| مجلات >حديث زندگى>شماره 12 |
اصغر هادوى كاشانى
امروزه در سراسر جهان، گروهى از انسانها در محلههاى كثيف و حاشيه شهرهاى بزرگ، خانههايى از حلبى يا هر چيز ديگرى مىسازند و از طريق مشاغلى مثل گدايى، دزدى، قاچاق، خودفروشى و دلاّلى و... زندگى مىكنند. اين جامعه را «فقير آباد»(1) گويند.
از سوى ديگر، افرادى در جامعهاى ثروتمند زندگى مىكنند كه در آن هرگونه امكانات مادّى يافت مىشود، تمام وسايل مورد نياز بهداشتى، درمانى، آموزشى و رسانهاى در دسترس آنهاست و در مورد كالاهاى مصرفى هر روز به آنها توصيه مىشود: وسايل قبلى را دور بريزيد و به جاى آنها، از مدلى جديدتر و بهتر بهره جوييد. علاوه بر امكانات فوق، امنيت، آرامش و عدالد، حلاوت و شيرينىِ زيستن در اين جامعه را دو چندان مىكند. اين جامعه را هم خيالآباد، ناكجاآباد و يا «آرمانشهر»(2) مىنامند.
سوءال، اين است كه: آيا دين در مورد حركت از «فقير آباد» به سمت آن «جامعه آرمانى» چه نظرى دارد؟ مخالف است يا موافق؟ و يا سكوت كرده است؟ براى پاسخ گفتن به اين سوءال، مقالات فراوان و كتابهاى متعدد به رشته تحرير درآمده است كه بيان زواياى آن نوشتهها از حوصله اين مجله فراتر است؛ زيرا آنقدر مفاهيم «سنّت و مُدرنيته»، «سنّت و توسعه» دين و رفاه، را به جنگ يكديگر انداختهاند و از زواياى فلسفى و اجتماعى و روانشناسى مورد كندوكاو قرار دادهاند كه خواننده از رسيدن به پاسخ، وامانده است.(3)
نوع پاسخگويى ما به آن سوءال در اين نوشتار، اينگونه است كه ويژگيهاى جامعه توسعه يافته و مرفّه را برشماريم و در هر مورد، نظر دين را بيان كنيم. مراد ما از دين هم «اسلام» است.
ويژگيهاى توسعه عبارتاند از:
در زمانهاى گذشته كه نيازهاى انسان، محدود بود، مىتوانست با زندگى ساده و كمترين امكانات به گذران اوقات خويش بپردازد. امروزه با بهرهگيرى از تكنولوژى، طبيعت به تسخير انسان درآمده، توليد كالاها و خدمات به صورت لحظهاى شدهاند. شماره گذاريهاى استاندارد بر روى كالاها به عددهاى ميلياردى رسيده است كه حاكى از كميّت بالاى كالاهاى توليدى است.
اين تنوع در كالا و خدمات مىتواند هرگونه سليقهاى را راضى كند. انواع خودروها، گونههاى مختلف لباس، تنوّع در نحوه ساختمان، تركيب مختلف رنگها براى آراستن محيطهاى كار و زندگى، گوناگونى وسايل زندگى و... غنيمتى است كه توسعه و رفاه براى آدميان به ارمغان آوردهاند و به اين جمله معروف كه: «هر چيز تازهاى لذّتى دارد»، عينيت بخشيدهاند.
اسلام با اصل دين، تنوّع و زيبايى نوبهنو، مخالف نيست؛ امّا با مصرف بيش از حد و اسراف و تبذير، مخالف است. خدايى كه زيباست و زيبايى را دوست دارد، در خلقت زيباى هستى، آسمان را به زينت ستارگان آراست و فرمود:
ما آسمان پايين را به آرايه ستارگان آراستيم.(4)
علاوه بر زيبايى آسمان به زمينيان هم دستور داد:
اى فرزندان! زينت و آراستگى خويش را نزد هر مسجدى از خود برگيريد و بخوريد و بياشاميد ولى از حد نگذرانيد.(5)
از روايات امامان معصوم(ع) هم مىتوان توصيه به تنوّع و زيبايى را دريافت كرد. امام صادق(ع) فرمود:
خداوند زيبايى و آراستگى را دوست مىدارد و بدحالى و بدبختنمايى را زشت مىدارد؛ زيرا هنگامى كه خداوند به بندهاى نعمتى داد، دوست دارد اثر آن نعمت را در زندگى او ببيند.
