مجلات >حديث زندگى>شماره 12

خوشبختى‏چيست؟وخوشبخت‏كيست؟

يداللّه‏ كوثرى

سپيده سخن

«خوشبختى» واژه‏اى زرّين، زيبا و دلپذير است كه در هر فرهنگ و تمدنى، آرمانى ارزشمند و محبوب شمرده مى‏شود. نگاه افراد به آفرينش و ديدگاه انسانها به هستى، مبناى تفسير خوشبختى (سعادت) است.

آنان كه فقط زندگى را دامنه‏اى سرسبز و با صفا و ساحلى دل‏پسند و زيبا مى‏دانند كه بايد در آن خوب نوشيد و خوب پوشيد و خوب گرديد، خوشبختى را در جلوه‏هايى همچون جمال و زيبايى، مال و دارايى، قدرت و توانايى، رفاه و تن‏آسايى و مقام اجتماعى خلاصه مى‏كنند، و كسانى كه آفرينش را آموزشگاهى شايسته براى آموزه‏هاى آسمانى مى‏دانند، كه فرصت يك‏بار حضور در آن فراهم مى‏شود و در پى آن ، ابديت و جاودانگى نهفته است، نگاهى فراتر از رخسارهاى ظاهرى و جلوه‏هاى فريبا و زيبا دارند ؛ هستى را هدفمند دانسته، انسانها را ارزشمند ديده و خود را وظيفه‏مند در تمامى عرصه‏ها و صحنه‏ها، و شاديها و شيونها مى‏بينند.

خوشبختى در نگاه اينان، رهيايى دست‏نيافتنى، ارمغانى آسمانى و شانسى بى‏معيار و بى‏ضابطه نيست؛ بلكه دستاورد تلاش و كوشش و محصول رنج و زحمت آدمى خواهد بود.(1)

تعريف خوشبختى

براى خوشبختى دو تعريف كلّى بيان شده است: 1) خوشبختى يعنى رسيدن به لذت بسيار ويا رسيدن به لذتهاى دائمى در زندگى ؛ 2) خوشبختى عبارت است از: رضايت كلى از زندگى و خشنودى از وضعيت خويشتن.(2)

معتقدان به تعريف دوم، بر اين باورند كه دستيابى به خوشبختى به وسيله جستجو كردنِ ثبات هيجانى و تعادل حياتى، سودمندتر از زندگى در منتها درجات هيجان غيرقابل پيش‏بينى و لذتهاى اندك زودگذر است.(3) به طور كلى، خوشبختى يا سعادت، حالت و وضعيتى است كه با: لذت، آسايش، موفقيت و نيل به آرزوها، و همچنين: سُرور، بهجت، و رضايت و خشنودى از جريان امور، همراه است.(4)

در تكاپوى خوشبختى

اگر بخواهيم در يك كلام بگوييم كه انگيزه آدمى در كنش و كوششى كه دارد چه چيز است، طبعا «خوشبختى» به ذهن مى‏آيد. براى انسان، سعادت و خوشبختى هدفى بسيار مهم در زندگى است. مردم انرژى قابل توجهى را صرف جستجوى خوشبختى و همچنين در صورت به دست آوردن آن، صَرف حفظ كردن آن مى‏كنند. اهميّت خاصى كه خوشبختى به عنوان يك ارزش انسانى داراست، حسّ ما را برمى‏انگيزد تا براى نيل به آن، وقت و همّت گماريم.

نكته شايان توجه، اينكه بايد باور كرد: «هر كس خود ، عامل خوشبختى خويش است». خوشبختى خريدنى نيست ؛ بلكه دريافتنى است. رسيدن به خوشبختى به قابليت فردى بستگى دارد. تو مى‏توانى از امكانات مادى و غيرمادى خود طورى استفاده كنى كه زندگى‏ات به جهنم تبديل شود ، يا طورى كه زندگى‏ات آكنده از زيبايى، عشق، شادى و خوشبختى و صفات بهشتى گردد. اين ، به تو بستگى دارد.

