان انديشيده‏ايد كه خوش‏بخت هستيد يا نه؟ آيا به دنبال جوابى براى اين پرسش درونى بوده‏ايد؟

بى‏شك، تمام افراد جامعه، پير و جوان، زن و مرد، دختر و پسر، مسلمان و غير مسلمان، مؤمن و كافر، همه و همه آنانى كه حداقل به دنبال راحتى و آسايش نسبى مى‏گردند تا در جهانى كه هم‏اكنون ناگزير به زندگى در آن هستند، احساس راحتى نمايند و خواستار خوش‏بختى كامل باشند، هر تلاشى را در باور و اعتقادشان در پُشت درهاى بسته‏اى قرار مى‏دهند كه روزى شايد طِبق شانس، رو به گذرگاه منتهى به سرزمين زرّين خوش‏بختى گشوده شود؛ ولى حتى جمع انبوهى از پركارترين، سخت‏كوش‏ترين، فعّال‏ترين، موفق‏ترين، ثروتمندترين، مشهورترين و قدرتمندترين مردم روى اين كره خاكى، بر اين نكته، قول مشابه دارند كه هنوز پس از كسب اين همه موفّقيت‏ها، شهرت‏ها، قدرت‏ها و پس از اهتمام بر اين همه كوشش‏ها و تلاش‏ها بازهم به خوش‏بختى دست نيافته‏اند.

به راستى، خوش‏بختى چيست؟ در پشت كدامين در، سرمايه وقت، عمر و تلاش خود را به انتظار بنشانيم تا روزى خبر از ورود به سرزمين افسانه‏اى خوش‏بختى به ما داده شود؟

شناخت و آگاهى، اولين مرحله براى رسيدن به خوش‏بختى است. آگاهى از اين امر كه كدام در از بين هزاران هزار درهاى تزئين شده با فلش (g) به سوى خوش‏بختى، در واقعى و اصلى است، كارى بس دشوار است. انسان‏هاى عاقل از ميان‏بُرهايى گذر مى‏كنند كه سريع‏تر از اَنَس‏هاى عادى به شناخت و آشنايى مى‏رسند. شايد بگوييد كه مهم، رسيدن است و سريع‏تر يا آهسته‏تر، چه فرقى مى‏كند؟

در جواب بايد به اين نكته توجه كرد كه هنگامى مسئله «زمان» براى ما مطرح نيست و «سريع» با «آهسته» فرقى نمى‏كند كه فرد بداند چه مدت وقت و زمان دارد؟ ولى انسانى كه از يك ثانيه بعد، هيچ‏گونه اطمينان و اطلاعى ندارد بايد سريع‏تر به اين شناخت دست يابد تا طعم خوشبختى را لااقل در اين جهان، مزه مزه كند.

به راستى عاقل‏ترين مردم كيست؟ و اين چگونه عقلى است كه مردم به واسطه آن، خوش‏بخت مى‏شوند؟ فيلسوفان، دانشمندان و بزرگان زيادى در جهان به اين سؤال، پاسخ‏ها گفته‏اند؛ ولى ترجيح مى‏دهيم پيش از همه، سخن بزرگْ راهنماى بشر، مدرس اخلاق، منجى عالميان، معلم انسانيت، مظهر خلق، تجلّى زيبايى خلقت الهى، پيام‏آور خوش‏بختى خاتم پيغمبران را مطرح كنيم كه: «خردمندترين مردم، بامداراترين آنها با مردم است».(1)

و يا مظهر غربت الهى، علّت آفرينش بشر، منتهاى عشق هستى، عشق عشّاق حقيقى، يداللّه‏، اسداللّه‏ اميرالمؤمنين على ابن ابى‏طالب(ع) مى‏فرمايد: «مدارا كردن با مردم، سرلوحه عقل است».(2)

ضرورت مدارا كردن با مردم

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمود: «پروردگارم همان‏گونه كه مرا به انجام دادن واجبات فرمان داده، به مدارا كردن با مردم نيز فرمان داده است».(3)