پرسيدند: اين ظهور نعمت در زندگى چگونه بايد باشد؟ فرمود: 1. لباسهاى تميز بپوشد؛ 2. خانهاش را گچكارى كند؛ 3. چراغ خانه را قبل از غروب آفتاب، روشن كند؛ زيرا اين كار، فقر را از بين مىبرد.(6)
امام كاظم(ع) در مورد تنوّع در لباس پوشيدن و فايده آن، در پاسخ به يكى از ياران خود «كه سوءال كرد: آيا مردى مىتواند ده پيراهن داشته باشد» فرمود:
اين كار، عيبى ندارد و اسراف نيست؛ زيرا پيراهنهاى متعدد داشتن، باعث دوام آنهاست.
دسترسى آسان به اطلاعات و آمار، خصلت ديگر جوامع توسعهيافته و مرفّه است، به طورىكه گفته مىشود امروزه عصر انفجار اطلاعات است و در هر دقيقه، هزاران مقاله علمى حاوى اطلاعات جديد، منتشر مىگردد. علاوه بر اين، هيچ جنبندهاى از چشم دوربينها و ماهوارهها پنهان نيست و هر كس به فراخور حال خويش از اين اطلاعات، بهره مىجويد.
در مقايسه با زمان پيدايش اسلام، امكان مقايسه وجود ندارد؛ گرچه در مورد نجوم و پىبردن به احوال افلاك و ستارگان در آن زمانها نيز در رصدخانهها فعاليتهايى صورت مىگرفت، ولى در مقايسه با وضعيت امروزى قطرهاى در مقابل درياست.
نه امروز و نه ديروز، هيچ عالم مسلمانى كه با زبان دين آشناست، با اين جلوه مدنيّت مخالف نيست و اگر حكومتها و حاكمان در طول تاريخ اسلام، شايسته حكومت بودند، بسيارى از اين پيشرفتها به جاى غربيان، به نام مسلمانان ثبت مىشد؛ امّا با كمال تأسّف بايد گفت تمدن اسلامى حدود هشت قرن، دچار ركود وحشتناكى گرديد كه بايد حاكميت طولانى تركان و مغولان را در اين ركود، مقصّر دانست.(7)
در تعريف توسعه انسانى پايدار آمده است: «توجه به رشد اقتصادى و عدالت اجتماعى، همراه با آگاهى نسبت به محدوديتهاى بوم شناختى و احساس نياز به حفظ محيط زيست براى نسلهاى آتى».(9)
پربارترين محصول توسعه و شاه بيتِ غزل توسعه، همين توسعه انسانى پايدار است كه اگر مفاهيم رشد اقتصادى و عدالت اجتماعى به خوبى تجزيه و تحليل شوند، مشخص مىگردد كه همان «مدينه فاضله» و «ناكجاآباد» و «آرمانشهر» و «خيالآباد» در پناه همين مفاهيم نهفتهاند. ابتدا رشد اقتصادى و عدالت را معنا مىكنيم و آنگاه نظر اسلام را ـ كه نظرى موافق است ـ بيان خواهيم كرد.
رشد اقتصادى را اين گونه مىتوان تعريف كرد: «توانايى استخراج موارد زير زمينى، خلاقيت در توليد و ايجاد رفاه كافى براى افراد كشور در زمينههاى مختلف».(10)
رشد هر كشور، بستگى به عوامل گوناگونى متناسب با آن كشور دارد كه به تناسب امكانات و فرهنگ موجود آن كشور، كدام آهنگ را براى رشد انتخاب كند. اسلام علاوه بر آنكه براى رشد اقتصادى اهميت قائل شده است، عوامل مادى و معنوى گوناگونى براى برونرفت از فقر و رسيدن به جامعه رشديافته معرفى كرده است؛ بهطورىكه اگر از اين عوامل، استفاده شود، جامعه در تمام ابعاد مادى و معنوى و رشد خصلتهاى نيكوى انسانى، به مدينهاى طيبه كه زندگى در آنجا از آرامشى ويژه برخوردار است خواهد رسيد. حال براى نمونه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
مقدمات اخلاقى شامل: ياد خدا، قناعت، صبر، پاكدامنى و پارسايى ؛ مقدمات عبادى شامل: نماز، تلاوت قرآن، حج و دعا؛ مقدمات اجتماعى شامل: تعاون، ازدواج، و انفاق كردن ؛ مقدمات حقوقى شامل: بهرهگيرى صحيح از مال و به جريان انداختن آن ؛ مقدمات اعتقادى شامل: توكّل و تكيه به خداوند و اعتقاد به رازقيت خدا.(11)
يعنى با هر يك از افراد به گونهاى رفتار شود كه مستحق آن است و در جايى جاى داده شود.