دليل اينكه در دنيا اين همه بدبختى و رنج و عذاب وجود دارد، اين است كه آدمها در فضاى غفلتْ سرگرم هستند و نمى‏دانند بر روى بوم نقاشىِ وجود خويش، چه نقاشى كنند. زندگى به خودى خود، مانند يك بوم سفيد نقاشى است. هرچه بر روى آن رسم كنى، همان رخ مى‏نمايد. مى‏توانى فلاكت و بدبختى و بيچارگى بر آن نقاشى كنى، و يا مى‏توانى نقش شادى و خوشبختى بر آن بيفكنى؛ تمام شكوه و عظمت وجود انسانىِ تو در اين آزادى و انتخاب، خلاصه مى‏شود.

خوشبختى در فرآيند رشد

خوشبختى، شادكامى و كاميابى، آرزوى ديرينه تمامى انسانها بوده است. همه ما محروميت، درد، رنج، اندوه و مصيبت را پديده‏هايى تلخ در زندگى مى‏دانيم و با تلاش بيشتر خود، در پى رفاه و آسايش بيشتر خودمان هستيم، دنبال روزى هستيم كه هر آنچه را دوست داريم تهيه نماييم و به جاهايى كه علاقه‏منديم، به راحتى سفر كنيم، محفلى خوش و شاد، زندگى لبريز از موفقيت، و صفا و صميميت فراهم نماييم و ساليان سال، خوشبختى و سعادت را در آغوش خود بگيريم.

اين آرزو در سالهاى مختلف زندگى، جلوه‏هاى خاص خود را به همراه دارد. از اين‏رو، در دوران كودكى، شيرين‏ترين خواسته ما، بهره‏مندى از خوراكيهاى لذيذ، لباسهاى زيبا و بازيهاى گوناگون است، و در ايام نوجوانى و جوانى، جلب اعتماد ديگران، مطرح ساختن خود و كسب محبوبيت و معروفيت (با آراستن قيافه و تنظيم رنگ لباس و كسب موفقيتهاى شُهرت‏آور و...)، موضوع خوشبختى، خواهد بود، و در مقاطع سنّى بالاتر، در جلوه‏هاى جديد ديگرى اين آرمان شيرين، رخ خواهد نمود.(5)

راز خوشبختى

از آنجا كه انسانها افكار و انديشه‏هاى خود را برمى‏گزينند، خود، تعيين‏كننده ميزان خوشبختى در زندگى خويش هستند. براى خوشبختْ زندگى كردن بايد بر افكار مثبت و خوب، تمركز و تسلّط داشت. حال آنكه بسيارى از افراد، بر عكس عمل مى‏نمايند. اين گونه افراد، تمجيدها و تحسينها از خود را نشنيده مى‏گيرند، امّا حرفهاى ناخوشايند و افكار منفى را مدتها در ذهن خويش تكرار مى‏كنند.

خوشبخت زيستن، هنرى است كه به توانايى فايق آمدن بر مشكلات در كوتاه‏ترين زمان ممكن بستگى دارد. راز خوشبختى صرفا دانستن و اندوختن راه حلها نيست ؛ بلكه به كارگيرى اين راه حلها و استفاده مناسب و به موقع از آنهاست. همه آدمها خواهان زندگى راحت و بدون دغدغه هستند ؛ امّا زندگى پر از مسائل و مشكلات است، به طورى كه هر مشكل كه حل شود، مشكل ديگر رخ مى‏نمايد. از اين رو، اگر افراد بدانند و به خود بباورانند كه مشكلات، بخشى از زندگى در اين جهان‏اند و بايد آنها را به عنوان امكانات مبارزه و رشد و محرّكهاى زندگى قلمداد كرد، قدرت و كنترل بيشترى بر زندگى خود پيدا خواهند كرد.

