| مجلات >حديث زندگى>شماره 12 |
سيد سعيد هاشمى
الو... سلام. حالت خوب است؟ چه خبر؟ اين طرفها سر نمىزنى؟
دلمان برايت تنگ شده است. پس كى مىآيى تا ما هم كمى حال و هوايمان تازه شود؟
راستى ديشب حاجرضا هم از دنيا رفت. وقتى داشت مىرفت من كنارش بودم. مىگفت: «مُرديم و آخرش هم نيامد». ببينم تو دلت نمىگيرد؟ حتما مىگيرد.
عوضش اين همسايه بغلىمان كه تازه آمده و من هنوز نمىشناسمش ـ تو حتما مىشناسىشان ـ زنش دوقلو زاييده. ببينم زود مىآيى تا اين دوقلوها را ببينى و آنها تو را ببينند؟
چند وقت پيش، آمدم محل قرار هميشگىمان و تو مثل هميشه... آمدى و بين جمعيت نشناختمت؟ اگر مىخواهى هيچ وقت نيايى، بگو تا من هم... راهم دور است. مىدانى كه از اينجا تا جمكران چقدر راه است؟
اما نه... فكرش را كه مىكنم مىبينم حتى اگر نيايى هم، ارزشش را دارد كه اين همه راه را بكوبم و تا آنجا بيايم؛ حداقلش دلم كه خالى مىشود. اصلاً شايد هم واقعا آمدهاى و من نشناختهاَمَت ؛ اما حتما وقتى در بين آن همه آدم، هى قدم زدهاى يا نماز خواندهاى، ديدهاَمَت. خب... همينش هم غنيمت است.
راستى... خطّت خيلى خلوت است؟ نكند فقط من هستم كه به تو زنگ مىزنم؟ نه حتما خيليها هستند كه هر شب و روز به تو زنگ مىزنند. اصلاً من خودم هم شمارهات را از همين «خيليها» گرفتهام ؛ اما عجيب است كه تلفنت هيچ وقت، اشغال نيست!
خب ديگر... مزاحمت نمىشوم. وقت كردى اين طرفها هم بيا و سرى به ما بزن. اين تلفن تو هم كه مثل هميشه روى پيغامگير بود. اگر پيغامم را شنيدى منتظرت هستم. شمارهام را كه دارى؟
ادريس عشق، آينهدار جلال تو
لقمان عقل كيست به پيش كمال تو؟
از جذبه كلام تو مسحور، صد كليم(ع)
اعجاز مىكند سخن بىمثال تو
شرمنده شد مسيح(ع) نجابت در آسمان
از ارتفاع منزلت بىزوال تو
داوود، پردهاى ز مقام تو را نواخت
آتش گرفت زخمهاش از شور و حال تو
شد جرعهنوش چشم ميستانى تو، خضر
پيداست سلسبيل، در اشك زلال تو
ايوب هم شكيبِ تو را آه مىكشد
يعقوبِ اشك، شعلهور از ابتهال تو
كار هزار يوسفِ صادق كند عزيز!
يك چشمه از تجلّى صبح جمال تو
اشكى فرو چكيد ز چشمت، بهار شد
باغ بهشت، سبز شد از بوى شال تو
چشمان تو دو نقطه هستىست نازنين!
خورشيد سايهاىست در آفاقِ خال تو
نبض زمان به حرمت نام تو مىزند
هر روز، روزگار تو، هر سال، سالِ تو
با غمزه نگاه تو پَر مىكشد زمين
هفت آسمان گره زده خود را به بال تو
دشت غزل بهارترين مىشود اگر
از آن كُنَد عبور، غزالِ خيال تو
نعمتاللّه شمسىپور