كشورهاى توسعه يافته مدعى آن هستند كه در پرتو توسعه و رفاه و ايجاد نهادهاى متناسب با آن، مهمترين قسمت جدول پيچيده مدينه فاضله را پر كردهاند، توزيع درآمدها عادلانه صورت گرفته است و جايگاه اجتماعى افراد بر اساس شايستهسالارى تعيين شده است. گرچه به اعتراف خودِ آنها نابرابرى در سطح جهان و در مقايسه با كشورهاى جهان سوم همچنان وجود دارد و هنوز نتوانستهاند اين نابسامانى جهانى را سامانى بخشند و به نوعى توازن و تعادل
جهانى برسند، امّا بههرحال، «عدالت» را ميوه شيرين «توسعه» مىدانند.(12)
در اسلام، آموزههاى فراوانى وجود دارند كه عدالتخواهى و عدالتگسترى را در عرصههاى مختلف، تشويق مىكنند. در واقع، عدالت، گوهرى است كه سالها قبل از آنكه پيشگامان توسعه آن را كشف كنند، اسلام به بشر معرّفى نموده است. براى نمونه به آيات و احاديث زير توجه كنيد:
خداوند به عدالت و نيكى فرمان مىدهد.(13)
فرمان داده شدهام كه عدالت بورزم.(14)
عدالت بورزيد كه عدالت، نزديكترين چيز به تقواست.(15)
هنگامى كه سخن مىگوييد، عدالت بورزيد، حتى اگر پاى بستگان شما در ميان باشد.(16)
به آيات ديگرى نيز مىتوانيد رجوع كنيد: سوره نساء، آيه 135؛ سوره بقره، آيه 282؛ سوره نساء، آيه 3؛ سوره حجرات، آيه 9.
در روايات نيز «عدالت» با صفات زيبايى ياد شده است: ملاك سياست(17) ، استوارترين شالوده براى ساختن فرد و جامعه،(18) شيرينتر از عسل،(19) نوشينتر از آب براى تشنه،(20) و گسترش آن موجب ريزش رحمت و بركات الهى.(21)
به نظر ما توسعه و رفاه، چون شمشير دولبهاند كه سود و زيانِ آنها را با هم بايد ديد. در اين نوشتار، تنها به بيان سود آن پرداختيم و گفتيم كه دين، مخالفتى با آن ندارد و اگر بعضى از مولودهاى توسعه در صدر اسلام نبوده است، به حكم عقل و خرد انسانى، اسلام، مخالفتى با آن ندارد. لذا بايد براى رسيدن به «آرمانشهر» اسلام، كمر همت بست.
1 . Slum.
2 . Utopia.
3 . ر.ك به: رنسانسى ديگر (فضا و نابرابرى اجتماعى)، عماد افروغ، تهران: دانشگاه تربيت مدرس، 1377، ص 146.
4 . سوره صافات، آيه 6.
5 . سوره اعراف، آيه 31.
6 . أمالى الطوسى، ج 1، ص 281.
7 . ر. ك به: ايران 1427، رضا منصورى، ص25.
8 . Sustainable Human Development.
9 . ر. ك به: فرهنگ علوم سياسى، على آقابخشى، تهران: مركز اسناد و مدارك علمى ايران، 1374، ص574 .
10 . همان، ص179.
11 . ر. ك به: توسعه اقتصادى در قرآن و حديث، محمد محمدى رىشهرى با همكارىسيدرضا حسينى، مترجم: سيد ابوالقاسم حسينى (ژرفا)، قم: دارالحديث، 1382.
12 . ر. ك به: پيشگامان توسعه، تهران: انتشارات سمت، ص 210 .
13 . سوره نحل، آيه 90.
14 . سوره شورا، آيه 15.
15 . سوره مائده، آيه 8.
16 . سوره انعام، آيه 152.
17 . غررالحكم، ح 20.
18 . همان، ح21.
19 . الكافى، ج2، ص147.
20 . همان، ص146.
21 . غررالحكم، ح146.