از طرفى، هر يك از افراد براى «خوشبخت شدن» به يك تصميم و اراده جدى نيازمندند ؛ تصميمى مبنى بر اينكه هر روز از وقت محدودى كه در اختيار دارند، بيشترين و بهترين بهره را ببرند. دوران زندگى انسان بر روى زمين، كوتاه است. زمان مى‏گذرد و همه چيز تغيير مى‏كند. شما اختيارات و انتخابهايى داريد كه در جريان آنها، رهياها و اهداف شما به تحقّق مى‏پيوندند.

افكار خود را اصلاح كنيد

نوع نگاه آدمى به حوادث، رابطه مستقيم با ميزان درد و عذاب ناشى از آن حوادث دارد؛ به گونه‏اى كه اگر با ديدى روشن و مثبت به يك حادثه نگريسته شود، نكات مثبت و آموزنده‏اى در آن مى‏توان يافت كه تسكين‏بخش و آرامش‏دهنده انسانهاست. به عنوان نمونه، توجيه زيبايى كه براى يك واقعه مى‏كنيم، از شدّت و عمق ناراحتى و استمرار رنج، جلوگيرى مى‏كند.

برخى افكار غلط، بزرگ‏ترين دشمن زندگى افرادند و خسارت و زيان فراوانى بر زندگى وارد مى‏سازند. پاره‏اى از اين باورهاى غلط و مخرّب، عبارت‏اند از: نياز شديد و غير اصولى به تأييدشدن از طرف اطرافيان و ديگران، نياز شديد به جلب توجه بيش از اندازه و نياز شديد به قدردانى و همچنين اعتقاداتى از قبيل اينكه ما قدرت مقابله با غم و غصه و اندوه و آلام و رنجها را نداريم، و محكوم جبرِ سرنوشتيم.

در مقابل، اعتقادات و باورهاى سازنده‏اى وجود دارند كه باعث آرامش و آسايش زندگى مى‏شوند، به طور مثال: اعتقاد به اينكه خدا، پشت و پناه انسانهاست و با تكيه بر قدرت و حمايت او انسانها به پيش مى‏روند، اعتقاد به اينكه آنچه در زندگى رخ مى‏دهد، حكمتى دارد و موجب رشد و تكامل در اين جهان و اجر و پاداش در آخرت مى‏شود، باور به اينكه انسانْ ارزشمند است و با تكيه بر ارزشهاى درونى خود مى‏تواند بهترين باشد و سرانجام، باور به اينكه: «خواستن، توانستن است» و اينكه افراد، آنچه را كه بخواهند، مى‏توانند روزى به دست آورند.

انسانهاى عاشق خوشبختى، از خوشحال‏سازىِ ديگران و انجام دادن كار و خدمت به ديگران دريغ نمى‏ورزند، ترحّم بيش از اندازه بر حال خود، روا نمى‏دارند، از اشتغال بيش از حد به خويشتن پرهيز دارند، در دوستى و محبت‏ورزى پيش گام‏اند، از كينه‏توزى و خشونت به دورند، و داراى نگرش مثبت و عزّت نفس بالايى هستند.

خوشبختى از نگاه افراد

ديدگاههاى متفاوت و گاه متضاد درباره زندگى، خوشبختى و عوامل سعادت و بهره‏ورى، به گونه‏اى است كه پاره‏اى از آنها تعجب‏آفرين، برخى حيرت‏افزا و بعضى موجب استهزا مى‏شوند.

آنانى كه با دانش و بينش روشن، حقيقت هستى و راز آفرينش را دريافته‏اند، به خوبى مى‏دانند كه با تخيلات، و رهياهاى رمانتيك، با افكار و تصوّرات موهوم نمى‏توان به ساحل خوشبختى و سعادت رسيد. خوشبختى از آنِ كسى است كه نخست، ارزش والاى انسانىِ خود را بيابد و از شرافت رفيع خويش در آفرينش آگاه باشد، خود را برده نان و نام نسازد، و هيچ‏گاه شخصيت خويش را تنها در زيباييهاى زودگذر و جلوه‏هاى ناپايدار دنيا، خلاصه نكند.