و يا: «مدارا كردن با مردم، نصف ايمان است و نرمى و مهربانى كردن با آنها نصف زندگى است».(4)

رابطه مدارا و خوش‏بختى

انسان در دنيا زمانى احساس خوش‏بختى مى‏كند كه به راحتى به دور از هرگونه ظلم و جور و ستم و عدالت، روز را به شب برساند؛ به هر كجا كه مى‏رود، با وى به عدالت رفتار شود؛ به هر كه رو مى‏كند با رويى گشاده، پذيراى وى باشد؛ از هر كه درخواستى مى‏كند بى‏هيچ عذر و بهانه‏اى درخواستش اجابت شود؛ از مردم، جز به نيكى نبيند و جز به خوبى نشنود. در اين لحظه است كه هيچ مشكلى نخواهد داشت، در هيچ راهى به شكست بر نمى‏خورد و هيچ در بسته‏اى پيش چشمانش نمى‏بيند.

مدارا كردن با مردم را مى‏توان در سفارش مولاى پرهيزكاران و مدارا كننده واقعى خلاصه كرد كه خطاب به فرزندشان امام حسن(ع) مى‏فرمايند:

«اى فرزندم! در روابطت با ديگران، خويشتن خويش را ميزان قرار ده. هر آنچه كه براى خود مى‏پسندى براى ديگران نيز بپسند و آنچه را كه براى خويش نمى‏پسندى، براى ديگران نيز مپسند. چنانچه دوست ندارى ستم ببينى، خود نيز ستم مكن و همان‏گونه كه از ديگران نيكى انتظار دارى، خود نيز در حق آنان نيكى كن. هر كارى را كه از ديگران زشت مى‏شمارى، ارتكابش را براى خود نيز زشت بدان. در نهايت، آنچه نمى‏دانى مگو، هرچند دانسته‏هايت اندك باشد، و آنچه را دوست‏ندارى درباره‏ات بگويند، تو نيز درباره ديگران مگو».(5)

آرى اگر ما با مردم به گونه‏اى رفتار كنيم كه دوست داريم با ما هم به همان مثال رفتار شود، نه تنها خوش‏بختى خود را در دنيا تضمين كرده‏ايم، بلكه آن را به ديگران هم هديه داده‏ايم و همين امر، باعث سعادت ما در جهان آخرت مى‏شود و خوش‏بختى خود را در جهان برين هم تضمين كرده‏ايم.

اگر ما دوست داريم مردم با ما با رويى گشاده صحبت كنند بايد خود مثال و مصداق عينى و شفاف از خلق باشيم. اگر مى‏پسنديم كه مردم با نيكى از ما ياد كنند و نكات مثبتمان را پر رنگ جلوه دهند بايد بيش از بدى‏ها و نقص‏هاى مردم به خوبى‏هايشان توجه نماييم.

اگر نمى‏پسنديم مردم در اجابت خواسته‏هايمان كوتاهى كنند، خواسته‏هاى ديگران را مقدم بر خواسته‏هاى خويش قرار دهيم.

اگر خوش‏بختى را در اين مى‏بينيم كه مشكلاتمان يكى پس از ديگرى حل شود بايد در حل مشكلات ديگرى قدم برداريم.

ثمره مدارا كردن

امام على(ع) مى‏فرمايد: «با مردم، مدارا كن تا از برادرى آنان بهره‏مند شوى و با روى خوش با آنان برخورد كن تا كينه‏هايشان بميرد».(6)

پس كسى كه با مردم به مدارا رفتار مى‏كند، به فرموده پيامبر عزيز(ص) از عاقل‏ترين مردم است و انسان عاقل به شناخت و راه‏هاى خوشبختى، سريع‏تر نائل مى‏آيد.



1 . ميزان الحكمه، ج 5، ص 2106 .

2 . همان، ج 4، ص 1640.

3 . الكافى، ج 2، ص 117.

4 . ميزان الحكمة، ج 4، ص 1638.

5 . نهج‏البلاغه، نامه 31.

6 . غررالحكم، ح 5129.