پرسشهاى كليدى

در تفسير خوشبختى پرسشهايى وجود دارد كه عبارت‏اند از:

1 . آيا اساسا عامل و يا عواملى كه واقعا انسان را خوشبخت و سعادتمند كند، وجود دارد و يا سعادت، خواب و خيالى بيش نيست و در اين جهان، آنچه خلق شده است، درد و رنج و شقاوت و بدبختى است و بس؟

چنانچه مى‏دانيم گروهى از فيلسوفان قديم و جديد جهان، بدبينى را شعار خود قرار داده بودند و اين‏طور فكر مى‏كردند كه جهان، سراسر، تلخى و درد و رنج است. پر واضح است كه اين طرز تفكر، با تعاليم الهى به هيچ وجه، قابل تطبيق نيست (البته اين مجال را گنجايش تفصيل در اين باره نيست).(6)

2 . آيا عامل سعادت و خوشبختى فقط يك چيز است و انسان بايد تنها در جستجوى آن يك چيز باشد و يا اينكه سعادت در گرو مجموعه‏اى از عوامل است؟

3 . آيا آن يك عامل يا چند عامل، در وجود خود انسانْ نهان است يا در جهان بيرون است و انسان بايد آن را از خارج وجود خود به دست آورد؟ و يا پاره‏اى از عوامل خوشبختى، درونى است و بخشى بيرونى؟

4 . اگر همه آن عوامل يا بعضى از آنها در خودِ انسانْ نهفته است، آيا در جسم و نيروى جسمانى است و يا در روح و روان آدمى، و يا برخى در جسم و بعضى در روح است؟

اينها پاره‏اى از پرسشهاى كليدى است كه در اين موضوع، قابل بحث و بررسى است. البته در اين زمينه سخنهاى فراوان گفته شده است كه خلاصه همه، اين پرسش است كه: «سرچشمه خوشبختى» كجاست؟

سرچشمه خوشبختى

برخى معتقدند كه سرچشمه سعادت (خوشبختى) را در درون خود بايد جستجو كرد . آنهايى كه تفسير سعادت را «آسايش از آلام» مى‏دانند، بر اين باورند كه آلودگى با دنياى بيرون، موجب درد و رنج است و هرچه انسان، بيشتر خود را از جهان بيرونْ بى‏نياز سازد و رابطه‏اش را با بيرونْ قطع كند، از سعادت (كه چيزى جز خلاصى از رنج نيست) بيشتر بهره‏مند مى‏شود. نشانه‏هايى از اين طرز تفكر را در تصوف هندى و افكار بودا و مانى و پيروان ايشان مى‏توان مشاهده كرد.

دسته ديگر، سرچشمه خوشبختى را در جهان بيرون مى‏دانند و معتقدند انسان، موجودى اينْ جهانى است و تحت تأثير عوامل اين جهان است. اين ديدگاهِ مادّى‏مَسلك، سعادت را فقط وابسته به عوامل خارجى مى‏داند.

نظر سوم، اين است كه سرچشمه سعادت را تنها از درون يا از بيرون دانستن، مبالغه است. انسان نه آن‏چنان است كه بتواند از عوامل بيرونى بى‏نياز گردد و بدون استمداد از آنها به كمال و سعادت نائل شود، و نه آن طور كه تمام خوشيهايش منبع بيرونى داشته باشد. بلكه كانون توانمنديهاى درونى انسان، در كنار منابع محيطى و بيرونى، بروز و ظهور پيدا مى‏كند و به شكوفايى و خوشبختى مى‏رسد.

از اين‏رو، اكثر فرهيختگان، سرچشمه خوشبختى را همزمان هم وابسته به عوامل درونى و هم عوامل بيرونى مى‏دانند. البته سهم هر يك و كيفيت تأثير هر كدام و نقش ثابت يا متغيّر آنها، متفاوت خواهد بود.(7)

نقش دين در خوشبختى

گرچه معارف وحى و آموزه‏هاى دينى، پديدآورنده نگاه درست به هستى و ارمغان‏آور الگوهاى آسمانى است ، امّا استعداد و ظرفيت افراد در بهره‏گيرى از اين منبع سعادت‏آفرين، به‏سان مشعلهاى شعله‏ور و فروزانى است كه آدمى را به سرمنزل مقصود (كه همانا سعادت واقعى است)، هدايت مى‏كند.(8)

دين، هديه‏اى الهى است كه آرامش خاطر و آسايش وجود تمامى پيروان و شيفتگان را در دورى از نگون‏بختى و بدبختى فراهم مى‏سازد و راه روشنِ خوشبختى را فرا روى تمامى علاقه‏مندان مى‏گشايد.

بى‏گمان، دستيابى به تمام معيارها و پرداختن به همه شيوه‏هاى خوشبختى از اين رويكرد، در اين مجال مختصر نمى‏گنجد. از اين‏رو، با اشاره به پاره‏اى از صفات و ويژگيهاى بنيادين، تحقيق و بررسى افزون‏تر به فرصتى مناسب موكول مى‏گردد.

1 . شناخت و معرفت به دين: آگاهى از دين، اولين قدم در راه رسيدن به موفقيت كامل و خوشبختى واقعى است. لذا بر هر انسانى لازم است دين را به طور كامل بشناسد، تا بهتر بتواند مسير زندگىِ خود را، بر طبق دستورالعملهاى سعادتبخش دين اداره كند؛ چرا كه بدون شناخت دين، هرگز عرصه زندگى نمى‏تواند از توطئه شياطين ايمن باشد، و از آلوده شدن به امورات ضد خوشبختى در امان باشد.

2 . صبر، تحمل و توكل: صبر و تحمل در برابر تلخيها و ناراحتيهاى دوران زندگى، رمز موفقيت و خوشبختى است. استقامت در مسير سعادت، آن‏گاه استمرار دارد كه طالب خوشبختى، در اثر ايمان، روح و روان خويش را به صبر و تحمّلْ عادت دهد. انسانى كه به چيدن گل زيبا و خوشبويى عشق مى‏ورزد بايد در مقابل نيش خارهاى اطراف گل ، صبر و تحمل نمايد تا بتواند به خواسته والاى خود نايل آيد. و اين همه در شرايطى است كه بداند هيچ پناهگاهى در برابر حوادث ناگوار روزگار، ايمن‏تر از پناهندگى به خداى مهربان نيست. انسان متوكل، ضمن تلاش و تكاپوى بسيار ، خود را صاحب تمام توانها و صلاحيتها نمى‏داند، با ديده‏اى فراتر از چشمان ظاهرى، كارهاى خود را به دست كارسازِ آفرينش و توفيق‏آفرين هستى مى‏سپارد و با نشاط روحى و قوت قلب در عرصه سعادت و سلامت فعاليت مى‏كند.

3 . نيت الهى داشتن دركارها: خلوص نيت به پروردگار متعال، راه وصول به خواستها و اهداف است ؛ زيرا جهان هستى با تمام خصوصياتش تحت سيطره و اراده اوست و هيچ عاملى نمى‏تواند بدون اراده خداوند، مفيد يا مضر به حال كسى باشد، و خداوند، اراده كرده است آنانى را كه با نيت خالص عمل كنند، سعادتمند سازد.

4 . دانش و بينش: دانش، مشعل فروزان ديدن است، و بينش، روشنگرِ خوب ديدن، درست ديدن و به‏جا ديدن . انواع داراييهاى مادى و معنوى و تمامى امكانات رهيايى، در صورتى زمينه‏ساز نيكْ انجامى و خوشبختى خواهند بود كه در مسير انسانى و انگيزه الهى به كار گرفته شوند. دانش و بينش، لحظه‏هاى زندگى را صفحات زرّينى مى‏كنند كه همه نعمتها، به كيميايى ارزشمند، تبديل شده، در راه رسيدن به خوشبختى و سعادت رقم مى‏خورند.

5 . رهايى از اسارتهاى لذّت‏بار: غبارروبى ضريح وجود از دلبستگيهاى پوچ و بى‏محتوا و پاك كردن آيينه نفس از وابستگيهاى پست، زمينه‏ساز رويش زلال عشق و معرفت بر صفحه دل و رواق ديده مى‏شود. ارمغان هدايتى كه رسولان الهى نخستين وظيفه خود را در انجام دادن آن بيان كرده‏اند، تهذيب نفس و رهايى از اسارت ذلت‏بار است. بى‏شك، هرچه زنجيرهاى وابستگى به تعلقات مادى و هوسهاى حيوانى كمتر باشد، قدرت پرواز و شكوفايى بيشتر خواهد شد، و اين، رمز سعادت و راز خوشبختى حقيقى در گذر زندگى دنيوى است.

6 . اخلاق شايسته: گام ديگر در دستيابى به قلّه رفيع خوشبختى آن است كه در عرصه زندگى در مدار حق و بندگى، اخلاق شايسته پيدا كنيم، رويى گشاده، اخلاقى ملايم و سخنانى زيبا و مهدبانه داشته باشيم، از سليقه‏هاى شخصى‏اى كه آنها را به نام دين جا مى‏زنيم، دورى كنيم، خودسازى را در خمودى، بى‏حالى، بداخلاقى و سكوت بى‏جا ندانيم، و از آن سو، خوش اخلاقى را در شكستن حريم الهى و دريدن مرزهاى دين نبينيم.

اخلاق در نگاه پاكِ معصومان(ع) خوشبختى جاودان معرفى شده است. رسول اكرم(ص) فرمود: «كسى كه اين ويژگيهاى شايسته را دارا باشد، نيكبختى دنيا و آخرت را از آنِ خود كرده است: اخلاق نيك كه با آن در بين مردم و با آنان زندگى كند ؛ قلب خاشع و سپاسگزار از تمامى نعمتهاى الهى ؛ زبانى كه به ذكر خداوند مشغول است».(9)

و چون شخصى از رسول اللّه‏(ص) دستورالعملى خواست تا با عمل بدان محبت خدا، خلق خدا، افزايش مال و دارايى، طولانى‏شدن عمر و محشورشدن با پيامبر را ـ كه دستاوردى جز خوشبختى دنيا و نيكبختى آخرت نخواهد داشت ـ به دست آورد، حضرت فرمود: «اگر محبت خداوند مى‏خواهى، پرهيزكار و متقى باش، اگر علاقه مردم را مى‏جويى به آنان نيكى كن و از آنچه در دستشان مى‏بينى، روى بگردان، اگر افزايش دارايىِ خود را طلب مى‏كنى، آن را از حقوق الهى و مردم، پاك كن، اگر سلامت تن مى‏خواهى، بسيار صدقه بده، اگر بلندى عمر مى‏جويى، صله رحم كن واگر به دنبال محشورشدن با من هستى، سجده‏هايت را طولانى نما».(10)

آفرينش براى خوشبخت شدن

امروزه تكنولوژى، ما را هم نسبت به درد خود بى‏احساس كرده است و هم نسبت به درد ديگران . بدين ترتيب كه بيش از حد در معرض مسائل غامضِ سرگرم كننده قرار گرفته‏ايم.(11) صادقانه در مورد زندگى خود فكر كنيد. آيا وقتتان را صرف كارهاى پرمعنايى مى‏كنيد كه باعث خوشبختى شما شود؟ يا اكثر وقت خود را صرف كارهايى مى‏كنيد كه موجب رضايت شما نيست؟ اگر زندگى‏تان به پايان برسد آيا آرزو خواهيد كرد كه زمان بيشترى را به گونه‏اى متفاوت سپرى مى‏كرديد؟ اگر تنها يك ماه از عمر شما باقى مانده باشد، چه چيزى را تغيير مى‏دهيد؟

داشتن خوشبختى يعنى توجه كردن به هر لحظه زندگى؛ در هر لحظه‏اى كه كاملاً حضور داريد، يعنى فرصت حاضر را قدر دانستن و در زمان حال زيستن. برخى افراد، هنر در حالْ زيستن را ندارند، زمانِ حال خود را با اشتغال فكرى به خاطرات گذشته يا انتظارات پوچ آينده تخريب مى‏كنند. انسان خوشبخت، فرزند زمان حال است، در زمان حال زندگى مى‏كند، گرچه زندگى در زمان حال را به معناى ناديده گرفتنِ غير عقلانىِ گذشته و يا مهيا نشدن براى آينده تلقى نمى‏كند. او مى‏داند براى خوشبخت شدن به دنيا آمده است، پس در اين مسير، از هيچ تلاش و كوششى دريغ نمى‏ورزد.

آيين خوشبختى

شما نيز مى‏توانيد با رعايت نكات زير، احساس آرامش و خوشبختى را در خود افزايش دهيد:

1 . مرتب و منظم باشيد و براى كارهايتان برنامه‏ريزى كنيد.

2 . در كارهاى هدفدار، بهره‏ور باشيد.

3 . به افراد ديگر محبت بورزيد، و روابط شخصى رضايت‏بخش را توسعه دهيد.

4 . نگرش مثبت داشته باشيد و تفكر مثبت و خوش‏بينانه را توسعه دهيد و نگرشهاى منفى خود را كنترل كنيد.

5 . در زمان حال زندگى كنيد و از آينده، استقبال نماييد، و اهداف شخصى براى خود تعيين كنيد.

6 . هويتِ مربوط به شخص خودتان را كشف كنيد.

7 . به وقايع شاد و خوش زندگى، ارج نهيد.

8 . در روابط ميانْ‏فردى، سعى كنيد اهل گذشت و بخشندگى باشيد.

نكته پايانى

لحظات خوشى و نيكبختى هميشه در دسترس هستند، به شرط آنكه:

به هستى خوشبين باشيد، نَفَس عميق بكشيد و به آفتاب، سلام كنيد. براى وقتتان ارزش قائل شويد، و آن را تلف نكنيد ؛ براى زندگى و سلامت خود سپاسگزار باشيد ؛ به ياد داشته باشيد، هيچ‏گاه براى مهرورزيدن، دير نيست ؛ به روح اطرافيان خود توجه كنيد ؛ محبت خود را به ديگران ابراز كنيد؛ براى زندگى روزمره سپاسگزار باشيد؛ براى نعمتهاى خداداد، شكرگزار باشيد ؛ به ياد داشته باشيد كه خوشبختى، تنها امتداد شادى و سادگى است ؛ در هر حال، همواره به ياد خدا باشيد ؛ در دوستى با خدا استوار باشيد .

و مطمئن شويد كه آفرينش براى خوشبختى شماست.(12)



1 . اشاره به آيه‏اى از قرآن كريم: «لَيْسَ لِلاْءنْسانِ إلاّ ما سَعى؛ جز تلاش و كوشش بهره‏اى براى انسان نيست». (سوره نجم، آيه 39)

2 . رويارويى با چالشهاى زندگى و فن‏آورى، كريس. ال. كلينك، ترجمه: على‏محمد گودرزى، ص 441 ؛ فرهنگ آفتاب، ج 2، ص 680 .

3 . همانجا.

4 . برگرفته از كتاب: توحيد و تكامل (به ضميمه سعادت)، مرتضى مطهرى، ص 29.

5 . برگرفته از: روانشناسى رشد، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه.

6 . براى توضيح بيشتر، ر.ك به: توحيد و تكامل(به ضميمه سعادت)، مرتضى مطهرى .

7 . همانجا.

8 . اشاره دارد به مضمون آيه 24 از سوره انفال .

9 . بحارالأنوار، ج 93، ص 311 .

10 . همان، ج 85 ، ص 164 .

11 . رويارويى با چالشهاى زندگى و فن‏آورى، ص 443 .

12 . در تهيه اين مقاله از كتاب: خوشبختى چيست و خوشبخت كيست؟ نوشته احمد لقمانى، استفاده شده است.